کشته از بس که فزون است کفن نتوان کرد (II)

ایرادات و اشکالات پرشمار ترجمه را می‌توان به چند بخش تقسیم کرد:
۱- جا انداختن برخی جملات کتاب اصلی و گاه تحریف مطالب کتاب‌، بدلایل نامعلوم و احتمالاً بر حسب سلیقه یا بی‌اطلاعی. در فصلنامۀ موسیقی ماهور ترجمه‌ و تلخیصی از یکی از فصول کتاب مورد بحث یعنی فصل مربوط به صادق‌جان؛ نوازنده‌ و متحول‌کننده‌ی تار آذربایجانی منتشر شده است. (صادق‌جان اسداُغلی، ترجمه و تلخیص فرهود صفرزاده، ماهور، ش ۶۸، تابستان ۱۳۹۴، صص ۹۸-۱۰۱) این مقاله با وجود اینکه تلخیصی از یک فصل همان کتاب بوده، حاوی مطالبی است که در کتاب ترجمه‌شده وجود ندارد.

صرفاً برای نمونه این دو مقاله و کتاب را می‌توان مقایسه کرد. به عنوان مثال در مقاله آمده‌است: «…پدرش اسد، مشهور به اسدکیشی (اسدِ جوانمرد)، نگهبان شبگرد بود و معاش خانواده‌اش را به سختی تأمین می‌کرد. صادق در دوره‌ی نوجوانی صدای خوبی داشت و آواز می‌خواند…» ولی در کتاب، پس از تلاش فراوان برای یافتن فصل مربوط به صادق‌جان، با این جملات مواجه می‌شویم: «…صادق جان در خانواده‌ای فقیر بزرگ می‌شد ولی به هنر علاقه‌ای بی‌پایان داشت و ترانه‌های مردمی را با صدای زیبا می‌خواند…» (ص ۸۳) همانطور که واضح است، هیچ نام و نشانی از پدرِ صادق‌جان نیامده‌ و دلیل چنین حذف‌هایی در سرتاسر کتاب مشخص نیست. شاید اگر کتاب با امانت‌داری ترجمه می‌شد، تعداد صفحات آن به یک‌ونیم تا دو برابر حجم فعلی افزایش می‌یافت.

جمله‌ای دیگر در مقالۀ مذکور چنین است: «صادق‌جان یک پرده در نزدیکی سردستۀ تار بست و تکنیک لال‌بارماق (اشاره) را ابداع کرد.» این جمله در کتاب به این شکل درآمده‌است: «با علاوه نمودن یک پرده در انتهای دستۀ تار اسلوب انگشت «لاد» را ایجاد نمود.» (ص ۸۸)

همانطور که گفته شد، پاراگراف‌ها و جملات ترجمه نشده در این کتاب نیز فراوان‌اند که موضوع آنها نیز حدیثی دیگر است. برای نمونه بعد از جملۀ «محمود آقا […] جایگاهی ویژه دارد.» (ص ۳۴) این جملات ترجمه نشده‌اند: «محمودآقا آواز می‌خواند و بخوبی تار می‌نواخت. او حتی یک روز از عمرش را بدون موسیقی سرنکرد. با شوشتری می‌خوابید و با عثمانلی بیدار می‌شد.»

نیز در صفحۀ ۴۵ آمده است: «برنامه‌های کنسرت شبانه در شهر شوشا با برنامۀ رقص پایان یافت.» در صورتی که در متن اصلی، کلمۀ شوشا وجود ندارد. چرا که این برنامه چنانکه در صفحۀ ۴۴ هم آمده در شهر باکو اجرا می‌شد. همچنین در این فصل، کنسرت «شب شرق» هم به اشتباه، «کنسرت شبانه» ترجمه شده است.

و نمونه‌ای دیگر: در صفحۀ ۵۲ ضبط آثار «حاج آقا عباسف» و ایفای نقش «قادین کروه» توسط وی ذکر شده است بدون اینکه به نام شرکت اسپورت‌رکورد که در متن اصلی آمده ، اشاره‌ای شود. نامقیدیکیروَه نیز به آن شکل عجیب ترجمه شده است. (قادین کِروه) یا در صفحۀ ۵۶۰ صدای خواننده به چهار قسمت تقسیم شده است ولی مترجم یک بخش آن را در ترجمه فراموش کرده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

یادداشتی بر موسیقیِ متنِ فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی»

جدیتِ آغاز فیلم از جایی که گوینده‌ی شبکه‌ی ماهواره‌ای، خبری درباره‌ی «منیرخانوم» می‌گوید به یکباره رنگ عوض می‌کند و بیننده وارد خیالات او می‌شود. این اولین نمود موسیقی در فیلم است: یک هفت‌ضربیِ سرخوشانه‌، با پایه‌ای روی سه‌تار به‌صورتِ خفه (Mute) که به یاریِ تغییر فضایِ فیلم می‌آید. روی همین ملودی، طنز فیلم پررنگ‌تر می‌شود. منیر چندین بار با تغییر کانال‌های ماهواره، گیتارنوازی را می‌بیند که ترانه‌ای با کلیدواژه‌ی نام او می‌خواند. این ملودی چند بار دیگر در لحظاتی که بار کمدی فیلم بیشتر است حضور می‌یابد: صحنه‌ای که منیر دنبال بغلیِ شوهر می‌گردد یا آنجا که همه به توصیه‌ی شوهر، ظاهرِ خود را درست می‌کنند تا برای ورود مأمورین آماده باشند.

جان کیج و ذن بودیسم (IV)

گفتگوی بالا بین پروفسور «سوزوکی» – استاد فلسفه شرق دور – و یکی از شاگردانش در دانشگاه کلمبیا صورت گرفته که جان کیج آن را در مقاله ای به نام «شفافیت و ظرافت» آن را نقل می کند. می گویند که «ذن» اولین بار با یک کنایه آغاز شد. بدین گونه که: روزی بودا با شاخه گلی در دست به جایگاه موعظه ی روزانه اش آمد و به جای موعظه های معمول، آن روز فقط گل بود و سکوت. یکی از پیروانش راز پیامِ بی کلام او را دریافت و ذن آغاز شد.

از روزهای گذشته…

دخترم، بوی فرار می آید (I)

دخترم، بوی فرار می آید (I)

مهاجرت در گذشته بسیار کند تر از امروز انجام می گرفت. اما اکنون به علت فجایع سیاسی و انسانی گاه چند میلیون انسان از جایی به جایی دیگر کوچ می کنند و از این جهت نیز عوارضی را به وجود می آورند. در گذشته مهاجرت های قومی در طی چند سده اتفاق می افتاد و به چشم هم نمی آمد و این چنین کوچ هایی گاه مبدل به جنگ های بسیار کند بطئی آرامی می شد و جوامع نیز آن را به یک تجربه ی تاریخی مبدل می کردند و نتایج اش هم این بود که این نوع تغییر به یک سنت بدل می گشت. سنت هایی چون صلح، جنگ، توافق ها و قراردادهای اجتماعی و… همه ی این ها در طی یک فرآیند رخ می داد تا این که یک مهاجر بتواند مبدل به یک شهروند درجه ی دو و شاید هم درجه ی یک بشود. مانند سیاه پوستان در آمریکا.
«خُرده‌روایت‌های صوتی» (I)

«خُرده‌روایت‌های صوتی» (I)

بیش از نیم قرن از ظهور موسیقی اوانگارد گذشته است. در طول دهه‌های گذشته موسیقیدانان بسیاری در گوشه و کنار جهان و از جمله در ایران آثار بیشماری در این نوع از موسیقی خلق کرده‌ اند. مقالات و نوشته‌های فراوانی نیز در شرح و بسط این آثار نوشته ‌شده‌اند. اما به رغم تثبیت جایگاه این نوع از آثار موسیقی، نیک می دانیم چه در بین شنوندگان عام و چه در بین جامعه‌ی موسیقیدانان، شمار افرادیکه با بیان دلایل مختلف، این گونه آثار را فاقد ارزش موسیقایی و هنری می‌دانند اندک نیستند.
درباره کتاب «سُلفِژ»

درباره کتاب «سُلفِژ»

در پی استقبال علاقه‌مندان به یادگیری اصولی موسیقی از کتاب اول حمیدرضا دیبازر، «هیچ‌وقت دیر نیست» و چاپ مجدد آن، کتاب جدید او «سُلفِژ» نشر یافته است. حمیدرضا دیبازر عضو هیئت علمی دانشگاه هنر، دانشکده‌ی موسیقی، گروه آهنگسازی است.
سان را و فلسفه کیهانی (VIII)

سان را و فلسفه کیهانی (VIII)

سان را و آبراهام همچنین لیبل مستقلی را در اواسط دهه ۵۰ راه اندازی کردند که در ابتدا نامش El Saturn Records بود اما مانند آرکسترا، این لیبل نیز چند بار تغییر نام داد. تمرکز این لیبل در آغاز سینگل های ۴۵ rpm سان را و دیگر آشنایان هنرمند او بود اما سپس در دهه ۵۰ دو آلبوم کامل به نام های Super-Sonic Jazz را در سال ۱۹۵۷ و Jazz In Silhouette را در سال ۱۹۵۹ منتشر کرد.
MIDI را بهتر بشناسیم – قسمت  دوم

MIDI را بهتر بشناسیم – قسمت دوم

در دو مطلب قبل مقدماتی راجع به MIDI و سابقه تاریخی آن ارائه کردیم. در این نوشته نگاهی به انواع پیامهای MIDI انداخته و نحوه روشن و خاموش کردن نت ها و ساختار اطلاعات ارسالی برای این دو پیام را بررسی می کنیم.
نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (I)

نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (I)

بی تردید «قطعه‌ای در ماهور» در میان آثار به انتشار رسیده از گروه‌نوازی موسیقی کلاسیک ایرانی، اثری حائز اهمیت و توجه است چرا که در این قطعه برای اولین بار در تاریخ به ثبت رسیده از موسیقی ایرانی، یک ساز تک‌نواز در مقابل ارکستری از سازهای ایرانی قرار می‌گیرد و در تقابل با ارکستر به تکنوازی می پردازد؛ این تقابل با ماهیت یک کنسرتو غربی نیست و بر اساس فرم های سنتی موسیقی ایرانی، به صورتی نو و بدیع تصنیف شده است.
موسیقی تانگو (II)

موسیقی تانگو (II)

تانگو به زودی از سمت فرانسه، در تمام اروپا محبوبیت یافت. رودولف والنتینو Rudolph Valentino 1895-1926 متولد ایتالیا سوپراستار سینمای صامت آمریکا، با ایجاد تصویری جذاب از رقص تانگو در فیلمهایش، مخاطبین تازه ای برای تانگو به وجود آورد. در دهه ۱۹۲۰ تانگو از انحصار خانه های بدنام و طبقه نه چندان درستکار بیرون آمد و به فرمی آبرومند و قابل احترام از موسیقی و رقص درآمد.
با هیلاری هان، ویولونیست، درباره تمرین و تفسیر

با هیلاری هان، ویولونیست، درباره تمرین و تفسیر

در جونِ ۲۰۱۲ هیلاری هان ویولونیست میهمان ویژه گفتگوهای استراد بود. پنج نقل قولی که در ادامه درباره اجرا و تفسیر می‌آید، از آن بحث استخراج شده‌ است.
چکناوریان از عروج تا افول (III)

چکناوریان از عروج تا افول (III)

این کنسرتها روزها تکرار شد و گاهی که چکناوریان میخواست تنوعی به این کارها ببخشد، بخاطر حجم بالای کنسرت ها و کارهای متفرقه، به نتیجه جالبی نمیرسید و کارها کم کیفیت و عجولانه به انجام میرسید. نمونه این برنامه ها کنسرت شهرام ناظری با ارکستر چکناوریان بود که با تنظیمی نه چندان کافی، چند قطعه کردی و قطعاتی از خود شهرام ناظری (با تنظیم یک به موسیقیدان ارمنی) به اجرا رسید؛ نمونه دیگر آن هم همان کنسرت ارکستر سمفونیک تهران در جشنواره فجر بود.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت هشتم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت هشتم)

شبِ هجران در آغاز به عنوان برنامهِ عادی موسیقی ایرانی و با ارکستری نسبتاً ساده و در سطح سایر آثار آنزمان اجرا و پخش میگردد. امّا همین اثر بعدها در برنامه های گلهای رنگارنگ شماره های ۲۲۸ و ۲۲۸ ب به یکی از زیباترین و جاندارترین آثاری تبدیل میشود که تاکنون در مایهِ افشاری ساخته شده اند.