مرروی کوتاه بر تاریخ نگاری موسیقی ایرانی از ۱۳۰۰ تاکنون (I)

مرروی کوتاه بر تاریخ نگاری موسیقی ایرانی از ۱۳۰۰ تاکنون *
اگر تاریخ نگاری را ثبت احوال جامعِ رویدادهای گذشته بدانیم و تاریخ نگاری موضوعی در حوزه‏ ی موسیقی را بررسی و بیان مبدأ و ریشه‏ های شکل ‏گیریِ مکاتب و سبک ‏ها همراه با بیان جزئیات فنی موسیقی و رخدادهای شکل دهنده به جریان‏ها در کنار توجه به زندگی افراد تأثیرگذار بر رویدادهای ریز و درشت در این عرصه؛ در نتیجه می‏ توان گفت در ایران تاکنون، جز یک اثر که تقریباً با این تعبیر همخوانی دارد، ما اثری مانند «تاریخ موسیقی آکسفورد» (چند جلدی) و یا چنان که در غرب وجود دارد به صورت موضوعات خُردتر «تاریخ موسیقی غرب»، «تاریخ موسیقی کلاسیک»، «تاریخ موسیقی راک» و امثالهم نداریم (به عنوان نمونه بنگرید به زیگلر ۱۳۹۴).


تاریخ موسیقی ایران در قبل از اسلام با حدس و گمان‏ های غیرعلمی همراه است و چیز دندان‏ گیری جز برخی تحقیقات باستان‏ شناسانه در مورد سازها و آثار به جای مانده از تمدن‏ های بین‏ النهرین به همراه چند جمله نقل قول از مورخین یونانی که نشانگر مورد خاصی نیست، دستگیر نمی‏ شود. اما پس از اسلام، که آثار مکتوبی کم کم پدید آمدند، تاریخ موسیقی ایران با تاریخ موسیقی سرزمین‏ های همجوار و اقوام و ملل متنوعی پیوند خورده است به طوری که موسیقی این مناطق در دانش موسیقی ‏شناسی به نام موسیقی ایرانی- عربی- ترکی شناخته می‏ شود و صد البته دارای دوره‏ های مختلف و مکاتب متنوعی است.

جدای موسیقی‏های مناطق مختلف سرزمین‏ های اسلامی تاریخ موسیقی مکتوب و تا حدودی رسمی شاملِ موسیقی‏ های دربارها و موسیقی‏دانان ساکن در شهرهای بزرگ و وابسته به مراکز قدرت است.

به غیر از تاریخ‏ نگاری‏ های قدیمی که در قالب تذکره نویسی‏ ها و یا بیان حکایات و اخبار از موسیقی‏دانان و احوال ایشان به صورت غیرتخصصی و اغلب همراه با اطلاعات اغراق آمیز آمده است، از جمله معروفترین آنها الاغانی نوشته ی ابوالفرج اصفهانی است، باید نگارش تاریخ موسیقی در ایران، به شکلی اندک اندک نظام‏ مند و دارای اصول پژوهشی، را به قرن اخیر محدود کرد و در همین مورد باید گفت که هرچه به سال‏های اخیر نزدیک می‏ شویم متون تخصصی‏ تر و روشمندتر از لحاظ اصول روش تحقیق شده ‏اند که در ادامه به معرفی اجمالی آنها خواهم پرداخت. همین جا اضافه کنم که نوشتن مقالات کوتاه جهت روشن کردن مواردی در تاریخ موسیقی یا معرفی موسیقیدان و یا آثارش را من جزو تاریخ نگاری نظام‏ مند در نظر نگرفته ام.

در دوره‏ ی قبل از انقلاب ایران که معمولاً به دو قسمت تقسیم می ‏شود و دروه‏ ی ابتدایی را پهلوی اول می‏ نامند، هیچ کتابی در زیمنه‏ ی تاریخ موسیقی در ایران به چاپ نرسیده است و انتشارات در این زمینه با مقالاتِ کوتاه در دوره‏ ی پهلوی دوم درباره‏ ی تاریخ موسیقی در نشریات آغاز شد. سپس تنها یک رساله‏ ی مختصر در سال ۱۳۲۹ با عنوان «تاریخ مختصر موسیقی ایران» توسط لطف الله مفخم پایان منتشر می‏ شود. اما اولین جلد از کتاب «سرگذشت موسیقی ایران» نوشته‏ ی روح الله خالقی که دوره‏ های اخیر از تاریخ موسیقی را تقریباً جامع و مستند بررسی کرده بود، در سال ۱۳۳۳ شمسی منتشر شد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

من این نوع دیدگاه گسترش هارمونی را در هفت متد اصلی دسته بندی و خلاصه می کنم که در جای خود در باره ی هر کدام صحبت می کنم. این متد ها عبارتند از:

اولین دکتر موسیقی (I)

حســین ناصحی در سال ۱۳۰۴ در خانواده ای هنردوست به دنیا آمد. مادرش از شاگردان استاد درویش خان بود و تار می نواخت. به همین جهت ذوق موسیقی او از اوان کودکی پرورش یافت. وی از ســن ۱۴ سالگی با ورود به هنرستان عالی موسیقی و انتخاب ساز ترومبون زیر نظر اســتاد چک «ژوزف اسالدک» مشغول تحصیل گردیــد و پس از مــدت کوتاهی به همکاری با ارکســتر رادیو به سرپرستی پرویز محمود پرداخت. او جزو شاگردان ممتازی بود که به دعوت دولت ترکیه و با بورســیه هنرستان برای ادامه تحصیل روانــه آنکارا گردید و در آنجا زیر نظر اســتاد «کاظم آکســس» از شاگردان برجســته «بلا بارتوک» آهنگساز شهیر مجارستان به همراه دوست دیرینه اش ثمین باغچه بان به فراگیری آهنگسازی پرداخــت.

از روزهای گذشته…

آستور  پیازولا آهنگساز برجسته  nuevo tango (قسمت دوم)

آستور پیازولا آهنگساز برجسته nuevo tango (قسمت دوم)

در سال ۱۹۵۳ به اصرار Ginastera، پیازولا سمفونی “Buenos Aires” خود را در یک مسابقه آهنگسازی شرکت داد و به عنوان جایزه از طرف دولت فرانسه موفق به دریافت بورسیه تحصیلی در پاریس، نزد Nadia Boulanger آهنگساز و رهبر ارکسترشد. Boulanger در مدت کوتاهی زندگی پیازولا را متحول کرد، او خود در این باره می گوید:
اپرای لیلی و مجنون (II)

اپرای لیلی و مجنون (II)

به خاطر می آورم که آن شب ماردم را خیلی اذیت کردم! بیش تر از آن پرده سیاه شاکی بودم، نمی توانستم صحنه را به خوبی ببینم و از او سؤال هایی درباره داستان اپرا می پرسیدم. حواستان باشد که ما مثل بچه های امروزی با تلویزیون و رادیو و تئاتر بزرگ نشدیم، در نتیجه آنچه بر روی صحنه رخ می داد کاملا واقعی جلوه می کرد!
یک تم و چند تنظیم (Sabre dance)

یک تم و چند تنظیم (Sabre dance)

رقص شمشیر موومانی از باله گایانه (Gayane) اثر آرام خاچاطوریان است که در سال ۱۹۴۲ تنظیم آن به پایان رسیده ، این قطعه متشکل از رقص های دسته جمعی است که اجرا کنندگان آن مهارت های خود با شمشیر را به معرض نمایش می گذارند. ریتم بسیار مهیج این اثر سبب شد که در کنسرت های متعدد به کرات اجرا شود و اقتباس های گوناگون این قطعه آن را از جایگاه ویژه ای در موسیقی عوام برخوردار نموده است.
گزارشی از همایش “نگرشی نو به ساختار ساز نی”

گزارشی از همایش “نگرشی نو به ساختار ساز نی”

همایش”نگرشی نو به میراث ساختار ساز نی” که چندی پیش در سالن آمفی تئاتر سازمان میراث فرهنگی کشور با همکاری علیرضا قندریز(دبیر انجمن های میراث فرهنگی) و با همت انجمن دوستداران فرهنگ و هنر ایران و سایت www.HarmonyTalk.com و با حضور اساتید وصاحب نظران موسیقی و به بهانه ارائه گزارشی از ۴۰ سال تلاش دکتر حسین عمومی در راه تکامل سازهای موسیقی ایرانی برگزار شده بود.
مرور آلبوم «باغ بی برگی»

مرور آلبوم «باغ بی برگی»

زبان اصالت برای مدرنیست‌ها یا آهنگسازان «موسیقی معاصر» ما معادل منطق زبانی است. عمدتاً گنجینه‌ی از پیش موجود دستگاهی را می‌کاوند تا بخشی از منطقش را در بستری آشنازدایی‌شده به‌کارگیرند و موسیقی به‌راستی پیشرو بیافرینند. برای بعضی (که بیشتر در خارج از ایران کار و زندگی می‌کنند) همین برداشت ماده‌ی اولیه کافی است. ماده‌ای که برداشته‌اند یا منطقی که ترکیب کرده‌اند به‌قدر کافی ناآشنا هست که «مدرن» بنماید. اما برخی دیگر از این پله فراتر می‌روند. درک و جذب منطق زبانی و توان تکلم با آن ولو با کلماتی که از آنِ همان زبان نیست، هدفشان می‌شود (گرچه گاه ناخودآگاه). آنها در پی چیرگی نوآورانه بر منطق کهن و تصعید آن به جهانی نو هستند.
بن بست تحقیقات روی جمجمه موتسارت

بن بست تحقیقات روی جمجمه موتسارت

محققین روز یکشنبه هفته جاری (۸ ژانویه) اعلام کردند، نتوانسته اند بطور قطع ثابت کنند جمجمه ای که از سال ۱۹۰۲ در موزه اتریش قرار دارد، متعلق به ولفگانگ آمادئوس موتسارت موسیقیدان برجسته قرن هجدهم است یا خیر.
از آخرین نوازنده تا اولین آهنگ‌ساز (I)

از آخرین نوازنده تا اولین آهنگ‌ساز (I)

هنر موسیقی تاریخی ویژه‌ی خود دارد، از ظهور خواننده تا نوازنده و از آن تا ظهور شخصیت قدرت مند آهنگ‌ساز سه مرحله‌ی مهم از عرصه‌ی هنر موسیقی است. تنها با ظهور آهنگ‌ساز که تفریبا هم‌زمان با ظهور زبان موسیقی بود، این هنر توانست عرصه‌ای از نقد اثر را برای سازنده‌اش فراهم سازد. روندی که منجر به تنوع و تکامل حیرت‌انگیزی در تولید آثار این هنر شد. در ایران خودمان هرچند که هنوز جدال‌های خواننده با نوازنده به‌ پایان نرسیده و در حالی‌که خواننده می‌تواند به مقامات عالی برسد، هنوز هم نوازنده ناچار است در پس پرده ساز را به‌دست گیرد، در دوره‌ای خاص به همت هنرمندانی چون وزیری و خالقی بارقه‌هایی از عصر آهنگ‌سازی پدید آمد، به‌طوریکه می‌توان چنین گفت که خالقی اولین آهنگ‌ساز حرفه‌ای کامل در کشورمان گردید. او تماما به‌عنوان یک آهنگ‌ساز شهرت پیدا کرد، هرچند که وزیری شایسته‌ی آن‌ است که آغازگر این راه باشد، اما وزیری هم بیشتر به‌عنوان یک نوازنده‌ی تار مشهور شده بود.
انتشار یک نشریه پژوهشی جدید در حوزه‌ی موسیقی

انتشار یک نشریه پژوهشی جدید در حوزه‌ی موسیقی

به تازگی نشریه مهرگانی که دوفصلنامه‌ای پژوهشی است، به صورت رایگان و الکترونیکی منتشر شده است. برای آشنایی با این نشریه از زبان پدیدآورندگانش نوشته‌ی کوتاهی که برای شرح روندها و دلایل انتشار چنین نشریه‌ای، در ابتدای آن آورده‌اند در اینجا مجددا منتشر شد. علاقه‌مندان می‌توانند مهرگانی را از آدرس www.mehregani.ir دریافت کنید.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XVIII)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XVIII)

الگار این کنسرتو را در سال ۱۹۱۹ پس از پایان جنگ جهانی نگاشت. با بدبینی حاصل از تـخریب و نابودی به بارآمده توسط جنگ، الگار بر این باور بود که اروپای کنونی دیگر بسآن اروپای قبل از جنگ نخواهد شد. اولین واکنش او به جنگ ننوشتـن موسیقی در طی آن چهار سال بود. سپس، از اکتبر ۱۹۱۸ تا اکتبر سال بعد، او قریحه ی خود را صرف چهار اثر نمود که در زمره ی بهترین آثار وی جای می گیرند. سه اثر ابتدایی که آثار “مـجلسی” نام گرفته و اثر چهارم وی، هـمین کنسرتوی ویلنسل می باشد. این کنسرتو، گویی سوگ الگار برای جهان از دست رفته می باشد.
شاید چنین باشد، شاید (II)

شاید چنین باشد، شاید (II)

رنگ‌آمیزی دور از ذهن اولین مشخصه‌ی سوگواری «چکناواریان» است. دور کردن تکنوازان تالار رودکی («فرامرز پایور» و …) از صدادهی (۵) خاصی که در حافظه‌ی شنوندگان موسیقی ایرانی به خوبی ثبت شده کاری دشوار است که چکناواریان به درستی از عهده‌ی آن برآمده. آشنازدایی از موسیقی نوازندگانی که در دوره‌ی اجرای این اثر از مشهورترین‌ها بوده‌اند تا حدودی بر اثر غرابت ماده‌ی موسیقایی و تا حدودی نیز بر اثر تکنیک‌ها و رجیستر اجرایی نامانوس (نسبت به موسیقی دستگاهی که این گروه اجرا می‌کرد) به وجود آمده (به‌خصوص در مورد قیچک).