من صدا هستم (II)

جیاچینو شلسی (1905–1988)
جیاچینو شلسی (1905–1988)
در دهه های ۶۰ و ۷۰ وقتی که تکنولوژی صدای کامپیوتری به یک به حدی از پیشرفت رسید که بتواند صدای خالص غیر آکوستیک را تولید کند، ذهن برخی از موسیقی دانان به این نکته معطوف شد که می توان با استفاده از صداهای فرعی نهفته در صدای اصلی به یک نوع بافت صوتی دست یافت که این بافت می تواند به خودی خود دستمایه ی خلق اثری موسیقایی قرار بگیرد.

اما آنچه آثار شلسی را از همفکرانش متمایز می کند توجه او به خلق آثاری بر پایه ی یک صدای تنها است. این برخورد با موسیقی در شلسی وقتی بیدار شد که او یک دوره بیماری روحی سخت را پشت سر می گذاشت.

ناراحتی های روانی حاصل از متارکه با همسرش که نهایتاً مشوق تنهایی های طولانی مدت او بود باعث می شد که شلسی ساعاتی متمادی با نواختن تنها یکی از کلاویه های پیانو به کار موسیقی مشغول باشد. شاید شنیدن مداوم این صدا های یکنواخت مهارت گوش او را در شنیدن صداهای فرعی و نحوه ی لذت بردن از این صدا ها بیشتر می کرد.

audio file قسمتی از “چهار قطعه برای ارکستر” را از اینجا بشنوید

امروزه شهرت شلسی به دلیل نوشتن موسیقی بر مبنای یک نت تنهاست. اعمال تغییرات شخصی در کاربرد اصوات میکروتنال، گریز از رعایت اصول هارمونی و علوم متداول آهنگسازی و همچنین شخصی سازی رنگ صوتی و دینامیک ارکستر، از ویژگی های خاص موسیقی اوست که نهایتاً می توان تجلی این ویژگی ها را در مهمترین اثر او یعنی “چهار قطعه برای ارکستر” شنید. این اثر که شامل چهار بخش مستقل است در هر بخش تنها یک نت به گوش می رسد که به ترتیب عبارتند از: فا – سی – لا بمل و لا. مفسرین و دوستداران موسیقی شلسی هر یک از این قطعات را یاد آور رنگی می دانند که به ترتیب عبارتند از: فا = آبی، سی = سبز، لابمل = بنفش و لا = نارنجی. هر چند این گونه برداشت ها و تفاسیر می تواند کاملاً شخصی و غیر قابل تعمیم تلقی گردد.

شلسی این اثر را برای ۲۶ نوازنده نوشته است که شامل: فلوت آلتو، ابوا، انگلیش هورن (کرآنگله)، ۲ عدد کلارینت، باس کلارینت، باسن، ۴ عدد هورن، ساکسیفون، ۲ عدد ترومپت، ۲ عدد ترومبون، باس توبا، اره موزیکال، تیمپانی، بانگو، تومبا، سنج، تام تام، ویولا، چلو و دوبل باس هستند. بخش های سازی هریک موظف به نواختن نت در محدوده ی خاصی هستند که آهنگساز تعیین کرده است و با تغییرات اکتاو در یک ساز یا یک بخش ارکستری و همچنین تغییرات داینامیک، القاءِ حالت های مد نظر آهنگساز حاصل می شود. در هر قطعه تعداد خاصی از نوازندگان در اجرا شرکت دارند به جز قطعه ی چهارم که همه سازها می نوازند. قطعه ی چهارم دارای قطعیتی شدید در نحوه ی بیان است و با وقار تاکید می کند جدای از همه ی عوامل “من صدا هستم”

audio file قسمتی از “چهار قطعه برای ارکستر” را از اینجا بشنوید

آنچه این اثر را شگفت انگیز می کند این است که شنیدن یک نت تنها در هیچیک از بخشها کسالت آور نیست و شنونده حتی اگر تجربه شنیداری موسیقی های مدرن و پست مدرن را نداشته باشد این اثر را تا انتها گوش می کند و این مهم اتفاق نمی افتاد اگر آهنگساز نبض عواطف شنونده را با کاربرد تکنیک های کاملاً ابداعی ارکستراسیون خود به دست نمی گرفت، بیان قدرت بی اندازه ی این موسیقی به هیچ عنوان در قالب کلمات میسر نمی شود.
منابع:
classical.net
www.compositiontoday.com
en.wikipedia.org/wiki/IRCAM
en.wikipedia.org/wiki/Giacinto_Scelsi
www.discogs.com
www.musiquecontemporaine.fr

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیانیه گروه کر شانته درباره عدم حضور در جشنواره موسیقی فجر

هنر برای هنرمند اعتراض است. او این اعتراض را نثار هرچیزی می‌کند که مانع رشد است و سلامت. تراژدی یونانی با سرنوشت انسان دست‌وپنجه نرم می‌کند، موسیقی بتهوون بر روزمرگی می‌تازد، شعر حافظ از تزویر و ریا می‌نالد، و نقاشی‌های کاراواجو تا اعماق درون شخصیت‌هایش را به‌مبارزه می‌کشد.

رمضانیان: دولت وظیفه‌اش اعتماد به ملت است

روشن است. چون این برنامه‌ها برای ماست. دولت وظیفه‌اش اعتماد به ملت است. اگر جشنواره‌ی فجر در تعامل مستقیم با محیط‌های آکادمیک موسیقی و جامعه‌ی جدی هنری باشد و سیاست‌هایی را پیاده کند که به نفع دانشجویان موسیقی، موسیقی‌دانان جدی، و هنر فاخر است، چرا شرکت نکنیم؟ باورتان می‌شود من تابه‌حال یک بار در یکی از اجراهای جشنواره‌ی فجر شرکت نکرده‌ام. چون اصلاً سیاست‌هایش را به رسمیت نشناختم. اصلاً انگار نه انگار که دانشجوی موسیقی، و متخصصان بسیار حرفه‌ای در این جامعه حرفی برای گفتن دارند. برای من جشنواره‌ی موسیقی فجر در این سال‌ها با جشنواره‌ی مد و لباس‌اش فرقی نداشته. اما خب امسال به‌خاطر برگزیده‌ها گفتیم شرکت می‌کنیم. چون لااقل در بخشی از سیاست‌گذاری‌اش به‌نحو غیر مستقیم سهیم بودیم.

از روزهای گذشته…

موسیقی ایرانی و واکنش غیرایرانیان در گفتگو با ایمان وزیری

موسیقی ایرانی و واکنش غیرایرانیان در گفتگو با ایمان وزیری

ایمان وزیری (تکنواز تار و آهنگساز)‌ به تازگی همراه با فرزانه ابراهیمی (آواز) در موزه تروپن در آمستردام کنسرتی داشت. به همین بهانه، در زمینه‌های گوناگون با او گفتگویی خودمانی کردیم:
فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (III)

فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (III)

سبک جدید اپرای رمانتیک که در اوایل قرن نوزدهم توسط آهنگسازانی مانند روسینی تکمیل شد کار کاستراتو ها را کساد کرد (در واقع در این زمان بود که گرایش به نمایش اندام های مردانه نیز بروز پیدا کرد.) اما با این حال در سال ۱۹۰۳ بود که واتیکان استفاده از کاستراتو ها را ممنوع اعلام کرد. با این وجود، این بت های صدمه دیده و مردان معیوبِ قلمرو هنر همچنان ذهن جمعی بشر را به تسخیر خود در آورده اند.
کنسرت در فرهنگسراها از سر گرفته شد

کنسرت در فرهنگسراها از سر گرفته شد

مطلبی که می خوانید، گزارشی است نوشته آرش نصیری که درباره کنسرت گروه همایون به سرپرستی مهران مهرنیا نوشته شده است: کنسرت گروه همایون به سرپرستی مهران مهرنیا و خوانندگی امیر اثنی عشری ۲۱ آبان ماه در حالی در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد که گروه طی ماههای اخیر با مشکلات خاص و پیچیده ای برای اجرا روبرو شده بود. همزمان با لغو متعدد کنسرت های موسیقی ایرانی، کنسرت گروه همایون که قرار بود ۱۸ و ۱۹ آبان در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار شود، طی ابلاغی غیر رسمی و شفاهی از سوی حوزه هنری و بدون ذکر هیچ دلیلی لغو گردید و سرپرست گروه که همه مسیرهای قانونی را طی کرده بود، برای برگزاری کنسرت مسیر دیگری را در پیش گرفت که به فرهنگسرای اندیشه ختم شد. بعد از مدتها این اولین بار بود که مسئولین قانون نانوشته ممنوعیت کنسرت فرهنگسراها را زیر پا می گذاشتند!
تحلیلی بر «چنگ رودکی» (III)

تحلیلی بر «چنگ رودکی» (III)

با ورود «بنان» و تغییر نیم درجه ای کروماتیک درجه ی هفتم (فا دیز به فا بکار)، مدولاسیون بسیار نرم و محتاطانه ای به شور انجام می شود. مدولاسیون رایج در سنت دستگاهی از همایون یا اصفهان به شور، معمولاَ با تغییر درجه ی سوم بالای شاهد (در اینجا سی بمل) به ربع پرده بالاتر انجام می شود که اگر در نواحی پایین دسته ی ساز انجام شود، اوج نام می گیرد، که –با فرض انجام آن در تنالیته ی مورد بحث- شاید بتوان آن را اشاره به ابوعطای «ر» یا شور «لا» دانست. اما در مدولاسیون استفاده شده در «چنگ رودکی»، با تغییر «فا»، قطعه به شورِ «ر» مدولاسیون می کند.
اصطلاح موسیقی کلاسیک

اصطلاح موسیقی کلاسیک

حتی اگر در موسیقی خیلی حرفه ای نباشیم و دو قطعه کاملا” ناشناس برای ما پخش کنند خیلی سریع میتونیم با یک قضاوت اولیه بگیم که کدامیک از این دوقطعه کلاسیک است و کدام نیست. چرا اینگونه است؟ اصلا” به واقع موسیقی کلاسیک یعنی چه؟ آیا هر قطعه ای که در آن دسته سازهای زهی و برنجی و … به اجرا میپردازند یا یک پیانیست خیلی دقیق و درست به اجرای نت یپردازد کلاسیک هست و بقیه قطعات که نوازنده ها اغلب بدون داشتن نت به اجرای موسیقی میپردازند کلاسیک نیست؟
فواصل خنثی یا میانه (II)

فواصل خنثی یا میانه (II)

معکوس فاصله چهارم بزرگ فاصله ای است به نام پنجم کوچک (Minor Fifth) که معادل ۶۵۰ سنت در سیستم ۲۴ قسمتی مساوی است. ناگفته نماند که ویشنگردسی فاصله چهارم بزرگ را از جهت آنکه معادل هارمونیک ۱۱ (فاصله ۸/۱۱) هست دارای نقش مهمی می داند.
گفتگویی با جولیان بریم (II)

گفتگویی با جولیان بریم (II)

خیلی خوب یادم هست که استرس بسیاری داشتم. اما به محض اینکه شروع به اجرا کردم و اشتیاق مردم را دیدم به خودم مسلط شدم و خیلی از کار خودم لذت بردم. من قطعات خیلی مشکلی را برای اجرایم آماده کرده بودم. خوب یادم می آید که از پونس(Ponce)، سونات کلاسیک (Sonata Classica) را اجرا کردم که یک سونات بسیار مشکل با ۴ موومان است و چند قطعه از تورینا (Turina) و کمی هم از باخ، که الان یادم نمی آید که چه قطعاتی بود. یک برنامه خیلی متنوع ازقطعات مختلف بود.
شارل کوشلین: «ساعت های ایرانی» برای پیانو

شارل کوشلین: «ساعت های ایرانی» برای پیانو

شارل کوشلین (۱۸۶۷-۱۹۵۰) در یک خانواده مرفه در پاریس تولد یافت و فعالیت های خود را در نظام آغاز کرد. پس از یک دوره بیماری، از سال ۱۸۸۹ به موسیقی پرداخت و چندی بعد در کنسرواتوار پاریس نزد گابریت فوره (Gabriel Fauré) ژول ماسن (Jules Massenet) و آندره گدالگ (André Gédalge) به تحصیل پرداخت. کوشلین در ۱۹۰۹ انجمن موسیقی مستقل Societe Musicale Independante را تشکیل داد. از آثار او می توان به پنج سمفونی، چهار پوئم سمفونیک، سه آواز برای ارکستر و سه کوارتت زهی اشاره کرد. وی کتابی نیز در زمینه ارکستراسیون نگاشته است.
شارل ازنوور (I)

شارل ازنوور (I)

شارل ازنوور (Charles Aznavour) با نام اصلی شاه نور واریناژ ازنووریان (Chahnourh Varinag Aznavourian) بیست و دوم می سال ۱۹۲۴ در پاریس متولد شد. شارل نویسنده ترانه، آهنگ ساز، خواننده، بازیگر، مولف و دیپلمات فرانسوی – ارمنی است. وی در حال حاضر در شهر ژنو در کشور سوئیس زندگی می کند و سفیر ارمنستان و نماینده دائم این کشور در سازمان ملل متحد است. او همچنین از سال ۱۹۹۵ نماینده دائم ارمنستان نزد سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد (UNESCO) وابسته به سازمان ملل متحد، است.
هنر خیابانی، موسیقی (III)

هنر خیابانی، موسیقی (III)

گاهی این نوازنده‌ها می‌خواهند از فضای عمومی شهری برای نشان دادن توانایی و استعدادشان استفاده کنند. گاهی موسیقی آنها، موسیقیِ اعتراض است؛ اعتراض در مقابل مضیقه‌های اقتصادی، فرهنگی، فردی، اجتماعی و… . گاهی نوازندگی در خیابان برای بعضی از آنها، جنبه‌ی مالی دارد. گاهی این خیابان‌های شهر هستند که جای خالیِ اجراهای رسمی را برای نوازندگان و خوانندگان پر می‌کنند. گاهی دغدغه‎‌ی شادی بخشی به جامعه، مدنظر است و البته گاهی هم نه نیاز مالی وجود دارد و نه مشکلی برای اجرا. اما بدون شک ارتباط مستقیم و نزدیک با مخاطب، یکی از اهداف مشترک تمام مجریانِ موسیقیِ خیابانی‌ست و حس و حال چنین اجراهایی به هیچ وجه قابل مقایسه با هیچ کنسرتی هم نیست. خیابان‌، فضای فرهنگ غالب جامعه است و هنرمندانی که به خلق در چنین فضایی دست می‌زنند و به نشر کارشان اصرار دارند، در حقیقت به دنبال دیدن بازتاب فعالیت‌شان بین عموم مردم هستند.