چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VIII)

در ابتدا آدرنو این مسئله را عنوان می کند که موسیقی عامه پسند و موسیقی “جدی” را نمی توان با استفاده از کلماتی مانند «فرو دست» و «فرا دست»، «ساده» و «پیچیده»، «بی مایه» و «مایه ور» به طور دقیق معرفی کرد و تفاوت های آنها را درک کرد. برای مثال همه ی ساخته های کلاسیسیسم وینی ـ بدون استثنا ـ از نظر ریتمیک ساده تر از همه ی تنظیم های بازاریِ موسیقی جِز هستند و یا دنبال کردنِ فواصل گسترده ی بسیاری از آوازهای پر فروش امروز، دشوارتر از دنبال کردن موسیقیِ هایدن است که عمدتا حول و حوشِ تریادهای تونیک و با استفاده از فواصل دوم شکل گرفته است.

هدف اصلی استاندارد سازیِ ساختار، به عقیده ی آدرنو، برانگیختنِ واکنش های استاندارد در شنونده است.

بخش مهم تر که آدرنو در این مقاله فقط به آن اشاره ای گذرا کرده این است که:
“گوش کردن به موسیقی عامه پسند را نه تنها رواج دهندگانِ این موسیقی، بلکه همان گونه که از طبیعتِ درونیِ خودِ این موسیقی بر می آید، دستگاهی از ساز وکارهای پاسخِ (واکنشِ) روانی که تماما در «تعارض با آرمانِ فردیت» در یک جامعه ی آزاد و لیبرال قرار دارد، دست ورزی می کند.”

این موضوع هر چند که در این مقاله به تفصیل بررسی نشده است اما در کتاب دیالکتیک روشنگری به عنوان هدفِ سیاسیِ عوامل صنعتِ فرهنگسازی بطور کامل و مفصل توضیح داده شده است. بخشی از آن کتاب را در حاشیه ی مربوط به این متن با هم بررسی خواهیم کرد. در مورد چگونگی شنیدنِ موسیقی عامه پسند و روانکاوی شخصیت شنونده، آدرنو نظرات بسیاری دارد. برای مثال آدرنو عقیده دارد که پیچیدگی های موسیقیِ عامه پسند هرگز «خود» عمل نمی کند و همواره نقاب گول زننده ای است که شِمای موسیقی را از پس آن می باید ادراک کرد. گوشِ شنونده دشواری های موسیقیِ روز را با جایگزینی های اندک شماری که از دانشِ الگوهای صوتی به دست آمده اند، حل می کند. شنونده ی موسیقی عامه پسند آنگاه که با پیچیدگی مواجه می شود، باز هم فقط سادگی را می شنود! اما در موسیقی “جدی” حتا ساده ترین رویداد را می باید به فوریت تلاش کرد و دریافت.

در موسیقی عامه پسند، آهنگ به جای شنونده از قبل شنیده می شود. به شنونده مدل ها یا الگوهایی داده می شود که به یاریِ آن هرچه عینی است امکان شناخته شدن داشته باشد. ترویج و اشاعه ی این روش، شنود را به شنونده دیکته می کند و همزمان هرگونه تلاش را برای شنود غیر ضروری می سازد. این موسیقی، از پیش جویده و هضم شده است و شنونده را فقط به واکنش های شرطی وا می دارد.

یک دیدگاه

  • ارسال شده در مهر ۶, ۱۳۹۵ در ۵:۵۸ ب.ظ

    سلام
    مقاله ی جالبی بود
    موفق باشید

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

صادقی: محمد نوری تکرار ناشدنی و خاص است

فقط به مسیری که از گذشته استاد نوری طی کرده اند نگاهی بیندازیم، خودش یک درس بزرگ می تواند باشد. امیدوارم شاگردان ایشان هم بتوانند در این مسیر قدم بردارند و راه درست را تشخیص بدهند. شیوه تدریس استاد هم پرداختن به تکنیک های خاص آواز کلاسیک بوده است، در حقیقت کار کردن در ابعاد تنفسی، بیانی و رزونانسی که مهمترین ویژگی های یک خواننده خوب به حساب می آید؛ روی این مباحث کار جدی می کردند و کمتر به مقوله خواندن ترانه در کلاس می پرداختند و باورشان بر این بود که اگر کسی می خواهد خواننده قابلی بشود چه کلاسیک و چه پاپ، می بایست از پروسه تکنیک آواز کلاسیک وارد بشود تا بتواند آواز کلاسیک یا یک پاپ فاخر و درخشان را ارائه کند. شاگردانی هم که کار تدریس آواز کرده اند مثل خود بنده همه تحت تاثیر همین شیوه آموزشی بوده ایم و الحق خودمان را مدیون محبت های بی دریغ ایشان می دانیم تا همیشه.

چاهیان: به گویش کُرمانجی پایند بودم

اگر بخواهم توضیحاتی را در ارتباط با بخش آهنگسازی خدمت شما عرض کنم باید بگویم که به هر حال قرار بود من اثری را آهنگسازی کنم که براساس موسیقی شمال خراسان باشد، بنابراین باید بعد از آوانویسی و تجزیه و تحلیل موسیقی آن منطقه، عناصر ساختاری مورد نیاز برای ساخت یک اثر را هم بررسی می کردم که این عناصر ساختاری شامل موارد بی شماری هستند که تعدادی از آن ها را عرض می کنم؛ یکی این که من باید ویژگی های موسیقیایی نغمات را از منظر جملات، موتیف های آوازی، الگوهای کشش، ریتم و متر بین عناصر سازنده جملات، تکنیک های آوازی، سیر حرکت ملودیک و دیگر عناصر را بررسی می کردم؛ مورد دیگر آن بود که چگونه تم های موسیقی شمال خراسان را استفاده کنم و آن ها را گسترش دهم و نکته بعدی این است که فرم قطعه باید در ارتباط با ساختار روایی نغمات شکل می گرفت و باید این موارد در درون مایه نغمات بررسی می شد.

از روزهای گذشته…

میلانی: سالهاست رهبر دائم نداریم

میلانی: سالهاست رهبر دائم نداریم

دانشجویان دانشگاه هایی علمی کاربردی از بابک میلانی به عنوان یکی از بهترین و جدی ترین استادان یاد میکنند؛ تحولاتی که میلانی با نوع نگاه خود در سیستم آموزشی دانشگاه های علمی کاربردی بوجود آورده، روش دید و تحلیل دانشجویان را مورد تغییراتی خاص قرار داده است. میلانی خواننده سابق گروه کر فرهنگسرای بهمن بوده و امروز در مقام رهبر این گروه کر است و به سنت دیگر کر های فرهنگسراهای تهران، در جشنواره موسیقی فجر شرکت دارد.
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گفته شد که اگر این تعریف (یا مشابه آن) مورد قبول باشد تاثیر چنین شاخه‌ای از فلسفه بر نقد بسیار روشن است؛ احکام و گرایش‌های زیباشناختی پایه‌ی ارزیابی‌های نقادانه قرار می‌گیرند و البته گاه هم از طریق کنش نقد دگرگون می‌شوند. گفتمان زیباشناختی با تکیه بر این تعریف‌ها از گفتمان:
نگاهی دیگر به موسیقی پاپ جهان

نگاهی دیگر به موسیقی پاپ جهان

موسیقی پاپ ژانری از موسیقی مردمی یا عامه پسند است که با موسیقی کلاسیک، موسیقی هنری و موسیقی فولکورتفاوت دارد. در حقیقت این واژه بیانگر مشخصه هایی چون سبک خوانندگی سرشار از احساسات، ترانه هایی عموما با مضامین عاطفی، ریتم های ضربی، ملودی های پیش پاافتاده، هارمونی های آسان و ساختاری تکراری است، به گونه ای که مردم عادی به راحتی آن را درک و ارتباط لازم را با آن برقرار می نمایند.
گوشهای دقیق باخ

گوشهای دقیق باخ

معروف است که Bach بزرگ، دارای گوشهای بسیار تیز و حساسی بود بگونه ای که کوچکترین اختلاف در pitch یا فرکانس یک نت موسیقی را میتوانست تشخیص دهد. این بود که در زمان حیاتش وی تنها کسی بود که برای آزمایش سازهای جدید انتخاب میشد.
“موسیقی همه زندگی من است” (VII)

“موسیقی همه زندگی من است” (VII)

در بولونا هنگامی که سارا آغاز به خواندن کرد تعداد کمی از تماشاچیان شروع به تشویق کردند اما دیگر حضار با صدای “ششش” سعی در برقراری سکوت داشتند. پس از آن سکوتی بسیار سنگین تا پایان آخرین آهنگ در فضا مستولی شد و پس از آن بود که تشویق آنان که تا آن لحظه نگهداشته شده بود مثل بمبی صدا کرد، بسیار فوق العاده بود.
نگاهی به«پانزده آوای بومی» از ایرج صهبایی

نگاهی به«پانزده آوای بومی» از ایرج صهبایی

با پرسش آغاز میشود ، با پرسشی منعکس در دالان تودرتوی تاریخ موسیقی این سرزمین پرسشی که دستکم ۸۰ سال است اهل اندیشه و هنر این سرزمین را به خود مشغول داشته است و همچنان بی پاسخ، از این قدمت و آن نبود پاسخ چه باک – مگر نه اینکه بیشتر سوالات اساسی نوع بشر از روز اول تا کنون چنین اند .
نوربخش: رسالت استاد، پرورش هنرمند در نوازندگی است

نوربخش: رسالت استاد، پرورش هنرمند در نوازندگی است

من معتقدم هنر در جریان آموزش نوازندگی باید به تدریج در فرد پرورش یابد؛ در صورتی نوازندگی دارای ویژگی ها و شاخصه های هنری می گردد که در طی دوران و سالیان آموزش ساز، در این زمینه برای شخص تلاش شده باشد و در واقع این امر را یک روند تدریجی می دانم و در این راستا فکر می کنم کلاس نوازندگی، صرفا نباید به کلاس تدریس “تکنیک نوازندگی” ساز تبدیل شود.
گفتگوی هارمونیک هفت ساله شد

گفتگوی هارمونیک هفت ساله شد

امروز هفتمین سال تولد “گفتگوی هارمونیک” است. در مدت هفت سال فعالیتمان توانستیم ۲۵۸۶ مطلب موسیقی تهیه کنیم و روزانه به نظر شما برسانیم. از این تعداد مطلب انتشار یافته روی سایت، ۲۰۷ مطلب در زمینه موسیقی جز و بلوز، ۱۴۸ مطلب در زمینه موسیقی راک، ۸۱ مطلب در زمینه فیزیک و مهندسی موسیقی، ۶۱ مطلب در زمینه موسیقی فیلم، ۶۴ مطلب در زمینه موسیقی ملل، ۱۹۲ مطلب در زمینه موسیقی معاصر، ۸۱۷ مطلب در زمینه موسیقی کلاسیک غربی، ۷۵۹ مطلب در زمینه موسیقی کلاسیک ایرانی، ۶۵ مطلب در زمینه مبانی نظری موسیقی کلاسیک، ۱۱۰ مطلب در زمینه مصاحبه و گفتگو، ۳۷۳ مطلب عمومی موسیقی، ۲۸۱ مطلب در زمینه نقد و بررسی موسیقی، ۱۵۹ خبر موسیقی، ۷۵ مطلب در مورد تئوری جز، ۲۳۹ مطلب در مورد دانستنیهای موسیقی، ۳۵۱ مطلب در مورد ساز و نوازندگی تهیه شده است.
یادی از خانواده داوید

یادی از خانواده داوید

جمعه ۳۰ دی توماس کریستین داوید آهنگساز، رهبر ارکستر و معلم بزرگ موسیقی کلاسیک درگذشت. داوید فرزندی از یک خانواده هنرمند بود، پدر برادر و همسرش همه از هنرمندان خوشنام بودند. ولی نکته ای که باعث محبوبیت داوید در میان هنرمندان موسیقی ایران شده، سالها تدریس و تلاش او برای ارتقا موسیقی کلاسیک در بین ایرانیان است.
روش سوزوکی (قسمت بیست و سوم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و سوم)

با وجود تمرین‌های پیوسته و فشرده ی دائم او توانست از پنج تمرین، چهارتای آنها را به انجام برساند و در صورت بروز حتی یک اشتباه باید دوباره همه را از اول شروع می‌کرد و اتفاقاً همین تکرارهای مداوم بود که‌ توانست به او اطمینان و استحکام ببخشد. “در جواب سوال تو سرآرشه را می‌بینی درسته؟” همیشه جواب می‌داد “بله من می‌بینم.” این جواب چه معنی می‌داد؟ بعضی وقت‌ها واقعاً اشک در چشمان من جمع می شد وقتی که می‌دیدم از دهان کوچولوی تائیچی، کودکی که این جهان را نه می‌توانست ببیند و نه می‌شناخت، بطور ناخودآگاه چنین پاسخی برمی آید.