چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (I)

تئودور آدورنو (۱۹۰۳ - ۱۹۶۹)
تئودور آدورنو (۱۹۰۳ - ۱۹۶۹)
نظری بر “صنعت فرهنگ سازی” تئودور آدرنو
(مقاله ی “درباره ی موسیقی عامه پسند”)
اشاره:
از آنجا که نمی توان آرای آدرنو پیرامون موسیقی عامه پسند را بدون در نظر گرفتن نوشته های او و هورکهایمر زیر عنوان “صنعت فرهنگ سازی: روشنگری به مثابه فریب توده ای” در کتاب ” دیالکتیک روشنگری “، به دقت مورد بررسی قرار داد، سعی شده است تا متن اصلی مقاله (مقاله ی:درباره ی موسیقی عامه پسند) با نوشته هایی از کتاب “دیالکتیک روشنگری” همراه شود تا نظرات آدرنو روشن تر شود.

لازم به ذکر است که از نوشته های آدرنو در “on jazz”به منظور مکملی برای نظرات او درباره ی موسیقی جَز در اصل مقاله (مقاله ی درباره ی موسیقی عامه پسند) کمک گرفته شده است.

همچنین شیوه ی نوشتار بصورتِ «متن و حاشیه» منظم شده است؛ یعنی در قسمت “متن” اصلِ نوشته های آدرنو را بُرش داده ام تا خواننده مجبور به خواندن همه ی مقاله ی آدرنو نباشد، و در قسمت “حاشیه” نقدها و تجدید نظرهای وارد بر این برش را نوشته ام.

خلاصه ای از اصل مقاله:
صرفنظر از یادداشت های مترجم در ابتدای مقاله که زندگی نامه ی آدرنو، چگونگی شکل گیری مکتب فرانکفورت، آرای آدرنو درباره ی موسیقی و نظریه ی صنعت فرهنگ سازی را شامل می شود؛ خلاصه ی متن اصلی مقاله بدین شرح است:
آدرنو در ابتدا اظهار می کند که قصد دارم تا با تعابیر موسیقایی و نیز اجتماعی دقیق، مرز بین موسیقی جدی و عامه پسند را روشن کنم و به این منظور به جای دنبال کردنِ ردّ موسیقی عامه پسند و خاستگاه تاریخی آن، به بررسی موسیقی عامه پسند همچون پدیده ای پیشارو و حاضر می پردازم.

سپس به مقایسه ی ساختار موسیقاییِ هر یک از این دو گونه موسیقی می پردازد. به عقیده آدرنو «استاندارد سازی» در موسیقی عامه پسند، هم در ویژگی های کلیِ فرم و هم در جزئیات (مانند بداهه نوازی، حالات و حتی انواع موسیقی عامه پسند) اتفاق افتاده است. عامل اصلی این استاندارد سازی همان “صنعت فرهنگسازی” است که در ادامه به عنوان سیر اصلی مقاله ی آدرنو کاملا مشهود است. در ادامه ی این مبحث آدرنو سمفونی هفتم بتهوون را از لحاظ فرم (هم در کل و هم در جزء) با نمونه های موسیقی عامه پسند مقایسه می کند که جای بحث و بررسی دارد و به آن خواهیم پرداخت.

در بخش دوم مقاله، استانداردسازی از جنبه ی اجتماعی ـ سیاسی آن مورد بررسی قرار گرفته است که انتقادهای معروف آدرنو به صنعت فرهنگسازی، بدنه ی اصلی این بخشرا تشکیل می دهد. به عنوان مثال نقدهای آدرنو به پیچیدگی های ظاهری و مصنوعیِ موسیقی جَز، و یا روانکاوی آدرنو از شخصیت شنونده در مواجهه با موسیقی عامه پسند! و حمله های او به سیاست های فرهنگی در تولید آثار موسیقی(چگونگی تولید آت و اشغال!) و … . واژه های “تقلید” و “تبلور” و “انجماد” به عقیده ی آدرنو نقش اصلی را در تولید آثار موسیقی عامه پسند بازی می کنند که به آنها خواهیم پرداخت.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پیروزی قهرمان نامراد

هیچ مبالغه ای درکار نخواهد بود اگر بگوییم که تاریخ موسیقی کشورما، به قبل و بعد از علی نقی وزیری تقسیم می شود، تاریخی که عملا هنوز نوشته نشده است. تاریخی که از گسستگی های فراوان دوره های تاریک و خالی از هرگونه اطلاع و دوره های پربار و کم سند و کم استناد، انباشته شده است.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (VII)

موسیقی‌های انتخاب‌شده از سوی من برای این نوشته عبارت‌اند از: «بوی خوب گندم» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌ی «شهیار قنبری» و صدای «داریوش اقبالی»، «پُل» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌سرایی «ایرج جنتی عطایی» و صدای «فائقه آتشین»، «هفته‌ی خاکستری» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌سرایی شهیار قنبری و صدای «فرهاد مهراد»، «اسمر اسمر‌جانم» و «بارون بارون» از ترانه‌های فولکلور ایرانی با تنظیم واروژان و صدای «پریرخ شاه‌یلانی» (پری زنگنه).

از روزهای گذشته…

موسیقی در کوهستان

موسیقی در کوهستان

اگر بتاریخ بنگریم بی شک مظاهر طبیعت را اولین مربی بشر در زمینه هنرمییابیم خصوصا در هنر موسیقی که بسیاری از مورخان و محققان اولین آموزگار موسیقی را اصوات طبیعت میدانند.
گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

در اینجا توسط عباس خدایاری در مورد (Discussion) در نوشتارهای علمی و رابطه‌ی آن با چنین جدل‌هایی، پرسشی مطرح شد با این مضمون که چرا در آن موارد گفتگوی مطرح شده بسیار شفاف و با در نظر گرفتن تمامی جوانب کارهای گذشتگان و … است؟ مدرس کارگاه پاسخ داد که به نظر وی بخشی از ین تفاوت به سطح کیفی بعضی نقدهایی که می‌شناسیم و بخشی دیگر به اختلاف میان کارکردها و زبان نقد و مقاله‌ی علمی بازمی‌گردد.
“رازهای” استرادیواری (I)

“رازهای” استرادیواری (I)

مقاله ای که در حال حاضر شاهد آن هستیم مقدمه ای است از ترجمه کتاب با ارزش و گرانبها اثر SIMONE .F. SACCONI که توسط انتشارات ERIC BLOT به چاپ رسیده و توسط ANDREW DIPPER و CRISTINA RIVAROLI به زبان انگلیسی ترجمه شده است.
برنامه ریزی بخش های تمرین (I)

برنامه ریزی بخش های تمرین (I)

در بسیاری از موارد دلیل انجام کارهای خلاقانه نوع برنامه ریزی تمرین شما خواهد بود. یک برنامه ریزی موثر شما را برای دستیابی به اهداف موسیقایی تان یاری می کند و همچنین برنامه ریزی اشتباه موزسین را به سمت تمرین نامنظم و بی فایده و یا تجربه های آسیب زا می کشاند. بنابراین این بخش ۵ راهنمای تمرین را پیشنهاد می کند تا همچنین موضوعات مرتبط با مدیریت تمرین را نیز مطرح کند.
نواختن یکدست

نواختن یکدست

گاهی می بینیم نوازندگان ویلن در ایران، با وجود سابقه زیاد در نوازندگی این ساز هنوز اشکالات ابتدایی در نوازندگی (از نت خوانی گرفته تا استیل) دارند که این موارد در کتابهای آموزشی ویلن ذکر شده ولی اکثرا” بخاطر بی دقتی این نوازندگان هنگام تمرین این کتابها و عدم آموزش صحیح از طرف هنرآموز این مشکلات با نوازنده باقی می مانند.
کوتاه از «نوربرت کرفت» و زیست گیتاری‌اش

کوتاه از «نوربرت کرفت» و زیست گیتاری‌اش

نوربرت کرفت (Norbert Kraft) گیتاریست، آهنگساز، معلم و صدابردار کانادایی در سال ۱۹۵۰ در کشور اتریش به دنیا آمد. او اولین نوازنده از کشورهای آمریکای شمالی است که موفق به کسب جایزه‌ی آندرس سگوویا شده است. این رویداد در سال ۱۹۸۵ در شهر مایورکای اسپانیا رقم خورد. همین عنوان باعث شهرت او در میان گیتاریستهای هم‌نسلش شد. کرفت ۱۰ سال قبل‌تر هم برنده‌ی مسابقه‌ی رادیوی کانادا شده بود.
رحمت الله بدیعی: می گویند ذوحیاتین هستی!

رحمت الله بدیعی: می گویند ذوحیاتین هستی!

در سال ۱۳۸۷ تصمیم داشتم با هنرمند با ارزش و یگانه موسیقی ایرانی، رحمت الله بدیعی مصاحبه ای داشته باشم. از طریق فرید دهدزی با همنواز و دوست قدیمی ایشان هوشنگ ظریف تلفن ایشان را به دست آوردیم و مصاحبه ای را ترتیب دادیم. به این سبب که هیچ نمونه ضبط شده ای از نوازندگی ایشان در سبک غربی وجود نداشت، در آن زمان قرار شده بود قطعاتی را بنوازند و ضبط کنند که به دلیل مشکلات جسمی شان این امکان فراهم نشد. حدود یکسال بعد بدون اجازه نگارنده، این مصاحبه با اشکالاتی موسیقایی و تایپی در یکی از مجلات منتشر شد. امروز نسخه اصلاح شده این مصاحبه در سایت به انتشار می رسد.
یک اتفاق خوب

یک اتفاق خوب

در وانفسای کنونی ِ رکود ظهور و بروز موسیقی های خوب، گاه اتفاق هایی هرچند کوچک، می تواند دلگرم کننده و فرخنده باشند. یکی از این اتفاق ها، سلسله برنامه هایی کوچک و به نسبت خودمانی بود که در اولین روزهای سال نو در شهر کرمانشاه برگزار شد؛ برنامه ای با عنوان «چهار روز با موسیقی»، در «کافه گالری آذرستان». نوشته ی حاضر، گزارش و توصیفی است مختصر از آنچه در این چهار روز به اجرا درآمد. این برنامه ها به ترتیب در روزهای سوم، چهارم، پنجم و ششم فروردین ارائه شد.
کنسرتوی رموز

کنسرتوی رموز

کلارینت، تمی ساده و زیبا را، تنها با اجرای شش نت، می نوازد. بزودی، اولین تجربه به اوج رسیدن تم اول، با پیوستن بادی ها و زهی ها آغاز می گردد و در کوتاه زمانی، شنونده همراه با ارکستر، سرگردان درموج این موسیقی جابجا می گردد.
مروری بر آلبوم «باد»

مروری بر آلبوم «باد»

جز این دشوار است بتوان از شنیدنِ «باد» توشه‌ی دیگری بربست: سوسویِ گاه به گاهِ بارقه‌هایی از ذوق، در خلقِ یک انگاره‌ی ملودیک-ریتمیک؛ که می‌تواند دستمایه‌ی جور کردنِ یک قطعه برای سه‌تار باشد. سه‌تارنوازی در «باد» درهم‌آمیختنِ چند آموخته‌ی معدود است: چند روالِ مُدالِ نخ نما، چند وزن شتابان در روندی ثابت، چند نوع ناخن‌زدن (مضراب)… و بالاتر از/ و در نتیجه‌ی همه‌ی این‌ها، «باد» به جِدّ، مشکل آهنگسازی دارد. قطعه‌ها به طرز شگفت‌انگیزی در تکرارِ همان انگاره‌ی اولیه می‌مانند و لابلای سر و صدای شلوغِ اودو و تنبک به سر می‌رسند.