متنوع و پر شتاب (I)

نقد و بررسی آلبوم «آخرین لبخند تو» (Your last smile) اثری از بهداد بهرامی
نوشته ای که پیش رو دارید نقدی است بر آلبوم «آخرین لبخند تو»به آهنگسازی بهداد بهرامی و نوازندگی رضا تاجبخش که به قلم بهرنگ قدرتی در اختیار ژرونال گفتگوی هارمونیک قرار گرفته است. این آلبوم به صورت اینترنتی منتشر شده است و از این لینک قابل دسترس است.

شیار ۰۰۱
قطعه با تاکیدی چهار باره بر روی نت ر حضور خود را اعلام می کند. موتیف ابتدایی زیباست و در توالی درجات پی در پی خسته کننده نمی شود. در جمله ی بعدی شکل موتیف شکل تغییر یافته ای از موتیف ابتدایی است. نوازندگی این قطعه نیز با شعورتر از قطعات بعدی است. چرا که حس ملودی حین نواختن درک شده و گهگاهی فرماتا های (Fermata) جالبی در انتهای جملات استفاده می شود که مشخص می کند نوازنده به جا انداختن قطعه مقید بوده تا خودنمایی در نوازندگی. این قطعه جزو قطعات خوب این آلبوم بود.

شیار ۰۰۲
قطعه با اورتوری کوتاه وارد روایت اصلی خود می شود. فضای ماژور بر قطعه حاکم است. جمله ها در ابتدا شمرده و بدرو از شتابزدگی نواخته می شوند. قطعه روان و آرام پیش می رود تا آنجا که کمی تکنیک های نوازندگی بر حس کلی قطعه غالب می شود که البته آن قسمت هم روان نواخته می شود اما بدون تاکید و آکسان و نوانس خاصی، بطوریکه شنونده متوجه می شود که این قسمت صرفا جهت تزئین قطعه است و نقشی در ماهیت کلی قطعه ندارد که بنظر من می توانست داشته باشد.

شیار ۰۰۳
از نت های آغازین حس ماژور منتقل می شود. شروعی باوقار و متین دارد و ملودی کاملا شمرده و بدور از شتابزدگی اجرا می شود.در قسمت دوم ملودی کمی بالاتر می رود و اصولا ساختار این قطعه ساختار پله ای است و تا قله ی دراماتیک بهمین شکل پیش می رود. سپس با سکوتی کوتاه ادامه ی قطعه را می شنویم که این پارت هم شکل روایی خود را تا سکوت ادامه می دهد و در پایان نتیجه گیری کوتاهی می شود و قطعه به مانند قصه ای پایان می پذیرد.

شیار ۰۰۴
نتهای متوالی دولاچنگ موتیف اصلی این قطعه را تشکیل می دهد که اصولا تا اینجا یکی از اشکالات به نظر من بن مایه ی موتیف هاست. تا انتهای قطعه تکرار موتیف ها را می شنویم که آهنگساز و نوازنده با تبحری که در مدولاسیون دارد، سعی در ایجاد تنوع موتیف ها دارد اما این تنوع باید در جای دیگری اعمال شود. البته تغیرات تنالیته و اشاره به گامهای همسایه در جای خود ارزشمند است.

شیار ۰۰۵
تکرار قطعه ۰۰۴ بود.

شیار ۰۰۶
شروع قطعه کمی عجولانه بنظر می رسد. با توجه به نام زیبای این قطعه احساس می شود که کمی احساس کندی را می شد به این قطعه اضافه کرد. پس از یک آرپژ جمله ی اول تمام می شود وجمله ی دوم با موتیفی جدید آغاز می شود که بشدت به قطعه کمک کرده است. در ادامه نیز شکل قطعه به همین منوال با تکرار جمله اول و دوم ادامه پیدا می کند البته در انتهای جمله ی دوم نیز کمی ظرایف موسیقی جز نیز به جمله اضافه شده که ایده ی خوبی است که در اجرا به نظر من خوب در نیامده، چرا که نوازنده بشدت بدون نوانس و مکانیکی قطعه را می نوازد و احساس خودنمایی به شنونده می دهد. نکته ی دیگر اینکه در ملودی موتیف گوشنوازی نمی شنویم و دائما تاکید های ابتدای موتیف ها آرامش را از شنونده می گیرد.

شیار ۰۰۷
باز قطعه با آرپژی مشابه آرپژ های قبلی آغاز می شود البته با این تفاوت که ریتم این قطعه شش هشتم است و در اوایل ما را به یاد پائیز طلائی می اندازد. اما در ادامه اینطور نیست. قطعه بشدت عجله دارد و می خواهد تمام حرف خود را در زودترین زمان ممکن بزند. اما بهتر بود با تمپوی پائین تر و بدور از شتابزدگی این اتفاق می افتاد که تاثیرگذاری ملودی ها بر شنونده بیشتر می شد.

شیار ۰۰۸
شکل های زیبایی از موتیف اصلی را می شنویم که آهنگساز با گذاشتن آکسان بر جاهای مختلفی از قطعه به آن شکل شنیداری قابل قبولی داده است. فراز و فرود ها در این قطعه کاملا سیر منطقی دارد و در انتها هم با همان متانت و وقار ابتدا قطعه به پایان می رود.

شیار ۰۰۹
شروع قطعه با اورتور زیبایی است که با فواصل سوم فضای جذابی به ابتدای قطعه داده است. قطعه از ابتدا کمی با عجله پیش می رود. بهتر بود با تمپوی پائینتری قطعه را می شنیدیم. این قطعه یک جمله ی شاخص دارد که در اشکال مختلف نواخته می شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

تمپرلی در مقاله اش با نام «متر و دسته بندی در موسیقی آفریقایی» این سوالات را مطرح می کند: «چگونه می توان ریتم آفریقایی را با دید رایج تئوریک ریتم مطابقت داد؟»، «چه شباهت ها و تفاوت های بین ریتم آفریقایی و ریتم غربی وجود دارد؟ با توجه به این که ریتم غربی در بر اساس تئوری موسیقی سنجش می شود.» دیدگاه من در این مقاله نیز تفاوت چندانی با سوالات مطرح شده ندارد. مانند تمپرلی من نیز می خواهم مفاهیم تئوری های اخیر ریتم و متر را با توجه به موسیقی غربی مورد بحث قرار دهم. با این حال، من صرفا موسیقی آمریکایی را مد نظر قرار نمی دهم.

کنسرت ارکستر باربد در سومین جشنواره موسیقی معاصر تهران به روی صحنه می رود

ارکستر زهی باربد به رهبری کیوان میرهادی و سرپرستی محمد هادی مجیدی در سومین دوره جشنواره بین المللی موسیقی معاصر تهران در تاریخ سوم اردیبهشت ماه ۹۷ ساعت ۱۸ در تالار رودکی به روی صحنه خواهد رفت.

از روزهای گذشته…

مقدمه ای بر مدولاسیون

مقدمه ای بر مدولاسیون

مدولاسیون به معنای تغییر تونالیته می باشد و بیشتر برای جلوگیری از یکنواختی و ایجاد کنتراست در موسیقی بکار برده می شود. هرچند هرگز نمی توان برای هنر چهارچوب تهیه کرد اما روشهای مختلفی برای انجام مدولاسیون در موسیقی وجود دارد که اغلب آنها ابتدا سعی در سست کردن پایه های تنالیته مبدا و در عین حال تقویت پایه های تنالیته مقصد را دارند.
موسیقی و رادیو ایران

موسیقی و رادیو ایران

در تاریخ ۰۴/۰۲/۱۳۱۹ رادیوی ایران گشایش یافت. قبل از آن در تاریخ ۱۳۱۶ شمسی تصمیم احداث آن گرفته شده بود و ساختمان آن در دست احداث بود. در اواخر سال ۱۳۱۸ دستگاهها از طرف شرکت تلفونکن آلمان تحویل شد و پس از نصب در سال ۱۳۱۹ به بهره برداری رسید.
فراگیری موسیقی کودکان

فراگیری موسیقی کودکان

بدون تردید همه ما انسانها به موسیقی علاقه داریم و توانایی یادگیری آواز خوانی و حتی نواختن ساز را کم و بیش دارا هستیم. بخصوص هنگام نوجوانی این علاقه فطری برای یادگیری بیشتر در درون ما جلوه میکند.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه دهم (I)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه دهم (I)

بین موسیقی و بدن ارتباطات بیشماری قابل تصور است. ساز به عنوان یک ابزار اجرایی که به وسیلۀ اندام‌های نوازنده نواخته می‌شود، خود زمینۀ بسیار گستردۀ مطالعاتی را فراروی پژوهشگران موسیقی قرار می‌دهد. مطالعات مربوط به شیوۀ کار بدن و ارتباط دو سویۀ ساز و اندام نوازنده از موضوعات قابل طرح در این حوزه است که در شاخه‌های نشانه‌شناسی (semiology, semiotics)، معناشناسی (semantics) و حتی بهداشت نوازندگی قابل بررسی است. موسیقی یکی از محرک‌هایی است که علاوه بر کارکرد شنوایی و ذهنی آن بر روی مخاطب، باعث تحرکات اندام‌واره‌های او نیز می‌شود.
زمان آن رسیده است که درکمان از موسیقی کلاسیک را نشان دهیم (II)

زمان آن رسیده است که درکمان از موسیقی کلاسیک را نشان دهیم (II)

کنسرت های موسیقی قرن هجدهم به طور کلی با کنسرت های امروزی تفاوت داشت. مدارک معتبری از نامه موتزارت به پدرش بعد از اولین اجرای سمفونی «پاریس» خود، به دست آمده است: «درست در وسط اولین آلگرو پاساژی وجود داشت که می دانستم جذاب خواهد بود و می دانستم همه شنوندگان از خود بی خود می شوند… از آنجا که از زمان نوشتن این پاساژ می دانستم، چه تاثیری بر شنوندگان می گذارد، این را یک بار دیگر در آخر موومان آوردم و مطمئن بودم در آخر فریادهای da capo’ (شروع مجدد از اول) بلند خواهد شد.»
آرتور توسکانینی، نابغه رهبری (II)

آرتور توسکانینی، نابغه رهبری (II)

پخش های تلویزیونی شبکه NBC بر روی دیسکتهایی با ضبط الکتریکی نگهداری می شد، هم بر روی ۷۸-rpm و ۳۳-۱/۳ rpm ضبط می شد تا آنکه در سال ۱۹۴۷ شبکه NBC از نوار کاست استفاده کرد. صدها ساعت از تمرینهای توسکانینی به همراه ارکستر NBC در آرشیو میراث توسکانینی در کتابخانه عمومی نیویورک نگهداری می شود. توسکانینی اغلب به دلیل نادیده گرفتن موسیقی آمریکایی مورد انتقاد قرار گرفته، گرچه در ۵ نوامبر ۱۹۳۸ دو اثر ارکستر از ساموئل باربر (Samuel Barber) را رهبری کرد.
تئوری بنیادین موسیقی (قسمت سوم)

تئوری بنیادین موسیقی (قسمت سوم)

در بخش اول در مورد دیرند نت ها توضیح کوتاهی داده شد.در خط موسیقی ، نشانه ای که به یاری آن دیرند یا ارزش زمانی صدا ها مشخص می شود ، در شکل نت نمودار میگردد. به گفته ی دیگر ، به یاری شکل نت است که میتوان مقدار ارزش زمانی هر نت را نسبت به نت یا شکل دیگر باز شناخت . روشن است که هر ( شکل‌ ) نت می تواند در هر ( جای) حامل قرار گیرد. در واقع دیرند (ارزش زمانی ) هر صوت موسیقی ربطی به نواک (زیر یا بمی ) آن ندارد.
گفتگو با فیلیپ میرس (II)

گفتگو با فیلیپ میرس (II)

فیلیپ میِرس (Philip Myers) به مدت ۳۰ سال نوازنده فرنچ هورن (هورن فرانسوی) اصلی ۴ ارکستر بوده است. می توان گفت که خصوصیات مایرس و کم و بیش شبیه سازی است که می نوازد: گستاخ، پیچیده و ممتاز. صدای او آرام و خنده هایش طنین انداز است که کلمه طنین انداز برای توصیف خنده های او ناکافیست! او از ترس از دست دادن «توانایی نوازندگی» و قوه شنواییش، عشقش به گروه موسیقی و زندگی مرفه برایمان می گوید.
جلوگیری از فشار بیش‌از‌حدِ دست چپ در نواختن گیتار کلاسیک (I)

جلوگیری از فشار بیش‌از‌حدِ دست چپ در نواختن گیتار کلاسیک (I)

همه‌ی آنها که دستی در نواختن سازی دارند احتمالاً در دوره‌ای از نوازندگی درگیر فشارهای اضافی ماهیچه‌ای شده‌اند؛ از گردن و شانه گرفته تا انگشت‌ها و مجاری تنفسی هنگام نوازندگی می‌توانند زیر فشار بیش‌از‌حد قرار بگیرند. این فشارها سبب هدر‌رفتن انرژی نوازنده و اغلب اُفت کیفیت نوازندگی می‌شوند. برای برخی این مشکل مقطعی است و سرانجام با تمرین درست و تمرکز برطرف می‌شود، اما عده‌ی قابل توجهی از نوازندگان همواره با این معضل دست‌به‌گریبان می‌مانند و آسیب‌هایی جدی می‌خورند. از آنجا که من نوازنده‌ی گیتار کلاسیک هستم، این نوشته را بر فشارهای اضافی ماهیچه‌ای در نواختن همین ساز محدود می‌کنم.
روش سوزوکی (قسمت پنجاه و ششم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و ششم)

با تمرین می‌توانی توانایی را نگهداری و بهتر و بهتر حفظ کنی؛ تمرین باعث کسب قابلیت و توانایی و شایستگی می‌شود و با گذشت زمان آن را در ذهن جا می‌دهد. مهارت و فن و صنعت کسب شده در ذهن نقش می‌بندد و بالاخره انسان به آن مهارتی می‌رسد که می‌تواند چیزی را با سرعت در حافظه خود جای بدهد و چیزی را که یک بار یاد گرفته می‌شود آن را دیگر انسان فراموش نمی‌کند، فن و مهارت کسب شده را حافظه ضبط می‌کند. هر کس می‌تواند اگر به اندازه کافی برای آن زحمت بکشد، آنرا کسب کند.