چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (III)

تئودور آدورنو (۱۹۰۳ - ۱۹۶۹)
تئودور آدورنو (۱۹۰۳ - ۱۹۶۹)
برخورد با اتنوموزیکولوژی:
اگر یک نماینده ی اصلاح طلب مجلس بخواهد اصلاحیه ای بر سیاست های فرهنگیِ کشوری ارائه دهد، و یا یک جامعه شناس بخواهد پژوهشی در قلمرو موسیقی عامه پسند انجام دهد، نظرات آدرنو می تواند بهترین یاری رسان آنان باشد اما: یک اتنوموزیکولوگ چگونه می تواند آدرنویی و فرانکفورتی باشد!؟

چگونه میتواند اظهار نظرهای یک جامعه شناس را درباره ی مرتضی پاشایی ارزیابی کند؟ و چگونه می تواند به عنوان یک اتنوموزیکولوگ درباره ی موسیقیِ K-pop که اساس شکل گیری آن صنعت ضبط است، پژوهش کند؟

سخنرانی دکتر اباذری درمورد خواننده ای مانند مرتضی پاشایی در دانشگاه تهران و پایان نامه ی دکتر میشائیل فور به عنوان یک اتنوموزیکولوگ در دانشگاه هیلدسهایم آلمان ( K-pop)، این موضوع را روشن می کند، که نقد دیدگاه های اتنوموزیکولوژی به نظرات تئودور آدرنو چگونه می تواند باشد؟

در این نوشته من سعی کرده ام خطوط قرمزی که در اتنوموزیکولوژی فرا گرفته ام را بر مقاله ی آدرنو ترسیم کنم. هر چند که آدرنو را از بزرگترین نویسندگان فلسفی- انتقادی بعد از کارل مارکس می دانند اما به عقیده ی من برخی از نقطه نظرات آدرنو درباره ی موسیقی (و به طور خاص موسیقی عامه پسند) قابل تامل و تجدید نظر است، علیرغم اینکه بسیاری از عقیده های او هم کاملا راهگشا و صحیح است. به هر حال نکته ای که در نوشتار پیش رو حائز اهمیت است نگاه به نوشته های تئودور آدرنو با عینک اتنوموزیکولوژی است و ممکن است که یک روانشناس یا جامعه شناس صحت آن را تایید نکند. پس، از خواننده انتظار می رود که با چگونگی برخورد اتنوموزیکولوژی با پدیده ها و هدف اتنوموزیکولوژی تا حدودی آشنا باشد.

به طور کلی نقدهای رایج بر آرای آدرنو موارد زیر را شامل میشود که در متن به آنها خواهیم پرداخت:
آرمان گرایی ـ مطلق گرایی و نخبه گرایی او
تکامل گرایی او در بحث هارمونی
دیدگاه های متاثر از فروید در روانکاوی شنونده های موسیقی عامه پسند
تفاوت در سنت موسیقی کلاسیک و سنت موسیقی جَز و تمایز نداشتن شنونده ی آنها از دیدگاه آدرنو
و مقایسه های تطبیقی او میان موسیقی “جدی” و عامه پسند یا در مورد موسیقی و سینما و همچنین به کارگیری واژه هایی که گاه بسیار زننده به نظر می رسد (مانند توحش، آت و آشغال، بدوی، کاریکاتور سازی و…).

متن و حاشیه:
از نظر آدرنو سِرشت بنیادینِ موسیقیِ عامه پسند در استاندارد سازی است، هم در محتوای موسیقیایی و هم در شیوه های تولید صنعتی آن. آنچه در ابتدا مطرح است استاندارد سازی عناصر موسیقایی است.

متن: نمونه ای که در متن اصلی زیر شماره ی [۳] آمده است:
“بنیاد های هارمونیکِ هر آوازِ روز ـ به ویژه آغاز و پایان هر بخش ـ می باید عینا منطبق بر شِما یا سرمشق ضربِ استاندارد باشد.این شِما یا سرمشق، تاکیدی است بر بَدوی ترین و واپس مانده ترین واقعیات هارمونیک، بی آنکه توجهی به رویدادها و نو آوری های هارمونیک در حد فاصلِ گذشته تا حال داشته باشد. دشواری و پیچیده نمایی هیچ دردی را از این موسیقی دوا نمی کند(آدرنو ۸۴:۱۳۸۱).

حاشیه: از نوشته های آدرنو درباره ی مسائل ساختاری موسیقی، در می یابیم که نگاه آدرنو به هارمونی یک نگاه کاملا تکاملی و در عین حال مطلق گرا است. زیرا او تغییر و نو آوری در موسیقی را لزوما هارمونیک می داند. به گفته ی بابک احمدی “یکی از مهمترین نقدها که به آدرنو وارد است، مطلق گرایی اوست، مثلا موسیقی و تکامل آن را فقط هارمونیک می داند در حالی که تکامل موسیقی در قرن بیستم به کمک استراوینسکی یک تکامل استوار بر ریتم است؛درست همان اندازه که شوئنبرگ با هارمونی در این قرن نو آوری نمود”(جاودانی ۳۲:۱۳۸۹). اما آدرنو موسیقی قرن بیستم را فقط موسیقی آتونال می شناخت و بس.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (I)

موضوع اصلی در فرآیندهای زایندگی و خلاقیت اتصالی است که این روند میان میراث های گذشتگان با خواسته ها و آرزوهای آیندگان (و حتی گذشتگان) برقرار می کند. در این شرایط به همان اندازه که میراث ها قادرند برای خود حریمی از تکرار و فرومردگی در خود را پدید آورند خواسته ها و آرزوها نیز از نیروی تحمیل توهم به خودآگاه فرد راهی شده بهره مندند.

مروری بر آلبوم «آواز دوره پهلوی اول، به روایتی دیگر» – بخش دوم و پایانی

در این مجموعه سه نمونه آواز شور وجود دارد که به ویژه ترَک سوم (و نه آنگونه که بارها در دفترچه آمده تراک) می‌تواند بهانه‌ای برای بازاندیشی به موضوعِ اختلاف ردیف‌های آوازی و سازیِ دستگاه شور باشد. (۱)

از روزهای گذشته…

عباس تهرانی تاش درگذشت

عباس تهرانی تاش درگذشت

عباس تهرانی تاش نوازنده‌ کلارینت (قره‌نی) به سبک ایرانی در سن ۹۱ درگذشت. تهرانی تاش یک سال بود به توصیه پزشک معالج اش، کلارینت نمی نواخت و مشغول تهیه کتابی درباره ردیف موسیقی ایرانی برای کلارینت بود.
سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (IV)

سمفونی مانفرد؛ یک شاهکار روسی… (IV)

در سمفونی مانفرد، همچون سمفونی فنتاستیک، از تم ها به شکل تازه ای بهره گرفته می شود. هر بار که تم اصلی و آغازگر که پایه و اساس ساختمان این اثر را تشکیل می دهد ظاهر می گردد، آرامش را از آن می گیرد و حتی ناقوس کلیسا به عنوان “تسلی بخش مذهبی” توانایی مهار ساختن آنرا ندارد.
بارکلی جیمز هاروست – II

بارکلی جیمز هاروست – II

مدتی بعد در سال ۱۹۷۳، گروه قراردادی با کمپانی پولیدور (Polydor) منعقد کرد که نتیجه آن بتدریج از راه رسیدن بخت مساعد بود. اولین آلبوم آنها برای پولیدور Everyone Is Everybody Else نام داشت که به نظر امیدبخش میرسید.
ویژگی های یک سنتور خوب (IX)

ویژگی های یک سنتور خوب (IX)

ارتباط معنوی نوازنده با ساز: از آنجا که چوب ساز زمانی زنده و جزوی از طبیعت بوده هنگامی که از ریشه جدا می شود و قسمتی از ساز می گردد بطور کلی موجودیت زنده ی خود را از دست نمی دهد و کماکان قابلیت عکس العمل را به رفتارهای گوناگون را دارا می باشد. از آنجا که هر آدمی می تواند با هر شیئی هر چقدر زمخت ارتباط پیدا کند ارتباط یک نوازنده با سازش به مراتب شدنی تر، قوی تر و بهتر است. طبیعی است هر قدر ارتباط معنوی یک نوازنده با سازش بیشتر باشد می توان انتظار صدای مطلوبتری را داشت، نسبت به یک ارتباط بی حس و بی روح.
هستی و شناخت در منظر هنر (III)

هستی و شناخت در منظر هنر (III)

در جایی دیگر می گوید: آب کم جو، تشنگی آور به دست”. عقل هستی حضوری بی کران از قدرت می آفریند که ما صفات حاصل از آن را همان صفات خداوند تعریف می کنیم یعنی این خداوند است که صاحب عقل اول است. او در تمامی قلمرو هستی به همین دلیل حضور دارد و حضورش را به صورت ظهور گوهر عشق در ما آشکار می سازد.
هنر پدیده ای انضمامی (I)

هنر پدیده ای انضمامی (I)

طی سال های گذشته، تغییرات بسیاری در تصورات ما از صدا و در ادامه از اثر موسیقایی به وجود آمده است. بنیه ی یک اثر موسیقایی وابسته به صداست و ریشه ی این صدا در دامان اجتماع و تحولات جاری در آن شکل می یابد. ثمره ی این تلاقی و رویارویی این که امروز میان هنرمند و اجتماع، هنرمند و دولت، هنرمند و مردم هیچ رابطه ی آرام و صلح آمیزی وجود ندارد. عدم این همبستگی ها منجر به خشونت و ظهور صداهای ناخوشایند شده است.
چرا صدای پیانو ها با هم فرق دارند؟

چرا صدای پیانو ها با هم فرق دارند؟

اگر ساز شما پیانو باشد بدون شک همواره این سئوال برای شما مطرح بوده که چرا صدای برخی از پیانوهای حرفه ای ها زیبا تر از صدای ساز شما است. بخصوص اگر هزینه زیادی هم صرف خرید ساز کرده باشید این موضوع برای شما اهمیت بیشتری خواهد داشت.
هنر نیروی مهم جاذبه و وحدت اجتماعی (I)

هنر نیروی مهم جاذبه و وحدت اجتماعی (I)

یک نگاه به جریان بالندگی و تکامل هنر در جوامع مختلفِ انسانی ما را به سوی چند اصل مهم در این حوزه راهنمایی می کند؛ آنها عبارت اند از:
در باب متافیزیک موسیقی (II)

در باب متافیزیک موسیقی (II)

الفاظ برای موسیقی چیزی اضافی و بیگانه اند و چنین می مانند، چون تاثیر اصوات به طرز غیر قابل مقایسه ای نیرومند تر، پایدارتر و سریع تر از تاثیر الفاظ است. از این رو، هنگامی که الفاظ نیز در موسیقی وارد می شوند، صرفا باید موقعیتی کاملا تبعی را اشغال کنند و خود را به طور کامل با موسیقی تطبیق دهند. اما وقتی که یک قطعه موسیقی برای یک شعر خاص و لذا برای نغمات یا اشعار اپرا ساخته می شود، این رابطه جریان عکس پیدا می کند.
هادی سپهری

هادی سپهری

متولد ۱۳۵۶ تهران فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشگاه هنرهای زیبا اتنوموزیکولوگ و نوازنده تار، سه تار، دیوان، دف و تنبک sepehrimusic@gmail.com