چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (II)

تئودور آدورنو (۱۹۰۳ - ۱۹۶۹)
تئودور آدورنو (۱۹۰۳ - ۱۹۶۹)
“فردی سازی دروغین” عنوان بعدی است. در این قسمت آدرنو بیان میکند که به شکل نامحسوسی به شنونده ی موسیقی عامه پسند حقِ انتخاب داده می شود در حالی که این حق انتخاب مصنوعی است و فقط دایره ی محدودیت شنونده کمی بزرگتر شده است (مانند افزایش تعداد گروه ها توسط صنعت فرهنگ سازی در آژانس های تبلیغاتی و یا تمجید از نت های مضطرب و فالشِ موسیقی جَز!). در دیدگاه آدرنو این بخش در اصل نوعی معتبر سازی دروغینِ موسیقیِ عامه پسند است.

مفهوم “اوقات فراغتِ” شنونده، موضوع چالش برانگیزی است که با نظرات تند و تیز آدرنو همراه است. چارچوب ذهنیِ شنونده ی موسیقی عامه پسند از دید آدرنو، حواس پرت و بی مبالات و گیج و پریشان است! این ذهن آشفته مورد سوء استفاده ی تولیدکنندگان قرار می گیرد: توده ها این آت و اشغال ها را می خواهند!

لذت رخوت انگیز و به دور از ژرف اندیشی و تمرکزِ کارگران کارخانه، پناه بردن از دشواری های روزمره ی آنها به موسیقی تخدیر کننده و نکاتی دیگر از این دست، همگی مورد سرزنش آدرنو هستند. اوقات فراغت مردم همچون ابزاری کارآمد توسط صنعت فرهنگ سازی مورد سوء استفاده قرار می گیرد.

به عنوان پایانِ مقاله آدرنو نتیجه می گیرد، که توده بیشتر جذب فرآیند های اجتماعیِ موسیقی شده تا خودِ موسیقی و نام آن را “ساروج اجتماعی” می گذارد یعنی: خود مختاری موسیقی از میان می رود و گونه ای کارکردِ اجتماعی ـ روانشناختی جای آن را می گیرد. معنایی که شنوندگان برای یک پدیده می سازند و معنای نهانی و ذاتی آن برایشان دریافتنی نیست.

سازگاری با موسیقی عامه پسند به دو گونه انجام می شود: “پیروی ریتمیک” و “واکنش عاطفی”.

مخاطب ریتمیک: این موسیقی بیشتر در میان نوجوانان و جوانان یافت می شود که در اصطلاح به آنها نسل رادیو هم می گویند. هر تجربه ی موسیقایی از این گونه مبتنی است بر واحدِ زمانی ثابت و زیربنایی موسیقی ـ یعنی ضربِ آن. موزیکال بودن برای اینان یعنی امکان اینکه بتوان یک الگوی ریتمیک را بدون اینکه انحراف های فردی مزاحمتی ایجاد کنند، دنبال کرد و حتی سنکوپ های قطعه را با واحد های اصلی ضرب و وزن قطعه سازگار ساخت.

در برابر این گونه ی پیرو ریتمیک، گونه ی شنود عاطفی قرار می گیرد. سپس آدرنو این گروه را با تماشاگران یک فیلم سینمایی مقایسه می کند. شنونده ی تیپِ عاطفی به هر چیزی که رنگ و بویی از رمانتیسم متاخر داشته باشد و نیز کالاهای موسیقایی که از پیش برای برآوردن نیازهای شنودِ موسیقیِ عاطفی ایجاد شده باشد، گوش می سپارد. این دسته از شنوندگان موسیقی را برای آه و زاری گوش می دهند. بیان نومیدی و دلزدگی است که آنها را در خود فرو می بلعد، نه ندا و نشانه ای از خوشبختی و بهروزی.

موسیقی عاطفی تصویر مادری است که می گوید: فرزند دلبندم، بیا و در آغوش مادرت گریه کن. موسیقی ای که به شنوندگان خود این اجازه را میدهد که به تیره روزی خود اعتراف کند.

خلاصه ی مقاله ی آدرنو در نوشتار فوق برگرفته از ترجه ی آقای علیرضا سید احمدیان بود که در فصلنامه ی ماهور انتشار یافته است (احمدیان۸۱:۱۳۸۱).
Theodor W. Adorno (whit George Simpson), “On Popular Music” , Studies in Philsophy and Social Scieces, vol. 11: 1-48

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (III)

محمدالله مستوفی گوید: در زمان بهرام کار مطربان بالا گرفت چنانکه مطربی روزی بصد درم قانع نمیشد بهرام گوراز هندوستان دوازده هزار لولی آورد که نوادگان ایشان هنوز در ایران مطربی می کنند.

مروری بر آلبوم «ایوارگاه»

وحید طهرانی آزاد با ایوارگاهش نشان می‌دهد که امروز، برخلاف تصور درونی‌شده‌ی عمومی، می‌توان بدون عملیات محیرالعقول و شعبده ساز درخور زد و گوشی یافت. اگر از چهار دونوازی کوتاه سنتور و ویلن (پرنای ۱ تا ۴)، با همه‌ی کمیابیِ خودِ ترکیب و نگاه متفاوت به سبک و سیاق خط ویلن، موقتا چشم بپوشیم هیچ چیز عجیب و غریبی در ایوارگاه نمی‌یابیم. آنچه در ایوارگاه به گوش می‌رسد غریبه که نه، اما شخصی است.

از روزهای گذشته…

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XIII)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XIII)

به عقیده ی آدرنو مطمئنا شیوه ی کارِ کارگران در خط مونتاژ کارخانه ها، یا کار با ماشین های اداری امکانِ هرگونه نوآوریِ راستین را از انسان ها سلب می کند. بی خیالیِ شنونده موسیقی عامه پسند نه تنها پیش انگاشت بلکه پیامد موسیقی عامه پسند است. ملودی های موسیقیِ عامه پسند لالاییِ بی خبریِ شنونده را در گوشش زمزمه می کنند و دلداریش می دهند تا نگران نباشد، زیرا از قافله عقب نمانده است.
مروری بر آلبوم «چهل رباعی تا خرقان»

مروری بر آلبوم «چهل رباعی تا خرقان»

شنیدن موسیقی همراه دکلمه‌ی شعر (خواه با صدای شاعر خواه با صدای غیر) امروزه عادتی شنیداری است که به مرتبت پیش‌فرضی رسیده است. حضورش چنان بدیهی و طبیعی است‌ که بی آن هر برخوانی شعر (حتا نمونه‌های زنده) تا حدودی لخت و ناتمام می‌نماید. خوانش «چهل رباعی تا خرقان» امیرحسین الهیاری هم از این قاعده مستثنا نیست، موسیقی دارد، موسیقی کیاوش صاحب‌نسق.
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (II)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (II)

از سوی دیگر، داریوش طلایی نیز، با رسم نمودارهایی، دانگ‌های تشکیل‌دهنده‌ی گوشه‌های مختلف راک را ترسیم کرده است (طلایی ۱۳۷۲: ۳۵). این تحلیل به‌روشنی دانگ‌های اصلی تشکیل‌دهنده‌ی هر یک از گوشه‌های راک را معرفی می‌کند؛ با این‌حال، چنین نموداری نمی‌تواند توضیح‌دهنده‌ی پویایی مدال گوشه‌های راک باشد و ضمناً در آن به دانگ‌های فرودی نیز اشاره‌ای نشده است. همچنین، با اتکا به این نمودار نمی‌توان به مطالعه‌ی رفتار ملُدیک گوشه‌ها و فنکسیون دانگ‌ها در روند پیشرویِ گوشه پرداخت. گذشته از موارد ذکر‌شده، طلایی در نمودار خود راک را ـ که مشخص نیست مقصود وی کدام‌یک از گوشه‌های راک است ـ متشکل از دو دانگِ چهارگاه (C) و ماهور (M) می‌‌داند.
کنسرت شجریان علیزاده و کلهر در تهران

کنسرت شجریان علیزاده و کلهر در تهران

این روزها خبر کنسرت محمد رضا شجریان به همراه گروهی متشکل از حسین علیزاده، کیهان کلهر و همایون شجریان در جامعه موسیقی شنیده میشود و گروههای زیادی از علاقمندان موسیقی با مراجعه به سایت های موسیقی تقاضای بلیط این برنامه را دارند. پیشتر حمیدرضا نوربخش مکان پیش فروش بلیط این برنامه را سایت شرکت “دل آواز” معرفی کرده بود. پیامی که در پایین مشاهده میکنید توسط شرکت دل آواز اعلام شده:
سپهری: مدیوم های دیگری هم غیر از شنیدار در موسیقی اهمیت دارد

سپهری: مدیوم های دیگری هم غیر از شنیدار در موسیقی اهمیت دارد

اگر بخواهیم انواع موسیقی را تقسیم بندی کنیم یکی موسیقی کلاسیک است و یکی موسیقی غیر کلاسیک یا به شاید نیمه کلاسیک، مثل موسیقی فیلم، موسیقی درمانی، موسیقی آئینی و … یا می توان بطور کلی گفت موسیقی محض هنری و موسیقی های کاربردی. در موسیقی کاربردی موسیقی و ابزار های آن در خدمت چیز دیگری مثلا آیین و یا درمان قرار دارد و دیگر موسیقی و سازها و ابزارهای آن تحت الشعاع کاربرد قرار می گیرند ولی در موسیقی کلاسیک و یا محض، ما بخاطر اینکه روی موسیقی صرف بحث می کنیم یک دستگاه مشخص نقد داریم.
بندتی، رمانتیک می شود! (I)

بندتی، رمانتیک می شود! (I)

اغلب اینگونه نیست که یک نوازنده جدی به استودیو ضبط برود تا آهنگ های درخواست شده را بنوازد اما هرچه موسیقی کلاسیک بیشتر به مسابقه تلویزیونی The X Factor راه می یابد اگر از پائول پاتز صرفنظر کنیم، می بینیم که نوع رابطه نیکولا بنِدِتیِ با مخاطب متفاوت است. او پس از چندین سال کار حرفه ای که در ۱۷ سالگی و با پیروزی مشهورش در مسابقه نوازنده جوان سال بی بی سی آغاز شد، اکنون در ۲۳ سالگی یک سی دی روانه بازار کرده که فاقد برنامه یا نگرش خاصیست. در این سی دی هیچ اثر جدیدی معرفی نشده، یا اینکه هیچ بازنوازی از یک اثر خاک خورده از آرشیو های قدیمی ارائه نشده؛ بلکه بندتی دو کنسرتو بسیار معروف رپرتوار را ضبط کرده است.
اپرای راخمانینف

اپرای راخمانینف

حتما راجع به بیوگرافی سرگئی راخمانینف در روزنامه ها و سایتها و مجلات مطالب زیادی خوانده اید ولی در مورد اپراهای این موسیقیدان بزرگ، کمتر گفته شده است.
مد، نمایان و محسوس در موسیقی ایرانی (I)

مد، نمایان و محسوس در موسیقی ایرانی (I)

در سیستم آموزشی متداول موسیقی کلاسیک، مبنای آموزش بر اساس گام است؛ گامی که از هشت نت متوالی تشکیل می شود و بسامد نت هشتم دو برابر نت اول است. در این سیستم، نت هفتم در صورتی که فاصله نیم پرده با فاصله هشتم داشته باشد، گرایش به حل شدن روی درجه ی هشتم (تونیک) را دارد. همانطور که گفته شد، این میل به حل شدن زمانی شدت می یابد که فاصله ی درجه ی هفتم و هشتم نیم پرده باشد، در این صورت نت هفتم را نت محسوس تلقی می کنند. اما آیا می توان این قرارداد را مصداق عینی مفهوم «محسوس» در موسیقی ایرانی دانست؟
تأملی در آرای موسیقی خیام (IV)

تأملی در آرای موسیقی خیام (IV)

در بین سایر فواصل ذو الاربع‏های بیست و یک گانه‏ خیام، علاوه بر فاصله‏ دوم بزرگ که در قدیم آن را «طنینی» می‏نامیدند (۲۰۴ سنت) و فاصله نیم پرده (دوم کوچک) که در گذشته «بقیه» نامیده می‏شد (و حدود ۹۰ سنت بود) فواصل دیگری مانند یک پرده گام طبیعی (زارلن:۱۸۲ سنت) نیز در سومین، پنجمین، ششمین، هفتمین و گونه هفتم از سومین نوع ملون خیام آمده و فاصله‏ نت‏های کرن‏ (d-e) در سومین ذو الاربع وی به کار رفته است. با اینکه خیام می‏نویسد، فارابی کاربرد دو پرده از گام طبیعی و فاصله‏ اخیر را بیان داشته است، مع الوصف آن را مطبوع نمی‏شمارد و طبیعی است که امروز نیز این ذو الاربع به گوش خوش‏آهنگ نباشد.
شریفیان: آوانگاردها جایگاه اجتماعی ندارند

شریفیان: آوانگاردها جایگاه اجتماعی ندارند

در دهه ۸۰ و ۹۰ دیگر سردمداران این سبکها از جمله پندرسکی، نونو، بولز، بریو و … دیگر روش گذشته شان را تقریبا کنار گذاشتند و به جایی رسیدند که انگار این تجربه هم، حرکتی بود که در این مقطع تمام شد و می بینیم که خیلی از اینها می روند و به سیستم های تنال مدرنتری که کار کردند و امروز هم کار می کنند؛ خیلی از اینها برگشته اند به سیستم های سوپر رومانتیک، مثل بعضی از کارهای متاخر پندرسکی که بعضی هایش را که گوش می کنیم می بینیم خصوصیات رومانتیک و تونال آن خیلی بیشتر از موسیقی قرن نوزدهم است!