آرشه و تاریخی بر پدیده های آن (I) – گفتگوی هارمونیک Harmony Talk

آرشه و تاریخی بر پدیده های آن (I)

هنگامی که تصمیم برای شروع و نوشتن مطالبی درباره آرشه گرفته شد راههای متفاوتی برای چگونگی بیان بهتر آن به ذهن رسید و تلاشی سخت برای شروع آن پدید آمد، زیرا در این زمان که در حال عبور از آن هستیم، تلمبار اطلاعات درست، مبهم و پیجیده، آنقدرسنگین هست که نیرو و توان تحلیل را از انسان سلب نمایدو شاید این سوال پیش آید که مگر در رابطه با چه موضوعی قرار است بحث و گفتگو شود ؟ تحلیل و تفکیک آن نباید دشوار باشد!

آری اگر با تمامی مسائل می توانستیم چنین آسوده و راحت مواجه شویم ، شاید از هر لحاظ اصلا نیازی به تحلیل و حاشیه نبود.ما می توانیم برای رسیدن به شناخت موضوعی مورد نظر به منابعی مراجعه کنیم و آن مطلب را ترجمه و باز گردان به زبان فارسی نمائیم و یا اینکه به کتاب و تصاویر تاریخی روی آورده و با معجونی از دانش تجربی که داریم آن را درک و تثبیت نمائیم، اما چگونه می توان خود را در جایگاه مخاطب قرار داده و آن را بصورت ملموس دریافت کرد؟

بنابراین اگر بخواهیم دقیق تر به مبحثی به نام آرشه و یا بهتر بگویم عاملی به نام آرشه بپردازیم متوجه می شویم که باید عقربه های ساعت زمان را با تکراری مکرر و طولانی به مقدار سده های کهن به عقب باز گردیم.


نمونه هایی از آرشه های قدیمی و مربوط به محدوده دوران اولیه.(قرن یازدهم تا قرن سیزدهم) کاربرد آن برای سازهایی که در حال تغییر به شکلی مدرن تر بوده اند.
بنابراین به راحتی می توان فهمید که تشریح و توصیفی که از آن به عنوان مدلهای شناخت یاد شد الزاما کافی نبوده و میتواند به حد کیفیت و عمق حقایقی که در آن گنجانده شده است ما را در رسیدن و دستیابی به معلومات کاملتر همراهی نماید.


تصویری از یک نوازنده ویول، مربوط به قرن دهم
باید از آنجا شروع کرد، همزمان با آغاز بشر برای زندگی، موسیقی به نوعی برایش ملموس شد و این اکسیر میل او را به نرمی و لطافت سوق داد و از آنجا که این احساس شور انگیز در او غوغایی به پا کرد، تلاشی برای تداوم آن نمودو اینکه با چه ابزار و شیء بتواند آن را حیات بخشد و به آن جسمی و روانی همچون سایر محسوسات بدهد؟ عصر تاریخی خلاقیت ها و ابداعات ازابتدایی ترین اشکال و حجمها تا امروز که هست را نظاره گریم و شاهد تغییرات و تحولات آن. او برای تولید صدا وموسیقی و نوع کاربری آن متوسل به توانایی های فیزیکی خود بود که از دمیدن در اشیاء تا کوفتن ، کوبیدن و زخمه ها یی و نواختن و امتدادی برای کششی بی توقف؛ تلنگری بر زه و تکرار و تکرار.

می توان به خوبی بازگشت این زمان طی شده را و دید و درک کرد ایجاد نیازی برای شروع عاملی به نام کمان و یا چوب قوس دار ،برای کشش و مالش آن بر وتری که بر آن نیز می توان با مضرابی و یا دست ساخته ای زخمه ای زد.


نوازنده ویول مربوط به قرن یازدهم
به نظر من وجود سازهای آرشه ای و یا کاربرد آرشه در سازهای متفاوت که در نقاط مختلف دنیا ساخته و آماده می گردند، از گذشته بسیار بسیار دور امری بوده است ممکن و انکار نا پذیر که محدود به زمان و مکان خاصی نمی شود، هر منطقه فراخور اقلیم و فرهنگ قالب بر آن به سبک و شیوهای متنوع کار می کرده است اما همه آنها به دور از هم و بدون آگاهی از اینکه اصلا شخصی دیگر در جقرافیایی متفاوت و غیر قابل دسترس مشغول انجام و ساخت آرشه ای میباشد، اصولی را رعایت می کرده اند و مواردی از این دست که انسان را به وجد می آورد.

وجود تغییرات تاریخی که منجر به تحولات کاربردی در آن است قابل پردازش و بررسی است اما اینکه از کجا شروع شده است و مخترع آن که بوده، توضیحی علمی و معین وجود ندارد، زیرا که آرشه ها و اصولا سایر کمانها ابداعشان مختص به فرهنگی مشخص نبوده وتقریبا در همه دوره های موسیقی ثبت شده از بدوی ترین تا مدرن ترین آنها نقشی بسزا ایفا می کرده است.

10 دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در مهر ۱, ۱۳۸۷ در ۲:۴۲ ب.ظ

    .آرشه و = تاریخی بر پدیده های آن =
    یعنی چه ؟

  • ضيائي
    ارسال شده در مهر ۳, ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۷ ق.ظ

    با سلام
    اگر بخواهم این جمله را برای شما دقیق تر بازگو کنم می توان مفاهیم متنوعی را از آن استخراج کرد .هدف من برای استفاده از این ترکیب نیز تنوع استدلالی آن بوده است، ولی برای درک ساده تر، یعنی:ادواتی به نام آرشه و تاثیرات مختلفی که در طول تاریخ از خود به جای گذاشته است.

    با سپاس

  • ناشناس
    ارسال شده در مهر ۳, ۱۳۸۷ در ۲:۴۴ ب.ظ

    .آرشه و = تاریخی بر پدیده های آن =
    فکر می کنید جمله صحیحی باشد ؟معمولا جملات نا صحیح قابل توضیح نیستند .

  • ضيائي
    ارسال شده در مهر ۴, ۱۳۸۷ در ۱۲:۳۲ ق.ظ

    سلام
    از توجه و اهمیت شما به این نکته متشکرم .

    اگر شما سوالی دارید و آن را مطرح می کنید، و من باید پاسخ آن را بدهم:

    با توجه به توضیحی که در رابطه با تنوع استدلال داده شد ،همچنین جهت و هدف مطالبی که در آینده به آن پرداخته می شود، این ترکیب دستوری رابه عنوان نویسنده مطلب مورد نظر ترجیح داده و صحت آن را تایید می نمایم.
    ضمنا اگر به مقصود و جریان فکری نویسنده اشراف دارید ،با کمال میل از پیشنهاد شما برای انتخاب عنوانی بهتر استقبال می کنم.

    با سپاس

  • ناشناس
    ارسال شده در مهر ۴, ۱۳۸۷ در ۶:۱۲ ب.ظ

    شما می توانید غلط بودن عنوان مطالبتان را
    شجاعانه بپذیرید و آنرا خیلی ساده با عنوان دیگری عوض نمایید .به نفع خودتان است.این نیازی ندارد که به چیزی اشراف داشته باشیم یا خیر .

  • ناشناس
    ارسال شده در مهر ۴, ۱۳۸۷ در ۱۱:۳۴ ب.ظ

    باسلام

    با تشکراز نظر شما.
    مجددا توجه شما را به جمله آخر جلب می کنم.

    (ضمنا اگر به مقصود و جریان فکری نویسنده اشراف دارید ،با کمال میل از پیشنهاد شما برای انتخاب عنوانی بهتر استقبال می کنم.)

    با سپاس

  • ناشناس
    ارسال شده در مهر ۵, ۱۳۸۷ در ۵:۰۱ ب.ظ

    — این ترکیب دستوری رابه عنوان نویسنده مطلب مورد نظر ترجیح داده و صحت آن را تایید می نمایم—
    — با کمال میل از پیشنهاد شما برای انتخاب عنوانی بهتر استقبال می کنم—

    سوءنیتی در بین نیست شما چرا اصرار دارید من را بر آنچه فکر می کنید مشرف بدانید .اگر این فضا را برای طرح نظرات خوانندگان گذاشته اید پس بدون هیچ پیش داور ای صادقانه برخورد نمایید . من دیگر بحث را ادامه نمی دهم ؛ فقط پیشنهاد می کنم با یک کارشناس ادبی مشورت نمایید و سپس نتیجه را شجاعانه بنویسید .

  • م-صالحی
    ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۸۷ در ۲:۰۷ ق.ظ

    بدون نام عزیز که تمام وقت در حال پرداختن به حاشیه ها هستید لطفا شما نظر خود را بر نویسنده مشرف ندانید و اجازه بدهید مطلب ادامه پیدا کند وقتی تمام شد اظهار نظر بفرمایید که این تیتر گویای مطلب بود یا خیر

  • ناشناس
    ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۸۷ در ۴:۵۷ ب.ظ

    آقای صالحی
    آقای بدون نام هم همین را می گوید . ساختمانی که ساخته می شود ، اگر درب ورودی نداشته باشد ، چگونه می توان وارد آن شد ؟ آقای بدون نام هم می گوید برای ورود به ساختمان از کجا وارد شوم ؟

  • ناشناس
    ارسال شده در آبان ۲, ۱۳۸۷ در ۵:۵۸ ب.ظ

    از مدیریت سایت خواهشمندم که اگر قرار است موضوعی بطور متوالی ارایه شود اول کل مطلب را از نویسنده تحویل بگیرید و سپس آنرا در چند شماره ارایه دهید تا موضوعات اینچنین ابتر باقی نمانند .

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آیین نکوداشت استاد قاسم رفعتی در تالار وحدت برگزار می شود

آیین نکوداشت استاد قاسم رفعتی خواننده پیشکسوت موسیقی ایران روز یکشنبه چهارم شهریور ماه با حضور تعدادی از علاقه مندان و هنرمندان در تالار وحدت تهران برگزار می شود. به گزارش روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری «رادنواندیش»، آیین نکوداشت استاد قاسم رفعتی خواننده پیشکسوت موسیقی ایران ساعت ۲۱:۳۰ روز یکشنبه چهارم شهریور ماه توسط موسسه فرهنگی هنری «راد نو اندیش» به مدیریت بردیا صدرنوری و مشارکت بنیاد فرهنگی هنری رودکی در تالار وحدت تهران برگزار می شود.

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (XII)

به نظر من، اختصاص این مشاهدات، توجیه قانع کننده ای برای مرکزیت داشتن متر از منظر حرکات بدن، ارائه می کنند. این صرفا یک مشاهده ی عادی نیست که در آن ضربان قلب یا تکرار قدم برداشتن را به تکرر بیت های موجود در برخی ژانر های موسیقی مرتبط کنیم. بالعکس، بلوم نشان می دهد که برخی مشخصه های حرکت بدن با مشخصه های متریک موسیقی مد نظر، مطابقت دارد.

از روزهای گذشته…

راپسودی آبی – قسمت اول

راپسودی آبی – قسمت اول

Rhapsody in Blue قطعه ای است که در سال ۱۹۲۴ توسط جورج گرشوین (George Gershwin) برای تک نوازی پیانو و ارکستر جز نوشته شده و در آن از ترکیب عناصر موسیقی کلاسیک با مفاهیم برگرفته از موسیقی جز به وضوح قابل مشاهده است.
اسکار پیترسون

اسکار پیترسون

اوایل قرن بیستم یعنی هنگامی که موسیقی کلاسیک (رمانتیک و مدرن) از یکسو و موسیقی Jazz از سوی دیگر شنوندگان موسیقی در اروپا، آمریکا و سراسر جهان رامتوجه خود کرده بود، در شهر مونترئال کانادا یکی دیگر از نوابغ موسیقی Jazz متولد شد، کسی که توانست کارهای بسیاری را با افرادی چون چارلی پارکر، دیزی گیلسپی، لوییس آرمسترانگ، الا فیتسجرالد، دوک الینگتون ۱ و … تهیه کند، کسی که هنوز در سن ۸۰ سالگی تمام وقت و زندگی خود را وقف موسیقی می کند.
مشکاتیان را تنها باید شنید (II)

مشکاتیان را تنها باید شنید (II)

مشکاتیان، موسیقیدانی است که در مقابل او، سرنوشت و تاریخ موسیقی به شیوه ای مطرح می گردد که منحصر به خود اوست و این شیوه در حضور هیچ موسیقیدان دیگری قبل از او بدین گونه نبوده است. شگفتی عارف قزوینی در این بود که در قالب قراردادیِ محدود به قرائت موسیقایی شعر فارسی پیش از خود قرار نمی گیرد و رفتار محفلی موسیقایی را به اجتماعی بزرگ تر از محافل دوستانه و نشست های کوچک، یعنی جامعه ی عینی شهرنشین می کشاند و در ضمن آن را با ضرب فکری ـ عاطفی و اندیشه ی کلی جامعه ی دوران خود ترکیب می سازد و به حق موسیقی ای متأثر از اجتماع به معنای واقعی از شالوده ی اجتماع پدید می آورد که البته این ریشه دارد در تاریخ موسیقی و شعر کلاسیک ایران.
«باران! یعنی تو بر می گردی؟» به صورت رایگان منتشر شد

«باران! یعنی تو بر می گردی؟» به صورت رایگان منتشر شد

«باران! یعنی تو بر می گردی؟» نام آلبومی است که برای گیتار کلاسیک آهنگسازی شده است؛ آهنگساز و نوازنده گیتار تمام قطعات این آلبوم پیمان شیرآلی است. این آلبوم دارای ۲۶ قطعه است که برای نوازندگانی با سطح متوسط به بالا طراحی شد است.
صداسازی در آواز (II)

صداسازی در آواز (II)

هدف از این نوشتار، ارائه الگویی کامل و بی نقص از صداسازی نمی باشد؛ زیرا چنین الگویی معمولا برای هر کس تجسم متفاوتی دارد و با توجه به اینکه در اینجا بیشتر سعی بر این بوده که روی جنبه های ذهنی و انتزاعی تمرکز شود بالطبع توصیف آن هم می تواند تا حد زیادی مبتنی بر سلیقه شخصی باشد.
موسیقی درمانی – ۱

موسیقی درمانی – ۱

موسیقی درمانی به استفاده مستقیم و غیر مستقیم از موسیقی برای بازیافت، نگهداری و قدرت بخشیدن به سلامت روحی، جسمی ، احساسی و درونی گفته میشود که توسط فرد متخصص تجویز شده باشد. این تعریف کوتاه تمام عناصر اصلی موسیقی درمانی را در بر گرفته است و ما در اینجا به توضیح هر یک از این عناصر میپردازیم.
زنان و فضای موسیقی در ایران (I)

زنان و فضای موسیقی در ایران (I)

خانه، کار، فراغت و معبر چهار رکن زیست انسانی اند.خانه قلمروی عاطفی و وابستگی آفرین دارد ضمن آن که می تواند تحت تاثیر کار تبدیل به میدانی برای فراغت و زایش شود. کار قلمرو استقلال در مبارزه با ضرورت های اجتماعی را می آفریند. فراغت که خود حاصل مازاد ارزش تولیدی کار است، می تواند در میدانی میان بازآفرینی نیروی کار تا زایش هنر فعال شود و سرانجام معبر قلمرو تجلی و ارتباط حوزه های سه گانه است.
ادیت در ویولن (IX)

ادیت در ویولن (IX)

میزان های شماره ۹۸ تا ۱۰۱ از موومان اول کنسرتو ویولن برامس، مشتمل بر چهار جمله مشابه در بخش ویولن تکنواز است که این جملات پیوند زننده پاساژ آغازین تکنواز به هنگام ورود به ارکستر به جملات سکستوله (Sextole) سه سیمه سولیست می باشد. هر چند این جملات از لحاظ شنیداری القا کننده فضایی همانند و تکرار شونده هستند و الگوی فواصل موسیقایی نت های هر جمله مشابه دیگر جملات است و نیز هر جمله با آکوردی خاتمه می یابد، اما از دیدگاه اجرایی پیچیدگی در بخش دانش آرشه و انگشت گذاری در ویولن (Violin Fingering و یا ادیت) بر میزان دشواری این پاساژ می افزاید.
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (V)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (V)

من زحمت جناب مِنا و آقای دکتر قادری را تحسین می‌کنم و خوشحالم در موسیقی ما هنوز افرادی هستند که به پژوهش علاقه‌مندند و هرکس یک برگ به موسیقی ایرانی بیفزاید قابل تحسین و احترام است.
نگاهی به رقابت درجشنواره موسیقی فجر (I)

نگاهی به رقابت درجشنواره موسیقی فجر (I)

جشنواره موسیقی فجر مانند بسیاری دیگر از رویدادهای فرهنگی کشورمان در گذر زمان رویکردی بومی گرا داشته است. “تقویت فرهنگ ملی” و “حفظ فرهنگ خودی در برابر فرهنگ بیگانه”، رویکرد مشترک اکثر جشنواره های فرهنگی-هنری این سالها بوده است. در میان این تقابلهای فرهنگی و بعضا سیاسی، وضعیت موسیقی وضعیتی مبهم تر از سایر هنرهاست؛ چه از نظر نوع و میزان حمایت دولت و چه از نظر مشخص نبودن مرز موسیقی ملی، قومی و مردمی. اصطلاح هایی مانند موسیقی فاخر، موسیقی والا و موسیقی عرفانی هم هنوز معنای مشخص و دقیقی پیدا نکرده اند؛ نه در کلام آنها که از این عبارات برای ممیزی و ارزش گذاری موسیقی استفاده می کنند و نه در سیاستهای کلان جشنواره ای.