چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VII)

نکته ی دیگری که در این قسمت از نوشته های آدرنو به چشم می خورد شرح مفصل آدرنو در مثال هایی است که از موسیقی “جدی” اروپا (در اینجا بتهوون) ارائه داده است. این در حالی است که حتی یک نمونه ی شنیداری هم از موسیقی عامه پسند ذکر نکرده است. حداقل می توانست با قرار دادن دوک الینگتون (به عنوان نماینده ی موسیقی عامه پسند) در مقابل بتهوون تصویر واضح تری از آنچه قصد ابراز آن را دارد ارائه دهد.

(دوک الینگتون از معدود جَزیست هایی بود که آدرنو او را بسیار ستایش می کرد، هر چند که باز هم در تمجید های آدرنو نگاه او بیشتر به سمتِ هارمونیِ موسیقی دوک الینگتون بود تا عناصر دیگر. به عنوان مثال: او را با ذوق می دانست و جَز او را جَز جا افتاده می دانست. در هارمونی خود قواعد امپرسیونیستی سبک کسانی چون دبوسی و راول و دلیوس را به کار می برد.)

در نوشته ی آدرنو هنگامی که در حال توضیحات مثال های بتهوون است مسئله ای وجود دارد. “Susan McClary” در مقاله ای نقدی بر فرم ساختاری سونات وارد کرده است. با اندکی تغییر و با استفاده از دیدگاه “MaClary” و موسیقی شناسی انتقادی میتوان همین انتقاد را به آدرنو مطرح کرد. سوناتی که آدرنو مشغول آنالیز آن است، خود نمونه ی کاملی از استاندارد سازی در فرم است که آدرنو به شدت منتقد این موضوع(استاندارد سازی) است. حتی در نوشته ی دیگر، خودِ آدرنو اظهار می کند که فرم سونات فرمِ جامعه ی بورژوایی است که تکرار ها و عادت ها و… از نشانه های آن است (جاودانی۳۴: ۱۳۸۹).

دلیلی که وعده اش را داده بودم این بود. آدرنو دقیقا قبل از اینکه بخواهد مبحثِ اصلی مقاله ی خود ـ یعنی صنعت فرهنگ سازی ـ را آغاز کند مثالی از سونات بتهوون را می آورد. همانطور که گفتم آدرنو معتقد بود که فرمِ سونات به نمادی از جامعه ی بورژوایی آن دوران تبدیل شده بود. بتهوون در آخرین سونات خود (No. 32 in Cminor Opp. 111) این فرم را در هم شکست. فرمی که نت تنال، آغاز و پایان آن بود و کاملا استیلیزه(شیوه مند) شده بود، در سونات آخرِ بتهوون بصورت کاملاغیر قابل پیش بینی جلوه گر شد. ناقدان بتهوون این سونات را ضعیفترین سونات او می دانند اما آدرنو آن را بزرگترین دستاورد بتهوون می داند.در تمام نظریه ی صنعت فرهنگ سازی، نام بتهوون و مثال هایی درباره ی او به کررات دیده می شود.

متن: نمونه هایی که در متن اصلی زیر شماره های [۱۳] تا [۱۹] آمده است:
می توان گفت که بخش مورد علاقه ی آدرنو تازه شروع شده است. بحث چالش برانگیز تولیداتِ صنعتیِ موسیقیِ عامه پسند و نقدهای آدرنو (و البته همکارش، هورکهایمر) به صنعت فرهنگ سازی عصر جدید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مرور آلبوم «مثنوی صبا»

بازنویسی/تنظیم آثار برای سازهای دیگر در اولین سطح به کار گستراندن کارگان (رپرتوار) می‌آید، حال با هدف آموزش باشد یا دسترسی‌پذیری قطعات برای نوازندگان آموزش دیده. از این رو نفس حضور آلبوم «مثنوی صبا» (و بیش از آن کتاب نغمه‌نگاری‌‌اش) مغتنم است. آنچه در خود آلبوم شنیده می‌شود ۲۱ قطعه و نواخته از «ابوالحسن صبا» موسیقیدان افسانه‌ای و پرجاذبه‌ی تاریخ ماست که اگر از سطح نخست برگذریم ابعادی از مساله‌ی کارهای مشابه را بر ما هویدا می‌کند.

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

تمپرلی در مقاله اش با نام «متر و دسته بندی در موسیقی آفریقایی» این سوالات را مطرح می کند: «چگونه می توان ریتم آفریقایی را با دید رایج تئوریک ریتم مطابقت داد؟»، «چه شباهت ها و تفاوت های بین ریتم آفریقایی و ریتم غربی وجود دارد؟ با توجه به این که ریتم غربی در بر اساس تئوری موسیقی سنجش می شود.» دیدگاه من در این مقاله نیز تفاوت چندانی با سوالات مطرح شده ندارد. مانند تمپرلی من نیز می خواهم مفاهیم تئوری های اخیر ریتم و متر را با توجه به موسیقی غربی مورد بحث قرار دهم. با این حال، من صرفا موسیقی آمریکایی را مد نظر قرار نمی دهم.

از روزهای گذشته…

نگاهی به موسیقی در سال ۱۳۹۴ (IV)

نگاهی به موسیقی در سال ۱۳۹۴ (IV)

عدم تشکیل مجمع عمومی برای انتخاب هیات مدیره جدیدی که دورانش در بهمن ماه سال ۹۳ به پایان رسیده و تصدی این پست تا این زمان کاملا غیر قانونیست، پستهایی که سالیان سال است در دست افراد ثابتی قرار دارد و هیچیک حاضر به واگذاری این مسئولیت به دیگران نیستند، عدم حمایت خانه موسیقی از موسیقیدانان و حضور خنثی این تشکل در مقابله با مشکلاتی که بر سر راه هنرمندان قرار میگیرد نمونه ای از اعتراضات هنرمندان به اعضای این خانه است.
بادی گای، سمبل شیکاگو بلوز (II)

بادی گای، سمبل شیکاگو بلوز (II)

بادی گای بلوز مدرن را آفرید، او بدون حذف ذره ای از اصول بنیادین و ریشه های کهن این سبک ، موجبات پیشرفت و توسعه آن را فراهم آورد. هر چند نام گای با “شیکاگو بلوز” عجین شده ، اما سبک نوازندگی او کاملا منحصر بفرد است و دامنه فعالیت هایش بسیار گسترده .
بداهه نوازی، محاسن و معایبش

بداهه نوازی، محاسن و معایبش

موسیقی می تواند به دو صورت به اجرا برسد، موسیقی پیش ساخته و موسیقی بداهه یا خلق در لحظه. موضوع این مطلب بداهه نوازیست که در این مقاله نگاهی به محاسن و معایب آن خواهیم داشت.
بنی گودمن، پادشاه سوئینگ (II)

بنی گودمن، پادشاه سوئینگ (II)

ترکیب کلارینت نوازی گودمن و موسیقی هندرسون و تمرین بسیار خوب آنان باعث درخشش فراوان گودمن در اواسط سالهای ۱۹۳۰ شد و لقب “پادشاه سوئینگ” (King of Swing) در این زمان به وی داده شد. در اوایل ۱۹۳۵ آوازه برنامه های رادیویی گودمن از نیویورک بسیار دیر به شنوندگان سواحل شرق رسید. گروهی که برای سفری به آمریکا برای اجرا رفتند بسیار ضعیف بود.
گروه ریمونز (IV)

گروه ریمونز (IV)

به عقیده جانی، اجراهای همراه با بارک که نامش به الویس ریمون (Elvis Ramone) تغییر یافته بود، فاجعه بودند! بارک بعد از دو اجرا اخراج شد زیرا درام نوازی وی به هیچ وجه به کیفیت دیگر اعضای گروه نبود. پس از آن مارکی که الکل را ترک کرده بود، خود به گروه بازگشت. دی دی ریمون بعد از آلبوم “تهی مغز” (Brain Drain) سال ۱۹۸۹ که توسط ری تولید شد گروه را ترک کرد و بیل لازول (Bill Laswell) سولو نواز توانست صاحب نام “شاه دی دی” شود.
جان کیج و ذن بودیسم (I)

جان کیج و ذن بودیسم (I)

پژوهش در خصوص آثار “جان کیج” به عنوان یکی از چهره های شاخص موسیقی مدرن که به مثابه پلی، گذر از موسیقی مدرن به پست مدرن را امکان پذیر می کند، با اکتفای تنها به تحلیل و آنالیز آثار وی حاصل نمی شود. چرا که موسیقی او به عنوان یک اثر موسیقائی مورد توجه است که حاصل نوع نگرشی است که او به چیستی و چرائی حیات دارد. با این توجه، این گونه هنرمندی،اگر به جای موسیقی هر حرفه ی دیگری را هم برگزیده بود، آنقدر در حوزه فعالیتش با اهمیت می نمود که امروزه بتواند اهل قلم را به تفحص در آثارش وادار کند. در این نوشتار با نگاهی گذرا به زندگی شخصی و ویژگی های زمانه ای که جان کیج را اینگونه تربیت کرده بود تا راه باشد نه تنها راهرو، بیشتر به جستجو در سیر تفکر کیج که آن را عامل اصلی خلق آثارش می شناسیم، خواهیم پرداخت.
موسیقی در دوران زندگی انسانهای اولیه و جوامع برده داری (II)

موسیقی در دوران زندگی انسانهای اولیه و جوامع برده داری (II)

جوامع برده داری شامل جوامع مصر باستان از سه هزار سال پیش از میلاد، جوامع بین النهرین و هند، دولتشهرهای یونان باستان، امپراطوری اسکندر و سرانجام امپراطوری روم میشوند. در این جوامع، صنعتگرانی بسیار متخصص پیدا شدند که بیشترشان برده “از جمله موسیقیدان آموزش یافته” بودند. سازهای دقیق، در اثر رشد مهارتهای صنعتگران در شکل دادن به فلزات، چوب و سنگ و پیشرفت دانش آدمیان در رشته ریاضیات، ساخته شد. رشد دانش ریاضی، محاسبه دقیق زیر و بمی سازها با استفاده از اندازه نی ها و زه ها و انتخاب جای سوراخها را ممکن گردانید. این پیشرفت در ساختن سازها به تربیت صدا و گوش برای شنیدن و بازآفرینی زیر و بمی های دقیق تر کمک کرد.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه دوم (II)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه دوم (II)

به دلیل اهمیت دستگاه‌های ضبط صدا در رشتۀ اتنوموزیکولوژی، اولین مکاتب مرتبط به این رشته احتمالاً تحت تأثیر همین پدیده شکل گرفت. «آرشیو فونوگرام» در برلین مهمترین آرشیو اروپا است که در سال ۱۹۰۰ توسط کارل اشتومف و اوتو آبراهام (Otto Abraham) راه‌اندازی شد و مکتب اتنوموزیکولوژی برلین به نوعی تحت تأثیر تأسیس این آرشیو شکل گرفت. اتنوموزیکولوژیست‌های مکتب برلین بیشتر به تجزیه وتحلیل ساختاری موسیقی‌ها می‌پردازند تا اتنوگرافی فرهنگی که می‌تواند به دلیل سابقۀ طولانی رشتۀ موزیکولوژی در آلمان و اتریش و هم‌چنین وجود آرشیو فونوگرام که محقق را به بهره‌برداری از آثار ضبط شده برای تحقیق سوق می‌داد، باشد.
پرلود

پرلود

پرلود یکی از فرم های آهنگ سازی است که انگیزه اصلی ایجاد آن از سازهای کلاویه ای غیر از ارگ الهام گرفته شده است. شما با ارگ میتوانید یک آکورد را برای مدت دلخواه ثابت نگه دارید اما در سازهایی مثل هارپسی کورد یا پیانو این امکان کمتر است چرا که صدای تولید شده به تدریج کاهش پیدا می کند.
وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (VIII)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (VIII)

ابو حسن علی بن نافی که به خاطر چهره ی سیاه و کلام حکیمانه اش به زریاب معروف بود. او از مشهورترین موسیقیدانان زمان خود و اندلس شمرده می شود. زریاب از شاگردان برجسته ی اسحاق موصلی بود. از ابتکارات او می توان به افزودن سیم پنجم به عود اشاره کرد که نام آن را حاد نهاد. ناگفته نماند نام چهار سیم دیگر عبارت بود از بم، مثلث، مثنی، زیر. زریاب پس از عزیمت به اسپانیا دردربار سلطان حکم اول و بعد از آن عبدالرحمان دوم عزیز و محترم شمرده شد. او هنر موسیقی ایرانی را در اسپانیا ترویج داد ودر اندلس مدرسه ی موسیقی تاسیس کرد. از آن پس اندلس به مرکز مهم موسیقی در اروپای غربی تبدیل شد.