شب سنتی ایرانی – شب صمیمیت و مراقبه – گفتگوی هارمونیک Harmony Talk

شب سنتی ایرانی – شب صمیمیت و مراقبه

آهنگسازان غربی همواره برانند که اجراهای خود را با تکیه بر ضوابط خاص مربوط به نتها، حرکات و ضربها به یادماندنی گردانند. باستثنای تکنوازیها، نوشتن موسیقی بشکل انفرادی شیوه مرسومی برای این آهنگسازان بشمار نمی آید. در موسیقی سنتی ایرانی اما موزیسینها همچون نوازنده گان جاز بداهه می نوازند البته تنها پس ازسالها مطالعه و ممارست رپرتوارهای تثبیت شده.

بداهه نوازی در ایران قلمرو نوازنده گان چیره دستی است که آثار خاصی که ردیف نام دارند و شامل حدودا دویست قطعه نمونه به نام گوشه هستند را به حافظه میسپارند. در برنامه موسیقی سنتی ایرانی که شنبه شب در Carnegie Hall-Zankel بر پا بود نوازنده ایرانی کمانچه کیهان کلهر و گروهش بداهه نوازی را با قطعات طولانی تعمق برانگیز درهم آمیختند.

کنسرت با تکنوازی گیرا وجذاب اقای کلهر که کمانچه خود را – که سازی شبیه به ویولن کوچکی است – بر روی زانو گذارده و برروی بالشتی ارغوانی نشسته بود اغاز شد. کمانچه سازی است که قادر است اصوات متنوعی از طنین حزن انگیز (مانند صدای لطیف ویولا دا گامبا) در گام پایین تا اصواتی با وضوح و شفافیت بیشتر را در گام بالا تولید کند.

اجرای آقای کلهر همانند گقتگوی میان چندین ساز مختلف با طنینهای متغییری بود که گاه تمناهای حزن آلود عشاق دلشکسته را می مانست. آغازساده و ساکت برنامه با شروع ملودیهای پر طمطراق و آراسته به جزئیات فراتر از اشکال بم استیناتو کوبنده ترو جذابتر میشد.

آقای کلهرسپس سازخود را به سه تار که نوعی عود باریک ایرانی است تغییر داد.

در این بخش حمیدرضا نوربخش با آواز، سیامک جهانگیری با نی و بهروز جمالی با تمبک برای اجرای سه تصنیف با فواصل بداهه نوازی وی را همراهی میکردند. تکنوازی سه تار آقای کلهر نیز همانند تکنوازی او با کمانچه صدائی مانند اجرای همزمان چندین ساز مختلف داشت.

آواز در موسیقی سنتی ایرانی معمولا برروی اشعارشاعران عرفانی قرون میانه گذارده می شود و موسیقی و شعرهردو ارتباطی نزدیک با صوفیسم یا شاخه عرفانی اسلام دارند و چنین بنظرمیرسد که اجرای یکساعته و بی وقفه روزشنبه گروه موسیقی نیزهم برای نوازندگان و هم برای حضار تجربه ای پرتعمق و آرامش بخش بهمراه داشت.

امواج صدا از آرمشی حزین به بسوی هیجانی عظیم سقر میکردند و دوباره با باطنی رام گشته به خوشتن خویش باز میگشتند. هنرمندان هر کدام به ترتیب آواز آقای نوربخش را همراهی میکردند و به تکنوازی و اجرای جمعی میپرداختند و طنین خاکی نی، ضرب آهنگ لطیف تنبک و نوای شفاف و زیر سه تار را با ظرافتی شاعرانه در هم می تنیدند.

nytimes.com

2 دیدگاه

  • mmm
    ارسال شده در آبان ۲۲, ۱۳۸۷ در ۹:۱۱ ب.ظ

    salam, lotfan be safhe ie
    کریمی: نوازندگان باید سیستم تنفسی ماهی و خورشیدی را بدانند
    sar bezanid

    .ba tashakore faravan

  • مصطفی
    ارسال شده در تیر ۲۶, ۱۳۸۹ در ۱۱:۳۰ ق.ظ

    پس چرا نمونه از این کارا رو نمی ذارین؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تار و پودِ نشانه (I)

تار و پود بیش از آن که یک آلبوم باشد یک نشانه است؛ نشانی از دشواری‌های یک راه نکوبیده و نپیموده در موسیقی کلاسیک ایرانی. با آن، حمید متبسم که پیش از این طبع خود را رویاروی بلندترین قله‌ی شعر حماسی فارسی (شاهنامه‌ی فردوسی در قطعه‌ی سیمرغ) آزموده بود، حالا به صرافت طبع‌آزمایی موسیقایی با یکی از بلندترین ستیغ‌های شعر غنائی فارسی (خسرو و شیرین نظامی) افتاده است. به این ترتیب مجموعه‌ی تار و پود بدل به نشان مسئله‌ی موسیقی ما با روایت داستانی شده است. سیمرغ را می‌توانستیم «یک تجربه‌ی منفرد» (یا نادر) بشماریم و بگذریم یا همچون یک راه تازه‌گشوده با آن برخورد کنیم و منتظر آنچه در تداوم راه پیش می‌آمد بمانیم. اما با آمدن تار و پود، هنگامی که کار از یک گذشت، به وادی مقایسه می‌رسیم و خواه‌ناخواه آنچه پیش‌تر مبهم بود آشکار می‌شود. موقعیت این مجموعه به‌عنوان دومین تلاش است که آن را نشانه می‌کند.

امامی: استقبال خوبی از برنامه ما در سوئیس شد

من علاقه زیادی به موسیقی قدیم ایران داشته ام و سعی کرده ام در حد توانم بر روی آن حوزه موسیقی کارکرده و بر روی موسیقی دوره قاجار و هم قبل از آن دوره مطالعات مختصری داشته ام و به طبع در آثارم از آن ها بهره می برده ام در این سال ها آلبوم های تولید کرده ایم با همراهی دوستانم مثل آلبوم برافشان و آلبوم چهار سو که با آهنگسازی دوست خوبم حمید شریفی بوده و همچنین آلبوم بزم ۲ با آهنگسازی دوستانم سعید کورد مافی و علی کاظمی که همه این آلبوم ها توسط انتشارات ماهور منتشر شده است و تمامی این آثار رویکردی که ما داشته ایم استفاده از امکانات بالقوه موسیقی قدیم ایران بوده است و اینکه این امکانات بالفعل کرده و امکاناتی نظیر فرم و دورها و متدهای متفاوتی که در آن موسیقی وجود داشته است و الان کمرنگ شده است و یا کمتر استفاده می شوده است. این امکانات در هر صورت به ما راهی را نشان می دهند که شاید از این طریق بتوان رنگ و بوی تازه از موسیقی ایران رو شنید، البته شاید! در هر صورت راهی است که می شود در بستر تاریخی اصالت ها را حفظ کرد و موسیقی گذشته را به این شکل منتقل کرد.

از روزهای گذشته…

درباره یادگار حبیب سماعی، طلیعه کامران (II)

درباره یادگار حبیب سماعی، طلیعه کامران (II)

خالقی بعد‌ها محتوای برنامۀ همایون اجرای طلیعه کامران را ضبط کرد و به‌عنوان نمونۀ هنر بانوان موسیقیدان ایران، طی بازدید خود از روسیه، به آن کشور برد؛ نمونه‌ای که قریب پنجاه سال بعد از آرشیو آن استاد فقید استخراج شد و در کتاب بخش‌هایی از ردیف حبیب سماعی به روایت طلیعه کامران (موسیقی عارف، ۱۳۸۸) آوانگاری گردید. همچنین خالقی، طی یکی از برنامه‌های ساز و سخن در رادیو، به معرفی وی پرداخت و او در رادیو به‌همراهی ضرب حسین تهرانی به اجرای آموزه‌های حبیب سماعی در دستگاه چهارگاه پرداخت. متأسفانه، بعدها بر اثر بی‌مبالاتی ادارۀ رادیو و به بهانۀ کمبود نوار، این نمونۀ نفیس پاک شد اما خوشبختانه نت آن در کتاب حاضر به‌یادگار باقی است.
گفتگویی با جولیان بریم (I)

گفتگویی با جولیان بریم (I)

پرداختهای صدایی فوق العاده، رنگ آمیزی بی نظیر در اجرای قطعات مختلف، شفافیت و وضوح صدای ساز و بالاخره تکنیک درخشان او که با احساس و شناخت عمیق به بیان و اجرای منحصر بفرد از قطعات دوره های مختلف می پردازد. ما داریم از جولیان بریم صحبت می کنیم!
لویی بلسون، خداوندگار جز درام

لویی بلسون، خداوندگار جز درام

لویی بلسون (Luigi Paulino Alfredo Francesco Antonio Balassoni)که همه او به عنوان یک نوازنده درام (در سبک جز) برجسته می شناسند. او یک پیشرو در نوازندگی double-bass درام، آهنگساز، تنظیم کننده، رهبر گروه، استاد و مدرس سبک جز است. دوک الینگتون او را چنین معرفی مینماید : “برترین نوازنده درام در جهان” و باید این حقیقت را قبول نمود که این جمله تنها تمجید از بلسون نیست بلکه وی در طول نوازندگیش تکنیکی که داشت و سرعت خیره کننده اش الگوی بسیاری از نوازندگان حال درام میباشد.
نامجو از نگاه منتقدان (III)

نامجو از نگاه منتقدان (III)

حسین پرنیا، نوازنده سنتور و آهنگساز، یکی دیگر از منتقدانی بود که در این برنامه شرکت داشت و در میان برنامه هم مدتی به ایراد نقدهای خود در حضور صاحب اثر پرداخت؛ در اینجا گفته های این موسیقیدان را با سایت گفتگوی هارمونیک می خوانیم : این برنامه اصلا نقد و بررسی نبود و به نظر من یک معرفی بسیار عجولانه و نابخردانه بود؛ چون نقد تعریفی دارد و به هر حال این اصول اینجا دیده نشد و آقای نامجو هم به نظر من همانطور که در جلسه اعلام کردم پدیده جدیدی نیست و کارش هم در زمینه موسیقی کار دست چندم است.
تعریف تمرین و تعیین عادت های تمرین

تعریف تمرین و تعیین عادت های تمرین

مقاله ای که پیش رو دارید، ترجمه ای است از نوشته جرالد کیکشتاین (Gerald Klickstein) با عنوان «تعریف تمرین و تعیین عادت های تمرین» (Practice definition, assessing your practice habits) که توسط امین عبدلی ترجمه شده است. این مقاله گزیده ای از نوشته ای با عنوان «راه موسیقیدان» از دانشگاه آکسفورد (excerpted from The musician Way, oxford university press, 2009) است.
بد فهمی از گفتار وزیری (III)

بد فهمی از گفتار وزیری (III)

این جریان تا سالهای پایانی دهه چهل شمسی ادامه داشت، همزمان با تاسیس «مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ملی ایران»! رادیو در اواخر دهه چهل، پر شده بود از موسیقی های عامیانه و سطحی که البته بعضی از شاگردان مکتب وزیری هم جزو پدیدآورندگان آن بودند.
من صدا هستم (II)

من صدا هستم (II)

در دهه های ۶۰ و ۷۰ وقتی که تکنولوژی صدای کامپیوتری به یک به حدی از پیشرفت رسید که بتواند صدای خالص غیر آکوستیک را تولید کند، ذهن برخی از موسیقی دانان به این نکته معطوف شد که می توان با استفاده از صداهای فرعی نهفته در صدای اصلی به یک نوع بافت صوتی دست یافت که این بافت می تواند به خودی خود دستمایه ی خلق اثری موسیقایی قرار بگیرد.
سرگذشت پیانو در ایران (I)

سرگذشت پیانو در ایران (I)

از زمانی که پیانو ساخته شد به دلیل رنگ زیبای صدا و توانایی آن در اجرای همزمان چندین نت، این ساز بزرگ همواره مورد توجه موسیقیدانان در سبک های مختلف بوده و هست.
رسیتال های پیانو کریستوف بوکودجیان

رسیتال های پیانو کریستوف بوکودجیان

کریستوف بوکودجیان، پیانیست برجسته فرانسوی و استاد کنسرواتوار پاریس، ۱۷ دی، ساعت ۱۸ در تالار رودکی تهران و ۲۱ دی، ساعت ۲۰، در تالار حافظ شیراز آثاری از برامس، شوپن و راخمانینوف را اجرا خواهد کرد.
هرکول پوآرو

هرکول پوآرو

کارآگاهی بلژیکی برای اولین بار با نام هرکول پـوآرو (Heccule Poirot) در سال ۱۹۲۰ در اولین رمان آگاتا کریستی (Agatha Christie) به نام “The Mysterious Affair At Styles” ظاهر شد. با موفقیت بی مانندی که این رمان بدست آورد، کریستی تا سال ۱۹۷۵ که رمان “The Last Case” را نوشت بارها و بارها از این شخصیت در رمانهای خود استفاده کرد.