مد، نمایان و محسوس در موسیقی ایرانی (III)

اینگونه است که حرکت ملودی در موسیقی ایرانی را بر مبنای مد می نامند نه گام زیرا بیشتر سیطره ی «ملودی مدل» عموما در محدوده ی یک دانگ (چهارم درست) شکل می گیرد نه یک اکتاو (هشتم درست) اما واریاسیون های ملودی معمولا در محدوده ی فضای یک اکتاو می تواند جریان یابد.

در این فاصله ی چهارم درست، نتی که دارای ارزش و تاکید بیشتری است «شاهد» می نامیم؛ الگوی ملودی در چهارم های درست مختلفی شکل می گیرد و در هر الگوی ملودی نتی شاهد است و می دانیم که این نت مهمترین نقش را در تشخص آن مد دارد، به عنوان مثال در سلمک درجه ی چهارم شاهد، در قرچه درجه ی ششم و در رضوی درجه ی هفتم شاهد است، این سرآغاز تفاوت مفهوم سیستم تنال و مدال است.

در دستگاه شور درجه ی چهارم را نمایان اصلی در نظر می گیرند (۷) بر خلاف دو گام ماژور و مینور که نمایان آن درجه ی پنجم و بسیار حائز اهمیت است. در شور آن چنان درجه ی چهارم مهم است که می بینیم درجه ی پنجم شور در جهت تمایل به درجه ی چهارم ربع پرده بم تر می شود و این اختلاف ربع پرده ای مبنای طرح سوالات بسیاری در مورد فواصل شور و حتی سرکلیدهای شور است.

“در گامهای دستگاهها و نغمات دو قسم گام مشخص می شود: فروشو (پایین رونده) و برشو (بالا رونده). فروشو به آنهایی می گوییم که پس از تونیک اهمیت زیر نمایان در آنها بیش از نمایان و سایر نت هاست مثل شور و همایون. برشو به آنهایی می گوییم که پس از تونیک اهمیت نمایان بیش از سایرین است مثل ماهور و چهارگاه” (۸)

در واقع وزیری چنین رویکردی را در نظر گرفته که اگر درجه ی چهارمِ گام «نمایان» باشد، آن گام پایین رونده است زیرا چهارم بالا رونده در حالت پایین رونده درجه ی پنجم (نمایان موسیقی غربی) می شود. وزیری گام شور را پایین رونده حساب می کند و بیان می دارد که در شور نیز باید آکورد مانند موسیقی کلاسیک روی درجات اول، سوم و پنجم تشکیل شود به عنوان مثال شور می را فرض کرده است اما آکورد لا دو می را لحاظ کرده است وقتی دقت کنیم می بینم اگر شور می را پایین رونده در نظر بگیریم درجه ی اول می درجه ی سوم دو درجه ی پنجم لا می شود.

“دیگر اینکه نت نمایان (گام بالارونده) در شور ثابت نیست و اغلب نت متغیر است دلیلی بر عدم اهمیت آن است. دیگر آنکه اولین مدگردی طبیعی که در شور می شود شوری است که از زیر نمایان شروع می شود و به عنوان شهناز یا گوشه ای دیگر می نامند و اصولا مد گردیهای شور به زیر نمایان معمول است و مد گردی به نمایان اگر معمول شود از تاثیر مکتب موسیقی جدید ایران باید دانست و الا سابقا هیچ معمول نبوده است” (۹)

نوشته
۷- کتاب «نظری به موسیقی»، جلد دوم نوشته روح الله خالقی، صفحه ۱۳۱
۸- کتاب «تئوری موسیقی» نوشته علینقی وزیری، صفحه ۱۳۱
۹- کتاب «تئوری موسیقی» نوشته علینقی وزیری، صفحه ۱۰۵ و ۱۰۶

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

روش سوزوکی (قسمت چهل و هشتم)

هر انسانی مسئول خودش و وظایفش است این نگرش من نسبت به زندگی است و من از خود می‌خواهم و تمنا دارم که زندگی من در عشق و شادی طی بشود، در واقع هیچ کسی طالب بیچارگی و مورد نفرت قرار گرفتن نیست. کودکان نمونه‌های بارزی از پاکی هستند زیرا آنها سعی می‌کنند در پاکی و عشقی صاف و سرشار از وی زندگی کنند، من بدون کودکان قادر به زندگی نیستم اما بزرگترها را هم دوست دارم به آنها علاقه قلبی دارم و در نهایت آنها هم رفتنی هستند؛ انسانها باید به هم مهر بورزند و باعث تسلّای خاطر یکدیگر باشند و برای همدیگر باشند، این را موتسارت می‌آموزد و من هم بر این عقیده هستم.

منشور اخلاقی مربیان موسیقی

مرام نامه های یا منشور های اخلاقی اسنادی هستند که در آن اصولا اخلاقی یک نهاد یا گروه در آنها قید شده است. در این منشور اخلاقی محور هایی مانند اخلاق اجتماعی و اخلاق حرفه ای مورد توجه قرار گرفته و انتظاراتی که آن نهاد یا گروه از نظر رفتارهای اخلاقی از افراد دارد در آن ثبت می شود.

از روزهای گذشته…

کوارتت های فلوت موتسارت

کوارتت های فلوت موتسارت

موتزارت در زمستان سال ۱۷۷۷- ۱۷۷۸ ، یعنی هنگامی که در مانهایم (Mannheim) بسر می برد با یکی از ثروتمندان آلمانی بنام De Jean آشنا شد. او نوازنده مبتدی فلوت بود و به موتزارت پیشنهاد ساخت سه کنسرتو کوتاه و ساده و دو کوارتت برای فلوت داد. موتزارت این پیشنهاد را پذیرفت و آنها بر سر قیمت کار به توافق رسیدند، اما به هنگام تسویه حساب آقای De Jean تنها حدود نیمی از بهای توافق اولیه را به موتزارت پرداخت.
بوطیقای ریتم (III)

بوطیقای ریتم (III)

حال ببینیم وقتی شنونده‌ی اجرای حقیقی موسیقی هستیم –و نه بیننده‌ی تصویر گرافیکی موسیقی حبس شده در کاغذ-چه چیز به ما می‌گوید کدام‌یک از این دوسیستم مختصاتی درست است؟ چگونه می‌فهمیم به ازاء هر سه نت یک بار دست بزنیم یا به ازاء هر دو تا؟ روشن است، تاکیدگذاری (Accentuation) موجود در متن قطعه این موضوع را به ما دیکته می‌کند. پیش از آن باید بپرسیم چه چیزی چنین تاکیدگذاری‌ای را می‌سازد؟ ساختار تاکیدی یک خط ملودی از کجا می‌آید؟ پاسخ به این پرسش را نیز به پیروی از کامبوروپولوس (Combouropoulos) به مشخص شدن محدوده‌ی یک ملودی از طریق هویت و مشابهت واگذار می‌کنیم. به این معنی که ساختار تاکیدی به طور خودکار برآمده از گروه‌بندی است.
تاثیر موسیقی بر بهبود مبتلایان به سکته مغزی

تاثیر موسیقی بر بهبود مبتلایان به سکته مغزی

بر طبق مطالعات اخیر، گوش فرادادن به موسیقی مورد علاقه در طول روز، در بهبودی سریع تر بیماران پس از وقوع سکته مغزی تاثیر بسزایی دارد. مدت های مدیدی است که موسیقی درمانی در معالجه بیماری های مختلف از جمله توهم، شیزوفرنی و جنون به کار گرفته می شود.
واپسین سالهای زندگی بتهوون  – قسمت اول

واپسین سالهای زندگی بتهوون – قسمت اول

در بررسی دوره های مختلف زندگی بتهوون، دوازده سال آخر زندگی بتهوون بسیار مورد توجه است. پس از مرگ برادرش کارل – کاسپر (Karl-Kaspar) در سال ۱۸۱۵، او چندین سال متمادی به منظور بر عهده گرفتن سرپرستی برادر زاده اش کارل در کشمش و نزاع با زن برادرش به سر برد.
سفری با کلید های سیاه وسفید

سفری با کلید های سیاه وسفید

” موسیقی برای پیانو” سفریست چونان سفر نوع بشر. سفریست به خویش. سفریست به فرهنگ خویش. اگر پیوسته بنگری کوره راهی(۲) است چون “باریکه راه مزرعه”(۳) که به نگاه اول به تسخیر در نمی‌آید و بهای خویش را نمی‌نماید. چندان راهی کوچک که اگر نیک بنگریش بزرگ و بی‌همتایش خواهی یافت. کوره راهی از خویش تا خویش. و تو حاصل سفر (۴)”فریماه قوام صدری” را از این باریکه راه می‌شنوی که تو را نیز به سفر می‌خواند حتا اگردر شنیدار.
نباید نگران بود

نباید نگران بود

ابتدا قرار بود این نوشته یک گفتگوی مکتوب با «مهدی میرمحمدی» باشد و در ویژه نامه ی کنسرت سیمرغ به چاپ برسد. پس از آن که پرسش را فرستادند و من در قالب گفتگو پاسخ دادم بنا به صلاحدید همکاران، شکل نهایی یک یادداشت یافت. به دلیل مکتوب بودن مصاحبه و نیز انتشار نهایی آن به شکل یادداشتی از قلم من متن در گفتگوی هارمونیک به نام منتشر شده و نه چنان که رسم است، به نام گفتگو کننده.
نقد راب بارنت بر «خسوف»

نقد راب بارنت بر «خسوف»

متنی که پیش رو دارید، نقد راب بارنت (Rob Barnett)، منتقد سرشناس بریتانیایی بر اوراتوریوی خسوف، اثر دکتر محمد سعید شریفیان است. نکاتی که در این نقد جلب توجه می کنند عبارتند از اول حس علاقه ای که بعد از شنیدن کار در منتقد ایجاد شده، به حدی که تمام اطلاعات آهنگساز حتی ویدئوهای یوتیوب وی را مشاهده کرده است. نکته دوم فهم بالای منتقد از این موسیقی (با توجه به اینکه ترجمه متن کلام موسیقی در دسترس منتقد نبوده) و از همه مهمتر، قدرت بالای بیانگری اوراتوریوی خسوف است. این متن برای خواننده انگلیسی نوشته شده و سعی شده تا تصویری از موسیقی در ذهن خواننده ای که آشنایی با این موسیقی و فضای داستان و… را ندارد ایجاد کند.
نکاتی در آموزش نوازندگی (IV)

نکاتی در آموزش نوازندگی (IV)

همانطور که در قسمت پیشین اشاره شد؛ سرچشمه، ماهیت، وضوح و روشنایی و نیز زمان وقوع هر یک از عوامل تهدید کننده در نوازندگی فرد می تواند با دیگری متفاوت بوده و این عوامل گاه به شکل منفرد و گاه به شکل گروهی و دسته جمعی در اشخاص بروز می نماید و می تواند باعث جلوگیری در استمرار زندگی هنری اشخاص گردد.
درسهایی برای نوازندگان (انگشت چهارم)

درسهایی برای نوازندگان (انگشت چهارم)

نوشته ای را که ملاحظه می کنید تلاشی است در جهت شناخت و آگاهی بیشتر، آنچه پیش روست حرکتی دیگر در مسیریست که بتوانیم امکان دانستن بیشتر را فراهم کنیم تا که شاید بستر حاصل خیز وجودمان را برای تولدی دیگر محیا سازیم، آری، به دور از هر گونه تعیین تکلیف برای اشخاص و افرادی که در نوع خود دستی بر آتش دارند و آنها نیز در مسیر توسعه با هر بضاعتی کوشش می کنند.
گزارشی از یک ضبط میدانی (I)

گزارشی از یک ضبط میدانی (I)

ضبط انجام شده در منطقه ‏ای صورت گرفته است که همزمان محل تحقیق پروژه ‏ی پایانی من جهت دریافت دانشنامه ‏ی کارشناسی ارشد قوم‏ موسیقی‏ شناسی است. محل پژوهش استان کارص (قارص در ادبیات قدیم) و مناطق همجوار و هم‏ خانواده‏ ی فرهنگی با آن یعنی دو استان ایغدیر و آرداهان در شمال‏ شرقی ترکیه است (تصویر۱). بنابراین من از این کار میدانی در راستای افزودن اطلاعات درباره‏ی فرهنگ و موسیقی مورد مطالعه استفاده کردم.