باکت هد

باکت هد
باکت هد
موسیقی این گیتاریست همانقدر شگفت و تازه است که کاراکتر وی… در این نوشته بیشتر سعی بر این است که به جای بیوگرافی و شرح احوال به خصوصیات مهم و جالب توجه موسیقی این گیتاریست معروف پرداخته شود لذا فقط مختصری جهت آشنایی نوشته می شود. باکت هد (Buckethead) در سال ۱۹۶۹ در امریکا متولد شد و در ۱۷ سالگی شروع به نواختن گیتار نمود و در ابتدا به صورت خود آموز و بعدا با استفاده از نوازندگانی چون شاون لین و پل گیلبرت به یادگیری ادامه داد و تقریبا همزمان با شروع کار هنری از یک ماسک بر روی صورت و پاکت های زباله ی معروف کنتاکی به جای کلاه بر سر استفاده میکند و این ظاهر به علاوه ی حرکات روبوتیک، رقص های ترنس و بریک و بعضا اجرای نمایش های رزمی بر روی استیج از وی شخصیتی کاریزماتیک ساخته است.

موسیقی وی نیز به همین اندازه بدیع و تازه است و توجه به نکات شاخص آن که در این مقاله قصد بررسی آنها شده است می تواند راهگشای سبک ها و شیوه های جدیدی در موسیقی راک باشد.

Audio File قسمتی از اجرای باکت هد را ببینید

وی تحت تاثیر موزیسین ها و نوازنده هایی مثل مایکل جکسون، رندی رودز، اینگوی مالمستین، پل گیلبرت، شاون لین، بیل لاسول و… می باشد. تجهیزاتی که بیشتر مورد استفاده او قرار میگیرند به شرح زیر است:
Guitars:
Gibson les paul ’69
Jackson flaying v – Randy Rhoads
ESP MII
Takamine Acoustic

Amps:
Marshall & Mesa Boogie heads
Harry Kolbe Cabinets

Effects:
Roland SE 50
Rocktron Intellifex
Digitech Whammy Pedal
Electro Harmonix Micro Synthesizer

نکات شاخص موسیقی باکت هد:
۱- استفاده از گام های مخلوط (Combined):
تقریبا در تمام کارهای وی این نوع گام که مخلوطی از یکی از مدها و یا گام های طبیعی با گام های بلوز یا پنتاتونیک است استفاده می شود و همین اختلاط باعث می شود که در عین لهجه ی بلوز و غربی از تیرگی و غم مدهای شرقی و گام های طبیعی مخصوصا مینور نیز بهره برداری شود. این در حالی است که هارمونی تنها برای یکی از این دو گام نوشته می شود(مد یا گام طبیعی) و این اختلاط بیشتر در سولو ها و بداهه نوازی ها مشخص می گردد. در این نوع اختلاط به وسیله ی این نوازنده موتیف ها معمولا از گام اصلی (مد و یا گام طبیعی) انتخاب می شوند.

۲-هارمونی های ایستا (Static):
کار های شاخص این موزیسین همه با هارمونی ایستا تنظیم شده اند و در آنها از آکورد ها یا آرپژ های محدودی به صورت دور استفاده شده است البته این نوع تنظیم در موسیقی راک سابقه ای طولانی دارد و به وسیله ی گروه ها و موزیسین های زیادی مورد استفاده قرار گرفته است اما باکت هد با استفاده از ریف های ملودیک معمولا مانع از تشخیص ساده و زود هنگام این امر در موسیقی خود می شود.

به عنوان مثال در آهنگ audio file Machete فقط از دو آکورد Am و F5 به صورت Am/b-F5-Am و یا در آهنگ audio file The Way To Heaven فقط از دو آکورد Am و G در قالب آرپژ استفاده شده است البته شایان ذکر است که در تعداد معدودی از کارهای باکت هد هارمونی به شدت پیچیده و بی قانون میگردد و این هنگامی است که سولو های وی عمدا از گام خارج می شود و آکورد ها بی قاعده و با نت های اضافه استفاده میگردد که این امر در تشکیل یک فضای Ambient و اکسپرسیونیستی نقش به سزایی ایفا میکند.

۳-تکنیک برای زیبایی:
گرچه تکنیک گیتار نوازی وی قابل توجه و گسترده می باشد اما در نیمی از کار های این نوازنده اثری از نوازندگی تکنیکی و در اصطلاح Shreding وجود ندارد و این خود وجه تمایزی بین باکت هد و سایر Guitar Shreder ها ایجاد نموده است. وی گرچه توانایی نواختن Fret tapping های ۴ انگشته (که مختص خود وی می باشد) و کراس های طولانی و خیلی سریع و Sweep Picking و Sweep Tapping های اعجاب انگیز را دارد اما در اکثر کار های خود تکنیک را فدای زیبایی کرده و در نهایت آرامش و با فاصله ی قابل قبول نت ها را اجرا میکند و همین امر کمک زیادی به لذت بردن از موسیقی وی نموده است. وی اکثرا برای بیان خشونت یا اعتراض و یا در آهنگ های خیلی سریع اقدام به نواختن تکنیکی می نماید.

۴-لحن لید (Lead Playing):
با توجه به Solo Artist بودن این نوازنده اکثر تکنیک ها و لحن نوازندگی وی برگرفته از Leader های دهه ی هشتاد مخصوصا رندی رودز و جرج لینچ می باشد که این امر با توجه به سولوهای طولانی وی در آهنگ ها بیشتر نمود پیدا می کند و برای علاقمندان به این لحن فضای جالبی را در مقابل فضای سولو آرتیسی نوازندگان بزرگی چون جو ساتریانی و یا استیو وای ایجاد میکند. از این مشخصات می توان به Lick های تکرار شونده ، جمله بندی و سولو نوازی بدون Chorus و verse، استفاده از ریتم های دیستورشنی در بستر سولو و… اشاره نمود.

۵-بداهه نوازی(Improvisation):
وی در اجراهای زنده هیچگاه سولو های خود را تکرار نمی کند و بر بستر آهنگ مورد نظر اقدام به بداهه نوازی می نماید. به نظر می رسد که حتی خیلی از کارهای استودیویی وی نیز بداهه نوازی باشد که بر پایه چند موتیف مشخص شکل می گیرد.

۶-استفاده از افکت های آکوستیک:
استفاده خاص و تازه ی او از افکت های معروف آکوستیک مانند Delay و Reverb نیز می تواند مورد توجه و استفاده ی گیتاریست های علاقمند قرار گیرد. معمولا Delay در کار هایش زیاد تر و طولانی تر از حد معمول استفاده می شود که این تاخیر و بعضا تکرار نت ها باعث ایجاد ملودی های دو خطی و هارمونی های پیشرفته می گردد.

از موارد دیگر می توان به امضای شخصی وی در تمام سولو ها، استفاده از Drums Machine در بیشتر کارها و به وجود آوردن موزیک های تک نفره، لحن تیره و غم انگیز و … اشاره نمود.

بعضی ازآلبوم های بدیع و شاخص وی که بیشتر باعث محبوبیت و شهرتش شده به قرار زیر است:
Electric Tears
Population Override
Colma
Monsters And Robots
Enter The Chiken


در مجموع وی با رعایت این موارد در کنار حس و سلیقه ی جالب توجه و تکنیک گسترده ی نوازندگی سبک جدیدی از گیتار نوازی را پایه گذاشته و خود را به عنوان یک هنرمند آوانگارد معرفی نموده است.

16 دیدگاه

  • ارسال شده در آذر ۲۱, ۱۳۸۷ در ۷:۳۷ ق.ظ

    عالی بود. نمشناختمش.

  • ارسال شده در آذر ۲۱, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۵ ب.ظ

    ممنون از توجهتون …

  • amir
    ارسال شده در آذر ۲۲, ۱۳۸۷ در ۱:۳۳ ق.ظ

    من و همه طرفدارانش می دونیم که دیوونه است … !!!!!

    و رو دست نداره … علاوه بر چیرگی بر ساز گیتار و نوازندگی حرفه ایش ، این آدم آهنگ ساز فوق العاده ایه …

    Too many humans …. از بهترین کار هاشه …

  • amin
    ارسال شده در شهریور ۲۰, ۱۳۸۸ در ۳:۳۴ ب.ظ

    فقط میتونم بگم یک هنرمند خلاق و پر احساس و یک انسان واقعیه بخاطر تفکراتش. ممنون از مطلبتون

  • restless
    ارسال شده در بهمن ۷, ۱۳۸۸ در ۲:۳۶ ق.ظ

    ببین با kfcمشکل داره. بچمون فقط نگران جوجه هایی هست که اونجا پخته میشن واسه همین اون جعبه رو چپه کرده رو سرش ,آخییییی دلنازکه

  • p.h.a
    ارسال شده در اسفند ۷, ۱۳۸۸ در ۴:۵۵ ب.ظ

    امیدوارم روزی برسه که آدم ها با دیدن ظاهر انسانها در موردشون نظر ندن.
    آقای باکت هد هنرمند بسیار بزرگی است

  • p.h.a
    ارسال شده در اسفند ۲۲, ۱۳۸۸ در ۱:۵۰ ب.ظ

    برای بزرگیه این آدم(علاوه بر قدرت نوازندگی وآهنگسازی)همین بس که با استاد فقیدوبزرگی به نام Shawn Lane کار کرده.

  • هومن
    ارسال شده در بهمن ۱۷, ۱۳۸۹ در ۱۰:۴۸ ق.ظ

    حیف که عقلش کمه وگرنه عالیه

  • Mgh
    ارسال شده در فروردین ۳۱, ۱۳۹۰ در ۱:۵۷ ب.ظ

    یه جمله میگم هیچوقت فراموش نکنید؛ تا زمانی که کارای شخصی رو گوش ندادین راجبش نظر ندین؛ استاد توی سبک خودش

  • Mokey
    ارسال شده در تیر ۱۵, ۱۳۹۰ در ۶:۴۵ ب.ظ

    رقص با نانچاک و رقص آدم آهنیش خیلی باحاله واقعا آدم جالبیه
    اگه میخوایین واقعا بشناسینش آهنگ White Wash رو از ایشان گوش کنید.

  • پری
    ارسال شده در مهر ۲۲, ۱۳۹۰ در ۱۲:۴۶ ق.ظ

    خیلی جالب بود.آهنگ هاش را دوست دارم .مخصوصا آهنگ :اشکهای الکتریکی”اش را.باهاش کلی خاطره دارم.ممنونم

  • بهروز
    ارسال شده در فروردین ۲۴, ۱۳۹۱ در ۱:۴۸ ب.ظ

    اصلا نمی شه گفت چه سبکی داره.چون خارج از تمام چارچوب هایی که میشه برای یک آرتیست در نظر گرفت حرکت می کنه.به یک معنایی کاراش آوانگارد محسوب می شه . جاهایی موسیقی اش به شدت شخصی و غیر قابل فهم می شه.اما وقتی از خودش فاصله می گیره می شه باهاش رابطه برقرار کرد.این آدم بیش از ۵۰۰ آهنگ و ۶۰ آلبوم ریلیز کرده که نشان از خلاقیت بی امان و تمام ناشدنیش داره.من به عنوان بهترین اجرا آهنگ Animal behavior را به دوستان پیشنهاد می دم.

  • سامان
    ارسال شده در بهمن ۸, ۱۳۹۱ در ۱۲:۳۲ ق.ظ

    من یادمه البوم باکت هد رو از یکسال پیش داشتم ولی همون اول که اتفاقی یکی از اهنگهاش رو گوش کردم موزیکش الکترونیکی بود و یک مقدار حس ترنس دیسکو رو داشت که ازاون موزیک های عجیب غریبی بود که فقط احتمالا خودش سر درمیاره بعد خوشم نیومد گذاشتمش کنار تا اینکه اتفاقی یک ماه پیش گفتم بزار بقیه کارهاش گوش کنم که اهنگ’wondering گوش دادم که تحت تاثیر قرار گرفتمو بعد دیگر کارش که اون موقع بود که تازه فهمیدم چه عجوبه ای هستش تو اهنگسازی و هارمونی و از همه مهتر خلاقیت کاریش حرف نداره وبیخودی نیست که جز ۲۰ ابر گیتاریست تاریخ معرفی شده و همینطور ۵۰ گیتاریست سرعتی جهان. ا

  • سامان
    ارسال شده در بهمن ۸, ۱۳۹۱ در ۱۲:۳۶ ق.ظ

    فقط میتونم بگم یک هیولای اهنگسازی و هارمونی که خلاقیتش رو تو هیچ بند و نوازنده ای تا این اندازه ندیدم و بیخودی نیست که جز ۲۰ ابر گیتاریست تاریخ معرفی شده و ۵۰ گیتاریست سرعتی جهان

  • ای بابا...
    ارسال شده در بهمن ۲۸, ۱۳۹۲ در ۷:۵۸ ب.ظ

    این و اسلش و اکسل رز بهترین هنرمندان در دنیا هستند . بهجز اینا به کسای دیگه نمی تونم هنرمند بگم

  • میثم
    ارسال شده در مرداد ۹, ۱۳۹۳ در ۳:۲۰ ب.ظ

    جو ساتریانی رو خیلی دوست دارم اما باکت هد خدای گیتار الکتریک هست. درسته گیتاریست های سریع دیگه هم داریم اما فقط باکت تونسته با سرعت بالاش کلی ملودی های بسیار بسیار زیبا و فضایی بسازه. کسی که کارای باکتو گوش نکرده باشه و ندیده باشه اصلا معنی موزیک با گیتار الکتریکو نمیدونه. هرچی ازش بگم کمه واقعا خفنه. فقط کافیه کاراشو با گیتاریستای دیگه مقایسه کنید بعد متوجه حرفای من میشید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

یادی از نوازنده کلیمی، یحیی زرپنجه (III)

در هر حال کسی هرگز فکر نمی کرد که او با آن بنیه سالم و جوان به این زودی از دست برود و اگر در «جزوات یادی از هنرمندان» (چاپ شده در سال ۱۳۵۷) یادی از او نیامده بود، شاید همین مقدار اطلاعات هم از او در دسترس نبود. از بازماندگان زرپنجه کسی باقی نیست. یحیی زرپنجه مطربی عاشق از نسلی دیگر و دورانی فراموش شده است که همچون صفحات کهنه اش تنها عده ای معدود را آشناست.

نی و دندان (II)

صدای نی ایجاد شده در نی ارتباط مستقیمی با طول و عرض و عمق کام و ارتفاع دندانها، شدت دمش و قوت و اندازه و پهنای زبان و… دارد و می شود به این نتیجه هم رسید که کیفیت تولید صدای نی برای هر نوازنده نی ای، نقطه اوجی دارد که بهتر از آن نمی تواند کیفیت صدای تولید شده را ارتقا بخشد و از توانایی فیزیکی او خارج است؛ همان طور که گفته شد در تولید صدای نی هر نوازنده ای در صورت تداوم به نقطه اوج خود خواهد رسید ولی در صورت عدم رعایت این ظرایف ممکن است سیر نزولی هم داشته باشد، اگر نوازنده ای صدای مطلوبی تولید می کند شک نیست که شرایط مناسب فیزیکی را هم داراست.

از روزهای گذشته…

آشنایی با رشته موسیقی کلاسیک (I)

آشنایی با رشته موسیقی کلاسیک (I)

با وجود آنکه بسیاری از علاقمندان به موسیقی در ابتدای راه تحصیل و فراگیری موسیقی، به رشته موسیقی کلاسیک علاقمند می شوند اما اغلب در ادامه راه پس از آشنایی با پیچیدگی و گستردگی آن دچار رعب و وحشت در ادامه و یا شک و تردید در انتخاب مسیر آینده می شوند. این ترس به حدی است که ممکن است باعث رها کردن این رشته و یا حتی در نهایت تحصیل موسیقی شود.
چارلز نیدیش، نوازنده، رهبر و آهنگساز

چارلز نیدیش، نوازنده، رهبر و آهنگساز

چارلز نیدیش اهل نیویورک استاد ساز خود و حتی فراتر از یک کلارینتیست است. چارلز نیدیش امروزه به عنوان یکی از بهترین هیپنوتیزم کنندگان موزیسین ها در حضور مردم توصیف می شود.او مرتباُ به عنوان سولیست و همنواز در برنامه های موسیقی مجلسی دیده می شود با گروههای برجسته ای همچون ارکستر سمفونیک سنت لوئیس، ارکستر سمفونیک Minneapolis، ارکستر مجلسی ارفیوس Orpheus،I Musici di Montreal، تافل موزیک(Tafelmusik)، گروه هندل/هایدن (Handel/Haydn)، فیلارمونیک رویال، فیلارمونیک Deutsches، ارکستر سمفونیک MDR، ارکستر سمفونیک Yomiuri، ارکستر سمفونیک ملی تایوان ، جولیارد، Guarneri، برنتانو، آمریکا، مندلسن، کارمینا، کلورادو و کوارتت زهی کاوانی.
گفتگو با تیبو (VI)

گفتگو با تیبو (VI)

یکی از عالی ترین و زیباترین خاطره های من در زمینه موسیقی به جلسه کوارتت و کوئینتت زهی (با پیانو) در خانه ام در پاریس بر می گردد. در این جلسه ما ۴ اثر از دوست داشتنی ترین آثار موسیقی مجلسی را به ترتیب زیر اجرا کردیم: کوارتت هفتم بتهوون (ایزایی ویولون یک، من ویولون دو، کرایسلر ویولا که خیلی هم خوب می نواخت و کاسالز ویولون سل)؛ کوراتت شومان (کرایسلر ویولون یک، ایزایی ویولون دو، من ویولا و کاسالز ویولون سل) و کوارتت سل ماژور موتسارت (من ویولون یک، کرایسلر ویولون دو، ایزایی ویولا و کاسالز ویولون سل). سپس ما به پونیو (Pugno) تلفن زدیم و او هم به ما پیوست.
نگاهی به پیوند شعر و موسیقی آوازی اثر حسین دهلوی (I)

نگاهی به پیوند شعر و موسیقی آوازی اثر حسین دهلوی (I)

مقاله ای که پیش رو دارید نوشته سامان ضرابی نوازنده سنتور است که درباره کتاب “پیوند شعر و موسیقی آوازی” اثر حسین دهلوی نوشته شده که در امروز قسمت اول آن را می خوانید: ۴۳ سال کار بر روی یک موضوع مبین چیست؟ امروزه سراغ نداریم اثری که چنین مدت زمان طولانی بر روی آن کار شده باشد یا اگر هست در حد یک یا دو اثر میباشد. بدیهی است کشف قواعدی که دارای اصولی بنیادین و محکم باشد کاری بس دشوار و لازمه سالها تلاش است خصوصا ً اگر موضوع به عنصری از فرهنگ یک جامعه نیز مربوط باشد.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (X)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (X)

مقایسه‌ی کوتاهی با شرح وی بر موثر؛ «[…] چیزی است که در خمیره و سرشت انسان نفوذ کند و در آن نشانی از خود باقی بگذارد» (ص ۸۲) این سوال را به ذهن می‌آورد که تفاوت موثر و مطبوع چیست. چون گویا در هر دو مورد اثر گذاشتن وجود دارد. شاید تنها تفاوت «نفوذ کردن باشد» که دقیقاً معلوم نیست به چه معنی به کار رفته.
تاثیر استودیو‌های خانگی، قالب‌های ذخیره‌سازی و فضای مجازی بر مالکیت ابزار تولید موسیقی (II)

تاثیر استودیو‌های خانگی، قالب‌های ذخیره‌سازی و فضای مجازی بر مالکیت ابزار تولید موسیقی (II)

در این جا نیز از دیدگاه مالکیت ابزار تولید تفاوتی با مورد پیش مشاهده نمی‌شود و حتا مالکیت موسیقی‌دانان بر ابزار تولید رادیویی مشکل‌تر و دورتر از ذهن است. اگر در مورد قبل امکان این که یک موسیقی‌دان ثروتمند به طور استثنایی صاحب دستگاه‌های ضبط و تکثیر صفحه و استودیویی برای انجام این کار باشد، وجود داشت؛ در مورد رادیو به دلیل ملاحظات سیاسی دولت‌ها و مسائل فنی پیجیده‌تر، این امکان بسیار کم‌تر است.
اقیانوسی بنام باخ (III)

اقیانوسی بنام باخ (III)

باخ از آزمایش گذشت زمان سربلند بیرون آمده و همین امر می تواند دلیل محکمی بر توانایی های او باشد. با دقت در دلایلی که سبب بقای شهرت و جاودانگی آثار باخ شده می توان وجه تمایز او را با دیگر آهنگسازان هم ردیفش به وضوح دریافت.
شریفیان: ارمیا نشانه همبستگی اقوام است

شریفیان: ارمیا نشانه همبستگی اقوام است

۲۶ تیرماه در تالار وحدت نشست مطبوعاتی سمفونی «ارمیا» با حضور محمد سعید شریفیان آهنگساز، علی‌اکبر صفی‌پور مدیرعامل بنیاد رودکی، ایوان الیو رهبر ارکستر و محمدباقر کریمی مدیرکل ارشاد آذربایجان غربی برگزار شد. این نشست به خاطر اولین حضور علی‌اکبر صفی‌پور به عنوان مدیرعامل جدید بنیاد رودکی با حواشی زیادی همراه بود که در این گزارش به آن نمی پردازیم و تنها به گفتگو هایی که خبرنگاران رسانه های مختلف و همینطور ژورنال گفتگوی هارمونیک، با ایشان انجام داده به انتشار می رسد.
سه مرحله آموزش موسیقی ایرانی (II)

سه مرحله آموزش موسیقی ایرانی (II)

حال پرسش اینجاست که چرا ردیف که باید جایگاهی مانند رپرتوار در «موسیقی کلاسیک» را در موسیقی کشور ما داشته باشد، کاربردش به شکل کتاب تئوری و متد تحریر، مضراب و… تغییر یافته است؟
یادداشتی بر آلبوم «کوچه‌های چوارباخ»

یادداشتی بر آلبوم «کوچه‌های چوارباخ»

بررسی روند کار کامکارها در دهه‌ی اخیر به ویژه در مواردی که شعر فارسی را همراه موسیقی کرده‌اند نشان از افت دارد (نمونه‌ی نازل‌اش تصنیف «زمستان است») و به نظر می‌رسد کار قابل توجه کامکارها در بین آثار منتشرشده‌ در چند سال گذشته همین آلبوم بی‌کلام باشد هرچند این نیز به پای آثار گذشته همچون «بر تارک سپیده» نمی‌رسد. در سه قطعه‌ی هوشنگ کامکار در این آلبوم، چند تم‌ کُردیِ آشنا، در فرم‌های سازیِ خانواده‌ی کنسرتو دستمایه‌ی کار قرار گرفته است. شاید خاستگاهِ علاقه‌‌ی مسبوق کامکارها به کنسرتو ناشی از کنار هم قرار گرفتن ویرتوئوزیته و آهنگسازی در این خانواده باشد. در هر حال کنسرتو عودِ ارسلان کامکار در مجموع پر و پیمان‌تر از قطعات برادر بزرگتر است. این کنسرتو (که دگره‌هایی از آن در برخی از کنسرت‌های اخیر نیز اجرا شده) تابلویی از تغییرات سریع نوانس‌، بازی‌های کروماتیک و متراکمِ عود، مدولاسیون‌های زودگذر و پاساژهایی طولانی و گریزان در طول سه موومان است و توالی عناصر متباینی از این دست، شنونده را با اثر همراه می‌سازد.