فریدون شهبازیان و رهبری ارکستر ملی

فریدون شهبازیان
فریدون شهبازیان
پس از گذشت چند روز از شایعه کناره گیری فرهاد فخرالدینی از رهبری ارکستر ملی و انتخاب فریدون شهبازیان به عنوان رهبر دائم، بالاخره به صورت رسمی حکم رهبری فریدون شهبازیان رسانه ای شد:

«استاد ارجمند جناب آقای فریدون شهبازیان، با سلام
منزلت و جایگاه والای جنابعالی به عنوان ایرانی نام آور در موسیقی، شهره آفاق است. بر این مبنا بنیاد فرهنگی هنری رودکی افتخار دارد که رهبری ارکستر موسیقی ملی از سوی شما پذیرفته شده است. این گام مهم برای ارتقای جایگاه موسیقی، به ویژه موسیقی سنتی و اصیل ایرانی و شکل گیری ارکستری منسجم از هنرمندان شایسته کشورمان و برنامه ریزی برای فعالیت در سطح جهانی خواهد بود.
با آرزوی توفیق روز افزون، امید است در سایه مدد یزدان شاهد روزهای پرافتخار باشیم.»

با ورود فریدون شهبازیان، ارکستر ملی وارد پنجمین دوره فعایت خود می شود، در اینجا به بررسی چهار دوره گذشته می پردازیم:
دوره اول: پس برگزاری چهلمین سالگرد درگذشت ابوالحسن صبا در تالار وحدت و اجرای ارکستری به رهبری حسین دهلوی در این برنامه (سال ۱۳۷۶)، وزیر وقت ارشاد (عطاالله مهاجرانی) تصمیم بر تاسیس ارکستری به شکل تلفیقی (از سازهای غربی و ایرانی که در ایران با نام ارکستر ملی مشهور است) گرفت.

ابتدا قرار شد یک تیم کارشناسی با همکاری هنرمندانی چون: حسین دهلوی، علی تجویدی، کامبیز روشن روان، فرهاد فخرالدینی، محمد سریر و حسین علیزاده مدیریت این ارکستر را به عهده بگیرند و توسط این هیات رهبر ارکستر، نوازندگان، خوانندگان و رپرتوار مشخص شود. پس از اولین جلسات هیات کارشناسی، این هیات به کار خود پایان داد و مدیریت، رهبری و انتخاب رپرتوار ارکستر ملی به فرهاد فخرالدینی رسید.

در این دوره آثار اجرا شده توسط ارکستر ملی تقریبا خالی از آثار آهنگسازان برجسته ایرانی همچون: پژمان، دهلوی، ناصحی، استوار، هوشنگ و ارسلان کامکار، روشن روان، ریاحی، رحیمیان و… بود و به ندرت آثاری از هنرمندانی خارج از دایره نزدیکان و شاگردان فرهاد فخرالدینی اجرا می شد.

در این دوره ارکستر ملی به جز در یک یا دو برنامه که با همراهی سازهای بادی برنجی به اجرا پرداخت (آن هم مربوط به اجرای قطعه «سربداران» ساخته فخرالدینی بود)، فاقد سازهای بادی برنجی بود و به همین دلیل بخش بزرگی از رپرتوار موسیقی سمفونیک ایرانی حذف شد.

غیر از مشکل رپرتوار، ارکستر ملی در این دوره شاهد فقدان یک رهبر استاندارد بود، چراکه فخرالدینی با استیل استاندارد جهانی رهبری به هدایت این ارکستر نمی پرداخت. در سال ۱۳۸۸ این ارکستر منحل شد.
دوره دوم:
در سال ۱۳۹۰ ارکستر ملی به رهبری بردیا کیارس شروع به فعالیت کرد. در این دوره یک تیم کارشناسی شامل حسین علیزاده، هوشنگ ظریف، بردیا کیارس، ارسلان کامکار و فردین خلعتبری مدیریت ارکستر را به عهده گرفت. در این دوره ارکستر ملی شامل سازهای ارکستر سمفونیک به همراه سازهای ایرانی بود که بیشتر به اجرای قطعاتی تنظیم شده برای این ارکستر از آهنگسازانی چون: حسین علیزاده، فردین خلعتبری، بهزاد عبدی و بردیا کیارس می پرداخت. آثار آهنگسازان دیگر به ندرت اجرا شد. در این دوره تنها سه رهبر ارکستر ملی را رهبری کردند: بردیا کیارس، آرش گوران و میلاد عمرانلو. آخرین کنسرتی که در این دوره انجام شد در سال ۹۱ بود و پس از آن ارکستر منحل شد.
دوره سوم:
در این دوره که تنها به اجرای یک کنسرت بسنده شد، قرار شد ارکستر ملی و ارکستر سمفونیک تهران یکی شده و این دو ارکستر با نام «ارکستر سمفونیک ملی ایران» به فعالیت ادامه دهد که این اقدام با اعتراض بعضی از موسیقیدانان از جمله فرهاد فخرالدینی که به او قول رهبری ارکستر ملی داده شده بود قرار گرفت. این کنسرت با رهبری علی رهبری در سال ۹۴ برگزار شد و بلافاصله بعد از این برنامه، این نام تغییر کرد.
دوره چهارم:
پس از دعوت مجدد از فرهاد فخرالدینی دوباره ارکستر ملی به شکلی بزرگ تر از دوره اول، فعالیت خود را آغاز کرد. در این دوره به غیر از فخرالدینی، سهراب کاشف نیز رهبری این ارکستر را به عهده گرفت. پس از شروع مشکلاتی مربوط به هزینه های سه ارکستر بنیاد رودکی (ارکستر سمفونیک تهران، ارکستر ملی و ارکستر سازهای ملی)، تمرینات منظم این ارکستر ها قطع شد و برای آخرین بار ارکستر ملی در ۲۹ اردیبهشت سال جاری در شانگهای چین به روی صحنه رفت، هرچند در واقع ارکستری که به روی صحنه رفت تلفیقی از دو ارکستر سمفونیک تهران و ملی بود که به نوعی همان «ارکستر سمفونیک ملی» پیشنهاد شده توسط علی رهبری بود!
***
طرح جدایی دو ارکستر سمفونیک تهران و ملی در حالی قابل پذیرش است که تعداد کنسرتهایی که به اجرای موسیقی ایرانی و غیر ایرانی مربوط است، به حدی باشد که از عهده یک ارکستر بر نیاید. پس در این صورت لازم است این دو ارکستر برنامه های منسجم، با کیفیت و پر تعدادی داشته باشند.

با انتشار خبر رهبری فریدون شهبازیان موسیقیدان با سابقه و مطلع از اوضاع موسیقی ارکسترال ایران، می توان این امید را داشت که در دوره پنجم فعالیت این ارکستر شاهد به کارگیری رهبران میهمان متعدد و آثار سمفونیک موسیقی ایرانی که سالهاست در خاموشی به سر می برند باشیم.

یک دیدگاه

  • هامون
    ارسال شده در بهمن ۲۷, ۱۳۹۷ در ۱۲:۱۲ ق.ظ

    باعث تاسف است که آهنگسازان به‌نام و بی‌نظیر ما با آبروی خود و موسیقی ایران بازی می‌کنند و چوب رهبری را به‌دست می‌گیرند طوری که کمترین اطلاعی از حرکات رهبری ندارند و امثال من نمی‌توانیم جلوی خنده‌مان را با دیدن رهبری کردنشان بگیریم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIX)

تنها درویش خان تا حدودی با وزیری تفاهم داشت و برای شنیدن کنسرت ها و خطابه های او به مدرسه خصوصی اش می رفت. اما قبل از این که این رابطه و تفاهم ثمری به بار آورد – و قبل از ریاست اول وزیری در مدرسه موزیک (۱۳۰۷)، درویش خان فوت شد (۱۳۰۵). بعد از فوت او تجدد طلبی به کشمکش بین وزیری و مین باشیان ها یا «موسیقی نوین و علمی ایرانی» با «موسیقی بین المللی و علمی» محدود ماند.

«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (I)

اگر در موسیقی کلاسیک غربی کار می‌کنیم دادن جواب همه‌فهم به این سوال نسبتا ساده است. یعنی روشی که هر نوازنده آثار را می‌نوازد. بخشی به رابطه‌ی فیزیکی‌ای که یک نوازنده با سازش دارد مربوط است، یعنی مسائلی مثل روش دست گرفتن ساز یا پشت ساز نشستن، نحوه‌ی انگشت گذاشتن، انتقال نیرو به ساز (تقریبا اِکول) و … بخشی هم به مسایل صوتی، مثل صدایی که از ساز درمی‌آورد، دامنه‌ی شدت و ضعف‌هایی که می‌تواند به هر نت یا پاساژ بدهد، شیوش‌های مختلفی که می‌تواند هنگام نواختن هر نغمه یا تکنیک ایجاد کند و بخشی هم به مسایل تکنیکی مثل دامنه‌ی ویبراتوها و از این قبیل.

از روزهای گذشته…

گردهمایی ۱۵۰۰ جوان در جشنواره خرم (I)

گردهمایی ۱۵۰۰ جوان در جشنواره خرم (I)

جشنواره نوای خرم، در یک فعالیت سازمان یافته و منظم، امروز به پنجمین دوره خود رسیده است. جشنواره ای که با وجود محدودیت سنی ۱۸ سال برای شرکت کنندگانش، با تمرکز بر روی رپرتوار «عصر طلایی ویولن»، در هر دوره شاهد استقبال بیشتری است.
امیرآهنگ: سعدی حسنی توجه من را به سبک استاد حنانه جلب کرد

امیرآهنگ: سعدی حسنی توجه من را به سبک استاد حنانه جلب کرد

بیست و چهارم مهر ماه امسال مصادف است با بیست و هشتمین سالگرد درگذشت هنرمند بی بدیل و نامدار موسیقی ایران، آهنگساز صاحب سبک، رهبر ارکستر، محقق و پژوهشگر استاد مرتضی حنانه؛ موسیقی دانی که شوربختانه در اوج پختگی و فعالیت هنری اش رخت از جهان بربست؛ اگر در چنگال بیماری سرطان گرفتار نشده بود و حیات داشت، امروز در آستانه نود و پنج سالگی اش بود و در طی این سالها قطعا میراثی بسیار گرانقدر تر از او در موسیقی کلاسیک ایران و جهان به یادگار مانده بود.
نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (I)

نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (I)

داریوش طلایی از موسیقیدانان نسل سوم بعد از وزیری است، او نوازنده برجسته تار و سه تار و استاد ردیف شناسی در موسیقی ایرانی است. «نت نویسی آموزشی و تحلیلی او از ردیف میرزاعبدالله» بهترین منبع و مرجع برای آموزش ردیف تار و سه تار میرزا عبدالله است. او در سال ۱۳۷۲ رساله «نگرشی نو به تئوری موسیقی ایرانی» (۱)، را ارائه داده است.
پاسخی بر یک سئوال

پاسخی بر یک سئوال

شهریور ماه سال گذشته بود که مطلبی در این سایت منتشر شد با عنوان «چند سوال!» که به اجرای موسیقی کشورهای غربی با سازهای ایرانی می پرداخت. این نویسنده در نوشته ای دیگر به طنز اجرای موسیقی غربی با سازهای ایرانی به «پیتزای قرمه سبزی» تشبیه کرده بود.
دیبازر: می خواهم تجربه ام را انتقال دهم

دیبازر: می خواهم تجربه ام را انتقال دهم

می خواهم تجربه ام را انتقال دهم که احساس می کنم در بعضی موسیقیدان ها به خاطر عادت به نوع موسیقی آموزش دیده شان، آزاد‌اندیشی برایشان کار سختی می شود و تا آن آزاد‌اندیشی نباشد، شما نمی توانید ارزشهای انواع دیگر را ببینید. نمی دانم چرا فکر‌ می‌کنند که اگر نوع دیگری از موسیقی را بکوبید به ارزش خودتان اضافه می کنید. باورم این است که هیچ موسیقیدانی ادعای توانمندی در حوزه خودش را ندارد و با این باور می توان برای انواع موسیقی رسمیت و احترام قائل شد و هر کدام از ما مشغول به کار خودمان‌ باشیم.
وداع با موسیقی آوانگارد (II)

وداع با موسیقی آوانگارد (II)

قدرت محدود شنیداری انسان و عدم تشخیص پیچیدگی های زیاد توسط گوش، حتی در گوشهای تعلیم دیده؛ این بخش خود شامل دو مشکل می شود: الف) عدم تشخیص یک اثر پیچیده و استادانه از یک اثر بی هدف و شلوغ و نهایتا آماده شدن فضا برای اهداف سودجویانه آهنگسازان کم ذوق، برای فریب شنوندگان. (۳)
هنر موسیقی و مولانا

هنر موسیقی و مولانا

شعر و موسیقی چنان در هم تنیده اند که هیچ یک بدون دیگری کمال خود را نمی یابد. مولانا مصداقی بارز از این نمونه است. شعرش تجسم پایکوبی، رقص و ریتم است؛ معنایی بس شگرف و عرفانی، تمام مصادیق لازم برای یک پیوند عمیق با موسیقی را فراهم کرده است. در نوشته ای که پیش رو دارید، نوشته ای پیش رو دارید، گرآوری نظریات اندیشمندان علوم انسانی است در اینباره.
مرگ پاکو دلوچیا؛ فقدانی جبران ناپذیر در دنیای موسیقی

مرگ پاکو دلوچیا؛ فقدانی جبران ناپذیر در دنیای موسیقی

پاکو دلوچیا، نوازنده ویرتوز گیتار فلامنکو، روز چهارشنبه بیست و ششم فوریه ۲۰۱۴ در شصت و شش سالگی در مکزیک درگذشت. دلوچیا که در پلایا دل کارمن (Playa del Carmen) در جزائر کارائیب تعطیلاتش را می گذراند در این شهر دچار حمله قلبی شد و در بیمارستان درگذشت.
مازورکا یادآور مقاومت مردم لهستان

مازورکا یادآور مقاومت مردم لهستان

Mazur یا Mazurek که در زبان انگلیسی به آن Mazurka گفته می شود اسامی عمومی هستند برای مجموعه ای از رقص های محلی در لهستان که بصورت سه ضربی اجرا می شوند. ریشه این رقصها به دشتهای مازویا (Mazovia) در اطراف ورشو بر می گردد. در زمانهای قدیم مردم شهرهای بزرگ در لهستان بخصوص ورشو، Mazurs نامیده می شدند و به همین جهت رقص آنها Mazur نامیده می شد. اما همانطور اشاره شد اغلب مردم در سایر نقاط جهان از این سبک رقص یا موسیقی به نام مازورکا یاد می کنند. این لغت – مازورکا – برای اولین بار در سال ۱۷۵۲ در یکی از دیکشنری های معروف آلمان منتشر شد و از آن موقع به بعد اصطلاحی متداول در هنر و بخصوص موسیقی شد.
داوودیان: وقت است را برای صدای شجریان نوشتم

داوودیان: وقت است را برای صدای شجریان نوشتم

این سئوال را پرسیدم به این دلیل که کنسرتو فرمی خاص است که میتواند تواناییهای آهنگسازی و موسیقایی زیادتری داشته باشد نسبت به فرم های دیگر. یک تصور عمومی هست در موسیقیدانان که اعتقاد دارند، کاملترین فرم سمفونی است ولی به اعتقاد من کنسرتو کاملترین فرم است، چراکه هم امکانات موسیقایی سمفونیک و هم امکانات موسیقایی تکنوازی در آن وجود دارد.