کتابی درباره رضا ورزنده (IV)

برگزیدۀ آثار رضا ورزنده
برگزیدۀ آثار رضا ورزنده
دربارۀ سنتور رضا ورزنده
سنتور رضا ورزنده سنتوری ده‌خرک بوده که او براساس نیازهای خود تغییراتی پس از ساخت در آن داده است. این تغییرات بدین‌شرح‌اند:

۱- آخرین خرک ردیف راست را به سمت چپ کشانده است تا سمت چپ که بیشترین کاربرد را در سنتورنوازی دارد ۱۱خرک باشد و برای اجرای نت‌های زیر از خرک‌های بالا استفاده کند و از پشت خرک‌ها استفاده نکند. به‌این‌ترتیب، سنتور او ۹ خرک در سمت راست و ۱۱ خرک در سمت چپ دارد. خرک سوم این سنتور برابر نت می کوک می‌شود و این سنتور را می‌توان یازده‌خرک می‌کوک نامید.

۲- در این سنتور، هم برای منطقۀ بم و هم منطقۀ زیر، کلاً از سیم‌های فولادی سفیدرنگ به ضخامت ۴۵/۰ میلیمتر استفاده کرده است. برای صدادهی بهترِ سیم‌های فولادیِ بم خرک‌های سمت راست را تا نزدیکی شیطانک کشانده تا طول و کشش سیم‌ها بیشتر شود. بااین‌حال، محدودۀ بم سنتور ورزنده کیفیت صوتی بالایی ندارد و ورزنده خود نیز کمتر در این محدوده به نوازندگی می‌پرداخته و بیشتر برای نت‌های واخوان یا گاه سؤال و جواب بین بم و زیر از سیم‌های بم استفاده می‌کرده است.

۳- برای صدادهی بیشتر در خرک‌های سمت چپ، بالاترین سیم خرک اُکتاو بم‌تر را باز کرده بر خرک سمت چپ قرار داده است (مثلاً آخرین سیم خرک سُل سمت راست را باز کرده بر خرک سُل سمت چپ گذاشته است). بدین‌ترتیب، اکثر خرک‌های سمت راست سه‌ سیم و خرک‌های سمت چپ پنج سیم دارند.

تغییرات فوق بنا بر اجبار و نداشتن سنتور دلخواه ورزنده صورت گرفته‌اند؛ لذا در بازسازی سنتور ورزنده الزامی به انجام تغییرات فوق نیست و می‌توان یک سنتور یازده‌خرکِ می‌کوک (یازده خرک در سمت راست و چپ) با چهار سیم بر هر خرک ساخت و به‌جای تقلید ظاهر صدادهی آن‌را به نمونۀ اصلی نزدیک کرد.

از جمله سنتورسازانی که به تشویق رحمت‌الله عنایتی به ساخت سنتور براساس الگوی رضا ورزنده پرداخته‌اند می‌توان از داریوش سالاری و محسن راسخ نام برد.

دربارۀ مضراب رضا ورزنده
مضراب‌های رضا ورزنده بدون حلقه‌اند. او مضراب‌هایش را خود می‌ساخته و پرداخت می‌کرده است و بنا بر رؤیت نگارنده هیچ‌کدام از چند مضراب به‌جای‌مانده از او دقیقاً مانند دیگری نیست. طول مضراب‌های ورزنده بیشتر از مضراب‌های امروزی و بین ۷/۲۴ تا ۵/۲۸ سانتیمتر متغیر است. سطح مقطع مضراب‌ها بین ۲ تا ۳ میلیمتر پهنا دارند و بیشتردرنظرگرفتن سطح مقطع مضراب‌ها مانع از تیزشدن صدای مضراب بی‌پوشش می‌شود.

در نواخته‌های او غالباً از مضراب‌های بی‌پوشش استفاده ‌شده است و صدا از برخورد مضراب چوبی با سیم فلزی حاصل می‌شود و نوازنده برای تنوع در صدادهیِ ساز گاه در میانۀ اجرا بر سطح سنتور حوله‌ای نازک می‌اندازد و بر آن مضراب می‌زند و پس از چندی دوباره حوله را برداشته و مضراب می‌زند. بر سر برخی از مضراب‌های به‌جامانده از او چسب برق مشکی یا جیر نازک چسبانده شده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

منبعی قابل اتکا و بنیادین در شناخت موسیقی (II)

همین ویژگی‌هاست که موجب شده است این کتاب بارها تجدید چاپ و روزآمد شود و هنوز نیز پس از گذشت چهار دهه کماکان به‌عنوان یکی از پُرطرفدارترین منابع اصلی برای درس‌های آشنایی با موسیقی ــ البته با تمرکز بر موسیقی کلاسیک یا هنری غربی ــ کاربرد و رواج داشته باشد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIV)

«دستور تار» اولین کتاب تئوری موسیقی نوین و علمی ایران است. با بررسی آن می توان به علت عدم موفقیت مکتب وزیری که با امیدواری زیادی شروع شده بود، پی برد. یک اشکال اساسی در همان مقدمه ای که او بر دستور تار نوشته آشکار می شود:

از روزهای گذشته…

نگاهی به فعالیتهای موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی (II)

نگاهی به فعالیتهای موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی (II)

در این جلسه که بیش از حد ظرفیت سالن، پذیرای علاقمندان بود، پس از قرائت قرآن، توسط یکی از هنرمندان و سخنان مجری، آقای بهروز مبصری از پژوهشگران معاصر، سخنان مبسوطی درباره تجزیه و تحلیل ساختار اجتماعی تصنیف در اواخر دوره قاجاریه و تأثیرات ساختار اجتماعی بر روند تصنیف خوانی و معرفی تصنیف سرایان و تصنیف خوانان این دوره ایراد نمودند.
La vida breve از دوفایا

La vida breve از دوفایا

مطلبی که پیش رو دارید، ترجمه ای است از کتاب “Opera” نوشته Anderas Batta که دکترای موزیکولوژی و پروفسور ویلنسل از دانشگاه سوربن پاریس و آکادمی Franz Listz مجارستان و اکنون Directeur موسیقی آکادمی Frantz Listz مجارستان است.
منبعی قابل اتکا و بنیادین در شناخت موسیقی (I)

منبعی قابل اتکا و بنیادین در شناخت موسیقی (I)

توضیح: انتشار ویراست دوم کتاب «درک و دریافت موسیقی» نوشته پرفسور «راجر کیمی‌ین» با ترجمه بسیار دقیق و تحسین برانگیز «حسین یاسینی» که اینبار علاوه بر ترجمه و حذف و اضافه‌هایی که در ویرایش جدید اعلام داشته، معادل واژه‌های موسیقایی را به زبان فارسی گنجانده بود از یک سو، همچنین ارزش و اهمیت کتاب درک و دریافت موسیقی در دنیای موسیقی از سوی دیگر، معرفی از جانب قلمی وزین و پرآوازه علمی را می‌طلبید از این رو دکتر هومان اسعدی، استاد برجسته موسیقی دانشگاه تهران انتخاب شایسته‌ای برای این منظور بود که ایشان با لطف و بزرگواری معرفی ذیل را بر این کتاب نوشته و به صفحه موسیقی روزنامه توسعه ایرانی سپردند که به انتشار رسید، در اینجا نسخه ای کامل تر این نوشته را می خوانید (بیتا یاری):
نگاهی به «اینک از امید» (III)

نگاهی به «اینک از امید» (III)

به طور کلی تصنیف «مجلس انس» با وجود وام گرفتن مستقیم ریتم از شعر و پیوند و نامناسب شعر و موسیقی در بعضی از قسمتها و تنظیم های اتفاقی و گاه نادرست، تنها می تواند در جایگاه یک کار و عمل تقریبا خوب شنیدنی باشد، نه یک تصنیف قوی و پخته.
نی و قابلیت های آن (XVI)

نی و قابلیت های آن (XVI)

در این قسمت به بررسی مثال هایی صوتی از قابلیت های نی در آثار گروهی و ارکستری موسیقی ایران می پردازیم. در قسمت قبل به بررسی کوتاه و اجمالی قطعه نی نوا اثر ماندگار استاد حسین علیزاده در دستگاه نوا پرداختیم. از آثار ارزشمند و مشهور دیگری که برای نی و ارکستر ساخته، تنظیم و طراحی شده، می توان به قطعۀ حکایت نی اثر هنرمند ارجمند مهرداد دلنوازی اشاره کرد که در مایۀ شوشتری سل برای نی، ارکستر زهی و چند ساز مضرابی ایرانی تنظیم شده است.
نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (III)

نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (III)

نمونه های زیادی از انواع فرهنگ های موسیقایی بدوی در جهان وجود دارد که در آنها، نوازنده و آهنگساز و حتی شاعر و خواننده یکنفر است؛ در موسیقی قرون وسطای اروپا هم این پدیده زیاد دیده می شود. ارتباط دادن این مسئله با تفکرات عرفانی و فلسفی ایرانیان، نوعی فلسفه بافی است که متاسفانه در نوشته های نوازندگان مرکز حفظ و اشاعه موسیقی بسیار دیده می شود (۱) ضمن اینکه همین فلسفه بافی هم بدون توجه به مشکلاتی که در اسناد تاریخی اش دارد، دچار مشکلات منطقی است؛ همانقدر که یک اثر بداهه نوازی تحت تاثیر نواخته گذشتگان اش است (۲)، یک قطعه کلاسیک هم در موسیقی غربی، تحت تاثیر تکنیک های هارمونی، کنترپوان، فرم و… گذشتگان اش است.
روش سوزوکی (قسمت بیست و سوم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و سوم)

با وجود تمرین‌های پیوسته و فشرده ی دائم او توانست از پنج تمرین، چهارتای آنها را به انجام برساند و در صورت بروز حتی یک اشتباه باید دوباره همه را از اول شروع می‌کرد و اتفاقاً همین تکرارهای مداوم بود که‌ توانست به او اطمینان و استحکام ببخشد. “در جواب سوال تو سرآرشه را می‌بینی درسته؟” همیشه جواب می‌داد “بله من می‌بینم.” این جواب چه معنی می‌داد؟ بعضی وقت‌ها واقعاً اشک در چشمان من جمع می شد وقتی که می‌دیدم از دهان کوچولوی تائیچی، کودکی که این جهان را نه می‌توانست ببیند و نه می‌شناخت، بطور ناخودآگاه چنین پاسخی برمی آید.
نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی <br>متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت پنجم

نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی
متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت پنجم

نکته‌ی دیگری که در این چند کتاب به وضوح دیده می‌شود این است که به غیر از [۱] و [۹] که کاملا بر اساس یک نظم تاریخی مشخص و هویدا مباحث هارمونی را چیده‌اند و خواننده را علاوه بر آشنایی با فنون و دستورات با روند تحول و تکامل آن‌ها آشنا می‌سازد، دیگر کتاب‌ها کم و بیش پیچیده‌تر شدن آکوردها و حل‌ها را مبنای چیدمان مباحث قرار داده‌اند. طبیعی است که در این بین گاهی روند پیچیده‌تر شدن با روند تحول تاریخی هم جهت است و گاه خیر. همچنین به غیر از [۱] و [۹] در کمتر کتابی اشاره‌ای واضح به نحوه‌ی استفاده‌ی یک دستور یا روش در دوره‌ یا آثار یک آهنگساز خاص شده.
یاشا یوزف روبرتویچ هایفتز

یاشا یوزف روبرتویچ هایفتز

هایفتز از اسطوره های ویلن و کسی که خیلی از موسیقیدانان و منتقدین از او به عنوان بزرگترین نوازنده تاریخ یعنی در رده همپایی با لیست و پاگانینی یاد می کنند، در سال ۱۹۰۱ در ویلنای روسیه متولد شد. اولین درسهای موسیقی را نزد پدرآموخت و سپس در مدرسه ویلن نزد ایلیا مالکین (Ilya Malkin) به تحصیل ادامه داد.
با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (I)

با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (I)

قرار بود، ساعت نه‌وسی دقیقه‌ی بامداد روز یکشنبه، مراسم تشییع از منزل شخصی‌اش آغاز شود. اما به‌دلیل گروه بی‌شماری از یاران و مشتاقانش که هر لحظه از راه می‌رسیدند تا در آخرین وداع با استاد گرانقدر شریک باشند، حرکت مشایعین تا ده‌وده دقیقه‌ی بامداد به تعویق افتاد و در این دقایق بود که همه به راه افتادیم.