روش سوزوکی (قسمت سی دوم)

برخورد و مواجهه با تولستوی
خود گول زدن و ندامت و پشیمانی


مایل هستم که بگویم، از هفده سالگی بنای یک زندگی مناسب برای من پایه‌گذاری شده است. سال تولد من سال خاتمه مدرسه بازرگانی من بود. چیزی را که در آن زمان رخ داده، بارها تعریف کرده ام اما حالا اگر به آن بی توجهی کنم و آنرا نادیده بگیرم، بعد ها نمی‌توانم فلسفه زندگیم را به روشنی تحلیل کنم. به این خاطر دوباره آنرا حکایت می‌کنم. یکی از روزها مثل همیشه به راه افتادم و به کارگاه ویولون سازی پدرم رفتم، کارگاهی که در آن هزار نفر مشغول کار بودند. در دفتر یک ماشین تایپ انگلیسی یافتم که برایم تازگی داشت. شروع کردم به کار کردن بر روی دکمه‌ های آن.

در همین موقع رئیس بخش صادرات وارد شد و به من گفت: آقای شی نی چی جوان (Shinichi) شما نباید با ماشینی که در آن کاغذ نیست تایپ کنید. من بسرعت و به دروغ گفتم: می‌فهمم من دکمه‌ ها را تا آخر فشار نمی‌دهم.

او با سادگی حرفم را پذیرفت و بعد از دفتر خارج شد، هنوز کاملا دور نشده بود که من عصبانی و پشیمان به خود نهیب زدم که ای ترسوی بزدل! چرا فروتنانه عذرخواهی نکردی؟! و بیش از آن نتوانستم تحمل بیاورم و بطرف خانه دویدم، اما در آنجا هم نتوانستم آرام بگیرم و به سمت خیابان هیروکوجی (Hirokoji) رفتم. باید کاری انجام می‌دادم که آتش عصبانیت را در خود فرونشانم. بالاخره وارد یک کتابفروشی شدم و به جستجو در میان کتابها پرداختم و خوش شانس بودم که کتابی از تولستوی (Tolstoy) به دستم آمد. کتابی که تعیین کننده سرنوشت من شد.

صدای وجدان، صدای خداست
آن یک کتاب کوچک بود که دفترچه یادداشت‌ های روزانه تولستوی بود، من آن را بدون مقدمه از گنجه کتاب ها برداشتم و شروع به ورق زدن کردم، چشمان من به این جملات افتاد: فریب و گول زدن خود، بدتر از فریب و گول زدن دیگران است. این کلمات سخت درون مرا آزاد کرد، این یک شوک بزرگ و عمیق بود، از ترس شروع به لرزیدن کردم و به سختی و به ندرت توانستم برخودم مسلط شوم. کتاب را گرفته و بسرعت به خانه رفتم تا مطالبش را با حرص و ولع مطالعه کنم. آنقدر این کتاب را مطالعه کردم تا اینکه کتاب ورق ورق از هم جدا شد، تولستوی چه مرد فوق العاده‌ای می بایست بوده باشد! من او را تحسین و ستایش می‌کردم و عمیقاً افکارم را بر آثار او متمرکز کردم.

تولستوی چراغ راه زندگی من و غذای روح و روان من شد. کتاب یادداشت های روزانه اش همیشه در کنار من قرار داشت؛ همیشه و هر جایی که می‌رفتم تا زمانی که بیست و سه ساله شدم و برای تحصیل به آلمان سفر کردم، این کتاب را همواره در کیفم داشتم.

تولستوی گفته بود که آدم نباید خود را گول بزند و فریب بدهد و صدای وجدان صدای خداست. من تصمیم گرفتم، هماهنگ و مطابق با این ایده ‌ها زندگی کنم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فراخوان چهارمین جشنواره و جایزه«نوای خرّم» منتشر شد

دبیرخانه چهارمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم) فراخوان نحوه حضور هنرمندان و گروه های متقاضی شرکت در این رویداد موسیقایی را منتشر کرد. به گزارش امور رسانه ای چهارمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم)، دبیرخانه چهارمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم) فراخوان نحوه حضور هنرمندان و گروه های سنی متقاضی شرکت در این رویداد موسیقایی را منتشر کرد. در متن فراخوان آمده است:

«نیاز به کمالگرایی داریم» (VII)

تقریبا همیشه! ولی متخصص ها هم سطح بندی دارند، اینطور نیست که کسی که متخصص شد در تمام زمینه ها سرآمد باشد، غیر از این مورد، در عرصه هنر ممکن است یک هنرمند خلاق بعد از مدتی افت کند، نمونه هایش را در موسیقی ایرانی زیاد دیده اید. پس نمی توانیم بگوییم متخصصان همیشه در کمال هستند، هر چند کمتر از غیر متخصصی اثر قابل توجهی می بینیم یا می شنویم.

از روزهای گذشته…

بحران صدا

بحران صدا

از زمانی که به یاد می آورم و با صدا زیسته ام همیشه شاهد نشانه های بحران این صدا نیز بوده ام. یازدهمین سال تولدم چیزی به عنوان دلشوره، سیاست و امنیت برایم معنا نداشت. اما بلاتکلیفی موسیقی ایرانی و ناموزونی اش در کل برایم قابل لمس بود. که البته امروز فهمیده ام به آن می-گویند بحران و حال که حدود سه دهه از آن دوران می گذرد هیچ کس به این ناموزونی و بحران علاقه-ای نشان نمی دهد و این بحران هنوز همان بحران باقی مانده است و حالا فهمیده ایم که باید به دنبال شور از دست رفته ی همان دوران در موسیقی ایران بگردیم.
فقط تصور کن! (III)

فقط تصور کن! (III)

جان لنون با یوکو اونو هنرمند آوانگارد ژاپنی و پل مک کارتنی نیز با لیندا ایستمن عکاس موسیقی راک ازدواج کردند. از آن سو، جورج هریسون که شعر هم می‌گفت در مقابل قدرت و نفوذ لنون و مک کارتنی احساس ضعف می‌کرد.
لوئیس آرمسترانگ

لوئیس آرمسترانگ

در سال ۱۹۰۲ بدنیا آمد، موسیقیدانی بود که بیشترین تاثیر را در قرن بیستم بروی موسیقی، بخصوص Jazz گذارد. به Satchmo (ساچمو مخفف Satchel Mouth) معروف بود و امروزه در رده بزرگان فلسفه، هنر، سیاستمداران و … در مقام مقایسه آورده میشود.
فراخوان دهمین جشنواره ملی موسیقی نواحی ایران

فراخوان دهمین جشنواره ملی موسیقی نواحی ایران

فراخوان دهمین جشنواره ملی موسیقی نواحی ایران برای حضور گروه‌های موسیقی نواحی و مقامی با رویکرد منظومه‌خوانی در دو بخش راویان اصالت (رقابتی) و اجرای پیشکسوتان (جنبی) به طور رسمی منتشر شد.
از سمفونی ۹ بتهوون تا قدرت فاشیسمی آدلف هیتلر (I)

از سمفونی ۹ بتهوون تا قدرت فاشیسمی آدلف هیتلر (I)

نوشته ای که پیش رو دارید ترجمه و خلاصه نویسی کتابی است از نویسنده رومن رولاند (Romain Rolland) با عنوان «زندگی بتهوون» (Vie de Beethoven) که توسط ارغوان امیرصمیمی و سعید حکیمیان انجام شده است. در این کتاب و مقاله های مرتبط با آن؛ ابتداً به بررسی زندگی بتههون اشاره شده است و سپس تاثیرات سمفونی شماره ۹ او در شکل گیری قدرت فاشیسمی آدولف هیتلر بررسی گردیده است.
گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

پس از این بحث زمان اندکی نیز به مبحث نقد اسطوره‌شناسانه‌ی موسیقی اختصاص یافت که قاعدتاً باید در جلسه‌ی یازدهم (همراه با نقد نشانه‌شناسانه‌ی موسیقی) مطرح می‌شد اما به دلیل گستردگی مباحث تنها اشاره‌ی کوتاهی به آن شده بود. این‌گونه نقد که برآمده از مطالعات اسطوره‌شناس ساختارگرای فرانسوی است نخستین بار به صورت اشاراتی در فصل اول کتاب «خام و پخته» (Le cru et le cuit) و فصل آخر «انسان برهنه» (L’Homme nu) ظاهر شد و در «اسطوره و معنا» (که به دست «شهرام خسروی» به فارسی هم ترجمه شده)، به صورت مختصر مورد اشاره قرار گرفت. تلاش «لوی استروس» برای پیوند زدن اسطوره‌شناسی و یافتن سرمشق‌های اصلی در حوزه‌ی موسیقی (به‌ویژه تحلیل ساده‌ی فوگ یا فرم سونات) این پیام را داد که می‌توان از راهِ یافتن کهن ‌الگوها به نقد و تفسیر موسیقی پرداخت:
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (V)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (V)

سال ۱۹۸۳ کلود لُلوش (Claude Lelouch) ، کارگردانِ فرانسوی، فیلمی به نام «ادیت و مارسل» (Édith et Marcel) ساخت که این بخش از زندگی پیاف و رابطه ی بسیار عاشقانه اش را با این ورزشکار که کمتر از دو سال به طول انجامید، ترسیم می کرد. هنرپیشه فرانسوی اِولین بوایکس (Évelyne Bouix) در این فیلم نقش پیاف را بازی کرد. کلود لُلوش در مورد این دو شخصیت چنین گفته است: «سِردان به من زندگی را آموخت، پیاف به من عشق ورزیدن را آموخت و هر دو آن ها به من مرگ را آموختند.»
گوستاو مالر (IV)

گوستاو مالر (IV)

سمفونی های مالر مربوط به سه دوره می شوند: دوره اول؛ با اشعار آلمانی “Wunderhorn” غالب شده که مالر در این دوره چهار سمفونی اول خود را نوشت. سمفونی شماره ۱ از ایده ای ملودیک برگرفته از شعرهایی از “Gesellen” به وجود آمده که در قسمت اول این سمفونی قرار دارد، سومین قسمت سمفونی اول شامل اشعار فرانسوی “Frère Jacques” می باشد که در مینور است. نکته خاص سومین قسمت در سمفونی شماره ۲ کم بودن صدای ارکستر و بلند بودن صدای خواننده است. سومین قسمت در سمفونی شماره ۳ بار دیگر آهنگی خیالی از اشعار “Wunderhorn” است.
وضعیت ویژه (II)

وضعیت ویژه (II)

در نوشته قبلی به نظراتی که در برنامه های رسمی از اهالی موسیقی شنیده می شود اشاره کردیم؛ گاهی این اظهار نظرها از اهالی موسیقی ایرانی چنان غیرواقعی و عجیب است که حتی مردم عادی را هم شگفت زده می کند، در یکی از برنامه هایی که در تالار اندیشه حوزه هنری به مناسبت بزرگداشت موسیقیدان بزرگ ایرانی مرتضی خان محجوبی برگزار شده بود، مجری برنامه با عنوان کردن صفاتی غیر واقعی برای این هنرمند، مانند برتری تکنیکی او بر پیانیست های بزرگی چون لیست و شوپن! هنر ایرانی را از هر نظر سرآمد هنر جهانی بر شمرد.
بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (IV)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (IV)

در بخش آغازین هر سه کتاب چنان که در اکثر کتاب‌های آموزشی موسیقی ایرانی مرسوم است فصلی به توضیح نکات مربوط به قواعد نغمه‌نگاری در کتاب اختصاص یافته است. این بخش در کتاب منا مفصل‌تر و کامل‌تر است. وی آن را به صورت مقاله‌ای در مورد رسم‌الخط در نغمه‌نگاری آثار سنتور درآورده که خلاصه‌ای است از (منا ۱۳۸۳). برای این که تفاوت مقدمه‌ی وی با بقیه مشخص شود توجه کنید که در هیچ یک از راهنماهای چاپ شده در ابتدای کتاب‌های مورد بررسی چیزی در مورد روش نغمه‌نگاری دیگران نمی‌یابیم در حالی که منا گاه گاه در متن به نقد و اصلاح علایم و اختصارات پیشین نیز پرداخته است.