متنوع و پر شتاب (II)

شیار ۰۱۰
این قطعه هم جزو قطعاتی است که بجای آرپژ با ملودی آغاز می شود. بعد از اورتور هم مجددا جمله ی پر مغزتری را می شنویم که شنونده را در انتظار شنیدن ادامه قطعه نگه می دارد. روند کلی قطعه هم با متانت و وقار پیش می رود. بنظر من این قطعه جزو قطعات خوب این آلبوم بود.

شیار ۰۱۱
قطعه در شروع کمی سریع و تکنیکی آغاز شد. اما جمله ی اول جمله ی خوبی است و قابلیت بسط خوبی هم دارد. پاساژ های پنتاتونیک و فواصل نامطبوع هم جزو نکاتی بود که به لحاظ فنی این قطعه را شنیدنی تر می کند.

شیار ۰۱۲
اورتور این قطعه مانند گهواره ای در حال چپ و راست رفتن است و گوش را نوازش می دهد. ملودی قابل درکی در ادامه می شنویم که مرا به یاد پائیز طلائی می اندازد. قطعه سوژه ی خوبی دارد و در فواصل مناسبی از گام هم شنیده می شود. قرار نیست اتفاق خاصی بیفتد و رساندن همین مطلب هم کار سخت دشواری بود. فقط قسمت انتهایی قطعه کمی با عجله و بی برنامه تمام شد که می بایست دقت بیشتری می شد. این قطعه هم به استثنای قسمت انتهایی از قطعات خوب این آلبوم بود.

نکات پایانی
می توان اذعان کرد که یک مجموعه برای پیانو جمع آوری کردن کار سخت و بزرگی است. تبریک می گوییم به آهنگساز این آلبوم.من چند نکته برای این آلبوم دارم که امیدوارم در حد بضاعت خود نقد منصفانه ای کرده باشم.

ابتدا لازمست توضیح دهم که پیداکردن گامها و تنالیته ها و مدولاسیون هایی که در این آلبوم استفاده شده کار بیهوده ای بود. چون لزوما هر کسی نیاز نیست که از ساختمان اصلی قطعات مطلع باشد و سعی کردم طوری بررسی کنم که حتی یک شنونده معمولی هم بتواند چیزهایی از این مطلب درک کند. بیشتر از منظر مخاطب شناسی این اثر مورد بررسی قرار گرفت تا فنی. چون آهنگساز واقف به اکثر نکات فنی آلبومش هست.

نکته اول
بهداد بهرامی عزیز نوازنده پیانو است اما وقتی قرار است با شخصیت آهنگساز خودمان مجموعه ای را تصنیف کنیم قطعا می بایست این تبحر در خدمت تفکر موسیقایی و شیوه ی آهنگسازی قرار گیرد که بنظر من بعضی از قطعات بر روی تسلط نوازندگی ایشان بنا نهاده شده بود نه تفکر حاکم بر قطعه.

نکته دوم

بنظر می آید آهنگساز گرفتار تم ها و فضاهایی است که موقع نوازندگی آنها را اتود می کرده و باید گفت که شخصیت نوازندگی ایشان در این آلبوم بر شخصیت آهنگسازی شان غالب است.

نکته سوم
در بخش نوازندگی هم بعضی جاها بشدت مکانیکی نت ها شنیده می شوند و خبری از نوانس و حس نیست. گرچه انتخاب تم ها کمک کرده به نایدیده گرفتن بعضی از این نکات.

نکته چهارم
مسئله ای که به نظر من به سخاوتمندی آهنگساز و نوازنده در روایت قطعات بر می گردد، عجله ی زیاد در نواختن است که در بعضی قطعات می توانست با تمپوی خیلی پائین تر از این نواخته شود. اما قطعاتی هم مثل قطعه شماره ۱ بود که این قضیه رعایت شده بود.

نکته آخر
به نظر من قطعات این آلبوم قابلیت تنظیم شدن را داشتند تا با تنوع بیشتری بهگوش برسندو ملودی های متنوع این آلبوم این فضا را به تنظیم کننده می داد تا روحی دیگر بر کالبد این آلبوم بدمد.

در پایان برای بهداد بهرامی عزیز آرزوی موفقیت دارم. موسیقی بدون کلام، موسیقی مهجور مانده ایست که تلاش صادقانه ی این عزیزان نویدبخش افق های روشن در این بخش خواهد بود.

بنظر من قطعات شماره ۱ و ۸ و ۱۰ و ۱۲ و جزو قطعات خوب این آلبوم بودند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (I)

ریتم و ترادیسی دو روشِ فهم نظم های زمانی در جهان پیرامونِ ما را در تباین با هم قرا می دهد: فهم مستقیم به-واسطه ی قوه ی ادراک، و فهم غیر مستقیم به واسطه ی تجزیه و تحلیل. «ریتم» به دستگاه ادراکی ای که امکان مشاهده و دریافتِ بی دردِسرِ پدیده های ریتمیک را در اختیار افراد قرار می دهد گریز می زند، درحالیکه «ترادیسی» ابزارهای ریاضی ای را که برای کشف نظم ها و مطالعه ی الگوها مورد استفاده قرار می گیرد پیشِ روی می گذارد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

از روزهای گذشته…

قول و غزل یا قول و غزل (I)

قول و غزل یا قول و غزل (I)

شاید اگر تا همین ۵ و ۶ سال قبل آلبومی با نام «قول و غزل» وارد بازار موسیقی می شد، این اسم نیز نامی بود میان نامهای بسیاری آلبومهای دیگر که یا از میان شعر یکی از قطعات باکلام آلبوم برگزیده شده یا در آلبومهای بی کلام، از ناکجائی شاعرانه در ذهن صاحب اثر به پرواز درآمده و بر روی جلد آلبوم جا خوش کرده بود.
کاوه رهنما

کاوه رهنما

متولد ۱۳۴۶ تهران لیسانس الکترونیک نوازنده پیانو، پژوهشگر موسیقی

دو خبر از دنیای موسیقی

پس از موفقیت شوریده، کار گروه دستان و پریسا و انتخاب این اثر بعنوان بهترین موسیقی سال ۲۰۰۳ از طرف وزارت فرهنگ فرانسه، شرکت نت ورک آلمان اثر تازه ای از گروه دستان و پریسا را با نام گل بهشت منتشر کرد.
حنانه از زبان ملاح (IV)

حنانه از زبان ملاح (IV)

در این مرحله از کمال و پختگی است که یادهای گذشته در ذهن وی زنده‏ می‏شود، سال‏هایی را به خاطر می‏آورد که طرفداران موسیقی غربی، به رهبری پرویز محمود، علیه استاد وزیری صف‏آرایی کرده بودند، حنانه خود نوشته است: «بهترین‏ دلیل صدق گفتار ما موسیقی دانیست که در جبههء مقابل وزیری ایستاده بود و آثارش را بر مبنای موسیقی علمی غرب و با استفاده از ملدی‏های ایرانی می‏نوشت. این شخص‏ پرویز محمود بود که پس از تابعیت ایالات متحدهء آمریکا، دیگر نه نامی از او در ایران‏ برده می‏شود و نه در آمریکا توانسته است نامی از خود باقی بگذارد» (همان کتاب و همان صفحه)
موسیقی و جنسیت (IV)

موسیقی و جنسیت (IV)

این دست اندرکاران بر این نظراند که بهتر است محدودیت در موسیقی داخل پدید آورند، آنها فکر می کنند در این شرایط مخاطبان موسیقی، دیگر به این هنر گوش نخواهند داد. این حضرات نمی دانند یا نمی خواهند بدانند که این مخاطبین به ناچار به موسیقی کشورهای همجوار و بین المللی متمایل خواهند شد.
مروری کوتاه بر چهار کتاب از فرهاد فخرالدینی (I)

مروری کوتاه بر چهار کتاب از فرهاد فخرالدینی (I)

کناره‌گیری فخرالدینی از رهبری ارکستر موسیقی ملی ایران در سال ۸۸ فرصت خوبی به او داد تا نوشته‌های پراکنده‌ی خود و از همه مهمتر خاطرات خود و همسرش را سر و سامانی دهد و آثار مکتوب دیگری از خود به جا بگذارد. فخرالدینی در گذشته نیز تنها به آهنگسازی مشغول نبوده و گاه دغدغه‌ها و یافته‌های خود را نیز منتشر کرده است. سلسله مقاله‌های «ریتم در موسیقی ایران» در شماره‌های ۱۱۱ تا ۱۱۷ مجله موسیقی در سال ۱۳۴۶، مقاله‌‌ای در مورد شیوه‌ی ثبت و نگارش الحان موسیقی عبدالقادر مراغه‌ای در جلد سوم کتاب ماهور در سال ۱۳۷۲، مقالات دیگری در شماره‌‌های مختلف فصلنامه‌ی ماهور و موارد دیگر، گواه این مدعا هستند. اما بی‌شک دهه‌ی نود شمسی برای فخرالدینیِ مؤلف جایگاه ویژه‌ای دارد چرا که بین سال های ۹۰ تا ۹۴ چهار کتاب از او به چاپ رسید. یادداشت حاضر مروری است کوتاه بر فحوای این چهار اثر مکتوب از فرهاد فخرالدینی:
لیپت: تجربه خوانندگی در کر مفید است

لیپت: تجربه خوانندگی در کر مفید است

یک مس موزار و اپرای موزار تفاوتشان از دید غیر موسیقایی تنها در مذهبی بودن و نبودنشان است و از نظر تاریخی هر دو اثر مربوط به یکدوره هستند و آهنگسازشان هم یکی است ولی از نظر موسیقایی تفاوت این دو استیل را باید در نوع رنگ آمیزی، خوانش و … نشان دهیم؛ پس حتی دو اثر مربوط به یک آهنگساز هم باید با مختصات مشخص شده برای آن اثر خاص اجرا شود.
اطلاعیه اول مسابقه کشوری گیتار جَز-بلوز (پاییز۸۷)

اطلاعیه اول مسابقه کشوری گیتار جَز-بلوز (پاییز۸۷)

برای نخستین بار در ایران مسابقه کشوری نوازندگی گیتار جز و بلوز در پاییز ۱۳۸۷ برگزار می شود؛ این مسابقات در دو رشته ” لید گیتار ” و ” بیس گیتار ” اجرا خواهد شد.
دراو ارگان

دراو ارگان

هموند توانست با اختراع چرخهای دوار مولد صدا، امواج سینوسی را به هر طریقی که علاقه داشت با یکدیگر ترکیب کند و الگوهای مورد علاقه خود را تهیه کند. اما او برای ساخت یک دستگاه موسیقی شبیه به ارگ کلیسا نیاز به ایجاد تغییراتی در اختراع خود بود در غیر اینصورت ارگ او همانند ارگ های کلیسا فضای زیادی را اشغال می کرد.
بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (VII)

بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (VII)

از آن‌جا که تقریبا تمامی مراکز و شوراهای تصمیم‌گیری موسیقی در اختیار احیاگرایان بود، جنبش احیا -دستکم در آن سال‌ها- ماهیتی رسمی یافت. با توجه به تعریف لیوینگستُن از احیا، می‌توان گفت در ایران یک جنبش ذاتا مخالف خوان بر اثر اتفاقی که اصلا موسیقایی نبود و ربطی هم به خود جنبش نداشت، تبدیل به نگاه رسمی شد، در نتیجه برای این جنبش نیز احتمالا همان اتفاقی افتاد که برای دیگر جنبش‌های مخالف فرهنگی که در موضع رسمی قرار می‌گیرند، رخ می دهد۱۸؛ یعنی احتمال گم شدن هدف احیا، چرا که دیگر هیچ نیروی معارضی باقی نمی‌ماند که سنت در مقابل آن نیاز به حفاظت داشته باشد.