موسیقی و معنا (IX)

همسو با نظریه‌ی معنای برآمده از دیدگاه‌های انسان‌شناختی در موسیقی، نظریه‌های جامعه‌شناختی نیز معنای موسیقی را در متون اجتماعی و تاریخی، به ویژه در فرهنگ غرب، جست‌و‌جو می‌کنند. این نظریه‌ها موسیقی را ساحتی اجتماعی می‌دانند که معانی آن فقط با تحلیل فرایندها و شرایط تولید موسیقی فهمیده می‌شود. آنگونه که آدورنو (برای نمونه در Adorno 1976 ) نشان داده است رویکردهایی با هدف طرح مسئله‌ی سلطه و مقاومت مطرح شده‌اند (Born & Hesmondhalgh 2000) و به تفاسیری افراطی درباره‌ی معنا، به ویژه درباره‌ی آثار مرجع و شناخته‌شده‌ی موسیقی کلاسیک، منجر شده‌اند؛ مانند نوشته‌ی مک‌کلاری (۱۹۹۱) که به مسئله‌ی جنسیت در موسیقی و همچنین تفاسیر انتقادی و ذهن‌گرایانه از معنا پرداخته است (Kramer 1995 ).

فیلسوفان، موسیقی‌دانان، انسان‌شناسان، و نظریه‌پردازان به روش‌های گوناگون در باب معنا نظریه‌پردازی کرده‌اند. اگرچه نگاه زیبایی‌شناختی در دو قرن اخیر مسلط بوده، ولی اندیشه‌های دیگری نیز ظهور کرده‌اند که معنا را با معیارها و توانایی‌های اجتماعی آن مرتبط می‌دانند. بسیاری از این اندیشه‌ها، که در نظریه‌های شناختیِ موسیقی بررسی شده‌اند، همان‌گونه که خواهد آمد در پژوهش و نظریه‌‌پردازی علمی به موانعی جدی برمی‌خورند.

رویکردهای نظری و تجربی به معنا در روان‌شناسی موسیقی
بیشتر کسانی‌که سعی در کشف تجربی معنای موسیقایی از نظر بعد زیباشناختی آن داشته‌اند، با نگاهی تقلیل یافته به مقوله‌ی زیبایی‌شناسی پرداخته‌اند. همانطور که پیش از این آمد رویکردهای فلسفی احکام زیبایی‌شناسی را نه فقط بر اساس لذت و علاقه توضیح می‌دهند، بلکه وابسته به آنها می‌دانند. به هر روی، در رویکردهای تجربه‌گرایانه احکام زیبایی‌شناختی تماماً با معیارهای سنجش میزان لذت و علاقه یکسان دانسته می‌شود. تأثیرگذارترین نظریه در این زمینه از آن برلین (Berlyne) (1971) است که نسبت بین پیچیدگی محرک در یک قطعه‌ی موسیقی و علاقه‌ی شنونده را با تابعی به شکل نشان می‌دهد. (۱۲) نظریه‌ی برلین بصورت تجربی آزموده شده و اعتبار آن در جنبه‌های تجربه‌ی موسیقایی تصدیق شده است (North & Hargreaves 1995)، هرچند بررسی‌های دیگر، (Orr & Olsson 2005) با دخالت دادن معیارهایی مانند سبک موسیقی یا میزان حرفه‌ای بودن آن، ارتباط مشخص و ثابتی میان علاقه و پیچیدگی اثر پیدا نکرده‌اند.

مشکلات بنیادینی در تحقیقات تجربیِ زیبایی‌شناسی وجود دارد؛ نخست آنکه بر سر لوازم پدیداری و پدیدارشناختی تجربه‌ی زیبایی‌شناسی اجماعی نیست. از‌ جمله این‌که آیا لوازم تجربه‌ی زیبایی‌شناختی ذاتاً در بازنمود، شکل، یا قابلیت‌های کانون هنری این تجربه نهفته است، یا حاصل ویژگی‌های شخصیِ فرد تجربه‌کننده است؟ این نبود اجماعِ فلسفی با مشکلات تحقق عملیِ ایده‌های «واکنش حسی» دو چندان می‌شود؛ مسئله‌ای که هسته‌ی تمامی مسائل تجربه‌ی زیبایی‌شناسی‌ست. شاید راهبردهای علمِ عصب‌شناسی (۱۳) پاسخ‌هایی برای این مسئله داشته باشد (درباره‌ی انگیزش لذت در موسیقی نک Blood & Zatorre 2001) اما حتی این علم نیز، به بعد پدیدارشناختی حالت‌های ذهنی انسان که هسته‌ی اصلی زیبایی‌شناسی فلسفی‌ست نمی‌پردازد بلکه مسائل نوروفیزیولوژیکالی را بررسی می‌کند که با رفتار و شناخت پیوند دارند.

با این همه، بسیاری از گزارش‌های اخیر در باب معانی زیبایی‌شناسانه در موسیقی، ریشه در این نظر دارد که موسیقی به‌ویژه در مورد عواطف و احساسات، بیانگر است. بیشتر رویکردهای تجربی به عواطف و احساسات در موسیقی، پدیده را در چهارچوب علوم شناختی و رفتاری بررسی می‌کنند. احساسات، یعنی حالت‌های پویای ذهن-روان-بدن، در واکنش به رویدادهای محیط و اجتماع رخ می‌دهند (نک. Panksepp and Bernatzky 2002). از منظر علومِ شناختی، واکنش‌های احساسی به موسیقی، در کل، زیر مجموعه‌ای از واکنش‌های حسی آدمی هستند.

۱۲- در چنین تابعی با توجه به متغیرهای تعیین‌شده، با پیچیده تر شدن موسیقی ابتدا میزان علاقه و لذت شنونده افزایش می‌یابد اما از نقطه‌ای به بعد، سیر نزولی خواهد داشت. – م.
۱۳- Neuroscience

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (II)

گویی نام او دچار همان «نسیانی» شده است که «خورخه لوئیس بورخس»، نویسنده‌ی بزرگ آرژانتینی در آرزویش بود؛ یعنی واروژان و آثارش به‌گونه‌ای واقعی وارد فرهنگ و زندگی روزمره‌ی ما شده که این ورود مثل هوایی که هر لحظه تنفس می‌کنیم، آن‌قدر طبیعی و واقعی بوده که برای بیشتر ما ملموس نیست. از طرف دیگر عوامل متعدد که از‌جمله‌ی آن بی‌تمایلی خود واروژان به عکس‌انداختن و مصاحبه‌کردن، باعث شده تا «نسیانِ افسانه‌ای» درباره‌اش اتفاق بیفتد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VII)

پس هرچه علم میدان مشترک جهان آینده را می آفریند، هنر با ایجاد حیطه های فردی و منطقه یی معرفت شناسی خود، زمینه را برای گریز از هیچ انگاری این نوع از استحاله فردی فراهم می آورد. علم به همان اندازه که عقل جمعی می آ فریند، ناچار است هنر را برای توان زایش ارزش های فردی اش پاس بدارد. بنابراین جهانی شدن به معنی استحاله فردیت ها در فرهنگ جهانی نیست، بلکه برعکس به معنی امکان بیشتر حضور خلاق و زاینده فردیت ها در میدان گسترده و جذاب تر است. هرچه علم پیشرفت کند به همان اندازه نیاز ما به هنر نیز بیشتر می شود.

از روزهای گذشته…

غلامرضا مین باشیان، مرد اولین ها (II)

غلامرضا مین باشیان، مرد اولین ها (II)

غلامرضا خان از روی کتابهایی که با کمک مزین الدوله از فرانسه به فارسی ترجمه شده بود به هنرجویان سازشناسی و ارکستراسیون موسیقی نظامی و هارمونی درس می داد. جزوه هایی نیز از او نوشته شد در باب سلفژ و تعلیم سازهای بادی که منتشر نشده است.
Sonny Boy اسطوره سازدهنی بلوز(V)

Sonny Boy اسطوره سازدهنی بلوز(V)

اما سانی بوی را نباید صرفا یک نوازنده هارمونیکا بدانیم. او اساسا یک Bluesman به تمام معنا است که بسیاری از کارهایش امروزه به استانداردهای بلوز (Blues Standards) بدل شده اند. سانی بوی یک خواننده برجسته است با صدایی بم و گرفته و اصطلاحا ته حلقی (guttural) و سبک نواختن ساز دهنی اش هم با سبک آوازی اش عجین شده است. او مهارت خاصی در تلفیق آوازش با صدای سازش داشت و به سرعت بین این دو حالت جابجا میشد و ادامه آواز را به صدای سازش متصل می کرد به گونه ای که شنوندگان آن زمان به هیچ رو فکر نمی کردند که خواننده و نوازنده سازدهنی در آن آهنگ هر دو یک نفر باشند.
آوای ذهنهای آشفته (II)

آوای ذهنهای آشفته (II)

درواقع گرشوین تا سن ۹ یا ۱۰ سالگی با موسیقی به معنای خاص آن آشنا نشده بود. زمانی که ۹-۸ سال داشت نمونه کلاسیک یک بچه شرور و اخراج شده از مدرسه بود، اطرافیانش میگفتند که او در حال گذراندن دوره شرارت است و به یک مجرم تبدیل خواهد شد. اگر او در اواخر قرن بیستم متولد شده بود، توسط روانپزشک کودکان معاینه میشد و مشکلش کاستی توجه عنوان میشد نه شرارت.
نی، وسیله یا هدف!

نی، وسیله یا هدف!

هفته گذشته در آمفی تئاتر سازمان میراث فرهنگی کشور همایشی با حضور دکتر حسین عمومی برگزار شد و دو مورد از پیشنهادات ایشان در مورد سازهای نی و تنبک به نمایش گذاشته شد.
آفاق” را گردیده ام …

آفاق” را گردیده ام …

گزارشی از برگزاری گرامیداشت استاد حسن ناهید، بزرگداشت یاد و خاطره زنده یاد سیاوش زندگانی و کنسرت گروه “آفاق” :
دوازدهمین دوره مسابقات گیتار تهران (مگتان ۱۲- بهمن ماه ۹۶) برگزار می شود

دوازدهمین دوره مسابقات گیتار تهران (مگتان ۱۲- بهمن ماه ۹۶) برگزار می شود

دوازدهمین دوره مسابقات گیتار تهران در روز ششم بهمن ماه ۱۳۹۶ به صورت اینترنتی برگزار خواهد شد. ای دومین دوره مسابقات مگتان است که به صورت اینترنتی به صورت ترکیب اجرای زنده و اینترنتی برگزار می شود و طبق معمول به برنده این مسابقه یک گیتار با ارزش اهدا خواهد شد.
تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (V)

تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (V)

واریاسون بین این ۳۰ ویولون حدودا ۷ تا ۱۰ دسی بل است. این واریاسیون کاملا قابل شنیدن است هرچند که منحنی ها با چند استثنا شبیه یکدیگرند که نشان دهنده یکسانی تمبر (timbre) است.
یک پیانیست چه نوع تمریناتی و به چه مقدار اجرا مینماید؟ (II)

یک پیانیست چه نوع تمریناتی و به چه مقدار اجرا مینماید؟ (II)

برخی از نوازندگانی که به آرامی تمرین مینمایند دارای حساسیت بسیار بالایی بر روی کیفیت صدا دارا میباشند. برخلاف آنانی که سریع تمرین میکنند و شما هم اصلا دوست ندارید به آنها گوش دهید!
بیژن کامکار: مرکز حفظ و اشاعه  موسیقی را زندانی کرده بود

بیژن کامکار: مرکز حفظ و اشاعه موسیقی را زندانی کرده بود

من با آقای ناظری به یکی از بهترین استودیهای دنیا که در پاریس بود رفتیم. فضای استودیو چنان خلاءی بود که آدم وحشت می‌کرد. رفتیم و از صدای ایشان و صدای دف من نمونه‌هایی گرفتند که بر اساس آنها بروند میکروفون‌های مخصوص تولید کنند. یک میکروفون اختصاصی برای دف. من چهل سال است دف می‌زنم هیچ وقت نشده است که یک صدای درست از دف بشنوم. صدای دف خانقاه را در هیچ ضبطی نشنیده‌ام.
یادداشتی بر آلبوم «ایران من»

یادداشتی بر آلبوم «ایران من»

همایون شجریان موقعیتی در موسیقی ایران دارد که اگر خواننده‌ی هر آلبومی باشد، آن اثر دست کم در زمانِ انتشارش مهم می‌شود و طیف بسیار گسترده‌ای از مردم، آن را (حداقل برای یکبار هم که شده) می‌شنوند. قابلیت‌های صدای او و خلاقیت‌اش در بازی با لحن، انکارناپذیر است. «ایران من» نیز اثری‌ست که به واسطه‌ی حضور او شنونده می‌یابد. خوانشِ او از مناجاتِ «کریم‌خانی»، بخش شکسته‌ی تصنیفِ «ابر بهار» و نمونه‌های دیگر در همین آلبوم، توانایی‌های او را یادآور می‌شوند. در قطعه‌ی کشدار و پرتکرارِ «قلاب»، حنجره‌ی اوست که گوش را هر از چندگاه تیز می‌کند و تا پایان می‌کشاند.