گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (IV)

شما یک قطعه‌ی ۵۰ دقیقه‌ای را در ۴۰ سال پیش نمی‌توانستید منتشر کنید. باید فکری می‌کردید که تبدیل به یک قطعه‌ی ۲۲ یا ۲۴ دقیقه‌ای شود. دلم می‌خواست این کارها از کشوهای ذهنی آدم‌ها بیرون بیاید. بعضی‌ از کارها ضبط هم ‌شده بودند. این یک جنبه از آن دوستی‌هاست. و گاه پیش می‌آید که اثر کاملی را از یک دوست نپذیرم. پیتر سلیمانی‌پور آلبومی ارائه داد که از او عذرخواهی کردم و بعد از آن هم ماکت آلبومی را آورد که باز هم گفتم ببخشید! عین همین اتفاق با محمدرضا علیقلی افتاد که یک ببخشید به همراه داشت و او مدتی هم از دست من دلخور شد ولی بعد دوباره حل شد درحالی که پیتر حتی دلخور هم نشد. «در دنیای تو ساعت چند است» هم نزدیک‌ترین نمونه‌اش است.

اولین انتظار همه این بود که هرمس چرا نه؟ حتی اگر کریستف می‌خواست، من دست بالا نمی‌کردم. برای همین این نوع دوستی برای من باارزش است. ما خیلی وقت است که این صحبت‌ها را می‌شنویم که هرمسی‌ها یک گَنگ هستند که فقط خودشان هستند و پذیرای هیچکس هم نیستند و دائماً هم قربان خودشان می‌روند! ولی ما پروژه‌های زیادی از آرتیست‌های مختلف در هرمس داریم که قبلاً در جمع هرمس نبوده‌اند.

از سوی دیگر از هنرمندان شناخته شده مثل آقای علیزاده هم گاه عذر می‌خواهیم. مثل آلبوم «در آن سوی…». به ایشان گفتم که فکر می‌کنم اگر این کار در هرمس نیاید بهتر است. خیلی سخت بود ولی این کار را کردم. اینها چیزهایی است که هیچوقت گفته نمی‌شود. گاهی لازم می‌شود «نه»های دردناکی در جمع‌های دوستانه‌مان بگوییم. اما این دوستی‌ها خیلی کمک‌کننده‌اند.دوستی‌ها بزرگ‌تر می‌شوند. هرگز یک هسته‌ی متمرکز وجود نداشته‌است. خیلی‌ها می‌روند و می‌آیند. سهیل با «ترانه‌های جنوب» رفت و دوباره با «چنگ و سرود» برگشت.

یقیناً ترانه‌های جنوب کار هرمس نبود و اصلاً مهم نیست چقدر اقبال پیدا کرد و فروش کرد. من دلم می‌خواست کار دوم سهیل چیز دیگری باشد. ولی سهیل آن کار را دوست داشت و من حق ندارم جلویش را بگیریم. در اینجا اصولاً قراردادهایمان بیشتر یک توافق کلامی است و یک چیز کاغذی که بیشتر برای ارائه به اداره‌ی دارایی است و همچنین برای اینکه اگر فردا من مُردم کسی که قرار است این تشکیلات را تسویه کند، بداند که به افراد چقدر مدیون‌ام. وگرنه ما هیچوقت به قراردادمان استناد نمی‌کنیم و به همین دلیل هم اصلاً در هرمس انحصار نداریم.

شاید کمترین توقع برای یک تهیه‌کننده‌ای که اقتصادی فکر می‌کند این باشد که مثلاً از کار سهیل نفیسی منتفع شود. سهیل را قبل از «ری‌را» کسی نمی‌شناخت. «ری‌را» سهیل را یکباره در صحنه‌ی موسیقی آورد. شاید این کمترین توقع یک تهیه‌کننده باشد که وقتی سرمایه‌گذاری می‌کند از بهره‌های بعدی‌اش بی‌نصیب نماند. ولی از «ترانه‌های جنوب» چه به من رسید؟ نه اینکه بگویم سهم من کو؟ می‌گویم من توقعی نداشتم. این همان دوستی است. اگر شما هم با چنین اخلاقی می‌توانید در این حلقه وارد شوید، بیایید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

مروری بر مجموعه‌ی «رنگ‌های قدیمی»

«رنگ‌های قدیمی» شامل ۶۵رنگ (از سال۱۲۸۴ تا ۱۳۱۶ از ضبط‌هایی که در دسترس گردآورنده بوده) و یک متنِ شش‌صفحه‌ای­‌ست‌ که بدون آن و با پالایش صوتی بهتر، می‌توانست محصولی دست­‌کم خنثی به‌دست دهد. متن، نتیجه‌گیری‌های نامستدلی دارد. چند نمونه:

از روزهای گذشته…

گوستاو مالر (IV)

گوستاو مالر (IV)

سمفونی های مالر مربوط به سه دوره می شوند: دوره اول؛ با اشعار آلمانی “Wunderhorn” غالب شده که مالر در این دوره چهار سمفونی اول خود را نوشت. سمفونی شماره ۱ از ایده ای ملودیک برگرفته از شعرهایی از “Gesellen” به وجود آمده که در قسمت اول این سمفونی قرار دارد، سومین قسمت سمفونی اول شامل اشعار فرانسوی “Frère Jacques” می باشد که در مینور است. نکته خاص سومین قسمت در سمفونی شماره ۲ کم بودن صدای ارکستر و بلند بودن صدای خواننده است. سومین قسمت در سمفونی شماره ۳ بار دیگر آهنگی خیالی از اشعار “Wunderhorn” است.
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (IX)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (IX)

در اوایل دهۀ نود، آقای بهداد بابایی هم با من تماس گرفتند و گفتند در این پروژه دارند کارهایی انجام می‌دهند و قرار بوده که این ردیف را اجرا کنند. دوست مشترکی گفته‌ بودند که چون من (اسعدی) هم در این زمینه‌ها علاقه دارم کار مشترک در این زمینه انجام دهیم و چند جلسه‌ای ما با هم رفتیم و آمدیم. پس از چهار پنج جلسه به ایشان گفتم این پروژه خیلی سنگین است و به این سادگی نیست؛ دقت بیشتری می‌خواهد و باید ملایم‌تر پیش برویم و پس از مدتی گفتم فعلاً به دلیل مشغله‌های کاری نمی‌توانم ادامه دهم، مگر آنکه یک سال فرصت مطالعاتی داشته باشم و همۀ کارهایم را تعطیل کنم و بر این مجموعه متمرکز شوم، ببینیم می‌شود یا نه و این کار را ادامه ندادم. آقای بابایی هم داشتند قسمت‌هایی از این ردیف را اجرا می‌کردند ولی هنوز منتشر نکرده‌اند.
به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را (II)

به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را (II)

مگر می شود برای ارتقاء ذائقه ی جسم، دیزی را در مایکرویو بپزیم، پیتزا را در زود پز؟! و به جهت رسیدن به طعمی جهانی، قرمه سبزی را با بیف استروگانف ترکیب کنیم و بگوییم به به! چه طعم جهانی و بکری؟! حال چگونه است که برای ارتقاء بخشیدن به ذائقه ی روح که بسیار حساس تر و مهم تر از جسم است، رو آورده ایم به نواختن آثار پاگانی نی با تار، گوشه ی لیلی و مجنون با پیانو و ترکیب اشعار شمس با موسیقی باخ و…؟
«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (I)

«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (I)

اگر در موسیقی کلاسیک غربی کار می‌کنیم دادن جواب همه‌فهم به این سوال نسبتا ساده است. یعنی روشی که هر نوازنده آثار را می‌نوازد. بخشی به رابطه‌ی فیزیکی‌ای که یک نوازنده با سازش دارد مربوط است، یعنی مسائلی مثل روش دست گرفتن ساز یا پشت ساز نشستن، نحوه‌ی انگشت گذاشتن، انتقال نیرو به ساز (تقریبا اِکول) و … بخشی هم به مسایل صوتی، مثل صدایی که از ساز درمی‌آورد، دامنه‌ی شدت و ضعف‌هایی که می‌تواند به هر نت یا پاساژ بدهد، شیوش‌های مختلفی که می‌تواند هنگام نواختن هر نغمه یا تکنیک ایجاد کند و بخشی هم به مسایل تکنیکی مثل دامنه‌ی ویبراتوها و از این قبیل.
در باب چالش‌ها و ابهامات داوری درباره‌ی یک متن موسیقایی در فضای مجازی

در باب چالش‌ها و ابهامات داوری درباره‌ی یک متن موسیقایی در فضای مجازی

«نخستین جشنواره‌ی وبلاگ‌ها و سایت‌های موسیقی ایران» دوباره به راه افتاده است. شاید تنها در شرایطی مانند ایران است که نخستین بارِ یک اتفاق می‌تواند پس از توقف «دوباره» رخ دهد. ما هیات برگزاری (داوران و غیره) قصد داریم که امسال این نخستین مرتبه را بالاخره به سرانجام برسانیم تا جایی برای دومین، سومین و… هم باز شود. حال که قرار است چنین شود باید به برخی پرسش‌ها که دست‌کم در ذهن خودمان (و دست‌بالا در ذهن خودمان و دیگران) باقی مانده است، پاسخ دهیم.
گزارشی از یک ضبط میدانی (III)

گزارشی از یک ضبط میدانی (III)

به محض رسیدن به شهر کارص با رابطم، آقای سینان اُپاک، که قرار ملاقات با «عاشیق یِل‏دیز» را برای من هماهنگ کرده بود، تماس گرفته و به دیدارش رفتم. پس از تماس تلفنی قرار بر ملاقات در صبح روز بعد گذاشته شد. روز بعد پس از ملاقاتی یک ساعته با عاشیق یِل‏دیز قرار برای ظهر روز بعد جهت ضبط و مصاحبه گذاشتم. نکته‏ی جالب توجه اینکه عاشیق یِل‏دیز که بسیار با تجربه، حرفه‏ای و در کار خود مسلط است تا زمانی که رابطم من را به عنوان یک نوازنده معرفی نکرده بود برخوردی جدی با من نداشت اما پس از آنکه او متوجه شد من شخصاً نوازنده هستم برخوردش تغییر کرد و بسیار جدی‏تر با من صحبت کرد. به طور مثال در ابتدا پاسخ‏هایش کوتاه بود ولی پس از معرفی با تفصیل بیشتر سوالات را پاسخ می‏داد. باری ظهر روز بعد قبل از ساعت مقرر، جمعه دوازده ظهر، به محل قرار که «مرکز فرهنگی عاشیق شَنلیک» است رفتم و منتظر آمدنِ عاشیق یِل‏دیز شدم. «مرکز فرهنگی عاشیق شَنلیک» که به نوعی نیمه دولتی است بازمانده‏ی «خانه‏های فرهنگِ مردمی» است که پس از تأسیس جمهوری در ترکیه ایجاد شدند (Atlı ۲۰۱۳).
سریر: اجرای متفاوت یک اثر نشان از موفقیت آن دارد

سریر: اجرای متفاوت یک اثر نشان از موفقیت آن دارد

همانطور که گفتم آقای نوری و من هیچوقت علاقه ای به جلوگیری از گسترش آثارمان در گروههای مختلف اجتماعی نداشتیم؛ در همه دنیا هم آثار مختلف موسیقی کلاسیک با ورژنهای مختلف اجرا میشود و این اتفاقا به نوعی موفقیت یک اثر میتواند محسوب شود. اگر هم امروز خواننده های مختلف سعی میکنند کارهای آقای نوری را اجرا کنند، یک نوع موفقیت هست در کار آقای نوری؛ این کار سختی هست و از عهده هر هنرمندی بر نمی آید، ما میبینیم که در سبکها دیگر موسیقی کمتر هنرمندی توانسته این موقعیت را کسب کند.
علوانی فقط یک آواز نیست (II)

علوانی فقط یک آواز نیست (II)

یکی از فرهنگ های مردمان عرب در کل کشورهای عربی قبیله ایی بودن نوع زندگی آنهاست که هر قبیله به دلیل نوع موقعیت خاص خود نسبت به دیکر قبیله دیگر از تفاوتهایی مانند: لهجه، القاب، نوع رنگ لباس و مهمتر از همه نوع آواز خواندن آنها می باشد که به این نوع آوازهای محلی با فرم ساده «طور» گفته می شود. (۳)
از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (VI)

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (VI)

اگر بخواهیم تمایزات اصلی و مهم تحولات در آثار هنری و به ویژه موسیقی را در دو تمدن آب و خاک بررسی کنیم می توانیم اینگونه دو تمدن را بررسی کنیم.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (V)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (V)

بنده به عنوان کسی که از ده سالگی ویلن می نوازم، عرض می کنم قرار دادن یک پارچه ی بزرگ بین صفحه بالایی و زیرچانه ای ویلن و استفاده همزمان از سیم پیراسترو سبز و سیم گیر چوبی با تاندورهای بزرگ، راحت ترین راه برای زدن ویلن به سبک یاحقی و دیگران است (دلیل علمی آنرا خودتان فرمودید)… و این کاری است که همه بلا استثنا انجام میدهند…