به بهانه انتشار کنسرت ارکستر مضرابی (III)

“چهارمضراب دشتی” با اجرای گروه سنتور ارکستر مضرابی، دهمین قسمت از این کنسرت است که یکی از چشمگیرترین قسمتهای این برنامه است. این چهارمضراب یکی از چندین چهارمضراب دشتی فرامرز پایور است که محبوب نوازندگان این ساز است و قطعه ای به غایت زیبا و تکنیکی برای سنتور نوازان؛ انتخاب این قطعه برای اجرا با این تعداد سنتور، نشان از جسارت بالای گروه و رهبر آن دارد.

قطعه بعدی که یازدهمین قسمت از برنامه است، تصنیف بسیار ضعیف “شراب عشق” است. “شراب عشق” تصنیفی است که بارها در کتاب “پیوند شعر و موسیقی” این آهنگساز، مورد مثال قرار گرفته و الحق یکی از بی اشکال ترین و در عین حال سردترین ساخته های خالق “بیژن و منیژه” است. در این تصنیف به وضوح قالب شدن وجه علمی (و بالطبع دور از خلاقیت) آهنگساز، مشخص است.

همیشه در برخوردهایی که با این شخصیت بزرگ هنری داشته ام این سئوال برایم پیش می آمده که چطور مغزی که مملو از فرمول و قواعد و قوانین است، به صورتی تغییر شکل می دهد که ناگهان “دئو برای سنتور” و “بیژن و منیژه” با آن ترکیب جدید و خلاقانه را پدید می آورد؟

حسین دهلوی حتی در تنظیمهایش از قطعات وزیری و صبا (مخصوصا در “بند باز” و “به زندان”) به شکلی کل اثر را مورد بازسازی قرار می دهد که حال و هوای کار به شکل عمیقی تغییر میکند، گویی هیچ سابقه شنیداری و الگویی در طی این سالها در ذهن دهلوی ثبت نشده!

ولی وقتی پای قوانین خاصی مثل پیوند شعر و موسیقی پیش می آید، این قالبها به قدری دست و پاگیر و خشک می شوند که ذوق بی نظیر دهلوی را به بند می کشند و تصانیفی مانند “شراب عشق” بوجود می آیند که هیچ چیزش شبیه آثار دهلوی نیست به جز غلط نداشتن “پیوند شعر و موسیقی” آن!

البته ذکر این نکته لازم است که به خودی خود، قواعد پیوند شعر موسیقی که دهلوی در کتاب خود مورد معرفی قرار می دهد باعث سردی یا کلیشه ای شدن تصنیفی نمیشود، (همانطور که بسیاری از تصنیف های مرتضی محجوبی و علی تجویدی، این قواعد را رعایت میکند) ولی وقتی بدون هیچ پیش زمینه و حال خاصی، با شعر مواجه شویم، بدون شک دم دست ترین ملودی ها هم تولید خواهد شد.

قسمت دوازدهم و پایانی این دی وی دی، “فانتزی برای گروه تنبک و ارکستر مضرابی” است که قبلا هم این اثر را در آلبوم آثار حسین دهلوی، با تنظیم برای “ارکستر ملی” شنیده ایم. در این قطعه هم چهارچوب، ریتم های پیش ساخته مرحوم حسین تهرانی، دست آهنگساز را بسته است البته نه به شدت “شراب عشق” ولی از نظر سطح آهنگسازی، قابل مقایسه با دیگر ساخته های آهنگساز نیست. هرچند وقتی ریتم های تهرانی را مجسم می کنیم، متوجه می شویم، دهلوی خلاقیت قابل توجهی در گذاشتن ملودی بر روی ریتمها داشته که شاید به ندرت این توانایی را کسی داشته باشد.

آلبوم تصویری “ارکستر مضرابی”، با اینکه به هیچ وجه در حد و اندازه آثاری که پیشتر از دهلوی شنیدیم نیست ولی باز کننده دریچه ای است به سوی صدای هایی جدید از موسیقی ایرانی که در اقلا ۴ ترک از این دی وی دی، این موضوع ثابت شده است و اگر بقیه ترکها نیز همچون قسمتهای نام برده، فضای اصلی آنها مضرابی بود، بدون شک با اثری قوی تر برخورد داشتیم.

Audio File قسمتی از اجرای “نخست گلبانگ مضرابی” را ببینید

دهلوی در جلد این اثر، ابراز امیدواری می کند که برای این نوع ارکستر هم آهنگسازان، قطعه بنویسند تا رپرتوار این ارکستر گسترش پیدا کند هرچند شاید این حرکتها فقط از شخص دهلوی برآید که چنین همتی داشته باشد که برای کوچکترین و کم اهمیت ترین مسائل ارکستری، استانداردی را با کمک متخصصین تعیین می کند!

به یاد دارم که حتی در تلاش قابل ستایشی که سال گذشته برای احیا این ارکستر بوجود آمد، رهبر آن ارکستر قصد داشت سازهای جدیدی مانند رباب، سنتور سوپرانو (و برای تبدیل آن به یک ارکستر ملی از سازهایی مانند کمانچه و قیچک) استفاده کند که بعید است که حسین دهلوی خود چنین کاری کند و اجازه دهد، چند سازی که هنوز در مورد منطق آکوستیکی آنها سئوالاتی مطرح است به راحتی وارد ارکستر شوند.

بطور کلی ارکستر مضرابی ارکستری است با مشکلات زیاد؛ از کوک سازها گرفته تا نحوه هماهنگ کردن زخمه ها گرفته تا جنس مضراب و … رپرتوار این ارکستر نیز فعلا بسیار محدود است و جمع کردن نوازندگانی که تا این حد توانایی داشته باشند نیز بسیار مشکل (فراموش نکنیم که در ترکیب این ارکستر مهرداد دلنوازی، ملیحه سعیدی، حسین بهروزی نیا و چندین شاگرد درجه یک فرامرز پایور حضور داشتند که این افراد سرگروه دسته سازهای تخصصیشان بودند.)

در نمونه اجرایی که در فیلم مشاهده میشود با توجه به دقت بسیار زیادی که روی کوک، نوع تقریبا یکسان مضرابها و هماهنگی زده شدن مضرابها شده و با توجه به نوازندگان ماهری که ذکر آن آمد، هنوز صدای ارکستر از کیفیت درجه یکی بهره مند نیست و در تمام موارد نام برده تا حدی ضعف دیده می شود (البته صدابرداری ضعیف هم به شنیده شدن صداهای غیر ضروری از ارکستر اضافه کنید) و کلا کار با این ارکستر چندین برابر کار با ارکسترهای زهی یا بادی و … مشکلتر است به صورتی که انگار تمام نوازندگان پیتزیکاتو می زنند و همواره مشکل روی هم نیافتادن زخمه ها وجود دارد؛ دقیقا همین مشکل را ارکسترهای چنگ نوازی که در دنیا فعال هستند دارند.

البته چنانکه در جلد این آلبوم، آهنگساز از تجربیاتش گفته، این ارکستر با سه استاندارد می تواند بدون مشکل صدا دهی کار کند که ارکستر کوچک ۲۸ تا ۳۳ نفری، ارکستر متوسط ۶۴ تا ۶۶ نفری و ارکستر بزرگ ۹۴ تا ۱۳۰ نفری است.

با توجه به شرایط فعلی، این ارکستر احتمالا در صورتی که بخواهد فعالیت کند باید به همان شکل ارکستر مضرابی کوچک فعال باشد البته اگر ذوق آهنگسازی هنوز جوشان باشد که بشود این رپرتوار را گسترش داد!

2 دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در مهر ۱۵, ۱۳۸۷ در ۹:۵۸ ب.ظ

    سلام…
    دست مریزاد ، عجب نقد با ظرافت و پر صلابتی ،(جز به جز) – مثل نوشته های بالزاک بزرگ ، قلمتان همیشه پر بار باشد .

  • ارسال شده در مهر ۱۸, ۱۳۸۷ در ۷:۰۹ ب.ظ

    salam,Sayte shoma behtari sayte mosighi iran ast.Lotfan ghataat tasviri bishtari az Ostadan Payvar<,ZARIF,Esmaili roye web site bogzarid

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مرور آلبوم «باغ بی برگی»

زبان اصالت برای مدرنیست‌ها یا آهنگسازان «موسیقی معاصر» ما معادل منطق زبانی است. عمدتاً گنجینه‌ی از پیش موجود دستگاهی را می‌کاوند تا بخشی از منطقش را در بستری آشنازدایی‌شده به‌کارگیرند و موسیقی به‌راستی پیشرو بیافرینند. برای بعضی (که بیشتر در خارج از ایران کار و زندگی می‌کنند) همین برداشت ماده‌ی اولیه کافی است. ماده‌ای که برداشته‌اند یا منطقی که ترکیب کرده‌اند به‌قدر کافی ناآشنا هست که «مدرن» بنماید. اما برخی دیگر از این پله فراتر می‌روند. درک و جذب منطق زبانی و توان تکلم با آن ولو با کلماتی که از آنِ همان زبان نیست، هدفشان می‌شود (گرچه گاه ناخودآگاه). آنها در پی چیرگی نوآورانه بر منطق کهن و تصعید آن به جهانی نو هستند.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XIII)

به همین ترتیب مثال های زیر را مشاهده کنید و سعی کنید جملات تاثیر گرفته از ردیف را مقایسه کنید. قطعۀ «پیش درآمد نغمه» در دستگاه چهارگاه و گوشۀ زنگ شتر از ردیف میرزا عبدالله.

از روزهای گذشته…

بالاد – قسمت دوم

بالاد – قسمت دوم

سنت سرودن ترانه های داستانی درباره وقایع و شخصیتهای روز، هنوز هم ادامه دارد و کمتر پیش می آید که یک واقعه با جذابیت عمومی از چشم تیزبین سرایندگان تصنیف دور بماند.
“آینده روشن”

“آینده روشن”

در تاریخ سوم و چهارم شهریور، قرار است، اثر ۱۲ موومان سمفونیک، بهزاد عبدی با عنوان “آینده روشن” (انتظار)، به رهبری پروفسور منوچهر صهبایی رهبر ارکستر سمفونیک تهران در تالار وحدت اجرا میشود. اجرای این اثر از دو منظر قابل توجه است، نخست از این نگاه که بهزاد عبدی جوانترین آهنگسازی است که حداقل از ۲۰ سال پیش تا کنون در میان آهنگسازانی جای دارد که اثرش برای اجرا با ارکستر سمفونیک تهران به صورت مجرد پذیرفته شده است، دوم، تغییرات قابل توجهی که در نوازندگان ارکستر بوجود آمده و شمایل ارکستر را کاملا جوان کرده است.
کوارتت متزو به روی صحنه می رود

کوارتت متزو به روی صحنه می رود

کنسرت کوارتت متزو در تاریخ ۱۱ شهریور ماه در آمفی تئاتر آموزشگاه موسیقی نوای شهر آشوب برگزار می شود. این کنسرت سومین کنسرت این گروه می باشد که با حمایت آموزشگاه موسیقی نوای شهرآشوب در دو بخش به اجرا در می آید.
“موسیقی همه زندگی من است” (II)

“موسیقی همه زندگی من است” (II)

بارها علاقه داشتم به آن دوره بازگردم. شما هنوز اجرای آثار چارلی را می شنوید. آنها گروه ساکسیفون نوازانی دارند که “موسیقی چارلی” ‌را می نوازند. هفته گذشته با آنان اجرایی داشتم و به خودم می بالم.
علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (I)

علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (I)

در دنیای موسیقی ایرانی بسیار از وزیری علینقی گفته شده است. او در پندارهای تاریخی متفاوتی قهرمان و ضد قهرمان بوده است؛ به گمان برخی نوآور و رهایی‌بخش و به گمان برخی دیگر تحریف‌کننده و گمراه؛ و به هر حال، نقشی تعیین‌کننده و منحصربه‌فرد در جریان‌های موسیقایی سدهٔ حاضر داشته است، چنان که بازیگر اصلی در بوجود آوردن دگرگونی‌های آغازین آن و شاخص‌ترین نمود نظم مستقری که معترضان در میانهٔ قرن در برابرش صف آراسته بودند، به شمار می‌آید.(۱)
تاریخ برگزاری تور گروه The Who اعلام شد

تاریخ برگزاری تور گروه The Who اعلام شد

گروه افسانه ای موسیقی راک The Who، برای اولین بار پس از گذشت بیش از ۲۰ سال، تور خود را آغاز میکنند. این تور با کنسرتهایی در ایالات متحده، کانادا، آمریکای جنوبی، آسیای شرقی، اروپا و استرالیا برنامه ریزی شده و اولین کنسرت آن روز ۱۲ سپتامبر در فیلادلفیا اجرا خواهد شد.
اینک، شناخت دستگاه‌ها (II)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (II)

تلاش برای آشنا ساختن فرهنگ‌دوستان، بی آنکه بخواهند دستگاه‌های موسیقی ایرانی را به شکلی عملی بنوازند دست‌کم دوبار دیگر هم در تاریخ معاصر انجام شده که از اولی بیش از پنجاه (برنامه‌ی ساز و سخن رادیو ۱۳۳۷) و دومی حدود سی و پنج (مجموعه‌ای به همت کانون پرورش فکری ۱۳۵۴) سال می‌گذرد. به راستی از انتشار مجموعه‌ی حاضر چه هدفی در نظر داشته‌اند؟ چه چیزی متفاوت از آن دو همتای دیگرش (به ویژه اولی) دارد که وجودش لازم شده؟ اگر بیاندیشیم که دسترسی به همتایان قدیمی دشوار است، سخت در اشتباهیم چون آنها را حتا می‌توان به رایگان در شبکه‌ی جهانگیر اینترنت یافت.
گروه ضربانگ در فستیوال کلن

گروه ضربانگ در فستیوال کلن

گروه ضربانگ دوازده نوامبر آینده، در چارچوب جشنواره ریتم کلن و در سالن فیلارمونی این شهر آلمان روی صحنه می رود. از دیگر میهمانان جشنواره امسال کلن، ذکیر حسین نوازنده بزرگ طبله هند و مارتین گروبینگر هنرمند جوان اتریشی است که در سالهای اخیر شهرت بسیار یافته است. ضربانگ که شناخته شده ترین گروه سازهای کوبه ای ایرانی در خارج از کشور است، برای برنامه خود در سالن فیلارمونی کلن ترکیبی نسبتا تازه را پیش بینی کرده است.
گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (III)

گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (III)

هولست و نیز ون ویلیامز در جریان فعالیت خود در جهت ناسیونالیسمی بسیار اصیل تر از ناسیونالیسم الگار و دلیوس، از دستاوردهای دو موسیقیدان فاضل و معاصر خود، سیسیل شارپ (۱۹۲۴-۱۸۵۹) و آرنولد دولمتش (۱۹۴۰-۱۸۵۸) به خوبی کمک گرفته اند. شارپ نخستین جمع آوری کننده بزرگ فولکلورهای انگلیسی، موسس انجمن رقص عامیانه و شخصی است که روح ملی آهنگسازان انگلیسی را بازسازی کرده است. شارپ غنی ترین گنجینه مصالح مورد نیاز خود را در روستایی در ارتفاعات کوه های آپالاش در ایالات متحده یافته بود. دولمتش در سالهای ۱۹۱۶ تا ۱۹۱۸ از این روستا دیدن کرده بود.
بنیادهای موسیقی (I)

بنیادهای موسیقی (I)

آنچه را که در دنیای قابل لمس و درک، نوا و آوا می نامیم به شکلی قابل فهم می تواند ریشه هایی کاملا طبیعی داشته باشد. برای درک بهتر می شود، آنرا به دو گروه مبدا تعریف و ترسیم کرد. این گروه ها در جهان هستی ساختارهای اصلی را شامل می شوند و در تمام موجودات وجود دارند. این دو پدیده یکی تولید است و دیگری دریافت (مصرف). شاید اگر زیر ساخته های آنرا کاملا بررسی کنیم، متوجه می شویم در بخش وسیعی از هستی این دو پدیده، حتی برای معیارهای دیگر نیز کاربرد دارند.