روش سوزوکی (قسمت سی ام)

از همان ابتدای زندگی ام از روش، رفتار، اخلاق و نوع زندگی پدرم بسیار تاثیر گرفته بودم. در کنار زندگیش که سراسر جست و جو و تحقیق بود به من مهارت‌ های بسیاری یاد داد که شیوه و راه و روش زندگی کردن صادقانه، یکرنگی و راستی و درستی را به همراه داشت. با تمام این اوصاف مقارن با بحران اقتصادی جهان در دهه بیست شرایط او نیز رو به وخامت گذاشت. امروزه سه خیابان در کنار یکدیگر به نامهای او مه ما چی (Ume – Machi) اوگو یسوماچی (Ugeusu – Machi) و‌هایاشی ما چی (Hayashi – machi) نامیده شده اند.

در حالیکه تمام آنها باید برای پرداخت بدهکاری ها فروخته می شدند.

“من می‌خواهم که خودم را مسئول احساس کنم برای اینکه در هر حال کارخانه و دارائی من نیز بوسیله زحمات و کمک‌ های کارکنان این کارخانه حاصل شده است، و من به آنها مدیون هستم.” اینها گفته ‌های همیشگی پدرم بود، ما باید هر چه زودتر خانه و محل زندگیمان را می‌فروختیم.

وقتی که به این ترتیب تعداد کارکنان کمتر شدند باقیمانده کارکنان شروع بکار کردند و کارخانه دوباره راه اندازی شد. برای کسی که این کارگاه را از گذشته می‌شناخت شرایط موجود بسیار محقرانه به نظر می‌آمد. هدف پدر من از بر پا نگهداشتن این کارگاه فقط بدست آوردن پول نبود او هدف های مهمتری را دنبال می کرد و می‌خواست این کارگاه با عظمت را بعد از جنگ دوباره به شکوفایی برساند. آن زمان عمده سرگرمی من ماهیگیری بود، و غالباً به رودخانه می‌رفتم که ماهی کپور صید کنم، اما در پایان روز دوباره این ماهی ‌ها را به آب بر می‌گرداندم و از آنها برای روز مفرحی که برایم ساخته بودند تشکر می کردم.

رویاها و آرزوهای من آینده بشریت بود و من می‌خواستم که به را هم ادامه بدهم تا زمانیکه به خواسته ‌ها و اهدافی که با حوصله، اشتیاق و علاقمندی پایه ریزی کرده بودم جامه عمل بپوشانم. این راهی بود که می توانستم به انجام برسانم، و بذر آن را پدرم در من کاشته است.

استفاده از مزیت‌ها و موقعیت‌هایی که استحقاق آن را نداریم منجر به بروز پیامدهایی خواهد شد
اینکه یک نفر در خانواده ای مرفه یا فقیر متولد ‌شود، در حدود اختیارات کسی نیست. از همان ابتدای دوران دبستان، من در کارگاه (کارخانه) ویولون سازی به نواختن ویولون پرداختم و امکان این را داشتم که با کارکنان در آنجا هم کلام باشم و وقتی که دبیرستانی شدم در تعطیلات تابستان پدرم می‌گذاشت که من در کارگاه مشغول به کار باشم، این روزهای خوش را هرگز فراموش نمی‌کنم.

در اصول تربیتی من پول جایگاه و ارزش زیادی ندارد و این شاید به این دلیل است که من هرگز بی پول نبوده ام و هرگز احساس بی پولی نمی‌کنم حتی اگر تا آخرین فینک (Pfennig) خودم را هم خرج کرده باشم. در سالهای بعد ما دوران سختی را گذرانده ایم که حتی نیازمند یک ین (Yen) هم بوده‌ایم، اما من با تاکسی به خانه می‌رفتم و در این مورد با خانواده‌ام مشکل فراوانی داشتم لکه بزرگی که در آتلیه من ایجاد شده بود، اصلاً برای من اهمیتی نداشت و آنها را نمی‌دیدم، دور و اطراف ناجور اصلاً در من احساس فقر ایجاد نمی‌کرد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

در جستجوی موسیقی سنتی (II)

تصویر سورآلیستی ای در نظرم آمد که قافله ای از چندین و چند شتر همه سی دی های سمفونی کوه البرز را بار کرده از دروازه های ارمنستان قدم در جاده ابریشم گذاشته و “سی دی ها را روانه بازار” می نمایند و به هر شهر و دیاری که می رسند جمیع مشتاقان، سی دی پلیر به دست، دم دروازه ها منتظر رسیدن قافله ایستاده اند و هلهله می کنند! (البته این استقبال بی سابقه مشتاقان موسیقی سمفونیک از این آثار را باید بیشتر مرهون نقد جانانه ای دانست که در فصلنامه ای وزین به قلم منتقد و و موسیقی شناسی برجسته نوشته شده و در آنجا خواندم که اثر به سبک آثار ریشارد واگنر ساخته شده و با آنها کوس برابری می زند و بسیار عالی و جهانی است.)

برنامه ریزی بخش های تمرین (I)

در بسیاری از موارد دلیل انجام کارهای خلاقانه نوع برنامه ریزی تمرین شما خواهد بود. یک برنامه ریزی موثر شما را برای دستیابی به اهداف موسیقایی تان یاری می کند و همچنین برنامه ریزی اشتباه موزسین را به سمت تمرین نامنظم و بی فایده و یا تجربه های آسیب زا می کشاند. بنابراین این بخش ۵ راهنمای تمرین را پیشنهاد می کند تا همچنین موضوعات مرتبط با مدیریت تمرین را نیز مطرح کند.

از روزهای گذشته…

“رازهای” استرادیواری (II)

“رازهای” استرادیواری (II)

افرادی که به درستی نمی اندیشند و سو نیت دارند، چنین اظهار می‌ کنند که Sacconi اگر بخواهد می‌تواند ویولونی بسازد که از آثار Stradivari قابل تشخیص و تمایز نباشد. Sacconi ضمن احترام به این تعریف کنایه‌آمیز، با لبخندی خاطر نشان می‌کند، در حقیقت این اتفاق افتاده است که ویولون ساخت وی با ویولون Stradivari، ویولونیست نامدار اشتباه گرفته شود، سپس او سرش را تکان می ‌دهد، شانه‌ها را بالا می‌اندازد و سیمای وی بیانگر آن است که از اندیشیدن به توانایی و قابلیت بی ‌همتای مردی که Sacconi وی را «استاد» (Master) می ‌نامد چنان خرسند و مشعوف است که گویی از انسان زنده‌ای سخن می‌گوید که هنوز هم هنگام قدم زدن در خیابان‌های Cremona می‌تواند او را ملاقات نماید.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (IX)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (IX)

پایه‌ی اندیشه‌ی موسیقایی صفوت (و البته بسیاری از همفکرانش) بر نوعی ارزش‌گذاری دوگانی (ثنوی) قرار دارد. در این نظام، ارزش‌گذاری بر اساس نزدیکی موسیقی با آن چه او مرجع دستگاه ممیِز خود می‌داند، صورت می‌گیرد. مرجع دستگاه تمییز او چنان‌که پیش از این نیز اشاره شد، «اصالت عرفان» است. این اصالت برای او امری پیشینی است.
گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (II)

گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (II)

یکسری کارها پله‌ای برای کارهای بعدی می‌شوند. شاید خود آن کار آنقدر اهمیت نداشته باشد. نمونه‌ی خیلی دورتر آن آلبوم «آئین‌ها»ست. آلبومی که هیچ چیز خارق‌العاده‌ای در این اثر نمی‌شنوید اما آن کار برای بهانه‌ی دیگری بود که در آلبوم نمی‌توانم بنویسم. می‌خواستم از یک مسیری به آقای گاسپاریان وصل شوم. آن کار مرا به ایده‌ای «به تماشا…» رساند. درواقع جرقه‌ی ارتباط من با آقای گاسپاریان آن آلبوم بود. اینها درواقع یکسری استراتژی است که در مقطعی تصمیم می‌گیرید حتی اگر آن کار قربانی شود انجام دهید ولی از نظر من آن کار به من کمک کرد که بتوانم آلبومی را که کاندید گرمی هم شد تهیه کنم. یا در پروژه‌ی «گاه و بیگاه» ایده‌های بکری وجود داشت ولی خودِ اثر لزوماً اثر قابل دفاعی نیست اما از درون آن چیز دیگری درآمد. آدم‌ها این طرف و آن طرف چیزی می‌کارند و امیدوارند که اتفاقی بیافتد. گاه نتیجه می‌دهد و گاه نه.
آکوستیک اتاق – ۳

آکوستیک اتاق – ۳

میزان انعکاس صوت در یک اتاق یا سالن به موسیقی یا هر صدای دیگری، عمق و فضا می دهد. هر چند این شاخص یکی از اولین نیازهای هر علاقمند به موسیقی یا مهندس صوت است اما شاید نتوان از آن بعنوان مهمترین خصیصه برای یک انعکاس خوب یاد کرد.
نادیا بولانژه

نادیا بولانژه

نادیا بولانژه آهنگساز، رهبر ارکستر و یکی از تاثیرگذارترین معلمان آهنگسازی قرن بیستم است. بولانژه در میان خانواده ای از دو نسل موسیقی دان متولد شد، مادربزرگ او ماری – ژولی خواننده متزو- سوپرانو، پدرش ارنست هنری الکساندر آهنگساز و مدرس ویولون و خواهرش لیلی نیز آهنگساز بودند.
مخالف خوانی (II)

مخالف خوانی (II)

تابستان سال ۱۳۸۶، با تلفن دکتر سیف الله وحیدنیا به دیداری فراخوانده شدم. برادر زاده وحید دستگردی، تنها یک نشانی داد و گفت شما را جای بدی نمی برم. حق با دکتر وحیدنیاست. بسیاری از شخصیت های بی مانند زمان حاضر را تا آنجا که فرصتمان اجازه می داده است با لطف او و با هم دیدار کرده ایم. ساعت ۵ عصر زنگ خانه بزرگی در زعفرانیه را به صدا در می آورم. خودم را معرفی می کنم و در باز می شود. دکتر سیف الله وحیدنیا بر پلکان آن سوی حیاط پر گل و پر درخت ایستاده است.
فریتز رینر، رهبر مجار

فریتز رینر، رهبر مجار

فردریک مارتین رینر (Frederick Martin “Fritz” Reiner) رهبر نامی اپرا و موسیقی سمفونیک قرن بیستم بود. وی در خانواده ای یهودی در بوداپست مجارستان به دنیا آمد. پس از تحصیلات اولیه بنا به خواست پدر در رشته حقوق، رینر آن رشته را به منظور تحصیل پیانو و آهنگسازی در آکادمی فرانتس لیست، رها نمود. در دو سال آخر تحصیل، معلم پیانوی او بلا بارتوک (Béla Bartók) بزرگ بود.
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (IV)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (IV)

مفهوم متر ترکیبی را نیز می توان مرتبط به همین مسائل دانست، آن چنان که لاندن می نویسد: ” توصیف یک پاساژ موسیقیایی با نام متریک معمولا نشانگر آن است که شنونده یک سری بیت هم طول می شنود و این بیت ها به صورت سلسله مراتبی ساختار یافته اند. اما در برخی موارد شنونده نمی تواند، یک متریک هم طول از طول مدت بیت های موجود، برداشت کند.
به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (II)

به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (II)

تاجایی که اطلاع دارم در سال‌های اخیر اجراهای مختلف مرتبط با گروه موسیقی، از اجراهای پایان‌نامه‌ها گرفته تا جشنواره‌های مختلف موسیقایی گروه موسیقی در فضاهایی چون تالار شهید آوینی یا کلاس‌های دانشکده‌ی هنرهای نمایشی و موسیقی برگزار شده‌اند. حائلی که مابین فضای این سالن و کلاس‌ها با فضای بیرون –فضایی که متعلق به همه است- وجود دارد، گویی این دو فضای سرپوشیده را تبدیل به فضایی منفک و «تخصصی» کرده است که انگار اگر کسی بخواهد به آن فضا برود و آنچه می‌گذرد را درک کند، لاجرم باید اهلیتی تخصصی با موسیقی داشته باشد. (۳)
موسیقی و طنز (قسمت سوم)

موسیقی و طنز (قسمت سوم)

افزودن کلام، تصویر و هر عامل غیر موسیقایی دیگر، جنبه درونگرایی آن را کم میکند و آن را برونگرا میکند. در این برونگرا شدن، نقش عاطفی و تاثیر روانی موسیقی، به نفع آن عوامل غیر موسیقایی، تضعیف یا محو می شود و به شکل عنصری تزئینی در می آید. پس نتیجه میگیریم که موسیقی در اینجا نوع بی کلام و بی تصویر آن است. پدیده ایست درونگرا، بسیار شخصی، انتزاعی و غیر قابل توصیف با توضیح.