گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

من صدا هستم (II)

در دهه های ۶۰ و ۷۰ وقتی که تکنولوژی صدای کامپیوتری به یک به حدی از پیشرفت رسید که بتواند صدای خالص غیر آکوستیک را تولید کند، ذهن برخی از موسیقی دانان به این نکته معطوف شد که می توان با استفاده از صداهای فرعی نهفته در صدای اصلی به یک نوع بافت صوتی دست یافت که این بافت می تواند به خودی خود دستمایه ی خلق اثری موسیقایی قرار بگیرد.

در دهه های ۶۰ و ۷۰ وقتی که تکنولوژی صدای کامپیوتری به یک به حدی از پیشرفت رسید که بتواند صدای خالص غیر آکوستیک را تولید کند، ذهن برخی از موسیقی دانان به این نکته معطوف شد که می توان با استفاده از صداهای فرعی نهفته در صدای اصلی به یک نوع بافت صوتی دست یافت که این بافت می تواند به خودی خود دستمایه ی خلق اثری موسیقایی قرار بگیرد.

اما آنچه آثار شلسی را از همفکرانش متمایز می کند توجه او به خلق آثاری بر پایه ی یک صدای تنها است. این برخورد با موسیقی در شلسی وقتی بیدار شد که او یک دوره بیماری روحی سخت را پشت سر می گذاشت.

ناراحتی های روانی حاصل از متارکه با همسرش که نهایتاً مشوق تنهایی های طولانی مدت او بود باعث می شد که شلسی ساعاتی متمادی با نواختن تنها یکی از کلاویه های پیانو به کار موسیقی مشغول باشد. شاید شنیدن مداوم این صدا های یکنواخت مهارت گوش او را در شنیدن صداهای فرعی و نحوه ی لذت بردن از این صدا ها بیشتر می کرد.

audio file قسمتی از “چهار قطعه برای ارکستر” را از اینجا بشنوید

امروزه شهرت شلسی به دلیل نوشتن موسیقی بر مبنای یک نت تنهاست. اعمال تغییرات شخصی در کاربرد اصوات میکروتنال، گریز از رعایت اصول هارمونی و علوم متداول آهنگسازی و همچنین شخصی سازی رنگ صوتی و دینامیک ارکستر، از ویژگی های خاص موسیقی اوست که نهایتاً می توان تجلی این ویژگی ها را در مهمترین اثر او یعنی “چهار قطعه برای ارکستر” شنید. این اثر که شامل چهار بخش مستقل است در هر بخش تنها یک نت به گوش می رسد که به ترتیب عبارتند از: فا – سی – لا بمل و لا. مفسرین و دوستداران موسیقی شلسی هر یک از این قطعات را یاد آور رنگی می دانند که به ترتیب عبارتند از: فا = آبی، سی = سبز، لابمل = بنفش و لا = نارنجی. هر چند این گونه برداشت ها و تفاسیر می تواند کاملاً شخصی و غیر قابل تعمیم تلقی گردد.

شلسی این اثر را برای ۲۶ نوازنده نوشته است که شامل: فلوت آلتو، ابوا، انگلیش هورن (کرآنگله)، ۲ عدد کلارینت، باس کلارینت، باسن، ۴ عدد هورن، ساکسیفون، ۲ عدد ترومپت، ۲ عدد ترومبون، باس توبا، اره موزیکال، تیمپانی، بانگو، تومبا، سنج، تام تام، ویولا، چلو و دوبل باس هستند. بخش های سازی هریک موظف به نواختن نت در محدوده ی خاصی هستند که آهنگساز تعیین کرده است و با تغییرات اکتاو در یک ساز یا یک بخش ارکستری و همچنین تغییرات داینامیک، القاءِ حالت های مد نظر آهنگساز حاصل می شود. در هر قطعه تعداد خاصی از نوازندگان در اجرا شرکت دارند به جز قطعه ی چهارم که همه سازها می نوازند. قطعه ی چهارم دارای قطعیتی شدید در نحوه ی بیان است و با وقار تاکید می کند جدای از همه ی عوامل “من صدا هستم”

audio file قسمتی از “چهار قطعه برای ارکستر” را از اینجا بشنوید

آنچه این اثر را شگفت انگیز می کند این است که شنیدن یک نت تنها در هیچیک از بخشها کسالت آور نیست و شنونده حتی اگر تجربه شنیداری موسیقی های مدرن و پست مدرن را نداشته باشد این اثر را تا انتها گوش می کند و این مهم اتفاق نمی افتاد اگر آهنگساز نبض عواطف شنونده را با کاربرد تکنیک های کاملاً ابداعی ارکستراسیون خود به دست نمی گرفت، بیان قدرت بی اندازه ی این موسیقی به هیچ عنوان در قالب کلمات میسر نمی شود.
منابع:
classical.net
www.compositiontoday.com
en.wikipedia.org/wiki/IRCAM
en.wikipedia.org/wiki/Giacinto_Scelsi
www.discogs.com
www.musiquecontemporaine.fr

ضیاالدین ناظم پور

ضیاالدین ناظم پور
متولد ۱۳۴۵ تهران
آهنگساز، نوازنده رباب، نویسنده

۱ نظر

بیشتر بحث شده است