به بهانه انتشار کنسرت ارکستر مضرابی (II)

قسمت سوم “سرود گل” است؛ یکی از مشهورترین ساخته های حسین دهلوی که با توجه به زیبایی و در عین حال ساده بودن تکنیکی آن، بسیار مورد توجه ارکسترهای تلفیقی سازهای غربی و ایرانی است (که با نام ارکستر ملی مشهورند). هرچند وجود قسمتهای کششی زیاد در این اثر، لطف آن را در اجرا با ارکستر مضرابی کم کرده و مخصوصا صدابرداری نامناسب این کنسرت هم به بدتر شنیده شدن این اثر زیبا افزوده است.

تصنیف قدیمی “باغ تفرج” چهارمین ترک از این آلبوم است که با صدای خواننده خوش استیل و با تکنیک، جمال الدین منبری اجرا می شود.

برخلاف انتظاری که نسبت به شنیدن آثار قبلی او همراه با علی رحیمیان و محمد سریر در آلبوم “قرار” داریم، منبری در این شب به هیچ وجه در آن حد و اندازه ظاهر نشده و در تمام قطعات بسیار محتاطانه و نامطمئن به اجرا پرداخت. تنظیم جالب این قطعه نکات به خاطر صدابرداری بد چنان به گوش نمیرسد. مشخص نیست که چرا این تصنیف پس از پیش درآمد همایون به اجرا در نیامد.

پنجمین ترک این آلبوم، قطعه آشنای “نغمه ترک” است که با نام دو ضربی بیات ترک ابوالحسن صبا شهرت دارد. این اثر پیش از این برای “ارکستر ملی” توسط دهلوی تنظیم و ضبط شده بود که اینبار با ارکستر مضرابی اجرا میشد.

دو ضربی ترک از نظر ساختار ملودیک شاید مهمترین اثر صبا باشد که نبوغ این هنرمند را به نمایش می گذارد. تنظیم این اثر توسط حسین دهلوی، یکی از چندین تنظیم های این آهنگساز است، از آثار استادش صبا.

“نوا” نام ششمین قسمت این آلبوم است که پیش از این به صورت دونوازی سنتور، منتشر شده بود. این اثر همکاری مشترک حسین دهلوی و همسرش سوسن اصلانی است که در این کنسرت با گروه سنتور ارکستر مضرابی به اجرا در می آید.

سوسن اصلانی خود نوازنده سنتور است و از شاگردان هنرستان ملی بوده؛ وی قطعات مختلفی تا به حال تصنیف کرده که به عقیده نگارنده، قابل توجه ترین آنها اول پیش درآمد و چهارمضراب راست پنجگاه است و دومی دو نوازی نوا.

“مهر فروزان” تصنیفی در دستگاه سه گاه است که شعر آن توسط شاعر تازه درگذشته، زنده یاد تورج نگهبان سروده شده است. “مهر فروزان” تصنیفی است به مدت حدودی ۱۰ دقیقه که ابیات زیادی را در بر می گیرد.

تمپوی کند، فرم نامشخص و نداشتن نقطه اوج خاص، این تصنیف را با وجود جملات زیبا و صحیح از نظر پیوند شعر و موسیقی، ملال آور و کسل کننده کرده است. شاید ضربه ای که “مهر فروزان” خورده از دقت بیش از اندازه آهنگساز روی گذاشتن موسیقی روی شعر است، دقتی که باعث شده چگونگی حرکت ملودی و فرم کلی اثر، مورد کم توجهی قرار بگیرد.

ششمین ترک از این آلبوم “قطعه ضربی سه گاه” است که در واقع همان “جنگ” مشهور علی اکبرخان شهنازی، نوازنده مورد علاقه تنظیم کنند اثر، حسین دهلوی است. “جنگ” علی اکبرخان، بسیار خوب روی ارکستر نشسته و به خوبی فضای اثر با ارکستر همخوانی دارد. این قطعه با فضایی دور تر از جنگ! پیش از این به زیبایی توسط حمید متبسم تنظیم شده بود که در آلبوم “بوی نوروز” به انتشار رسیده؛ حمید متبسم در تنظیم خود به مانند دهلوی، وفادار به ملودی های علی اکبرخان، نمانده و دخل و تصرف های ظریف و زیبایی در آن کرده است.

فیلم برداری غیر دقیق و آماتوری این کنسرت در این قطعه بسیار بیننده را آزار می دهد و کمبود افراد متخصص در این زمینه را گوشزد میکند.

“گفتگوی دل” ترک ششم این دی وی دی است که شاید شنیدنی ترین تصنیف دهلوی باشد. این تصنیف فضایی نزدیک به آثار موسیقایی ارکستر گلها دارد اما در هر دو اجرا، ضعف خوانندگان حس می شود. در اجرای اصلی که سالها پیش با صدای صدیق تعریف منتشر شده، اشکال همیشگی تحریرهای تعریف، به گوش میرسد که صدایی شبیه تحریر و نه تحریر واقعی به شکل معمول آن توسط او اجرا میشود، در اجرای منبری هم که همیشه تحریر های قدرتمند و باکیفیت شنیده میشود خواننده همانطور که گفته شد، صلابت لازم را ندارد. ضمن اینکه این قطعه نیز چنان روی ارکستر مضرابی خوش نشسته و اشکالی که در زمینه اجرای گروه کششی های گفته شد، در این تصنیف هم به گوش میرسد.

2 دیدگاه

  • Hooman Khalatbari
    ارسال شده در مهر ۴, ۱۳۸۷ در ۸:۱۰ ب.ظ

    baa dorud
    besiaar alaaqehmand be xaandane qesmat-haaye badi hastam.xosh baashi o salaamat

  • رضا
    ارسال شده در مهر ۵, ۱۳۸۷ در ۱۱:۴۸ ق.ظ

    be nazare man ba eraeye mojadade mosighiye dehlavi va shenasandane an be nasle jadid mosighighie iran azin yeknavakhti kharej mishavad va be tahavoli gheyre ghabele pishbini dast khahad yaft.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«توانایی یا دانایی»

از روزگار سرودن مولانا تا امروز این مصرع از دفتر چهارم مثنوی گزین‌گویه‌ای مشهور شده است. آن را همراه ضرب‌المثل دیگر، «کنار گود نشسته می‌گوید لنگش کن»، برای رد نقد به کار می‌برند (گرچه تنها کاربردشان این نیست). با آوردن این مصرع تلویحا از منتقد می‌خواهند تنها به شرطی نقد کند که بتواند کاری بهتر یا همسنگ اثری که نقدش می‌کند، انجام دهد (و اینجا هم مقصود از «نقد» اغلب داوری منفی است). در حقیقت گوینده‌ی این جمله می‌خواهد «مرجعیت» نقد و منتقد را برای خرده‌گرفتن بر این یا آن اثر زیر سوال ببرد.

اجرا و تحلیل سه اثر پیانویی در دانشگاه هنرهای زیبا

روز یکشنبه ساعت ۱۲ روز سی ام اردیبهشت ماه سال جاری دانشکده موسیقی پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران میزبان آروین صداقت کیش و سینا صدقی از نویسندگان و منتقدین موسیقی اکادمیک در ایران است. در این برنامه کارن سلاجقه، مطهر حسینی و افشین مطلق فرد به ترتیب آثار پیانوییِ شروین عباسی، فرنود حقانی پور و نیما عطرکار روشن را خواهند نواخت. شایان ذکر است این برنامه با محوریت موسیقی معاصر از نگاه تکنیک آهنگسازی و ساختارهای زیبایی شناسانه معاصر به تحلیل آثار فوق خواهند پرداخت.

از روزهای گذشته…

قضیه از این قرار است (I)

قضیه از این قرار است (I)

اگر رادیو با آن قدمت هشتاد ساله اش در ایران و تلویزیون با آن قدمت شصت و اندی ساله اش ادعای نجابت، پاکی و صداقت می کنند و می بینیم که گاه جور دیگری از آب در می آید، چه معامله ای با آن خواهیم کرد؟ دشنامش می دهیم یا پوزخند می زنیم و می گذریم؟ قبل از این که به پاسخ این پرسش ها پی برده باشم، فقط این را می دانم که هر دو (رادیو و تلویزیون) به برخی از ما نارو زده اند و البته این سرگذشت آن نارویی است که من پس از ماه ها سکوت می نویسمش. می نویسم و اگر علاج نکند، حداقل روشن خواهد کرد.
شکوری: همه ایرانی ها شاعر هستند!

شکوری: همه ایرانی ها شاعر هستند!

آن دوره ای که با صداو سیما کار می کردم با آقای پورتراب در ارتباط بودم و پیش ایشان می رفتم. من به ایشان پیشنهاد دادم که چرا قطعاتتان را ضبط نمی کنید؟ آقای پورتراب یک سری قطعات را که همین سال های اخیر نوشته بودند و یک سری را هم که مربوط به سال های قبل بود و کارهای ارکستری بود به من دادند و موافقت کردند این قطعات اجرا شود؛ من این قطعات را به تلویزیون بردم؛ یکی «برای یک فرشته» نام داشت که یادم است یکبار که رفتم و ضبط کردیم متاسفانه فایل اش گم شد و البته چک حق الزحمه ماهم گم شد!
جایی میان آفرینش و تفسیر (I)

جایی میان آفرینش و تفسیر (I)

هنگامی که نوازنده‌ای یک اثر موسیقایی را دوباره اجرا می‌کند دقیقا در حال انجام چه کاری است؟ آیا کار خلاقانه‌ای صورت می‌دهد؟ آیا چیزی را که بالقوه وجود دارد به فعل در می‌آورد؟ به نظر می‌رسد اکثر مردم بر این موضوع هم‌رایند که اگر مونالیزا را دوباره بکشیم نسخه‌برداری کرده‌ایم اما اگر قطعه‌ای از بتهوون را بنوازیم به آن می‌گویند اجرای مجدد یا اجرا.
گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

پس از آشنایی با برخی مسایل و تکنیک‌های عمومی که نقدگران با آن دست به گریبانند پای آگاهی میان‌رشته‌ای و مرزبندی شیوه‌های نقد به میان می‌آید. نقدگری موسیقی، اغلب کاری ذوقی، گونه‌ای ادبی و خلاصه بی‌نقشه‌ و مرزبندی مشخص سبکی (جز آنچه به ویژگی‌های فرد و مقلدان احتمالی ربط دارد) شمرده می‌شود. این توصیف‌ها ممکن است در مورد خیلی از نقدها درست باشد اما نمی‌توان چشم پوشید از اینکه نقد موسیقی هم گونه‌هایی دارد و اگر چه در جهان واقعی نقدها ممکن است دقیقاً درون این مرزها نگنجند، مشخصات کلی‌شان را می‌توان آموخت و به‌کار گرفت.
جشن(I)

جشن(I)

امروزه و در بستر جامعه‌ی اطلاعاتی در حالی که فاصله‌ میان آدمها و فرهنگ‌ها از نظر دسترسی به یکدیگر کمتر از فاصله‌ی ساکنان یک دهکده‌ی کوچک شده است، امتزاج و برهم‌کنش میان حوزه‌های فرهنگی اجتناب ناپذیر است، تا جایی که از آهنگساز نو پرداز ایرانی می‌شنویم:”من موسیقی فرا ایکس را نساختم که بگویم چند فرهنگی هستم بلکه چون چند فرهنگی هستم آن موسیقی بوجود آمد”(۱). شاید این مهمترین تفاوت موسیقی مشایخی در این دوره با سلیقه‌ی مرسوم (موسیقی تلفیقی) باشد و این همان نکته‌ای است که فرا ایکس را از جریان‌های موسیقی تلفیقی جدا می‌کند.
محمد رضا درویشی و کلیدر (III)

محمد رضا درویشی و کلیدر (III)

در ادامۀ بحث های قبلی نگاهی اجمالی خواهیم داشت به شرایط و امکانات موجود برای آشنایی بیشتر مخاطبین بخصوص جوانان و نوجوانان با ویژگی های ساختاری یک اثر هنری (موسیقی، نقاشی، تئاتر و …)اگر بخواهیم عمیق تر به این مساله نگاه کنیم شاید بهتر باشد نگاهی به آموزش های عمومی در کودکان و نوجوانان داشته باشیم. مدرسه به عنوان یکی از مهمترین مراکزیست که وظیفۀ آموزش و پرورش فکری کودکان و نوجوانان را بر عهده دارد.
تقلای یافتن راهی نو (III)

تقلای یافتن راهی نو (III)

در آلبوم “سخنی نیست” هم‌گاه با این مساله طرفیم. برای مثال، در خود قطعهٔ “سخنی نیست”، بر روی “پشت درهای فرو بسته، شب از دشنه و دشمن پر”، این اتفاق رخ می‌دهد که البته به دلیل خصوصیات فضاسازانه‌اش در تناسب با تصویر شعری و هم چنین حل شدن‌اش در ریتم روانی که پیش از آن جریان داشته، نمی‌توان آن را نقطهٔ ضعف دانست؛ با این حال، این مساله در دیگر قطعات این آلبوم به چشم می‌خورد، به خصوص در قطعهٔ “آنکه مست…” (یا در خارج از این آلبوم، قطعهٔ “بزم تو” و بر روی مصرع “غمِ شب‌های جدایی”) که بر روی غزلی با ابیات هم وزن و قرینه، ایجاد تنوع در شکل ریتمیک جملات با کلام دشوار‌تر است و در نتیجه خطر ایجاد این تنوع‌های تحمیلی بیشتر.
وینتان مارسالیس، تکنیک درخشان ترمپت (II)

وینتان مارسالیس، تکنیک درخشان ترمپت (II)

وی کنسرتو تروپت های هایدن، هامل و لئوپولد موتسارت را در سن ۲۱ سالگی ضبط کرده است و در ادامه، ضبط ۱۰ اثر کلاسیک دیگر را نیز به آنان اضافه نمود. همچنین به همراه ارکسترهای بزرگی همچون: فیلارمونیک نیویورک، فیلارمونیک لس انجلس، فیلارمونیک برلین و ارکستر ملی چک نیز کنسرت داشته است. در عین حال آهنگسازی برای مارسالیس امری جدایی ناپذیر است.
جوزف تال (I)

جوزف تال (I)

جوزف تال آهنگساز اسرائیلی را به عنوان پدر موسیقی اسرائیل می شناسند و به عنوان آهنگساز از سالهای ۱۹۶۰ جایگاهی بین المللی یافته است. آثار پر بار جوزف تال شامل؛ سه اپرا به زبان عبری، چهار اپرا به زبان آلمانی، شش سمفونی، سیزده کنسرتو (concerti)، موسیقی مجلسی، سه کوارتت زهی، قطعه هایی برای سازها به طور تک یا به همراه و آثاری برای سازهای الکترونیک است. جوزف تال در شهر پنوی نزدیک امپراطوری آلمان (هم اکنون متعلق به کشور لهستان) به دنیا آمد. پس از تولد وی؛ خانواده اش به برلین نقل مکان کردند، پدرش زبان شناس بود و در دبیرستان مخصوص یهودیان به تدریس می پرداخت.
گفتگو با علی صمدپور (II)

گفتگو با علی صمدپور (II)

افراد لیست می‌توانستند بدون مجوز بروند و ضبط کنند و بعد از ضبط بروند مجوز بگیرند؛ یعنی یک مانع را از جلوی پای عده‌ای برداشتند.تازه این محدودیت برای کنسرت چند برابر بود و البته شاید هم شأن بالاتری برای کنسرت دادن قائل بودند. موضوع دیگر این است که نسل قبل از ما موزیسین‌های شناخته‌شده‌ای بودند و از طرف جامعه‌ی محدود موسیقی‌ایرانی دوستان هم پذیرفته شده بودند. جامعه پذیرای آدم جدید نبود. از طرفی بزرگان آن نسل هم ایران نبودند. فقط مشکاتیان ایران بودکه او هم آن کارهای عالی با شجریان را منتشر می‌کرد. دیگران نبودند. تا می‌رسیم به سال ۶۷ که آقای علیزاده برگشتند و کنسرت شورانگیز را گذاشتند که نقطه‌ی عطفی بود و یک پتانسیل همه‌جانبه بعد از آن دوباره به راه افتاد.