کشته از بس که فزون است کفن نتوان کرد (III)

۲- ترکیبات و افعال نامناسب در خصوص جنبه‌های مختلف موسیقایی. اگرچه نام شخصی به عنوان مصحح متن (سعید موغانلی) در شناسنامۀ کتاب آمده است و در مقدمۀ مترجم نیز از احمد پوری تشکر شده «که با توصیه‌هایی به روانی متن این اثر یاری رساندند» ولی ویرایش متن به شدت لازم و ضروری بوده است. برای نمونه در متن کتاب این نمونه‌ها را می‌خوانیم: «پس از مدتی زدن تار را آغاز کرد. او کمانچه را رها کرد و به زدن تار آغاز نمود.» (ص ۸۳، ۸۴)، «با حافظه‌ای کم‌نظیر مثالی جاندار است.» (ص ۱۶۲)، «کدر و اندوه افاده شده در صدای خوانندگان» (ص ۲۲۸)، «از تار قربان پریموف سهولت، بداهت، سربستی، غنا، تکنیک و لیریزم عمیق و نجیبانه به گوش می‌رسید.» (ص ۳۲۲)، «خمیرۀ این آدم با موسیقی‌ور آمده بود.» (ص ۳۴۹)، «او در پی نوآوری و ارتقاء به بالاترین قله‌های موسیقی علمی می‌زیست» (ص ۵۰۱).

در جای‌جای کتاب موارد متعددی از این دست می‌توان یافت. در خصوص ویرایش نیز در کنار ایرادات فراوان جملات به لحاظ ساختاری و زبانی، در مورد رسم‌الخط نیز اشتباهات فراوانی وجود دارد. برای نمونه: «قتل و عام» (ص ۲۶)به جرأت می‌توان گفت هیچ نیم‌فاصله‌ای در کتاب رعایت نشده است و گاه فواصلی نیز در میان یک کلمه دیده می‌شود. مانند «دیا پازون» (ص ۸۸) یا «هنر پیشگی» (ص ۵۰۰).

به این نمونه که عیناً مطابق رسم‌الخط کتاب آورده شده نیز توجه کنیم: «در مقابل دوستداران طلبکار تفلیس، این خواننده جوان به همراهی تارزن بالا جا گریگور با صدای ظریف خود، چندین موغام و ترانه‌های خلقی را… ایفا نمود». گذشته از رسم‌الخط، همانطور که مشخص است، در ترجمه، اصطلاحات به همان صورتی که در ادبیات موسیقی آذربایجان رایج‌اند آورده‌شده‌است. (خلقی، ایفا، ظریف، طلبکار، سوفلور و…)

۳- فقدان توضیحات لازم در متن: در مواردی مانند برخی رسم‌الخطها (ایسی به جای عیسی یا میرزه به جای میرزا و…) بهتر می‌بود که با ذکر دلایل، ذهن خواننده شفاف و هرگونه اطلاع لازم در این خصوص به مخاطب داده می‌شد. همچنین واژۀ قطار یا قاطار به صورت «قاتار» (ص ۳۱)، صفی به صورت «سفی» (ص ۳۷)،اوزَییر به صورت «اوزئییر» (ص ۴۳)، حق‌وردی‌اف به صورت «حق‌وئردیئف» (ص ۲۷۵) و مهرعلی به صورت «مهرآلی» (ص ۳۳۵) نوشته شده است.

۴- اصلاح نکردن اشتباهات بارز نویسنده که نشان از بی اطلاعی مترجم در خصوص موضوع کتاب بطور خاص و موسیقی بطور کلی دارد. باز هم نمونه‌ها برای این نقص فراوان‌اند ولی مثال‌مان را از فصلی انتخاب می‌کنیم که یقیناً برای خواننده‌ی ایرانی کتاب جالب‌ توجه خواهد بود؛ فصلی که به اقبال‌آذر اختصاص دارد. (با زحمت فراوان این فصل از کتاب را نیز می‌یابیم) امروزه با مستندات فراوان می‌دانیم که اقبال به یقین در روستای الوند شهر قزوین به دنیا آمده بوده اما شوشینسکی به هر دلیل (شاید فضای سیاسی عصر او) ادعای روح‌الله خالقی مبنی بر تولد اقبال در قزوین را با ابراز اطمینان رد کرده: «ادعای روح‌الله خالقی بدون تردید درست نیست. ابوالحسن خان در تبریز زاده شده است.» (ص ۱۹۹). در چنین مواردی از یک مترجم مطلع و مسئول انتظار می‌رود با بررسی موضوع و درج توضیحات تکمیلی، آگاهی‌بخشی درستی برای خواننده داشته باشد.

۵- از دیگر موارد مهم، تصاویر کتاب است که در چنین منبعی اهمیتی ویژه دارد و متاسفانه در نازل‌ترین کیفیت ممکن چاپ شده‌اند. مانند صفحۀ ۱۷۰، ۱۷۱، ۳۰۴، ۳۰۵ و ۳۸۷ و بسیاری صفحات دیگر.همچنین در بسیاری از جاهای کتاب، صفحاتی در میانه‌ی فصول وجود دارد که نصفه نیمه رها شده‌اند و دلیل آن نیز مشخص نیست.

۶- اشتباه در ترجمۀ نام اشخاص سوای ایرادهای رسم‌الخطی که گفته شد، بی‌شمار است. مثلاً «واساک محمداف» (ص ۴۵) به جای واساک مدداف، «موسس کونیانس موتا» (ص ۴۵) به جای موسس کونی‌یانس، «کایت ساکف» (ص ۵۰) به جای آ. ت. کایتساک‌اف، «ته وس ، بالایانس» (ص ۵۱) که در ظاهر به نظر می‌رسد نام دو نفر استبه جای تِووس بالایانسی، «واکومل کوموف» (ص ۳۴۰) به جای واقو ملکم‌اف و «اوغلانلای ، آتا» (ص ۴۵۱) به جایاوغلانلاری‌آتا.

با تمام ایراداتی که به برخی از آنها اشاره شد، قیمت کتاب چهل‌هزار تومان تعیین شده‌است که با توجه به کیفیت پایین چاپ آن چه به لحاظ کیفیت کاغذ و چه به لحاظ تصاویر، محتوا و آماده‌سازی پیش از چاپ، قیمت عادلانه و موجهی نیست. مهمترین کتاب تاریخ موسیقی معاصر آذربایجان پس از سال‌ها با بی‌مسئولیتی ناشر و مترجم در حالی روانه‌ی بازار کتاب در ایران شده‌است که با توجه به معروفیت و اهمیت کتاب، احتمالاً علاقمندان زیادی را به دام خواهد انداخت و پشیمان خواهد ساخت. نوشته‌ی حاضر، مشتی بود نمونۀ خروار و بیشتر و پیشتر تلاشی‌ است در احقاق حق کار بینهایت ارزشمند فریدون شوشینسکی که به بدترین شکل ممکن منتشر شده است.

نوشتن نقدی جامع و کامل بر این کتاب، کاری‌ست ناممکن چرا که خود کتابی خواهد شد در حد و اندازۀ همین کتاب!علاقمندان و به ویژه پژوهشگران تاریخ موسیقی باید آگاهی داشته باشند که متن کتاب «تاریخ موسیقی آذربایجان» ترجمه‌ای است غیردقیق، نامطمئن، ناقص و غیر قابل اعتماد و استناد.

یک دیدگاه

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر مجموعه‌ی «رنگ‌های قدیمی»

«رنگ‌های قدیمی» شامل ۶۵رنگ (از سال۱۲۸۴ تا ۱۳۱۶ از ضبط‌هایی که در دسترس گردآورنده بوده) و یک متنِ شش‌صفحه‌ای­‌ست‌ که بدون آن و با پالایش صوتی بهتر، می‌توانست محصولی دست­‌کم خنثی به‌دست دهد. متن، نتیجه‌گیری‌های نامستدلی دارد. چند نمونه:

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VII)

نخچیرگان به مجموع الحان سی گانه ی باربد شامل می شد. باربد آفریننده ترانه های نوروزی نیز به شمار می رود. از این ترانه ها می توان به فرخ روز، سروستان، ارغنون، لبینا اشاره کرد. آثار باربد را موسیقیدانان قرون بعدی چون شعبه، جنس، آوازه، و شاخه های مهم مقام ها توضیح و توصیف کرده اند، عبدالقادر مراغه ای در مقاصد الالحان ماهیت تاریخی و موسیقی لحن و آثار باربد را خاطرنشان نموده و آن را زمینه دوره اول تشکیل مقام ها شمرده است.

از روزهای گذشته…

سان را و فلسفه کیهانی (IV)

سان را و فلسفه کیهانی (IV)

حتی اگر از تجربه عجیب سان نیز صرف نظر کنیم، او پس از ترک کالج به عنوان پر شورترین موزیسین در بیرمنگام شناخته شده بود. موزیسینی که همه چیزش را به موسیقی اختصاص داده بود. او به ندرت می خوابید و می گفت که توماس ادیسون، لئوناردو داوینچی و ناپلئون هم پرکار و کم خواب بودند.
٩٠٠٠ ویدئوی آموزشی برای پیانو: پروژه‌ دانشگاه آیوا

٩٠٠٠ ویدئوی آموزشی برای پیانو: پروژه‌ دانشگاه آیوا

هنرجو یا هنرآموز ندارد! اگر اهل اینترنت هستید و در حال آموزش یا یادگیری سازی هستید حتما پیش آمده که به دنبال نسخه شنیداری یک اثر بگردید. این جستجو می‌تواند برای شنیدن اثری باشد که نت آنرا دارید یا مقایسهءآن با نسخه‌ای که از پیش آنرا در اختیار داشته‌اید. از سوی دیگر حتما این تجربه را هم داشته‌اید که زمان زیادی را صرف یافتن اجرای شایسته‌ای از یک اثر کرده باشید. زمانی که برای مثال نام کاری را در یوتیوب تایپ می‌کنید، نتایج، هم می‌توانند کار گوش‌خراش نوآموزان باشند و هم اجرای درخشان یک نوازنده یا ارکستری جهانی.
ارکستر فیلارمونیک نیویورک (III)

ارکستر فیلارمونیک نیویورک (III)

در سال ۱۹۲۱ ارکستر فیلارمونیک با ارکستر سمفونی ملی نیویورک یکی شدند. با ترکیب این دو ارکستر، فیلارمونیک رهبری هلندی به نام ویلم منگل برخ (Willem Mengelberg) را منسوب کرد. برای فصلهای ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۳ استرانسکی و منگل برخ رهبری ارکستر را به طور مشترک بر عهده داشتند، اما استرانسکی بعد از پایان یک فصل مشترک آنجا را ترک کرد و منگل برخ برای مدت نه سال رهبری اصلی ارکستر را در میان دیگر رهبران بر عهده داشت از جمله؛ برونو والتر (Bruno Walter)، ویلهم فورت وانگلر (Wilhelm Furtwängler)، ایگور استراوینسکی (Igor Stravinsky) و آرتور توسکانینی (Arturo Toscanini). در این دوره، فیلارمونیک اولین ارکستر آمریکا بود که سری سمفونیهایی را در کنسرتهای تابستانی با قیمت پائین در استادیوم لویسون، منتهتن، برگزار کرد.
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIV)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIV)

«دستور تار» اولین کتاب تئوری موسیقی نوین و علمی ایران است. با بررسی آن می توان به علت عدم موفقیت مکتب وزیری که با امیدواری زیادی شروع شده بود، پی برد. یک اشکال اساسی در همان مقدمه ای که او بر دستور تار نوشته آشکار می شود:
نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (I)

نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (I)

موسیقی و گفتار را علی رغم تفاوت در واکنش سیستم عصبی به آنها، می توان به دلیل وجود نکات مشترک و یکسان بودن مکانسیم های آکوستیک و سایکوآکوستیک تولید و درک٬ با ابزار یکسانی مورد بررسی قرار داد. به معنی دیگر موسیقی را می توان با ابزار زبان شناسی (Linguistics) مورد مطالعه نمود. چنین مطالعه ای را زبان شناسی موسیقایی (Musicolinguistics) گویند.
پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (I)

پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (I)

سرآغاز سده‌ی بیستم پر بود از امیدواری. امیدواری به انسان، امیداوری به آینده‌ی او که پرتو دانش و فناوری روشنش کرده بود. خوشبینی در فضا موج می‌زد، که خرد سرانجام نادانی و جنگ و بیماری و همه‌ی نادرستی‌های دیگر را ریشه‌کن خواهد کرد و خوشبختی ماندگار خواهد شد. در چنین فضایی امروز از دیروز و فردا از امروز بهتر بود. در پندار مردمی که در این دوره می‌زیستند تغییر و دگرگونی مفهوم فَرگَشت (تکامل) و پیشرفت داشت.
دایانا کرال

دایانا کرال

سالهای سال آلبوم های موسیقی یا ترانه های بالای جدول Top 10 در انحصار سبک هایی مانند rock، pop و یا شاخه های آنها بود و تنها این سبکها بودند که روی بیلبردها و جداول مقایسه ای با هم برای رسیدن به رتبه اول رقابت میکردند.
الکساندر اسکریابین، پیانیست و آهنگساز بزرگ روسی (II)

الکساندر اسکریابین، پیانیست و آهنگساز بزرگ روسی (II)

پس از آنکه اسکریابین سونات شماره ۷ خود را «عشای سپید» خواند، سونات شماره ۹ «عشای سیاه» نام گرفت. سونات شماره ۷، اثری روشن و حتی شادمانه است، اما سونات شماره ۹، از تیره و تار ترین و غامض ترین آثار اوست. این سونات با مقدمه ای کوتاه که حرکتی پایین رونده دارد آغاز شده و پس از معرفی موتیف، مراحل بسط و گسترش را پشت سر میگذارد.
موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (I)

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (I)

مقاله ای که پیش رو دارید، نوشته ویکتور . آدوی بل است در باره وضعیت موسیقی ایران در سال ۱۸۸۵ میلادی که توسط حسینعلی ملاح به فارسی ترجمه شده و در سال ۱۳۵۳ در مجله «هنر و مردم» به انتشار رسیده که امروز اولین شماره آن را می خوانید.
گفتگو با قدسیه مسعودیه (I)

گفتگو با قدسیه مسعودیه (I)

شاگردان مستقیم و غیرمسقیم محمدتقی مسعودیه قوم‌موسیقی‌شناس، آهنگساز و پژوهشگر برجسته‌ و تأثیرگذار موسیقی ایران، به دو شکل از او یاد گرفتند و بهره‌مند شدند. نخست، از دانش و علم او در کلاس‌ها و کتاب‌هایش و دوم از منش و سلوک او با عمل به توصیه‌ی مشهور لقمان حکیم. «انزوای محترمانه‌ی […] محمدتقی مسعودیه […] به ما آموخت که شیوه‌ی بنیادی‌تر و تندروانه‌تری در پیش بگیریم. روش متین و گام ‌به‌ گام پیشکسوتان ما نتیجه‌ی اندکی داده بود. […] ما از شیوه‌ی متین پیشینیان‌مان فاصله گرفتیم و در دفاع از شیوه‌ی کار خود فریاد زدیم و حتا پرخاش کردیم، چرا که دیگر برای حرکت گام‌ به‌گام دیر شده بود.» (فصلنامه‌ی ماهور، ش ۴۰، ص ۱۱) بله! منش متین مسعودیه همین بود.