گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (III)

رامین صدیقی
رامین صدیقی
ماکت آلبوم «چنگ و سرود» سهیل نفیسی، با آنچه از این آلبوم دیده‌اید زمین تا آسمان فرق می‌کند. سهیل می‌خواست تنظیم‌هایی روی قطعات انجام دهد و نظر من این بود که برجستگی کار سهیل کماکان به بیان شعر است. سهیل یک نقال شعر سفید خوب است و اگر قرار باشد نقالی و خنیاگری‌اش را در سازبندی زیاد داشته باشد، بازی بهم می‌خورد و می‌شود موسیقی پاپ معمولی. تعریف پاپ برای من موسیقی‌ای است که تاریخ مصرف دارد. یک اثر پاپ، امروز خیلی هیجان‌انگیز است و آن را می‌خریم ولی شاید دو سال دیگر آن موسیقی را دیگر گوش نکنیم.

خیلی طول کشید تا اینکه بتوانیم با سهیل این هَرَس را انجام دهیم. اینها کاری است که باید سر ضبط‌ها انجام گیرد. ما در «سکوت سیاه» خط به خط با همدیگر در جاهایی اصلاحاتی انجام می‌دادیم. طبیعتا شاید آهنگساز در جاهایی حقش باشد که مقاومت کند و جاهایی هم فکر کند که شاید به این موضوع فکر نکرده باشد. در این همفکری انگار یک چیزی را فقط صیقل می‌دهید و چارچوب را ساخته‌اید و قبل از اینکه رنگش کنید باید سمباده بکشید و بتونه‌کاری کنید و اینها همه کارهایی است که باید انجام شود.

شاید خود آن کار در موقعیت مستقل برای شما هیچ مفهومی نداشته باشد ولی اینکه کار به کجا می‌رسد هم برای من مهم است. توقعی ندارم که مخاطب هم با ما همراهی کند و بگوید به من چه که تو می‌خواستی از«آ» به «ب» بروی و من چرا باید همراهی کنم؟ من هم هیچوقت این انتظار و فشار را ندارم که شما باید زرخرید صدای هرمس باشید. کمااینکه خیلی از مخاطبان ما فقط با بخشی از کارمان ارتباط برقرار می‌کنند. یکسری مخاطب هم داریم که شاید حتی شنونده‌ی موسیقی ما هم نباشند ولی برای این بازی احترام قائل‌‌اند و از آن حمایت می‌کنند حتی اگر خودشان حتی یکبار هم، یک سی‌دی نخرند یا اگر هم بخرند لزوماً گوش نکنند!

از صحبت‌هایتان این برمی‌آید که هرمس وجود دارد تا یکسری از کارها را ثبت کند و گزینه‌ی دیگری جز هرمس وجود ندارد. مثلا «سمفنونی ۳» آقای مشایخی کجا می‌توانست منتشر شود؟ اما موضوع دیگر کلیدواژه‌ای هست که تا حد زیادی در مورد هرمس روشن است و در صحبتها هم اشاره کردید. اینکه رابطه‌های دوستی‌تان در انتشار آلبوم‌ها مهم‌اند. چه دوستی‌هایی که قبلاً بوده‌اند و اساساً تولد هرمس همان دوستی‌ها بوده و چه دوستی‌هایی که عامدانه شما به سمتشان رفته‌اید. این دیگر نه سلیقه است و نه رسالت!
خوب است که به این موضوع اشاره کردید. ما برای آلبوم «ابرها» به دوستان‌مان سفارش دادیم. خواستیم اثرهای مستقلی که با هیچ منطقی کنار کارهای دیگر همان هنرمند نمی‌گنجد، جمع کنیم. برای اینکه آن تک اثر نه قرار بود یک مجموعه شود و نه هنرمند علاقه‌ای داشت که آن را بسط دهد. مثلاً کار پیمان که در مجموعه‌ی «ابرها»ست را برای گربه‌اش حنا که می‌میرد نوشته بود. گربه‌اش هم بچه گربه‌ی من بود که به پیمان داده بودم و مسموم شد و مُرد. گربه‌ی دوست‌داشتنی‌ای بود که در ۵ ماهگی مرد و پیمان آن قطعه را برای حنا نوشت. این قطعه، هم با منطق محتوایی‌اش و هم با ارکستراسیون و آهنگسازی‌اش با هیچ یک از کارهای پیمان نزدیکی نداشت. فکر کردم موزیسین‌های دور و برمان آثاری دارند که به همین دلایل صنعتی موسیقی، محدودیت‌های فنی و رفتارهای بازار شنیده نمی‌شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (I)

ریتم و ترادیسی دو روشِ فهم نظم های زمانی در جهان پیرامونِ ما را در تباین با هم قرا می دهد: فهم مستقیم به-واسطه ی قوه ی ادراک، و فهم غیر مستقیم به واسطه ی تجزیه و تحلیل. «ریتم» به دستگاه ادراکی ای که امکان مشاهده و دریافتِ بی دردِسرِ پدیده های ریتمیک را در اختیار افراد قرار می دهد گریز می زند، درحالیکه «ترادیسی» ابزارهای ریاضی ای را که برای کشف نظم ها و مطالعه ی الگوها مورد استفاده قرار می گیرد پیشِ روی می گذارد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

از روزهای گذشته…

صدا گذاری در انیمیشن (I)

صدا گذاری در انیمیشن (I)

بنابر تعریف انیمیشن سنتی، “انیمیشن ایجاد توهم حرکت از تصاویر بی حرکتی است که با سرعت ۲۴ فریم در ثانیه نمایش داده شود”. این تعریف انواع تکنیکهای ساخت انیمیشن سنتی را دربر میگیرد و با صدا گذاری برای انیمیشن ارتباطی مستقیم دارد.
روش سوزوکی (قسمت بیست و ششم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و ششم)

کشتی ما همچنان به پیش می‌رفت و جزایر را پشت سر می‌گذاشت تا اینکه به جزیره شوموشو (Shumushu) رسیدیم. جزیره مورد نظر ما هنگامی‌که همگی در ساحل کایکوکوتان (Kaykokutan) که شمالی ترین نقطه جزیره بود سیاحت می‌کردیم، نقطه‌ای عجیب و خارق العاده ای را که لکه‌ های فلز لاجورد رنگی (Moosflecken) را تشکیل می داد کشف کردیم که در یک بلندی شیب‌دار مانندی رشد کرده بود.
موسیقی از دید بتهوون

موسیقی از دید بتهوون

در سال ۱۸۱۰ خانمی بنام الیزابت برانتو نامه ای به گوته نوشت و در آن شرح دیدارش با بتهون را باز گفت. در قسمت هایی از این نامه از زبان بتهوون آمده است که …
کومپینگ جلوتر از هارمونی

کومپینگ جلوتر از هارمونی

کومپینگ (Comping) خلاصه شده لغت آکومپانینگ (Accompanying) در موسیقی است که به معنای همراهی با نوازنده یا خواننده سولیست بکار برده می شود. وظیفه شخصی که عمل همراهی را انجام می دهد آن است که از زوایای ریتم و هارمونی، ملودی اصلی را حمایت کند و در مواقع لزوم پاساژها و ملودی های زینتی را اجرا کند تا موسیقی زیبا و قوی تر اجرا شود.
چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (VIII)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (VIII)

در هر تمرین دو امر جریان دارد: یکى تمرینِ ذهن جهت پرداخت و آنالیزِ قطعه ى مورد نظر و دوم تمرین دست ها جهت بدست آوردن نرمى لازم. ذهن شما قبل از دست هاى شما مشغول به کار مى شود، در نتیجه کار بر روى ذهن، هم مهمتر است و هم اولویت دارد. شما هرگونه که ذهنتان را عادت دهید همانگونه رفتار خواهد کرد.
موسیقی بودابار

موسیقی بودابار

کلاود شال (Claude Challe) از چهرهای شاخص موسیقی در فرانسه است. چهره موسیقی نه بخاطر آهنگ سازی یا نوازندگی بلکه بیشتر به این خاطر که مردم او را انسانی خارج از دنیای افراد عادی میدانند.
بابی مک فرین، افسانه آکاپلا

بابی مک فرین، افسانه آکاپلا

بدون تردید Don’t Worry Be Happy از آلبوم Simple Pleasures مک فرین، یکی از محبوب ترین آهنگ های قرن بیستم است که در سال ۱۹۸۸ جایزه بهترین آهنگ سال جشنواره Grammy را به خود اختصاص داد، در عین حال که آلبوم ‘Simple Pleasures’ نیز به عنوان بهترین آلبوم پاپ برگزیده شد. در این آلبوم مک فرین با خلاقیت هایش اهمیت vocal percussion را در آکاپلای معاصر به روشنی نمایاند.
نادیا بولانژه

نادیا بولانژه

نادیا بولانژه آهنگساز، رهبر ارکستر و یکی از تاثیرگذارترین معلمان آهنگسازی قرن بیستم است. بولانژه در میان خانواده ای از دو نسل موسیقی دان متولد شد، مادربزرگ او ماری – ژولی خواننده متزو- سوپرانو، پدرش ارنست هنری الکساندر آهنگساز و مدرس ویولون و خواهرش لیلی نیز آهنگساز بودند.
ایزایی پادشاه ویولون (I)

ایزایی پادشاه ویولون (I)

اوژن ایزایی (Eugène Ysaÿe) ویلنیست، آهنگساز و رهبر بزرگ بلژیکی است. تئو ایزل (۱۸۶۵-۱۹۱۸) برادر وی: آهنگساز و پیانیست بود. اوژن ایزایی به نام “پادشاه ویلن” شهرت دارد. اگرچه ایزل در خانواده ای روستایی به دنیا آمد اما بیشتر اعضای خانواده نسل در نسل ساز می زدند.
موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (I)

موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (I)

جوزف موریس راول آهنگساز دوره امپرسیونیزم که بیشتر برای ملودیها و سازبندی هایش معروف است، یکی از بزرگترین آهنگسازان کشور فرانسه است. بسیاری از قطعاتش برای پیانو، موسیقی مجلسی، موسیقی و ترانه و موسیقی برای ارکستر به عنوان استاندارهای جهانی موسیقی شناخته شده اند. آهنگهای پیانوی راول همچون، فواره ها (Jeux d’eau)، آینه ها (Miroirs) و (Gaspard de la Nuit) مهارت و تکنیک بالایی برای اجرا نیاز دارند و در قطعه ای برای ارکستر مثل Daphnis et Chloé از صداهای گوناگون و ترکیبی موثر از سازهای مختلف استفاده شده است. گمان می رود، راول نسبت به دیگر موسیقیدانان فرانسوی، بیشتر مورد تقدیر و شناخت قرار گرفته است.