گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (I)

از آنجا که نمی توان آرای آدرنو پیرامون موسیقی عامه پسند را بدون در نظر گرفتن نوشته های او و هورکهایمر زیر عنوان “صنعت فرهنگ سازی: روشنگری به مثابه فریب توده ای” در کتاب ” دیالکتیک روشنگری “، به دقت مورد بررسی قرار داد، سعی شده است تا متن اصلی مقاله (مقاله ی:درباره ی موسیقی عامه پسند) با نوشته هایی از کتاب “دیالکتیک روشنگری” همراه شود تا نظرات آدرنو روشن تر شود.

نظری بر “صنعت فرهنگ سازی” تئودور آدرنو
(مقاله ی “درباره ی موسیقی عامه پسند”)
اشاره:
از آنجا که نمی توان آرای آدرنو پیرامون موسیقی عامه پسند را بدون در نظر گرفتن نوشته های او و هورکهایمر زیر عنوان “صنعت فرهنگ سازی: روشنگری به مثابه فریب توده ای” در کتاب ” دیالکتیک روشنگری “، به دقت مورد بررسی قرار داد، سعی شده است تا متن اصلی مقاله (مقاله ی:درباره ی موسیقی عامه پسند) با نوشته هایی از کتاب “دیالکتیک روشنگری” همراه شود تا نظرات آدرنو روشن تر شود.

لازم به ذکر است که از نوشته های آدرنو در “on jazz”به منظور مکملی برای نظرات او درباره ی موسیقی جَز در اصل مقاله (مقاله ی درباره ی موسیقی عامه پسند) کمک گرفته شده است.

همچنین شیوه ی نوشتار بصورتِ «متن و حاشیه» منظم شده است؛ یعنی در قسمت “متن” اصلِ نوشته های آدرنو را بُرش داده ام تا خواننده مجبور به خواندن همه ی مقاله ی آدرنو نباشد، و در قسمت “حاشیه” نقدها و تجدید نظرهای وارد بر این برش را نوشته ام.

خلاصه ای از اصل مقاله:
صرفنظر از یادداشت های مترجم در ابتدای مقاله که زندگی نامه ی آدرنو، چگونگی شکل گیری مکتب فرانکفورت، آرای آدرنو درباره ی موسیقی و نظریه ی صنعت فرهنگ سازی را شامل می شود؛ خلاصه ی متن اصلی مقاله بدین شرح است:
آدرنو در ابتدا اظهار می کند که قصد دارم تا با تعابیر موسیقایی و نیز اجتماعی دقیق، مرز بین موسیقی جدی و عامه پسند را روشن کنم و به این منظور به جای دنبال کردنِ ردّ موسیقی عامه پسند و خاستگاه تاریخی آن، به بررسی موسیقی عامه پسند همچون پدیده ای پیشارو و حاضر می پردازم.

سپس به مقایسه ی ساختار موسیقاییِ هر یک از این دو گونه موسیقی می پردازد. به عقیده آدرنو «استاندارد سازی» در موسیقی عامه پسند، هم در ویژگی های کلیِ فرم و هم در جزئیات (مانند بداهه نوازی، حالات و حتی انواع موسیقی عامه پسند) اتفاق افتاده است. عامل اصلی این استاندارد سازی همان “صنعت فرهنگسازی” است که در ادامه به عنوان سیر اصلی مقاله ی آدرنو کاملا مشهود است. در ادامه ی این مبحث آدرنو سمفونی هفتم بتهوون را از لحاظ فرم (هم در کل و هم در جزء) با نمونه های موسیقی عامه پسند مقایسه می کند که جای بحث و بررسی دارد و به آن خواهیم پرداخت.

در بخش دوم مقاله، استانداردسازی از جنبه ی اجتماعی ـ سیاسی آن مورد بررسی قرار گرفته است که انتقادهای معروف آدرنو به صنعت فرهنگسازی، بدنه ی اصلی این بخشرا تشکیل می دهد. به عنوان مثال نقدهای آدرنو به پیچیدگی های ظاهری و مصنوعیِ موسیقی جَز، و یا روانکاوی آدرنو از شخصیت شنونده در مواجهه با موسیقی عامه پسند! و حمله های او به سیاست های فرهنگی در تولید آثار موسیقی(چگونگی تولید آت و اشغال!) و … . واژه های “تقلید” و “تبلور” و “انجماد” به عقیده ی آدرنو نقش اصلی را در تولید آثار موسیقی عامه پسند بازی می کنند که به آنها خواهیم پرداخت.

احمد جعفری

۱ نظر

بیشتر بحث شده است