درباره “گفت و شنید”

سوئیت سمفونیک «گفت و شنید» که توسط «پیمان سلطانی» و بر اساس خمسه نظامی گنجوی آهنگسازی شده از امروز وارد بازار موسیقی کشور شد. در این آلبوم که نوازندگان ارکستر فیلارمونیک ارمنستان آن را اجرا کرده‌اند، غلامرضا رضایی و سعید ادیب آواز خوانده‌اند و یارتا یاران هم خوانش شعرها را به عهده داشته است. نوشته ای که پیش رو دارید توضیحاتی از عوامل این اثر است که با هم می خوانیم:

پیمان سلطانی: در آثار ارکسترالی که می نویسم تمام تلاشم بر این است که یک هویت ایرانی به اثر ببخشم و از تصنیف موسیقی با لحن و ویژگی موسیقی ترکی، عربی، هندی و… پرهیز کنم. در بسیاری مواقع موسیقی ام را از تفکر “گام” دور می کنم و مبنا را بر یک تتراکورد و پنتاکورد می گذارم و واریاسیون را در اثر قوت می بخشم. فرم های موسیقی ایرانی را با قالب های موسیقی کلاسیک اروپایی از طریق دولپمان می آمیزم و بنا را بر رنگ آمیزی و ارکستراسیون گذاشته و از این طریق در یک فرم ثابت به دنبال توسعه ی فرم های موسیقی ایرانی هستم. در نتیجه، این روند، توسعه یافتن موسیقی ملی به سوی موسیقی بین المللی خواهد بود و تلاش برای ایجاد یک مکتب موسیقی کلاسیک ایرانی است. در عین اینکه حفظ اصالت موسیقی دستگاهی مد نظر است، نوگرایی هایی نیز اتفاق می افتد که با ذات موسیقی دستگاهی مغایرت ندارد. گرچه در آثارم از امکانات موسیقی غربی (کلاسیک) بهره می جویم اما درگیر آن نظام تفکر موسیقایی نخواهم شد. در این شکل موسیقایی مساله تکنیک مطرح می شود و من تکنیک را در اختیار خود می گیرم اما خود را به آن نمی سپارم. به همین دلیل این نوع از موسیقی می تواند هویت فرهنگ زیستی خود را حفظ کند و در وسعت جهانی حرف های بسیار برای گفتن داشته باشد. “گفت و شنید” همه ی این ویژگی ها را دارد. در “گفت و شنید” عاشق می گوید و معشوق می شنود، معشوق می نوازد و عاشق به جان می سپارد.

سعید ادیب: صورت نهایی انتخاب ما از اشعار نظامی تا حد بسیاری اتفاقی بود،بدان حد که من گمان میکنم دستی از غیب ما را بدین سو هدایت کرد. به عبارت دیگر قرار بود در آغاز بخش کوچکی از مناظره های نظامی خوانده شود ولی به لحاظ آنکه ماهیت کار عاشقانه بود و آهنگساز آقای پیمان سلطانی فلسفه خاصی از تعریف عشق را دنبال میکرد ما ابیاتی را از پنج گنج او انتخاب کردیم که حول محور عمودی عشق و احوالات عاشق و معشوق می گردید، آنهم از نگاه بزرگترین شاعر منظومه های غنایی ادب پارسی. تعدادی از اشعار منتخب که به آواز خوانده نشد،یعنی منتخبات هفت پیکر و مخزن الاسرار توسط آقای یارتایاران دکلمه شد. هنر ما در این انتخاب،ارایه اشعاری به مخاطبان است که ضمن آنکه از بهترین و مفهومی ترین اشعار نظامی است، به نوعی بیانگر نیازهای معنوی انسان گرفتار امروز هم هست.

غلامرضا رضایی: من و آقای ادیب دو شیوه متفاوت آوازی را در “گفت و شنید” ارائه کرده ایم. به دلیل نزدیکی و انس میان ما، مفاهیم فکری ارائه شده در این آوازها ما را به سوی یک گفتمان هدایت کرد. همچنین تلاش کردیم تا وجوه مشترک این دو شیوه آوازی را با رعایت قوائد موسیقی کلاسیک ایرانی در کنار هم قرار دهیم. خوانش آوازی من نزدیک به شیوه آوازی مکتب تهران و خوانش آوازی آقای ادیب نزدیک به شیوه آوازی مکتب اصفهان می باشد. تفاوت این دوشیوه در تلفیق شعر و موسیقی، تمپو و متر، و شکل بکار گیری ادوات آوازی و جای استفاده از آن ادوات است.

همچنین تفاوت هایی در نوع تحریر ها، جمله بندی، تاکیدها و تزئینات در دو شیوه وجود دارد. شنونده مدام با داد و ستدی میان دو خواننده مواجه خواهد بود. از نظر تکنیک، سرعت و دورِ آواز، این دو شیوه را به هم نزدیک کردیم و توانستیم نقاط مشترک این گفتگوی موسیقایی را ادغام و در هم بیامیزیم. همخوانی آواز در گذشته مرسوم بوده اما امروز به دلایلى منسوخ شده است. ما تلاش کردیم تا این سنت آوازی را دوباره احیا و با نگرشی امروزی و در یک فضای موسیقایی ارکسترال آن را اجرا کنیم.

یارتا یاران: ایران، سرزمین شعر است. وجود بیش از چهارده هزار شاعر، در سیزده قرن گذشته که در بیش از چهارصد وزن از اوزان عروضى ایرانى و نه عربى، شعر سروده اند، هویتى یگانه بخشیده است.

تاریخ راستین ایران، تاریخ شعر است، تاریخى که تا کنون تدوین نشده.

شاعران بسیارى در ایران، جان خود را بر سر این راستى مى گذارند و اینجاست که تنها مفهوم یگانهء فرهنگ ایران که همیشه پایدارى خود را حفظ کرده، یعنى “شادى”، در صورتِ جشنْ پشتِ جشن، جاى خود را به ماتم و زارى مى دهد.

شاعران ایران، همیشه دعوت به شادى کرده اند “تا مردمان به شادى درایستند”. و شادى، نیازمندِ “گفت و شنید” است نه “گفت و گو” که در زبان فارسى به معناى دعوا ست، زیرا شنیدن در آن نیست، هر دو طرف مى گویند بى آن که بشنوند.

گفت و شنید، مهیّاکردنِ امکانِ جشن و سرور و شادى ست. شنید، مهیّاکردنِ امکانِ جشن و سرور و شادى ست.

یک دیدگاه

  • ابوالفضل
    ارسال شده در مهر ۵, ۱۳۹۵ در ۹:۴۰ ق.ظ

    با سلام خدمت مدیرفرهیخته سایت ،با توجه به درگذشت استاد فرهنگ شریف منتظر مقاله تحلیلی در باره شیوه تار نوازی ایشان هستیم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (I)

تاریخ نگاری در مقوله ی هنر، در فرهنگ ایرانی و فارسی بیشتر به شعر و ادبیات اختصاص یافته و تنها در این بخش است که بررسی های تاریخی مفصل، معتبر و متنوع موجود است. بررسی های تاریخی در هنرهای دیگر، از جمله موسیقی، کم یاب اند و آنچه که هست (چنان که در این نوشته بررسی خواهد شد) چندان معتبر و مفصل نیستند.

لیر یا چنگ ارجان (IV)

موسیقی شناسان آلمانی و اتریشی “Curt Sachs” و “Erich von Hornbostel” سیستم رده بندی سازها را در ۱۹۱۴ ارائه دادند. خط کلی این رده بندی برمبنای بررسی اولین صفت مشترک سازها یعنی ویژگی فیزیکی ارتعاش ساز بنا شده است. بر این اساس سازها به پنج دسته تقسیم می شوند:

از روزهای گذشته…

جایگاه نوازندگی

جایگاه نوازندگی

بحث جدایی آهنگساز و نوازنده و ارزش هریک از آنها در اثر هنری، در سالهای اخیر بیشتر شده است و برخی معتقدند که:”در یک اثر موسیقی، آهنگساز اندیشه و احساسات خود را بیان می دارد و نوازنده صرفأ یک راوی است که روایتگر تفکرات و روحیّات آهنگساز است. در این دید، نوازنده دارای درجه هنری پایین تری نسبت به آهنگساز می باشد چراکه او نه یک هنرمند آفریننده، که یک کارگر هنری است. او تنها مجری تفکرات دیگری است”.
طلایه‌دار تلفیق (III)

طلایه‌دار تلفیق (III)

نکته قابل توجه در این ارکستر استفاده از ساز جاز (درامز) بود که در آن ایام کاری کاملاً نامتعارف می‌نمود. ترکیب این سازهای نامتجانس بهترین نمود ذهن پیشرو و جسور عباس شاپوری بود؛ چرا که تا آن زمان کسی تار و ترومپت را کنار هم ننشانده بود. شاید به سبب همین رویکردهای نامعمول بود که تصمیم‌گیران کلان برنامه گلها که در آن زمان موسیقی‌دانان کلاسیک‌گرایی چون داوود پیرنیا و روح‌الله خالقی بودند، روی خوشی به اجرای آثار شاپوری در برنامه‌های رسمی نشان نمی‌دادند. با این حال، در گزارش مجله موزیک ایران (شماره ۶۴، شهریور ۱۳۳۶)، ارکستر شماره ۴ به رهبری شاپوری به لحاظ هماهنگی «تمیزترین» ارکستر رادیو معرفی شد.
زنان و موسیقی (I)

زنان و موسیقی (I)

صحبت از موسیقی است، موسیقی که ارباب آن، سِسیلِ قدیس، به خاطرش در سال ۲۳۲ در شهر رُم سرش از تنش جدا شد و با این همه به استثنای دهه های اخیر، زنان کمی دیده می شوند که آهنگ ساز، یا مانند پالسترینا، باخ، موزار، برلیوز یا سَن سانس یا فرانک مشهور به این عنوان باشند… دلیل این امر چیست؟ پاسخ دادن به این سؤال مشکل است! بیشتر هنرها (نقاشی، مجسمه سازی و غیره) این خصوصیت را داشته یا دارند.
کشته از بس که فزون است کفن نتوان کرد (I)

کشته از بس که فزون است کفن نتوان کرد (I)

نشر «دنیای نو» که تا کنون در حوزه‌ی موسیقی نیز کتاب‌هایی را منتشر کرده است، دی‌ماه امسال کتاب دیگری راروانه‌ی بازار کرد. کتابی که می‌توان آن را مهمترین کتاب دربارۀ موسیقی‌دانان آذربایجان دانست. کتابی با عنوان اصلی «آذربایجان خالق موسیقی‌چی‌لری» (موسیقی‌دانان خلق آذربایجان) کهچند بار به زبان ترکی و خط کریلمنتشر شده و بنا به تصمیم ناشر یا مترجم، عنوان آن تغییر یافته و با نام «تاریخ موسیقی آذربایجان»! چاپ شده‌است.
کلاف سردرگم (IV)

کلاف سردرگم (IV)

جشنواره‌های متعدد استانی با موضوعات مختلف و گستره‌های گوناگون را نیز نباید از نظر دور داشت هر چند که به دلیل جریان مرکزگرای موجود در جامعه‌ی ایران، آن‌ها هم مانند همتایان تهرانی‌شان بودند با همان سردرگمی و گرفتاری‌هایی که شرح داده شد. از جمله‌ی این جشنواره‌ها به برگزاری جشنواره موسیقی استانی و شب‌های موسیقی ایران در شیراز، جشنواره‌ی موسیقی نواحی در کرمان اشاره کرد.
درباره‌ی نقد نماهنگ (I)

درباره‌ی نقد نماهنگ (I)

و پرسش درست در آغاز این است که بپرسیم نماهنگ چیست؟ فیلم است یا موسیقی؟ یا از آن درست‌تر این که چگونه درک می‌شود؟ همچون صدای سازمان یافته یا تصویر متحرک؟ سوژه‌ی شنیدار ماست یا دیدارمان؟ پاسخی که بی‌درنگ به ذهن درمی‌جهد این است که هر دو. نماهنگ ابژه‌ی شنیدیداری (audiovisual) است. خواهیم دید که گاه چنین نیست، گرچه بناست همواره باشد. انتظار ما از ذاتش چنین می‌گوید. و این ذات چیست؟ یک مدیوم نسبتا تازه؟ یک هنر ترکیبی سرراست؟ یک راه جدید مصرف موسیقی؟ هر کدام که هست یک چیز را که میان همه‌ی آنها مشترک است می‌توان بدان نسبت داد و آن پیوند تصویر و موسیقی است.
پدیده های دنیای جز (II)

پدیده های دنیای جز (II)

دوک الینگتون آهنگسازی برجسته با نبوغی خاص و متفاوت، جزء اولین پیشگامان استفاده از نت در موسیقی Jazz بود. او با وجود آنکه یک پیانیست تمام عیار بود، شهرت خود را با ارکستر Big Band بدست آورد.الینگتون از جمله معدود آهنگسازان زمان خود بود که بخوبی می دانست بخشهای مختلف یک موسیقی باید چگونه در کنار یکدیگر قرار بگیرند. اما مهمتر از این او قادر بود این بخش ها را بصورت جداگانه برای هر ساز را روی کاغذ بیارود، به همین علت کارهای ارکسترال او متمایز از دیگران و شهرتش بیشتر بود.
به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را (II)

به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را (II)

مگر می شود برای ارتقاء ذائقه ی جسم، دیزی را در مایکرویو بپزیم، پیتزا را در زود پز؟! و به جهت رسیدن به طعمی جهانی، قرمه سبزی را با بیف استروگانف ترکیب کنیم و بگوییم به به! چه طعم جهانی و بکری؟! حال چگونه است که برای ارتقاء بخشیدن به ذائقه ی روح که بسیار حساس تر و مهم تر از جسم است، رو آورده ایم به نواختن آثار پاگانی نی با تار، گوشه ی لیلی و مجنون با پیانو و ترکیب اشعار شمس با موسیقی باخ و…؟
خیام خوانی منتشر می شود

خیام خوانی منتشر می شود

خیام خوانی پس از چهار سال، جمعه بیست اسفند باغ موزه قصر، ساعت ۱۷ با حضور عوامل تولید کننده این اثر رونمایی می شود. در این اثر به جز نوازندگان ارکستر فیلارمونیک ارمنستان، چهل و پنج نوازنده ی ایرانی، سی و پنج خواننده ی معاصر و چهل مجری هنری با من همراه بوده اند. بیست اسفند ماه مراسمی برای انتشار این اثر نیز برگزار خواهد شد. از همین مجموعه قبلا نظامی خوانی با عنوان گفت و شنید و سعدی خوانی با عنوان وَشتَن منتشر شده است. دو اثر رودکی خوانی و ابوسعید خوانی از پیمان سلطانی در مراحل پیش از ضبط می باشند.

دیلان‌ به‌ روایت‌ هندریکس‌ -۳

هندریکس‌ این‌ آهنگ‌ را ابتدا در استودیوی‌ Olympic لندن‌ و به‌ صورت‌ چهار track با دوستانش ‌Brian Jones (پیانو) و Dave Mason (گیتار Bass و آکوستیک‌) ضبط‌ کرد. Mitch Mitchel هم مسئولیت نواختن درامز را برعهده گرفت. چهار ماه‌ بعد در استودیوی‌ Record Plant نوار مستر را بر روی‌ یک‌ نوار دوازده track منتقل‌ کرد و بعد از حذف‌ پیانو و گیتار Bass قبلی‌ خودش‌ گیتار Bass را نواخت‌ و به‌ نسخه‌ منتشر شده‌ اضافه‌کرد.