نقد راب بارنت بر «خسوف»

متنی که پیش رو دارید، نقد راب بارنت (Rob Barnett)، منتقد سرشناس بریتانیایی بر اوراتوریوی خسوف، اثر دکتر محمد سعید شریفیان است. نکاتی که در این نقد جلب توجه می کنند عبارتند از اول حس علاقه ای که بعد از شنیدن کار در منتقد ایجاد شده، به حدی که تمام اطلاعات آهنگساز حتی ویدئوهای یوتیوب وی را مشاهده کرده است. نکته دوم فهم بالای منتقد از این موسیقی (با توجه به اینکه ترجمه متن کلام موسیقی در دسترس منتقد نبوده) و از همه مهمتر، قدرت بالای بیانگری اوراتوریوی خسوف است. این متن برای خواننده انگلیسی نوشته شده و سعی شده تا تصویری از موسیقی در ذهن خواننده ای که آشنایی با این موسیقی و فضای داستان و… را ندارد ایجاد کند.

لذا موسیقی را به موسیقی هایی تشبیه کرده که برای خواننده (به طور خاص خواننده بریتانیایی) مانوس باشد که ممکن است برای خواننده ایرانی نامانوس یا کمتر شناخته شده باشد. برای مثال در جایی موومان دوم را به اثری از هربت هاولز (Herbert Howells) تشبیه کرده که ممکن است برای خواننده ایرانی نا آشنا باشد اما به نقل قول از کتاب دیکشنری تاریخ موسیقی کرال (Historical dictionary of choral music) او آهنگساز ایده آل احیای موسیقی کلیسایی انجلیکن است. همچنین در جایی ممکن است به چنین عددی: ۸:۳۲، بر بخوریم که منظور زمان هشت دقیقه و سی و دو ثانیه در ترک مورد نظر است. متن زیر ترجمه این نقد است:

محمد سعید شریفیان آهنگساز ایرانی در هجده سالگی وطن خود را برای تحصیل موسیقی در انگلستان ترک کرد. او در رشته های آهنگسازی، فلوت، پیانو و سازهای کوبه ای تحصیل کرد که شامل سه سال تحصیل در انستیتو موسیقی کلچستر (Colchester)، زیر نظر فیلیپ کانون (از شاگردان وون ویلیامز) بود در اواخر دهه هفتاد گروه آوانگارد “Essex Composers” را بنیانگذاری کرد. پس از تحصیل و اخذ دکترای موسیقی الکتروآکوستیک در دهه هشتاد از ایتالیا به زادگاهش تهران بازگشت. در آنجا توانست ارتباطی بین موسیقی فولکلور ایرانی و موسیقی پیچیده ارکسترال بیابد. وی از سال ۲۰۰۳ بین ایران و انگلستان در رفت و آمد است. با جستجوی بیشتر در یوتیوب، به مصاحبه دو قسمتی این آهنگساز با کانال چهار بی بی سی و قسمتهایی از سمفونی اروند بر می خوریم. نت سه اثر از این آهنگساز در سایت fandmusic موجود است.

شریفیان بیش از هشتاد اثر نوشته که در آنها آثار قابل توجهی قرار دارند: «بنی آدم» بر روی شعر سعدی برای کنفراس سران سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۸، «سمفونی سرداران» در سال ۲۰۰۰، «سمفونی اروند» سال ۲۰۰۲، «تصویری از رود ایرانی» به همین نام که انسان را به یاد تصویرگریهای سیبلیوس می اندازد، «پوئم سمفونیک آرش» سال ۲۰۰۲، «غزالی» به سفارش بی بی سی و «طلوع» که اوراتوریوی دوم وی برای ارکستر، کر و سه سولیست نوشته شده است. او همچنین تعدادی موسیقی فیلم نیز نوشته است.

شریفیان در یک مصاحبه درباره انتخاب نام «خسوف» گفته است، ذهن خود را با انسانهایی که این داستان بر آنها گذشته همراه کرده است. وی در عین حال تاکید کرد که می خواسته این اثر ارتباطی با وقایع روز نیز داشته باشد. وی بین نورفولک و ایران رفت آمد می کند. همسر وی، فلورانس لیپت در این اجرا به عنوان سولیست حضور دارد.

با توجه به «خسوف» در میابیم که آهنگساز علاقه به موسیقی الکترو-آکوستیک را کنار گذاشته و در عوض نشانه های فراوانی از ترکیب حساب شده وی از موسیقی بومی ایران با فرمهای عظیم موسیقی کلاسیک غربی وجود دارد. گفته شده که «خسوف» اولین اثر {بزرگ} سمفونیک مذهبی در تاریخ ۱۴۰۰ ساله تمدن اسلامی است. این اثر، تراژدی عاشورا، داستان شهادت امام حسین، (امام سوم و نوه پیامبر اسلام) را، بازگویی می کند. امام حسین به درخواست مردم برای رهبری امت، حج خود را ناتمام گذاشته، به سمت کوفه می روند. در راه، ارتش بسیار بزرگی جلوی او را می گیرد. پس از رد تهدید آنان توسط امام حسین، او و یارانش را به شهادت رسانده و زنان و کودکان کاروان را به اسارت می برند.

سی دی که به من دست من رسید هیچ ترجمه ای نداشت. در واقع کل بروشور فارسی بود ولی با توجه به نام ترکها می توان تا حدی به ساختار اثر پی برد:
CD 1 Track 1: مقدمه [۱۰:۲۱]
Track 2 – حرکت کاروان به سوی مکه [۱۴:۳۷]
Track 3 – حج [۶:۳۹]
Track 4 حرکت کاروان به سوی کربلا [۱۱:۰۲]
CD 2 Track 1- تاسوعا (روز گفتگوها) [۲۳:۰۳]
Track 2 نیایش [۱۰:۲۱]
Track 3 – عاشورا (نبرد) [۱۶:۱۸]
Track 4 – شام غریبان [۱۵:۱۱]

خسوف با یک حس بسیار سینمایی آغاز می شود. عناصر تکرار شونده جابجا می شوند و در زمان ۸:۳۲ (ترک ۱) خواننده مرد با غمی سنگین وارد می شود. پس از آن به بیان عظیم جادویی و آتشین برای گروه کر و ارکستر می رسیم. شکوه این قسمت انسان را به یاد عظمت “Missa Sabrinensis” اثر هاول می اندازد ولی این شکوه والا با چند صفحه نوشتار عمیق برای بادی های چوبی و هارپ تعدیل می شود.

قسمت حج (ترک ۳) دارای نوشتار آرام و نرم برای گروه کر است. در اینجا یک حس شوم پنهانی وجود دارد که با صدای بالای خواننده یک اثر جادویی خلق می کند. ترومپت های رزمجو، حرکت کاروان به سوی کربلا (ترک ۴) را آغاز می کنند.

پس از آن موسیقی نرم و آرام شده و سپس با گروه کر نافذی که ما را به یاد صلابت کر های کارل ارف می اندازد، قطع می شود. یک پایین رفت تراژیک به آرامی و به زیبایی تمام، خود را نشان می دهد. این ترک و سی دی اول با استیناتوهایی که ما را به یاد استیناتوهای درخشان هالست می اندازد و همچنین یک حس عظیم سینمایی پایان می پذیرد. سی دی ۲: قسمت پنجم با صدای جذاب و گیرای اسحاق انور شروع می شود. ما ممکن است کلمات ادا شده را متوجه نشویم، اما این خواننده با خلسه آرامش بخشی به ما القا می کند که این کلمات پر از معنی هستند.

بسیار برایم جذاب بود که هیچ چیزی از کلیشه های موسیقی عربی در اینجا پیدا نکردم. این موسیقی بیشتر موسیقی غربی قرن بیستم است ولی قطعا آوانگارد نیست.

در ۷:۲۲ ترومپتها یک رقص شادمان را شروع کرده که پس از آن به هارپ های نیایش وار سماع گونه می رسد. سپس به طوفان تند و سهمگینی (۱۱:۳۶ و ۱۷:۳۴) می رسیم. پس از نوشتار کرالی که یاد آور “Vespers” اثر راخمانینوف و “Carmina burana” اثر کارل ارف است، موسیقی به حالت اسرار آمیزی محو می شود. نیایش (ترک ۲) یک موسیقی عارفانه است که در آن صدای دوردست کر مردان و خوانند تکخوان مرد دوباره شنیده می شود.

ترک نبرد (ترک ۳) را ترومپت های به طرز تهاجمی و بدوی با حالت تراژیکی همچون تراژدی مارشهای مالر آغاز می کنند. حرکت صدای مردان در برابر زنان بسیار وحشیانه و ترسناک می شود.

توتی های زبانه دار مثل چکش می کوبند و با ناله ها و ضجه های صداهای سولو همراه می شوند. مارش کوبنده دوباره وارد می شود، وحشی و کوبنده. در اینجا ترومپت تکنواز، بسیار عالی می نوازد.

مردم باید این موسیقیدان را دنبال کنند. جای تاسف است که اسمی از او نیامده است. موومان آخر بسیار گیراست و یاد آور “Glagolitic Mass” اثر یاناچک و موسیقی فیلم موریس ژار است.

نوشتار احساس رسیدن به مقصدی را در شنونده ایجاد می کند که همراه با دلتنگی و ویرانی است. پس از لحظاتی گذرا که شنونده را به یاد ارف می اندازد، موسیقی با صدای شفاف خوانندگان تکخوان زن آرام می گیرد. این صدا ها، زاهدانه در هم می پیچند و زاری می کنند و شنونده را با یک حس نرمی از تراژدی (۱۳:۴۰) می بلعند. در پایان ضربهای طبلها به قلب انسان می زنند.

آیا کار کرالی جاه طلبانه که فارغ از سوژه های معمول باشد می خواهید؟ این کار را امتحان کنید. دریایی از تغییر به سوی حسی پربرکت، خلاقانه و عجیب.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره اتصالات چسبی ویولن (I)

زمانی که در یک وسیله چوبی تغییراتی رخ می دهد، دامنه این تغییرات می تواند منجر به واکنش هایی متفاوت از سمت چوب گردد. همان طور که می دانیم چوب ماده ای پویا و تغییرکننده می باشد و تغییرات آن بر اثر دگرگونی های دما، رطوبت، فشارهای فیزیکی و مکانیکی درونی و بیرونی به وجود می آید.

مروری بر آلبوم «زمین»

«زمین» یک دونوازی است؛ دوئت برای پیانو و خوانش شعر، هوشیار خیام و احمد پوری. و نتیجه‌اش شش قطعه‌ی موسیقی است و راهی دیگر برای همنشینی خوانش و موسیقی. نام موسیقایی قطعه‌ها، پرلودیوم، سرناد، آریوزو و … هم به تمثیل همین را می‌گوید. حتا اگر ندانیم که روش ساخته شدن این آثار، اجرای همزمان بوده است، سرشت دونوازانه‌ی این خوانش خود را نخست در نسبت حضور صدای گوینده و صدای پیانو می‌یابد؛ در سکوت‌ها و مکث‌ها. آنجا که شاعر خاموشی اختیار می‌کند تا جایی به حضور همنوازش بدهد. و چه هوشمندانه و با ظرافت چنین می‌کند. می‌شنود. می‌اندیشد و در لحظه تصمیم می‌گیرد و ناگهان بافت ساخته شده از صدای پیانو/انسان دگرگون می‌شود.

از روزهای گذشته…

استعداد سنجی در آموزش موسیقی (II)

استعداد سنجی در آموزش موسیقی (II)

این گروه، معلمان خود را در ابتدا به شدت شگفت زده و خوشحال می کنند. زیرا تمام درسهای ارائه شده توسط معلم را در جلسه بعد بی کم و کاست اجرا می کنند. یعنی نه چیزی به آن اضافه و نه از آن کم می کنند. این گروه از هنرجویان در عین حال که به تشویق و توجه زیادی نیازمندند، از سویی تحمل شنیدن انتقاد را ندارند. همچنین در نواختن خود بیشتر به اجرای قطعات سرعتی و نمایشی برای جلب نظر دیگران می پردازند و از اجرای قطعاتی که احتیاج به فکر دارد گریزانند. این دسته از هنرجویان معمولا خیلی زود از پیشرفت باز می ایستند و از گردونه خارج می شوند.
درگذشت سراینده اشعار Unchained Melody

درگذشت سراینده اشعار Unchained Melody

اسوشیتدپرس- های زارت Hy Zaret، سراینده اشعار ترانه جاودانی Unchained Melody که یکی از محبوبترین ترانه های مکررا اجرا و ضبط شده قرن بیستم به شمار میرود، در سن ۹۹ سالگی درگذشت.
اپرای لیلی و مجنون (III)

اپرای لیلی و مجنون (III)

اگرچه آواز کر از سنت های آذری نبود اما حاجی بیف گروه کری را ترتیب داد تا بر آنچه که در طرح داستان رخ می دهد بیفزایند و اپرا را پویا تر کنند. او همچنین بر این بود تا با این کار حالت روانی شخصیت ها را نیز پر رنگ تر کند. این نخستین باری بود که در آذربایجان از کر استفاده می شد.
ستایش؟

ستایش؟

آیا همیشه باید از ستایش شدن خوشحال باشیم؟ تعریف شنیدن همیشه خوب است؟ سوال عجیبی است. چون همه فکر می‌کنیم جوابش از قبل معلوم است؛ یک بله‌ی محکم و بدون تردید. اگر این طور فکر کنیم قطعا اشتباه کرده‌ایم. بگذارید یک واقعه از تاریخ موسیقی را مرور کنیم تا معلوم شود موضوع به این سادگی‌ها هم نیست. «روبرت شومان» آهنگسازی که در ضمن منتقدی چیره‌دست نیز بود، یک ماه پس از اولین دیدار «یوهانس برامس» جوان را با عنوان مسیحِ موسیقی که «رسالتش بیانِ متعالیِ عصر خود است»، ستود. آهنگسازِ جوان خردمندانه به شومان نوشت: «تمجید آشکار شما از من، شاید چنان انتظار شنوندگان را بالا می‌برد که نمی‌دانم چگونه می‌توانم آن را برآورده کنم.» (۱)
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (VI)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (VI)

مزدک فرزند بامداد بعد از مانی و در زمان قباد پدر انوشیروان ظهور کرد و مدعی آیینی شد که موسیقی یکی از نمادهای آن بود. در آیین مزدک موسیقی مقام خاصی دارد چنانکه در مکاتب فلسفی و آیین مزدک پس از فیثاغورث بزرگ‌ترین ارج و اعتبار به موسیقی نهاده شده است. در مذهب مزدک «نیروی شادی» نماینده موسیقی ذکر گردیده که مانند سه نیروی دیگر ـ شعور، عقل و حافظه ـ از اهمیت خاصی برخوردار است. او موسیقی و شادی را یکی از قوای محترم نزد ایزد بیان کرده است. کریستنسن در کتاب تمدن در زمان ساسانیان از مزدک یاد می‌کند و اهمیت و مقام موسیقی را در آیین او شرح می‌دهد که چگونه آن را مانند یکی از نیروهای معنوی چهارگانه برابر خداوند جلوه‌گر می‌سازد. (راهگانی، ۱۳۷۷: ۱۰۸)
صبا، رپرتوار موسیقی (II)

صبا، رپرتوار موسیقی (II)

به زندان: قطعه‌ای است در شوشتری که صبا برای ویولن نوشته و نشان‌دهنده فضایی است که در آن عده‌ای زندانی که دست‌هایشان با غل و زنجیر به‌هم بسته شده است، توسط ماموران به مکانی نامعلوم برده می‌شوند و در تمامی مدت، زندانیان نگران عاقبتشان هستند و این نگرانی باعث شده از ماموران سوال کنند که «ما را کجا می‌برید؟» یا «مگر ما چه کردیم؟».
گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (II)

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (II)

او ادامه داد: در مقابل وقتی از موسیقی صحبت می‌کنیم به طور عام تجربه موسیقایی را مدنظر قرار می‌دهیم و من می‌توانم مطمئن باشم که همه ما تجربه موسیقایی داشته‌ایم؛ یا به عنوان نوازنده یا به عنوان آهنگساز و در مجموع خالق اثر یا به عنوان شنونده آن. تجربه موسیقایی از آن جایی شکل می‌گیرد که به زبان پشت می‌کند. بر اثر شنیدن یا نواختن موسیقی اتفاقی کیفی در ما شکل می‌گیرد که ساحتش با ساحت زبان، چه مکتوب و چه شفاهی کاملا متفاوت است. اگر به همان جمله آشنای هایدگر نگاه کنیم که «زبان خانه ماست»؛ به خاطر آن که زبان است که تفکر و جهت فکری ما را به وجود می‌آورد، اتفاقا آن زمان که در حال تجربه موسیقایی هستیم تفکرمان را کنار می‌گذاریم و با یک احساس کیفی سر و کار داریم و آن احساس کیفی قابل تبدیل مستقیم به زبانِ «زبان» نیست چون با آن سنخیت ندارد. مثالی در مورد این تجربه کیفی می‌زنم؛ من هر حجمی از درد را که از سر گذرانده باشم، احساسی کیفی را از سر گذرانده‌ام که اگر بخواهم در متنی در موردش صحبت کنم نمی‌توانم عینِ آن احساس را در شمای خواننده به وجود بیاورم.
نامه سر گشاده کیهان کلهر اختلال در کنسرت گروه لیان

نامه سر گشاده کیهان کلهر اختلال در کنسرت گروه لیان

محسن شریفیان نوازنده و پژوهشگر موسیقی جنوب ایران، پس از سالها برپایی کنسرت با ارکستر خود که «لیان» نام دارد، بارها مورد تهدید به جلوگیری از اجرای کنسرت قرار گرفته است. این تهدید ها در مواردی هم عملی شده و موجب لغو کنسرت های او با وجود مجوز قانونی در شهرهای مختلف و مخصوصا در بوشهر که خواستگاه این موسیقی است شده. کنسرت محسن شریفیان شب گذشته در حالی در شهر کلمه از توابع بوشهر برگزار شد که در حین اجرای برنامه دو بار برق محل برگزاری کنسرت قطع شد و بانوان و کودکان در آن تاریکی با مشکلات زیادی رو به رو شدند. کیهان کلهر در واکنش به این جسارت بزرگ به ساحت موسیقی بیانیه ای صادر کرده که در ادامه می خوانید:
بررسی اجمالی آثار شادروان<br> روح الله خالقی (قسمت پانزدهم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت پانزدهم)

این هم نفسی با حافظ، مستلزم طی طریقی است که انسان را از عالم ناسوت، حدّاقل در لحظاتِ خلق اثر، جدا سازد. شاید همراهِ دیرین خالقی، مرحوم استاد حسینعلی ملاح، در نامه به خانم گلنوش خالقی در ۱۳۷۰ از حقیقتی پرده برداشته که قبل از آن، براساس مطالبِ بالا، تنها میشد آنرا حدس زد: پدر شما سخت معتقد به عشق لاهوتی بود.
هنوز هم برای یادگیری ساز جدید دیر نیست (I)

هنوز هم برای یادگیری ساز جدید دیر نیست (I)

این متن مصاحبه ای با گیل شاهام (Gil Shaham) ویلنیست آمریکایی اسرائیلی متولد ۱۹ فوریه ۱۹۷۱ و دارنده جوایز بین المللی است. این مصاحبه در اتاق رختکن گیل در تالار ملکه الیزابت توسط ریچارد اسلانی (Richard Slaney) از طرف وب سایت سئوند اکسچنج تعویض صوت ( Sound Exchange) پس از پایان تمرین گیل با ارکستر فیلارمونیا، انجام شده است.