صدای سنتور (I)

در این گفتار سعی دارم راجع به تنوع صدایی که یک نوازنده میتواند از یک ساز ایجاد کند نکاتی را خاطر نشان کنم. به ظاهر تنوع صدایی ساز سنتور بنا به ساختار آن نمی تواند خیلی متفاوت باشد (منظور صدای حاصله از یک سنتور است) همانند پیانو، بطوریکه هر نوازنده ای مثلاً اگر با فلان پیانو بنوازد اصوات ایجاد شده همگی یکسان خواهند بود یا در نهایت تفاوت اندکی خواهند داشت.

در ادامه میخواهم ،طبق آنچه شخصاً تجربه کرده ام و آنچه از اساتید آموخته ام این نکته را بیان کنم که صدای حاصله از یک ساز با نوازندگان مختلف می تواند چقدر متفاوت باشد.(درک این نکته البته بستگی به توانایی و حساسیت گوش اشخاص نیز دارد.)

البته این را هم میدانیم که این قضیه ارتباطی به خود ساز ندارد چرا که کیفیت ساز (منظور یک ساز خاص دریک مقطع زمانی خاص می باشد) بسته به نوازنده ای که با آن می نوازد بهتر یا بدتر نخواهد شد و صدای آن ساز همان است که هست و این تنوع صدایی که مورد بحث است طبیعی است به عواملی جز خود ساز مربوط می شود که در ساز سنتور عبارتست از اول نوازنده ،دوم مضراب.

اکثر نوازندگان سنتور (منظور آن دسته از نوازندگانی هستند که هنوز به حد کمال نرسیده اند) در صدا دهی ساز اغلب دچار یک آشفتگی و عدم ثبات هستند. البته این مورد کم و بیش در سایر سازها نیز موجود است اما اینجا به طور اخص به ساز سنتور می پردازیم.

اغلب مشاهده می شود که صدایی که هنرجویان سنتور از این ساز خارج می کنند در یک بازه زمانی تقریبا بلند مدت بسیار متفاوت است. طبیعی است که بررسی عوامل موثر در چگونگی ایجاد صدای سنتور از حوصله ی یک هنرجوی سنتور(حداقل تا مدتها)خارج است.

دیده می شود نوازندگانی که گاه با سنتور دیگری که تقریبا هم کیفیت (از لحاظ صدا) با سنتور فعلی خودشان است می نوازند اغلب صدایی کاملاً متفاوت شنیده می شود، چه بسا بارها به چنین موردی بر خورده ایم که کسی سازی را برای خرید انتخاب می کند و برای اطمینان از این انتخاب ساز را به نوازنده ی دیگری که معمولاً از خود او قویتر است نشان میدهد.گاهی اوقات صدای حاصله از نوازندگی نوازنده ی قویتر ،بهتر و گاهی بدتر از صدایی است که نوازنده ی اولی(ضعیفتر) ایجاد کرده می باشد.

اگر در صدای ساز اساتید سنتور از قدیمتر به حال دقت کنیم خواهیم یافت که گرچه گاهی اوقات آنها با سازهای مختلف دیگری نواخته اند اما صدای حاصله از سازشان یکسان و مبین سبک و سلیقه ی آ نها بوده بطوریکه در بیشتر موارد می توان از روی صدای ساز و نحوه اجرا به نوازنده آن پی برد.

البته این یکسان بودن صدای حاصله از نوازندگی اساتید غیر از آنچه که مربوط به سبک و سلیقه و تجربه ی آنها می شود به عوامل فنی دیگری نیز(که در نهایت معرف سبک می شود) وابسته است. حال یک ساز را تصور کنید تا ببینیم چند نوع صدای متفاوت ممکن است بتوان از آن ایجاد کرد.

از جمله عواملی که در صدای ایجاد شده موثرند می توان به این چند مورد اشاره نمود:
۱٫ وزن مضراب
۲٫ میزان تشابه مضراب راست و مضراب چپ از لحاظ وزن ، اندازه ، قطر ، جنس.
۳٫ نقطه ی ثقل مضراب
۴٫ نسبت اندازه و قطر حلقه،ساقه و سر مضراب
۵٫ جنس مضراب(اگر نوازنده بدون نمد می نوازد)
۶٫جنس نمد مضراب، قطر نمد و طریقه چسباندن آن
۷٫نحوه دست گرفتن مضراب
۸٫نوع مضراب زدن نوازنده(انگشت،مچ،ساعد)
۹٫محل فرود مضرابها(فاصله آنها تا خرک)
۱۰٫چگونه قرار دادن سنتور
۱۱٫شاید از همه اینها مهم تر گوش موسیقایی نوازنده که چگونه با توجه به موارد فوق الذکر صدایی را که می خواهد از سنتور خارج کند(که زیر مجموعه ی سبک و سلیقه نوازنده خواهد بود).

روشن است که درصد تاثیر گذاری هر یک از موارد بالا می تواند خیلی خیلی کم و یا خیلی زیاد باشد. در مقاله بعد به شرح تک تک این موارد خواهم پرداخت.

3 دیدگاه

  • سروش
    ارسال شده در مهر ۴, ۱۳۸۷ در ۱:۳۶ ب.ظ

    جناب ضرابی
    سلام
    بحث جالبی را مطرح کردید که در مورد سازهای دیگر (مثلا تار) بیشتر صورت گرفته و آشکار است.
    اما در مورد سنتور با وجود تفاوت صدا (آنطور که گفتید) کمتر صحبتی درباره این مطلب شده است.
    جسارتا فکر میکنم متن کمی نیاز به ویرایش دارد. چرا که کمی گنگ به نظر می رسد.
    به هر حال منتظر ادامه مطلب و این مقاله هستم.

  • محمد
    ارسال شده در مهر ۵, ۱۳۸۷ در ۴:۲۶ ب.ظ

    با سلام
    دوست عزیز موضوع جالبی را انتخاب کردید اما فکر می کنم مطالب نوشته نیاز به بررسی تخصصی بیشتری دارند. منظورم این است دلایلی که ذکر کردید بسیار پیش پا افتاده هستند و دلایل مهم تری مثل محیط قرار گرفتن ساز و اثر رطوبت بر صدای آن را بیان نکرده اید.
    به هر حال از زحمتی که کشیدید ممنونم.

  • ارسال شده در بهمن ۱۳, ۱۳۸۷ در ۱:۰۲ ب.ظ

    با سلام
    من در استان کهگلئیه و بویر احمد زندگی می کنم و مدت ۶ ماه است که سنتور خریدم و دنبال یک استاد خوب می گردم می توانید به من معرفی کنید
    ممنون میشوم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (IX)

در اوایل دهۀ نود، آقای بهداد بابایی هم با من تماس گرفتند و گفتند در این پروژه دارند کارهایی انجام می‌دهند و قرار بوده که این ردیف را اجرا کنند. دوست مشترکی گفته‌ بودند که چون من (اسعدی) هم در این زمینه‌ها علاقه دارم کار مشترک در این زمینه انجام دهیم و چند جلسه‌ای ما با هم رفتیم و آمدیم. پس از چهار پنج جلسه به ایشان گفتم این پروژه خیلی سنگین است و به این سادگی نیست؛ دقت بیشتری می‌خواهد و باید ملایم‌تر پیش برویم و پس از مدتی گفتم فعلاً به دلیل مشغله‌های کاری نمی‌توانم ادامه دهم، مگر آنکه یک سال فرصت مطالعاتی داشته باشم و همۀ کارهایم را تعطیل کنم و بر این مجموعه متمرکز شوم، ببینیم می‌شود یا نه و این کار را ادامه ندادم. آقای بابایی هم داشتند قسمت‌هایی از این ردیف را اجرا می‌کردند ولی هنوز منتشر نکرده‌اند.

در جستجوی موسیقی سنتی (II)

تصویر سورآلیستی ای در نظرم آمد که قافله ای از چندین و چند شتر همه سی دی های سمفونی کوه البرز را بار کرده از دروازه های ارمنستان قدم در جاده ابریشم گذاشته و “سی دی ها را روانه بازار” می نمایند و به هر شهر و دیاری که می رسند جمیع مشتاقان، سی دی پلیر به دست، دم دروازه ها منتظر رسیدن قافله ایستاده اند و هلهله می کنند! (البته این استقبال بی سابقه مشتاقان موسیقی سمفونیک از این آثار را باید بیشتر مرهون نقد جانانه ای دانست که در فصلنامه ای وزین به قلم منتقد و و موسیقی شناسی برجسته نوشته شده و در آنجا خواندم که اثر به سبک آثار ریشارد واگنر ساخته شده و با آنها کوس برابری می زند و بسیار عالی و جهانی است.)

از روزهای گذشته…

وضعیت ویژه (I)

وضعیت ویژه (I)

سالهاست اصطلاح “فیلم جشنواره پسند” را می شنویم؛ فیلمهایی که تحت تاثیر علایق داوران ساخته شده و هدفی جز خودنمایی در جشنواره ها ندارد. اصولأ رقابت سنگین و دقت بالای داوران در انتخاب فیلمهای برتر باید موجب رشد کمی و کیفی فیلمها شود اما در مورد فیلمهای ایرانی اوضاع متفاوت است.
سمفونی شماره ۹ گوستاو مالر

سمفونی شماره ۹ گوستاو مالر

آثار گوستاو مالر آهنگساز برجسته دوره رمانتیک را نمونه هایی کمال یافته در این مکتب میدانند . موسیقی رمانتیک که مهمترین شعار آن بیان احساسات و عواطف انسانی بود با آثار انقلابی بتهون آغاز شد . به دنبال او بزرگانی چون برلیوز شوپن مندلسون برامس و … این مکتب را پی گرفته و ادامه دادند . به علت هدف رمانتیزم در بیان عواطف و افکار بشری آهنگسازان این دوره سعی در آزاد ساختن موسیقی از قید و بندهای دوره کلاسیک از جمله قواعد کم وبیش ثابت نظم های کم استثنا و … کردند و توجه خود را بیشتر معطوف به محتوای موسیقی کردند .
حنانه از زبان ملاح (IV)

حنانه از زبان ملاح (IV)

در این مرحله از کمال و پختگی است که یادهای گذشته در ذهن وی زنده‏ می‏شود، سال‏هایی را به خاطر می‏آورد که طرفداران موسیقی غربی، به رهبری پرویز محمود، علیه استاد وزیری صف‏آرایی کرده بودند، حنانه خود نوشته است: «بهترین‏ دلیل صدق گفتار ما موسیقی دانیست که در جبههء مقابل وزیری ایستاده بود و آثارش را بر مبنای موسیقی علمی غرب و با استفاده از ملدی‏های ایرانی می‏نوشت. این شخص‏ پرویز محمود بود که پس از تابعیت ایالات متحدهء آمریکا، دیگر نه نامی از او در ایران‏ برده می‏شود و نه در آمریکا توانسته است نامی از خود باقی بگذارد» (همان کتاب و همان صفحه)
فیلیسیتی لُت، شوالیه انگلیسی آواز

فیلیسیتی لُت، شوالیه انگلیسی آواز

فیلیسیتی لُت (Felicity Lott) خواننده سوپرانو انگلیسی متولد ۸ مه ۱۹۴۷ در چلتنهام انگلستان است. لُت از سن بسیار پائینی به دنیای موسیقی وارد شد، در سن پنج سالگی به یادگیری پیانو پرداخت، دوازده سالگی نوازندگی ویلن و خواندگی را آغاز کرد. در دانشگاه لندن به تحصیل زبانهای فرانسه و لاتین پرداخت. در زمان اقامتش در پاریس در کلاسهای خوانندگی کنسرواتوری شهر گرنبل شرکت کرد. او در آکادمی رویال لندن به تحصیل موسیقی پرداخت و جایزه آکادمی آن را دریافت نمود.
فقط تصور کن! (V)

فقط تصور کن! (V)

۱۷ اوت ۱۹۶۰ بود که بیتل ها یکی از اولین کنسرت هایشان را در کلوب موسیقی ایندرا، هامبورگ، برگزار کردند. در طول دو سال و نیم بعد این گروه ۲۸۱ کنسرت در سراسر آلمان برپاکرد. حالا با گذشت ۵۰ سال گروه بابی کینو که اعضای گروه های مپل وود، نادا سارف و موبی را در خود دارد، به اجرای برنامه های این ستارگان دنیای راک می پردازد.
تنبک نواز، نه تنبک

تنبک نواز، نه تنبک

نوشته ای که می خوانید گفتگویی است از محمد افتخاری با زنده یاد علی تجویدی که در مجله «کلک» شماره ۱۶ در تیر ماه ۱۳۷۰ به انتشار رسیده است و به کنسرت دو نوازی بهمن رجبی و محمود فرهمند بافی می پردازد.
کریمی: هیچ استادی نمیتواند همه چیز را بیاموزد!

کریمی: هیچ استادی نمیتواند همه چیز را بیاموزد!

«فروغ کریمی»، نوازنده‌ی فلوت و کینوزولوگ، استاد دانشگاه موسیقی و هنرهای نمایشی وینِ اتریش، در تابستان سال گذشته سفری به تهران داشت و با همکاری «حامد پورساعی»، «سجاد پورقناد» و «میثم قدرتی» مسترکلاس سه‌روزه در تهران برگزار کرد. این چهارمین سفر ایشان به ایران بوده است؛ وی در سال‌های ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷ برای اجرای کنسرت -‌در تالار رودکی و خانه‌ی هنرمندان، دونوازی فلوت و گیتار- و برگزاری مسترکلاس، سفری به ایران داشت، اما این‌بار بدون برگزاری کنسرت، تنها به برنامه‌های مسترکلاس فلوت و موسیقی کینزیولوژی پرداخت.
محمود ذوالفنون از زبان خودش

محمود ذوالفنون از زبان خودش

نخستین پایه علاقه من به موسیقی، شنیدن ساز پدرم (تار) هنگام تدریس به شاگردانش بود. بعدها من هم در سلک همان شاگردان درآمدم و به خوبی به خاطر دارم که نخستین درس با تار در دستگاه شور و با وزن کرشمه بود. همه دورس به شیوه معمول آن دوره، سینه به سینه بود. البته گذشتگان نیز اصولی را برای صحیح آموزش دادن دنبال می کردند که نباید ساده از آنها گذشت و استعداد هم که به نوبه خود لازمه یادگیری بود…
اولین کنگره‏ بین المللی موسیقی در تهران (II)

اولین کنگره‏ بین المللی موسیقی در تهران (II)

در یکی از جلسات، دکتر رعدی طی یک سخنرانی طولانی، مقام موسیقی را تشریح نمود و موسیقی را زبان و روح ملت‏ها نامید و گفت: «موسیقی زبانی است که بیگانه نمی‏شناسد؛ موسیقی گاهی از شعر مدد می‏گیرد؛ گاهی به شعر مدد می‏رساند؛ هر دو به یکدیگر نیازمندند، ولی اگر کار به دعوای بی‏نیازی کشد، شاید موسیقی بی‏نیازتر یا لا اقل کم‏نیازتر باشد.»
فرج نژاد: جشنواره موسیقی فجر به سمت تجاری شدن رفته است

فرج نژاد: جشنواره موسیقی فجر به سمت تجاری شدن رفته است

هر زمان دیگری در طول سال هم شما به در حقیقت سالن‌های کنسرت مراجعه کنید یا سایت‌های فروش بلیط خوب این عزیزان هستند مشکل خاصی نیست یعنی به سمت تجاری شدن پیش رفت و از آن اهداف اولیه‌ی جشنواره فجر خوب خیلی فاصله گرفت و این بی‌تفاوتی مدیران جشنواره ما را ناراحت کرد به موسیقی ایرانی و به انواع مختلف موسیقی که در ایران در حال حاضر فعالیت می‌کنند و جریان‌های هنری هستند و رفتن جشنواره از سمت جریان‌های هنری به سمت جریان‌های تجاری برای مؤلفین و کسانی که به صورت حرفه‌ای کار موسیقی را دنبال می‌کنند خوب دلچسب و دلپسند نبود این را هم اضافه بکنم که من اگر به جشنواره فجر ایراد و اشکالی را وارد می‌دانستم به خاطر خودم نبود چون من شاید هیچ وقت در جشنواره فجر شرکت نکنم یا من در تمام این سال‌ها فقط یکبار آن هم در اندازه ۴۵ دقیقه یک تکنوازی را روی صحنه‌ی جشنواره بردم و هیچ وقت نرفتم ولی این را نمی‌توانستم ببینم که یکسری از جوان‌های کشور در شهرستان‌ها در مناطق محروم از آمدن روی صحنه و دیده شدن محروم می‌شوند این دلسردی در جامعه به وجود می‌آورد.