مد، نمایان و محسوس در موسیقی ایرانی (II)

“مد: اشل صوتی + فونکسیون درجات یا نقش نغمات (+ ملودی مدل یا فرمول های ملودیک خاص).”

اشل صوتی نمودار توالی اصواتی است که بر طبق فواصل موسیقیایی هر فرهنگی شکل می گیرد، بنابراین طبق این تعریف مد برابر است با نمودار توالی اصوات + اهمیت نقش درجات آن نمودار صوتی.

“در موسیقی شناسی تطبیقی مد بیشتر به عنوان مفهومی ملودیک و گاه ریتمیک به کار می رود. به عنوان مفهوم ریتمیک فرمولهای ریتمیک مورد نظر است.به عنوان مفهوم ملودیک حاوی دو معنی است یکی اشل و دیگری ملودی مدل.این دو مفهوم متفاوت مد موجب می شود که معانی آن در هم ادغام شود.” (۳)

“هر فرهنگی برای بیان اندیشه و احساس قومی مدهای خاصی را در تاریخ فرهنگ خود ساخته که بنیادا به طور سیستماتیک با سامانه ی مذهبی اقوام دیگر متفاوت است و ای بسا سیستم های مدالی در قلمرو فرهنگی ویژه ی خود تعریف خاص خود را از مد می توانند داشته باشد. سیستم های مدالی موسیقی دستگاهی سیستمی است بسیار پیچیده. مدها در سامانه ی دستگاهها صورتها و محتوای گوناگونی از خود بروز می دهند. از این رو به سختی می توان یک تعریف جهانشمول برای همه ی آنان ارائه داد.” (۴)

تقسیم بندی مدها از منظر اتنوموزیکولوژی:

“۱- مدهایی با عوامل مشترک ژنتیکی

۲- مدهایی با عوامل مشترک ارگانیکی (اندامواره ای)

عوامل مشترک ژنتیکی در مدها:

۱- حدود انتظام تن های آن در ساختار اجرایی (مد) به یکدیگر نزدیک باشد.

۲- سلسله مراتب تن های آنان تا اندازه ای به یکدیگر نزدیک باشد.

۳- کم و بیش سیر ملودی مشترک داسته باشد.

۴- ویژگی های کلی آنان با یکدیگر قرابت هایی داشته باشند.” (۵)

منظور از مدها با روابط اندامواری مدهایی هستند که در داخل یک دستگاه اجرا می شوند ولی در آن واحد خود مستقل اند.

مدها را در موسیقی کلاسیک ایرانی به چند دسته تقسیم می شوند:

مد مبنا: مد اصلی در هر سیکل یا دستگاه که غالبا هویت دستگاه / آواز مورد نظر با آن مشخص و در قالب درآمد متجلی می شود.

مد اولیه: در آن اشل صوتی متفاوتی نسبت به مد مبنا معرفی می گردد و به تبع آن نقش نغمات نیز تغییر می کند مانند مد دلکش {در ماهور}.

مد ثانویه: اشل صوتی یا نسبت فواصل در آن ها نسبت به مد مبنا ثابت است اما نقش نغمات تغییر می کند مانند داد در ماهور.

مد انتقالی: دارای نسبت فواصلی همانند مد مبنای دستگاه مورد نظر هستند اما در طبقه و درجه ای دیگر مانند حصار چهارگاه.” (۶)

می بینیم که هر چهار مد بر اساس مد مبنا شکل گرفته اند و طبق آنچه گذشت تغییرات اشل صوتی و نقش نغمات در قیاس با مد مبنایی که در ردیف موسیقی ایرانی آمده است دارای شخصیت می شود.

پی نوشت

۲- فصلنامه ی ماهور، شماره ی ۲۲ مقاله «بنیادهای نظری موسیقی کلاسیک ایران»: دستگاه به عنوان مجموعه ی چند مدی، نوشته هومان اسعدی (صفحه ۴۷)

۳- کتاب «مبانی اتنوموزیکولوژی» نوشته محمد تقی مسعودیه. (صفحه۱۴۷)

۴- کتاب «مقدمه ای بر موسیقی شناسی قومی» نوشته محسن حجاریان

۵- همان، صفحه ۴۳۰

۶- فصلنامه ی ماهور، شماره ی ۲۲ مقاله «بنیادهای نظری موسیقی کلاسیک ایران»: دستگاه به عنوان مجموعه ی چند مدی، نوشته هومان اسعدی (صفحه ۴۷)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.