کتابی درباره رضا ورزنده (II)

برگزیدۀ آثار رضا ورزنده
برگزیدۀ آثار رضا ورزنده
با‌این‌حال، نباید از یاد برد که ورزنده در کنار استادانی همچون کسایی، شهناز، عبادی، شریف، یاحقی، محمودی خوانساری، تاج اصفهانی و… سنتور نواخته است و به نظر نگارنده، صرف‌نظر از هر‌گونه ارزش‌گذاری، بی‌توجهی و عدم بررسی و شناخت شیوۀ سنتورنوازی ورزنده به‌معنای نادیده‌گرفتن یکی از پرنفوذترین شیوه‌های نوازندگی سنتور در حدود سال‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۰ است.

مجموعه‌ای که پیشِ‌رو دارید با هدف آشناییِ کلی با شیوۀ سنتورنوازی رضا ورزنده تهیه شده و گزیده‌ای از آثار او را در دستگاه‌ها و آوازهای مختلف در ‌بر می‌گیرد. نگارنده در این مجموعه تمامی تلاش خود را به‌کار برده تا آوانگاری قطعات تا حد امکان، چه از نظر استخوان‌بندی و چه از نظر تزئینات و ریزه‌کاری‌ها، به اجرای واقعی نزدیک باشد. با‌این‌حال، ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد ورزنده آوانگاری آنها را نیز تاحدودی دشوار می‌سازد که در اینجا به برخی از آنها اشاره خواهم کرد:
نوازندگی ورزنده مانند بسیاری دیگر از نوازندگان آن دوره بیشتر بر پایۀ بداهه‌پردازی قرار دارد و بنابراین در بسیاری موارد اجرای «یک قطعۀ ضربی» ممکن است به‌معنای درهم‌تنیدن یک مقدمه‌ یا پیش‌درآمد سنگین و چندین چهارمضراب یا ضربی کوتاه و بلند باشد. تفکیک این «قطعات» در آوا‌نگاری می‌تواند به انسجام اثر آسیب جدی برساند و این در حالی‌ست که نگارش پیاپی آنها در قالب یک اثرِ واحد نیز به‌نوبۀ خود زمان اجرا را بیش از اندازه طولانی، و به‌خاطر سپردن قطعات را دشوارتر می‌سازد.

از سوی دیگر، بسیاری از بداهه‌پردازی‌های ورزنده در همکاری با نوازندگان سایر سازها یا خوانندگان و به‌صورت سؤال و جواب شکل گرفته‌اند. در این‌گونه موارد جداسازی بخش‌هایی از اجرا که تنها به سنتور ورزنده اختصاص داشته‌اند مانند آن است که از گفت‌وگویی دو یا چند‌جانبه تنها سخنان یک نفر را مکتوب سازیم!

بسیاری از تکنیک‌های مضرابی و همچنین صدادهیِ ویژۀ سنتور ورزنده نیز تا اندازۀ زیادی متأثر از جنس و تعداد سیم‌ها، تعداد خرک‌های سنتور و شکل خاص مضراب‌های مورد استفادۀ اوست که امروزه کاربرد چندانی ندارند و دسترسی نوازندگان به آنها نیز به‌سهولت میسر نیست. در چنین شرایطی طبیعی است که آوانگاری آثار وی براساس شکل و امکانات اجراییِ سنتورهای نُه‌خرکِ و مضراب‌های حلقه‌دار به سبکِ امروزی نه‌تنها باعث رنگ‌باختنِ بخش قابل‌توجه‌ای از مشخصات و ویژگی‌های این شیوه می‌شود، مشکلات اجراییِ فراوانی را نیز به‌سبب تغییر مضراب‌گذاری‌ها، به‌ویژه در چهارمضراب‌ها و قطعات تند، به همراه می‌آورد.

این دشواری‌ها در‌حالی است که بدون شک آوانگاریْ حتی در بهترین حالت نیز نمی‌تواند جایگزین اثر واقعی گردد و درک موزیکالیته و احساسِ واقعی هر اثر موسیقی بدون گوش‌سپردن به نمونۀ صوتی آن هرگز کامل نخواهد بود…

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جان کیج و ذن بودیسم (IV)

گفتگوی بالا بین پروفسور «سوزوکی» – استاد فلسفه شرق دور – و یکی از شاگردانش در دانشگاه کلمبیا صورت گرفته که جان کیج آن را در مقاله ای به نام «شفافیت و ظرافت» آن را نقل می کند. می گویند که «ذن» اولین بار با یک کنایه آغاز شد. بدین گونه که: روزی بودا با شاخه گلی در دست به جایگاه موعظه ی روزانه اش آمد و به جای موعظه های معمول، آن روز فقط گل بود و سکوت. یکی از پیروانش راز پیامِ بی کلام او را دریافت و ذن آغاز شد.

یادداشتی بر آلبوم «نبودی تو»

موسیقیِ «نبودی تو» را می‌توان در این عبارت خلاصه کرد: کنار هم نشاندنِ بی‌ربطِ عناصری بی‌ربط و در عین حال نخ‌نما. شیوه‌ی تنظیم و هارمونیزه کردنِ نُه ترانه‌ای که در این آلبوم گنجانده شده عمده‌ترین عنصرِ تاریخ مصرف گذشته‌ی مجموعه است. صدای خواننده نیز معمولاً بی هیچ ایده‌ی مشخصی، در فواصلی مستعمل، بر فضاسازی‌هایی سوار می‌شود که حاصلِ نازل‌ترین فرمول‌های نیم قرن پیش‌اند.

از روزهای گذشته…

نقشه‌برداری موسیقایی (III)

نقشه‌برداری موسیقایی (III)

از این‌رو در زمان اجرا می‌توان با بغل‌دستی گپی هم زد، چون صدا‌های مزاحم در فضای آکنده از صداهای بلند موسیقی محسوس نیستند. به‌عبارت دیگر، شنوندۀ چنین کنسرت‌هایی، حساسیّت لازم برای شنیدن و درک و دریافت موسیقی را به‌دست نمی‌آورند و برای ایشان ناشناخته است و این تأثیری ا‌ست که معماریْ می‌تواند بر درک موسیقایی جامعه بگذارد. به‌عبارت دیگر «کنسرت موسیقی ایرانی» تا حدودی به «دیسکوتیک» که محلّی ا‌ست برای شادی و رقص همراه با موسیقی، شبیه می‌شود؛ به‌ویژه این که سازهای کوبه‌ای همیشه عضو لاینفکِ هر گروهی یا تکنوازی هستند. این نبود حساسیّت در خصوص کیفیت صدا سبب می‌شود که دوستداران موسیقی ایرانی اغلب در خانه‌هایشان همْ از دستگاه‌های ارزان‌قیمت صدا‌دهی استفاده کنند و دغدغۀ کیفیّت صدا نداشته باشند؛ در‌ حالی‌ که کیفیّت صدا در تأثیرگذاری موسیقی سهم مهمّی دارد.
صادقی: شاید در سالهای آینده ارکستر سمفونیک به توانایی قبلی خود برسد

صادقی: شاید در سالهای آینده ارکستر سمفونیک به توانایی قبلی خود برسد

مدیران آنقدری که باید، رسیدگی کامل و کافی به وضعیت معیشتی اعضای ارکستر سمفونیک و گروه کر نداشتند و گاه گداری نامه نگاری هایی انجام می شود، هیأتی از ارکستر یا گروه کر مسئول می شدند برای پیگیری نامه ها و مسائل مختلف حاشیه ای و خوب بعضی وقتها به ثمر می رسید و بعضی وقتا به ثمر نمی رسید! متاسفانه در سال های گذشته به دلایل مختلف (حالا می توانیم به نوعی بگوییم بعضی وقت ها)، استفاده از رهبرانی که رفتارشان با اعضای ارکستر خیلی مناسب نبوده است و همینطور وضعیت ارائه حقوق ها به کارمند ها یا پایین بودن سطح حقوق که باعث می شد خیلی از نوازندگان پیشکسوت در ارکستر یا گروه کر از این گروه ها فاصله بگیرند و متاسفانه ارکستر افراد پر سابقه را از دست بدهد؛ ارکستر سمفونیک و کر وضعیت بدی را تجربه کرد.
نقد آرای محمدرضا درویشی (V)

نقد آرای محمدرضا درویشی (V)

محمدرضا درویشی درباره‌ی موضوعِ تکرار در هنر شرقی می‌نویسد: «ما در یک مرحله‌ی برزخی، عنصر تکرار در هنر شرقی را یکنواختیِ ملال‌انگیز پنداشتیم و رنگارنگی، تنوع و عظمت بیرونیِ هنر غربی را نشانه‌ی عمق. واقعیت این است که نه تکرار در هنر شرقی ملال‌انگیز است و نه تنوع و رنگارنگیِ هنر غربی الزاماً گویای عمق اندیشه.
موسیقی مناسب تماشاگر را میخکوب میکند (I)

موسیقی مناسب تماشاگر را میخکوب میکند (I)

تلویزیون در اصل رسانه ای متکی به تصویر است، اما نباید تاثیر صدا و به خصوص موسیقی را در آن از یاد ببریم. جوئل بکرمن (Joel Beckerman)، کسی است که کار خود را بر مبنای تحقیق و دریافت تاثیر موسیقی بر احساسات و اینکه چگونه این موسیقی میتواند تماشاگران تلویزیون را به دام بیاندازد، بنا کرده است.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XII)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XII)

یکی از موارد مهم در زمینه موسیقی کنونی ایران که بسیار با اهمیت است، وجود و لزوم حضور فواصل کوچکتر از نیم پرده یا میکروتُن (ریز پرده) است. با حذف این فواصل یکی از اصلی ترین خصوصیات درونی موسیقی ایران دچار فقدان می گردد و این موسیقی دیگر خاصیت خود را نخواهد داشت.
تأملی در آرای موسیقی خیام (I)

تأملی در آرای موسیقی خیام (I)

شهرت حکیم عمر خیام نیشابوری، اغلب به سبب رباعیاتی است که بیش‏تر آنها را به او منسوب کرده‏اند، همچنین باید یادآور شد که مقام علمی وی تا حد زیادی تحت الشعاع جنبه‏ی شاعری او قرار گرفته است؛ تا آنجا که از نظر منش و اعتقادات نیز وی را غیر از آنکه بوده است معرفی نموده‏اند. مشهورترین اثر خیام رساله جبر و مقابله است. او در این رساله، ضمن بحث از قضایای ریاضی در چند مورد به حمد خداوند متعال پرداخته و از روی اخلاص از او مدد جسته و هدایت طلبیده است.
معادله چندمجهولی افزایش تعرفه

معادله چندمجهولی افزایش تعرفه

در طی چند هفته اخیر بالا رفتن ۵۶ درصدی تعرفه گوشی تلفن‌همراه و متعلقات آن خبر شماره یک بسیاری از جراید و رسانه‌ها بود. تاثیر آن هم به‌سرعت بر بازار سایه انداخت و قیمت گوشی‌های ارزان تقریبا دو برابر شد و گوشی‌های گران هم ۲۵ تا ۳۰ درصد گران‌تر شدند.
ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (پایانی)

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (پایانی)

برخلاف هر دو سبک مکتب فرانکفورت درباره‌ی کالایی کردن و پوپولیسم نو که چیزی بهتر از «بروس اسپرینگزتین» (Bruce Springsteen) نمیتواند تصور کند ( من جدل «جسی لِمیش» (Jesse Lemisch) برعلیه سبک جبهه خلق “موسیقی فولکلور” را بیاد می‌آورم )(۲۹)، من فکر می‌کنم، ما باید این ایده را که گونه‌های معینی از موسیقی – از روی قیاس– اخلاقا و بطور سیاسی خوب است و دیگران نه، پس بزنیم (که معنیش این نیست که کشمکش ایدئولوژیکی در موسیقی و انتخاب آن وجود ندارد).
Il Carlo IX di Francia del 1566 (قسمت اول)

Il Carlo IX di Francia del 1566 (قسمت اول)

تاریخ در گذر خود رایحه روشن جاری در لحظه ها را لمس می کند و زمان جریان دیگری را از حضور نگاهی دیگر به ارمغان می برد زمانی که روزها از پی هم می گذشتند و ماه ها پیوند سترگ فصلها را نوید می دادند، در عمق تمدنی زیبا و پر شکوه به آرامی تولدی دیگر بدون آنکه هیچ پیش گویی خبر از حادثه ای شور انگیز را تجسم کند، صدای نفسی آرام آرام از درون عشقی مملو پا به هستی بی همتا گشود و به سادگی تکراری جاوید او را آندرا نامیدند، آندرا آماتی سر سلسله آغاز پدیده ای به نام ویولون.
صمد پور: براى بعضى اتفاقات، پشت دست خایانم!

صمد پور: براى بعضى اتفاقات، پشت دست خایانم!

مى توانم بگویم که یادم نیست چطور! موسیقى درونى ترین لایه ى حس و وجود من بود و شخصى ترین انتخاب. هرچند نمى دانم که با این حس عمیق چه کرده ام و چقدر موفق بوده ام. در خانه اى بزرگ شدم که انواع و اقسام سازها در آن بود به لطف برادرهاى بزرگ تر! ولى بازى کردن با سازها از بچگى عادت شد و بعدتر جنگ مقدارى رشته ى پیوندم با موسیقى را براى چند سالى گسست تا دوباره از ١۴ سالگى با تار آموختن را شروع کردم و بالاخره راضى شدم در ١٧ سالگى به کلاس آقاى ظریف بروم.