مصاحبه با هنری باتلر پیانیست (I)

هنری باتلر
هنری باتلر
وقتی کسی درباره موسیقیدانان نیواورلئان فکر می کند، همیشه پیانونوازان به ذهن او می رسند. نیواورلئان به عنوان زادگاه موسیقی “جز” و همچنین به عنوان سرزمین پرورش R & B خدمت کرده است. در نتیجه این شهر پیانیستهای بزرگی را مانند جلی رول مورتون (Jelly Roll Morton)، ارل هینس (Earl Hines)، فتس دومینو (Fats Domino)، لیتل ریچارد (Little Richard)، پروفسور لانگ هیر (Professor Longhair)، توتس واشینگتن (Tuts washington)، جیمز بوکر (James Booker)، ادی بو (Eddie Bo )، دکتر جان (Dr. John)، الیس مارسالیس (Ellis Marsalis)، آرت نویل (Art Neville) و هری کونیک جی آر (Harry Connick Jr.) پرورش داده است.

مقایسه کردن این پیانیستها با دیگری کار بیهوده ای است، بطوریکه هر کدام از آنها در موسیقی نیواورلئان نقش بزرگی داشته اند.

هنری باتلر (Henry Butler) هنوز یکی از تأثیرگذارترین افراد در موسیقی نیواورلئان است که در میان دیگر نوازندگان نیواورلئان در صدر آنها ایستاده است. باتلر تمام صفات فوق العاده نوازندگان را کسب کرده و آنها را با توجه به سبک نوازندگی خود تغییر داده است. او می تواند موسیقی بلوز، موسیقی ضربی و هر کلاسیکی که نام ببرید بنوازد!

برای نشان دادن تفاوت وی، ما تنها نیاز به نگاهی به تعدادی از پروژه های اخیر وی داریم: او یک آلبوم بلوز فوق العاده را با گیتاریست کری هریس (Corey Harris) با نام “Vu-Du Menz “Alligator ضبط کرد و همچنین یک آلبوم بلوز سولو به نام “اندوه بعد از طلوع” Alligator ضبط کرد؛ او اخیرا موسیقی هندی را برای کارگاههای نیواورلئان اجرا کرد (که یکی از برجسته ترین کارهای جز ۲۰۰۰ نیواورلئان بود) و اضفه کنید به این لیست، شرکت در جشنواره هریتیج (Heritage) اجرای او با سه نوازنده پیشروان فانک، مدسکی، مارتین و وود را.

نابینایی مادر زاد باتلر هرگز اختلالی درمسیر او به وجود نیاورد، باتلر در ایلی نور (Illinois) پیانو درس میداد و همچنین یک عکاس با ذوق بود. در ادامه مصاحبه ور مونت با باتلر در خانه اش در نیواورلئان را می خوانید:

ورمونت ریویو (VR): آخرین باری که با شما صحبت کردم شما مشغول اجرای قطعاتی از موسیقی هندی بودید شما چه طور وارد این جریان شدید؟
هنری باتلر (HB): جوانی از بنگال همراه با گروهی از نیواورلئان سریالی از”ملاقات شرق و غرب” را شروع کرده بودند، من حدس میزنم که آنها مرا برای آخرین کنسرت در نظر داشتند.

آنها افرادی از پروفسور گرفته تا موسیقیدانان جزعادی و هر کسی که فکر میتواند کاری انجام میدهد، بودند! من از اینکه برای این کنسرت دعوت شده بودم، مفتخر بودم. کنسرت خیلی خوب از آب در آمد. او سارود (sarod) مینواخت. سارود چیزی شبیه گیتار است اما چند سیم از گیتار بیشتر دارد.

VR: این اولین تاخت و تاز شما در موسیقی هندی بود؟
HB: من سالها موسیقی هندی، هند شرقی، هند شمالی را گوش میدادم. من همه نوع موسیقی هندی را گوش میدادم اما اولین باری بود که به طور جدی مینواختم. خوب، وقتی من در مرکز نیواورلئان برای هنرهای خلاق تدریس میکردم (کمی بیشتر از بیست سال قبل)، ما عادت به حضور “راجا های هندی” در میان دانش آموزان خود داشتیم.

VR: چه چیزی در مورد موسیقی هندی جذاب یافتید؟
HB: خوب، همان چیزی که من در هر موسیقی دیگری جذاب یافتم و آن وسیله ای برای بدیهه گویی است. این وسیله ای برای اجرا است. من به نوع موسیقی خیلی توجه نمیکنم. من همه چیز را دوست دارم! من بیشتر به ماهیت موسیقی می اندیشم، که به من اجازه میدهد در هر نوع و هر ژانری اجرا کنم.

VR: وقتی این به سمت ساختار یک شعر میرود چطور؟
HB: هر قطعه ای از موسیقی فرمی دارد، هر قطعه از موسیقی وزنی دارد، اینها بر اساس نیاز تغییر میکنند. این برخی از زیبایی های موسیقی هندی و پاکستانی و برخی از موسیقی های کشورهای جهان سوم است. آنچه که بیشتر از موسیقی آمریکا، دارد. مترهای عجیب و غریب است و این آن موسیقی را نو میکند. اما حقیقتاً لذت اساسا صرف نظر از آن نوع موسیقی است که شما اجرا میکنید.

VR: شما در نیواورلئان متولد شدید و اکنون بعد از مدت کوتاهی دوری از شهر Crescent بازگشته اید.
HB: من در ۱۹۹۶ برگشتم و کارهای زیادی را در این حوالی اجرا کردم. من سرزمین خود را دوباره بازیافتم و الان بیشتر کارهای سرزمین خود را اجرا می کنم و فکر میکنم این برای من خوب است.

VR: وقتی شما از وطن دور بودید چقدر کار ملی اجرا کردی؟
HB: من بیشتر درس میدادم و تعدادی اجراهای ملی داشتم. من در ایلی نویز درس میدادم. من حدود ۶ سال در آنجا درس دادم. اجراهای من آن زمان و توانایی های من برای اجرا در شهرها و شهرستانها اغلب محدود به کودکان میشد و دلیل آن هم تدریس من بود.

VR: به نظر میرسد که تدریس برای شما مهم است. آیا شما خود پرورش یافته تدریس هستید؟
من بیست سال را در مدرسه گذراندم. از سالهای دوره ابتدایی تا متوسطه. بنابراین مجبورم بگویم که من خیلی تحت تاثیر آن چیزی هستم که از دبیران خود آموختم. نه فقط در سیستم آکادمیک بلکه زمانی که تحت تعلیم پروفسور لانگ هر (Professor Longhair)، هارود نیبر (Harold Nabor)، جرج دیوک (George Duke)، بودم و کمی هم تحت آموزش مک کوی تینر (McCoy Tyner). تمام اینها افرادی بودند که من با آنها درس خواندم. اینکه هر چه قدر بتوانی از دیگران بیاموزید خوب است و همزمان با آن فوق العاده است که از خلاقیت خود نیز استفاده کنید.

VR: وقتی جوان بودید به آهنگهای چه کسانی گوش میدادید؟
HB: وقتی که تازه شروع کرده بودم به کارهای یک جوان فوق العاده که در دبیرستان بود گوش میدادم! این واقعا تاسف برانگیزه که مردم هرگز نتوانستند که کارهای این پسر رو بشنوند، او یک جوان نابینا بود که پیانیست، خواننده و آهنگساز بود. اسم او رابرت جی هاول (Robert G. Howell) بود، بابی تکنیک فوق العاده ای در پیانوی کلاسیک و جز داشت.

او یکی از اولین ها بود او هنوز در باتن روژ زندگی میکند. مدرسه ما پر از پیانیست بود وقتی که من در کلاس اول و دوم بودم تعداد زیادی از بچه ها در دبیرستان بخش آموزش بودند که عالی بودند. جوان دیگری بنام روزولت هال (Roosvelt Hall) بود که به اندازه آن جوان اول تکنیکی نبود اما فوق العاده بود ما بخش موسیقی قوی ای داشتیم. همچنان که بزرگتر میشدم شروع به گوش دادن به موسیقی های محلی کردم. هنگامی که به دبیرستان رفتم، به اصرار معلمان خود کارهای کسانی مثل اسکار پیترسون (Oscar Peterson) را شروع کردم.

همچنین به نوازندگان پیانوی کلاسیک و کسانی مثل بتهوون گوش میدادم. زمانی که به دانشگاه رفتم و دانشجوی سال سوم و بالاتر بودم، به آرت تاتوم گوش میکردم و مک کوی تینر وهرمتو پاسکوال (Hermet Pascoal). بعد از آن به تعداد زیادی از کارهای کوبایی گوش می کردم و آن بخشی از آن چیزی بود که ما مجبور به تشریح و موشکافی آن بودیم. ما باید بررسی می کردیم تا ببینیم که هر کار مربوط به کدام کشور است. این بخشی از درسهای ما بود.

vermontreview

یک دیدگاه

  • سعید
    ارسال شده در مهر ۲۴, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۵ ب.ظ

    “نابینایی مادر زاد باتلر هرگز اختلالی درمسیر او به وجود نیاورد، باتلر در ایلی نور (Illinois) پیانو درس میداد و همچنین یک عکاس با ذوق بود.”

    نابینا مادرزاد >< عکاس با ذوق

    چطور؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

محمدرضا امیرقاسمی «شبی برای پیانوی ایرانی» را به روی صحنه می برد

کنسرت گروه موسیقی برف با عنوان «شبی برای پیانوی ایرانی» در تاریخ جمعه ۱۰ اسفند ساعت ۲۰ در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران روی صحنه خواهد رفت. سرپرست و تکنواز پیانوی گروه برف محمدرضا امیرقاسمی و خواننده این کنسرت علی امیرقاسمی و اجرای تمبک با سحاب تربتی می باشد. در این برنامه علاوه بر اجرای آثار اساتید بزرگ پیانوی ایرانی نظیر جواد معروفی و مرتضی محجوبی، از چند نوازنده پیانوی دوره قاجار مانند اساتید محمود مفخم (مفخم الممالک) و مشیرهمایون شهردار هم قطعاتی اجرا خواهد شد. اجرای آثاری کمیاب و خاص از پیانو نوازیِ دوره ی قاجار و عصر مشروطه اولین بار است که در یک کنسرت اتفاق می افتد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIX)

تنها درویش خان تا حدودی با وزیری تفاهم داشت و برای شنیدن کنسرت ها و خطابه های او به مدرسه خصوصی اش می رفت. اما قبل از این که این رابطه و تفاهم ثمری به بار آورد – و قبل از ریاست اول وزیری در مدرسه موزیک (۱۳۰۷)، درویش خان فوت شد (۱۳۰۵). بعد از فوت او تجدد طلبی به کشمکش بین وزیری و مین باشیان ها یا «موسیقی نوین و علمی ایرانی» با «موسیقی بین المللی و علمی» محدود ماند.

از روزهای گذشته…

کنسرت گروه موسیقی مُقام ویژه بانوان

کنسرت گروه موسیقی مُقام ویژه بانوان

کنسرت گروه موسیقی مُقام ویژه بانوان (موسیقی آذری) به سرپرستی مریم سروش نسب و خوانندگی نیر فروغی به همراه گروه حرکت به کارگردانی و سرپرستی استاد فرزانه کابلی در تاریخهای پنجشنبه ۲۲ و جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۶ در تالار وحدت برگزار می گردد.
منبری: علاقه زیادی به خلق موسیقی داشتم

منبری: علاقه زیادی به خلق موسیقی داشتم

با یکی از دوستانم آقای افشار که شاگرد ارشد آقای جعفری استاد هنرستان موسیقی بودند در آن سالها که نوازنده حرفه ای کلارینت هم بودند. ابتدا با متد رودولف و بعدها پوزولی را کار کردم. سلفژ ریتم هم شروع کردم و به موازاتش کلاس تنبک رفتم. سال بعدش توسط خود آقای شجریان به استاد پایور معرفی شدم که ایشان علاقه من را دیدند و با روی باز و مشفقانه بنده را پذیرفتند؛ بطوریکه من سازی هم نداشتم، یکی از سازهای خودشان را به من دادند و گفتند تا زمانیکه سازی تهیه کنی با این ساز تمرین کن. بعدها من با پس اندازم و با کمک و حمایت مادر بالاخره به قیمت ۲۵۰۰ تومان، یک ساز دم دستی و بازاری خریدم.
جلیل شهناز و چهارمضراب (VI)

جلیل شهناز و چهارمضراب (VI)

در میان چهارمضراب‌هایی که در این بررسی به شکل دقیق‌تر به آن‌ها پرداخته شده چهارمضراب چهارگاه دو بیش از بقیه خصوصیات قدیمی‌تر این نوع قطعه را با خود دارد. الگوی قدیمی و ساده‌ی پایه (شکل ۵) که به وضوح از همان ابتدای قطعه خود را نشان می‌دهد، تقسیم ملودی میان فاصله‌ی تکرار پایه‌ها، قرار گرفتن تمام ملودی بر الگوی وزنی-مضرابی پایه، تقید بیشتر به حرکت فواصل دستگاه، ویژگی‌های این چهار مضراب‌ است.
علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (V)

علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (V)

این مقایسهٔ ـ از دید امروزی – آشکارا تحقیرآمیز،(۱۸) که به نظر نمی‌رسد در آن روزگار نزد ترقی‌خواهان زیاد ناپسند و آزارنده بوده باشد بخش بزرگی از سیستم ارزش‌گذارانهٔ هنری (یا شالوده‌های حمایتی آن) را فراهم می‌کرد و حقانیتی به دگرگونی‌های هنری می‌داد که برآمده از نیاز به نظم و … در زندگی روزمره بود.
صبا، رپرتوار موسیقی (I)

صبا، رپرتوار موسیقی (I)

در موسیقی ایرانی بسیاری از آهنگسازان معاصر در سوابق هنری خود سعی کرده‌اند برخی قطعات گذشته را بازسازی نمایند تا ضمن کمک در حفظ و ماندگاری آهنگ، به نوعی آن را با حالتی جدید که مطلوب سلیقه معاصر باشد، اجرا کنند. از جمله آهنگسازانی که آثارش توسط آهنگسازان معاصر به کرات بازسازی شده، ابوالحسن صبا می‌باشد. در موسیقی ایرانی بسیاری از آهنگسازان معاصر در سوابق هنری خود سعی کرده‌اند برخی قطعات گذشته را بازسازی نمایند تا ضمن کمک در حفظ و ماندگاری آهنگ، به نوعی آن را با حالتی جدید که مطلوب سلیقه معاصر باشد، اجرا کنند. از جمله آهنگسازانی که آثارش توسط آهنگسازان معاصر به کرات بازسازی شده، ابوالحسن صبا می‌باشد.
تار و پودِ نشانه (III)

تار و پودِ نشانه (III)

در این روش معمولاً بار عاطفی کلی یا فضای کلی یک بخش از داستان را با دستگاهی که مناسب تشخیص داده می‌شود، شبیه‌سازی می‌کنند. درنتیجه‌ی چنین کلی‌گرایی‌ای هم شکل‌های مختلف یک عاطفه از دست می‌رود و هم بار عاطفی نسبت داده‌شده به یک دستگاه تکراری می‌شود. اگر غم را به‌عنوان یک عاطفه در داستان در نظر بگیریم بهتر می‎توان مشکل را دید. کافی است بپرسیم آیا همه‌ی غم‌ها یکی است؟ مثلاً آیا غم حاصل از دانش زیاد را با غم از دست دادن عزیزان یا غم فراق یار یکی است؟ می‌دانیم پاسخ منفی است. اما راه نخست ما را به نقطه‌ای می‌رساند که همه‌ی غم‌ها در موسیقی یکی‌ شوند، یا به بیانی همه‌ی حماسه‌ها را از آن حیث که حماسه‌اند برای مثال به چهارگاه برگردانیم.
موسیقی آفریقای جنوبی (III)

موسیقی آفریقای جنوبی (III)

یکی از شاخه های مارابی، کوئلاست که موسیقی آفریقای جنوبی را در دهه پنجاه قرن بیستم به جایگاهی جهانی رساند. موسیقی کوئلا نام خود را از کلمه ای به زبان زولو (قبیله ای در آفریقای جنوبی) به معنی «بالا رفتن» گرفته است و همچنین اشاره ای است به ماشین های ون پلیس که کوئلا-کوئلا نامیده می شدند. این نوع موسیقی مورد استقبال نوازندگان خیابانی در شهرهای آلونک نشین قرار گرفت. سازِ موسیقی کوئلا، نی لبک (Penny Whistle) بود که هم ارزان قیمت و ساده بود و هم می توانست به صورت سولو یا در آنسامبل نواخته شود.
موسیقی مفهومی را بهتر بشناسیم

موسیقی مفهومی را بهتر بشناسیم

موسیقی مفهومی (Concrete Music) همراه با تلاش‌های پی‌گیر آهنگ‌سازان موسیقی الکترونیک در طول دهه۵۰ میلادی به‌وجود آمد. این موسیقی به‌واسطه ابتکارات پیر شافر (Pierre Schaeffer) در ادامه فعالیت‌های روسولو (Russolo) تکمیل و به‌نام شافر ثبت شده است.
محرابی: کمبودها موجب انزوای نی شده است

محرابی: کمبودها موجب انزوای نی شده است

دلیل استقبالی هم که از این طرح شده این است که در این طرح انگشت‌گذاری نی هیچ تغییری نمی‌کند فقط یک سامانه به انتهای آن اضافه می‌شود که کارآیی بسیار زیادی دارد که الان این کارآیی‌ها را برایتان می‌گویم. مهمترین کارآیی که این کلید توانسته به توانایی‌های ساز نی یا نوازنده آن اضافه کند این است که با کمک این نوت سی که تولید می‌شود، حلقه‌ی مفقوده اتصال صدای بم به صدای زیر در نی ساخته می‌شود و این وصل صدای بم و زیر بدون کوچکترین زحمتی برای نوازنده ممکن می‌شود و اجرای پاساژهایی که گستره‌ی صوتی بالای یک اکتاو و حتی دو اکتاو دارند را برای نوازنده ممکن می‌کند و این خیلی به توانایی‌های نی اضافه کرده حتی همین یک کلید و یک نت که اضافه شده. (الگوی کهن نی دارای سیزده کوک است که همگی کوک ها در تولید صدای مستقل درجه ی هفتم گام طبیعی راست ناتوان هستند و نوازنده ی با مهارت بناچار این صدا را تلویحا به کمک باز کردن لب در دستان لا یا بستن لب از دستان دو در صدای بم و زیر بدست می آورد. آشکار است که صدای تولید شده از کیفیت و وضوح لازم برخوردار نیست و بیشتر برای اجرای نت های زینت و اشاره های آنی بکار می آید.
ایران در کشاکش موسیقی (I)

ایران در کشاکش موسیقی (I)

از بدو رشد شکل و شمایل انسان و بنا به اکتشافات انجام شده، حتی پیش از ظهور کلام، انسان همواره با موسیقی رابطه تنگاتنگی داشته و تا امروز نیز دارد. بین ۱۲۵۰-۱۴۰۰ قبل از میلاد مسیح، بابلیان اولین بار فواصلی را بوجود آوردند، نامش نهادند، نوشته های موسیقی در شهر تجاری بنام یوراگیت در ساحل سوریه به نام اشعار حوریان، بعدها کاوش شد که سرودی مذهبی است برای نیکال همسر خدای ستاره ماه؛ ترجمه نوشته های این نوع موسیقی بسیار دشوار بود.