شرایط خلق یک ایده (I)

به ناچار و افسوس، تکراری همانند یک واقعیت از سر گمان. ولی چگونه ؟
آگاهی از کجا آغاز می شود و چطور شکل می گیرد، و درک بهتر، پیرامون وقایع محیطی از سرچشمه کدام تجربه حقیقی می جوشد؟ نشانه های رشد و کمال در شرایط حیاتی چه موجودی می تواند ظهور کند؟

شاید زمانی بر همگان واجب بود که برای حداقل یک بار در زندگی، حرکتی نو و یا تازه و حتی بدعتی کهنه در کارنامه خود داشته باشند. اینگونه حرکات در دو بخش اصلی شخصی و عمومی تقسیم می شوند که البته بخش شخصی آن دارای جوانب مختلف می باشد. ولی عمومیت آن مخصوصا در قرن بیست یکم در زیر ذره بینهای قوی علوم و اطلاعات که سرعت بالای تبادلات نیز، مزید بر آن هست نقشی نمی آفریند بجز آنکه از تعصب به دور و تخصص را برای آرمانی آگاهانه متعهد کنیم. باید این موضوع را دانست که ایجاد جریانی صحیح و درست در شرایطی از ابهام نمی تواند چاره ساز و حلال مشکلات باشد و در نهایت می بینیم که حجم مسائل اصلاح نشده افزایش می یابد.

البته به همه چیز احتیاج است در حد و حدود تمام سلیقه ها اما چقدر بنای تشخیص و کاربرد در آن تعریف شده است. در کدام شرایط زمانی و مکانی، با چه پشتوانه ای از اندوخته ها و برای کدامین مقصد، و آیا نتیجه ای رضایت بخش از هر حیث و یا کاری برای انجام کاری بهتر و تحولی نمادین؟ و آیا اگر همه این موارد مثبت باشد نشانه ای برای بروز اقدامی جدید است؟

جنجال و هنجار را به گوشه ای وانهیم و در صدد حل و تفکیک وقایع باشیم. کمی جدی تر به خود بپردازیم!

براستی جایگاه و موقعیت هر شخص چگونه تعریف می شود؟ در قالب حقایق و یا عرف؟ تحصیل و تخصص و یا تاریخ و تحول؟ سوالات بسیارند و پاسخها مفتون. کمتر به عرصه واقعیات قدم می گذاریم و اندک به عمق درونمان گذری می کنیم و از اندیشیدن به افکارمان گریزانیم، همه فضای اطراف را در مدح خود می بینیم و در آن غرق و سرگشته ایم.

هر لحظه که همچون دمی می گذرد با طعم من و با میل همیشه بودن، سخت تر می شویم و بر خلاف تصور میرا تر. و تکرار و تکرار از گذشته تا امروز. راه را کامل نمی دانیم، حرکت را کهنه می پنداریم و تلاشی هم برای کشف و شهود نداریم، تجربیات و مکتوبات را ساده انگاشته و در تخیل، برتری خود را از آنچه در خود ملاک کرده ایم، فراتر می دانیم.

نگاه و منظر هر انسانی برای ردیابی یک اثر بسیار مهم است و به شرایطی بنیادی وابسته است. الزاما وضعیت آسودگی و آزادی درونی را به میان می کشد و باید رها از ساختن و ایجاد کردن جبری باشد. جوش و خروشی را می طلبد که تاب مقاومت در برابرش نیست توام با شعور و اطمینان که ماحصل سالها مطالعه و تحقیق است، سالها نا آرامی و کنکاش، شناخت پدیده ها و روابط بین آنها. آری هیچ خلقی بی سبب از ثمره آفرینش نبوده و نیست و نخواهد بود.

قرنها مشقت و رنج و امید، تلاش و تمرین و نوشتن، راز طلوع دانش و علوم در تمامی عرصه هاست. انسانهایی که در کمال سختی و خطر با اراده ای پولادین به جنگ جهل رفته و خرافه تعصب را از آسمان نیلی حقیقت زدودند و این راه تا به آینده گان در اریکه قدرت انسان حک شده است. جای بسی افسوس و تاسف که حاصل مستندات مکتوب علمی از گذشته تا به امروز که در ساده ترین منابع آموزشی و تخصصی ترین کتب دانشگاهی فراهم است، نیاز انسانی را در جهت اراده خلق ایده ای برانگیخته نسازد.

دانستن چنین نظری و بیان آن دشوار نیست زیرا که آثار و پدیده های بشری نمود تاریخ زندگی در تمام دریافتها و خصوصیات اجتماعی جامعه در حیطه تفکر خالق است که به راحتی می توان آنرا در قیاس با معیارهای جهانی سنجید و حتی بدون سنجش با ملاکهای متعارف نیمه استاندارد در دنیا، وضعیت آن با نظام شعوری آفرینش قابل تحلیل است و اگر هم راستا با روال هارمونیک طبیعت نباشد، انسان آزاد به دور از غل و غش، قادر به درک کیفیت آن به لحاظ ذاتی می باشد، زیرا که ماهیت انسان حرکتیست جوهری که درنظام هستی تعریف و هماهنگ شده و دارای خصوصیات وراثتی مشترک است.



تا کنون نیز همه آنهایی که با عنوانهای مختلف در طول تاریخ و با ملیتهای متفاوت به تحقیق و بررسی پرداخته اند در صدد اثبات حقیقتی بوده اند که حکایت از این ماجراست. هر انسانی در گوشه ای از این دنیا به دلیل نوع تفکرش و کنکاشی که بر سر اندیشه داشت به تکاپو افتاد و چیزی یافت حال اندک و یا بزرگ و مکتوب شد و جوانه خرد در علومی کاربردی نمو کرد. ریاضیات، فیزیک، مکانیک، شیمی، متالوژی، زیبایی شناسی، فلسفه و … بهترین مراجع علمی در مسیر خلق بهتر ایده هستند و ما چقدر از آن بهره مندیم؟

حال موضوع این است که اگر محصول ما از معدل کامل مفاهیم لازم برای حرکتی تاریخی بهره مند است، ویژگیهای مطلوب و شرایط لازم سیستم و محدوده خود را به سادگی ارائه کرده و جایگاه خود را به دست می آورد که بطور معمول این گونه وقایع زیاد رخ نداده و هر انسانی قادر به اجرای آن نیست و اگر خلاف این موضوع باشد که معمولا این گونه است، حرکتی است از سر ذوق و اختیار که عوارضی را به همراه خواهد داشت.

خوشبختانه این خاصیت پویای اکوسیستم هنر است که در جهت تکامل خود گام بر می دارد به همین علت کمتر کسی یافت می شود که در تعامل با هنر و حرکتی در مسیر تداوم آن، خود را موفق و پیروزمند واقعی بداند. جای بسی خرسندی است که ریشه این درخت تنومند پایدار تر شود.

برای همراهی در این هدف گران که آرمان همه دوستداران و علاقه مندان است باید به ابزار تدوین و ترسیم آن تجهیز شد و ماجرای تاریخ و زمان را جدی تر گرفت.

کجاست آن لحظه که با خود ببرد همه فراموشی های آگاهانه را.

3 دیدگاه

  • reza asoode
    ارسال شده در آبان ۱۷, ۱۳۸۷ در ۳:۵۳ ب.ظ

    Ba salam khedmate jenab ziaei faghat khastam begam matne besiar jaleb.tasir gozar.va az nazare neveshtari kamel va ziba neveshtid (moteshakeram)

  • nina
    ارسال شده در فروردین ۱۸, ۱۳۸۸ در ۱:۲۳ ب.ظ

    بسیار زیبا و تاثیرگزار.پاینده باشید

  • fateme-sanyar
    ارسال شده در مهر ۵, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۳ ق.ظ

    salam doste ajib amadostdashtani hamishe doset daram va behet e ftekhar mikonam harfet hamishe baraye man ye angize baghi khahad mand vabarat behtarinharo arezo mikonam matalebe jalebi bod va be man komak kard ke betonam baraye sani entekab dorosti
    anjam
    bedam merc

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (V)

بسیاری از نوازندگان سازهای بادی‌برنجی دچار دردهای مختلفی هستند. آن‌ها از دردِ مچ، بازو، التهاب تاندون‌ها، مشکلات شانه، کشیدگی گردن و کمردرد و پشت درد مزمن رنج می‌برند. به این آسیب‌ها که ناشی از تکرار حرکات یکسان یا نشستن طولانی مدت در یک موقعیتِ ثابت یا هر دو مورد است، آسیب‌های استفادۀ مکرر می‌گویند و مسلماً بهترین رویکرد، پیشگیری از بروز چنین آسیب‌هایی است. نوازندگان سازهای بادی‌برنجی از بازوها به‌صورت مکرر در جلوی بدن استفاده می‌کنند. از این‌رو به مرور زمان، عضلات جلویی شانه و سینه قوی و عضلات پشتی شانه و پشت ضعیف می‌شوند. عضلات قوی کوتاه‌تر می‌شوند درحالی‌که عضلات ضعیف بلندتر می‌شوند. این عدم تعادل منجربه درد در ناحیۀ بازوها، شانه‌ها، قفسۀ سینه، گردن یا پشت می‌شود. اما راه حل ساده است: تمرینات کششی برای عضلات در جلوی بدن و تقویت عضلات در پشت بدن. پرورش عضلات این نواحی منجر به کمک به عضلاتی می‌شود که کشش‌ها را متحمل می‌شوند.

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (VI)

مسئلۀ بعدی دربارۀ نت‌کردن ردیف در آن عصر است که به قصد حفظ و نگهداری ردیف به‌عنوان یک میراث انجام شده است و بَعد آموزش. در حالی‌که الآن کاملاً برعکس است. با این‌همه وسایل ضبط و ثبت که امروزه در اختیار داریم مسئلۀ حفظ ردیف‌ها مطرح نیست؛ آموزش آن مطرح است که باید بیشتر به این بُعد توجه شود.

از روزهای گذشته…

Figured Bass

Figured Bass

روشی است که در اوایل قرن ۱۷ – بخصوص توسط کلودیو مونتوردی – برای مشخص کردن نتهای مورد استفاده در آکوردها بکار برده می شد که به آن در فارسی باس شماره گذاری شده نیز گفته می شود، همچنین برخی این نحوه نمایش آکوردها را شیفراژ آکوردها می نامند. اولین بار موسیقیدانان ایتالیایی برای همراهی ملودی از این روش استفاده کردند، بعدها موسیقیدانان باروک،از این روش بصورت متداول برای مشخص کردن هارمونی در قسمت باس استفاده کردند. بعنوان مثال در کارهایی که برای هارپسیکورد یا ارگ تهیه می شد از این روش برای نمایش آنچه نوازنده باید برای همراهی با خواننده و یا با دست چپ بنوازد استفاده می شد.
جان سوزان منتشر شد

جان سوزان منتشر شد

آلبوم موسیقی «جان سوزان» اثری در قالب کلاسیک ایرانی، با خوانندگی اسحاق انور، تنظیم حسین کاج و میلاد موحدی و تهیه کنندگی قاسم عابدین روانه بازار موسیقی شد. این آلبوم در ۲ بخش ابوعطا و بیات اصفهان ساخته شده که تنظیم بخش ابوعطا را حسین کاج و بخش بیات اصفهان را میلاد موحدی بر عهده داشته‌اند.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه پنجم (III)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه پنجم (III)

هر مقالۀ علمی با یک مقدمه شروع می‏ شود که به طور مختصر به بیان کلیات تحقیق و بررسی مختصری از پیشینۀ آن می‏ پردازد. در مقدمۀ مقاله مسئله تحقیق و ضرورت انجام آن و اهداف آن از نظر بنیادی و کاربردی به صورت مختصر بیان می‏ گردد و سپس به بررسی سوابق پژوهشی که به طور مستقیم به موضوع تحقیق مرتبط است، پرداخته می ‏شود. مقدمه باید یک سیر منطقی اساسی را در تحقیق بیان کند و به خواننده نشان دهد که چرا این تحقیق ادامۀ منطقی گزارش‏های پیشین است. در این بخش پس از نتیجه ‏گیری از پژوهش‏های بررسی شده، محقق باید پرسش‏های پژوهش خود را به صورت استفهامی بیان کرده و به تعریف متغیرهای تحقیق به صورت عملیاتی بپردازد.
درباره حسین خان اسماعیل زاده (II)

درباره حسین خان اسماعیل زاده (II)

پس از بازگشت به ایران با مخالفت شدید جناب میرزا حسینقلی با محصول ضبط شده می گردند جناب میرزا حسینقلی به عنوان ریاست موسیقی دربار قاجار در سال ۱۲۹۱ ش در ضبط چهارم آن دوره در تهران تنها میرزا اسدالله خان را به دلیل پیشکسوتی و سن بالا به ضبط دعوت می ناید حتی باقرخان داماد خودش در این دوره از ضبط حضور ندارد.
پنج لم مولووا برای نواختن باخ

پنج لم مولووا برای نواختن باخ

دیدیم که ویولن نواز روسی، کاترین مولووا تازگی شش سونات و پارتیتای باخ را ضبط کرده و پس از آن لمهایی را که در طول سالها برای نواختن این آثار پیدا کرده بروز داده در صحبت با آندرو پالمر تا در مجله استرینگز منتشر شود. پالمر بحثش را به شخصیت حساس مولووا ابتدا می‌کند. می‌گوید کاترین مولووا در یک روز معمولی روی آیپادش به باخ و هندل گوش می‌دهد و موسیقی کولی و البته موسیقی گیتار پرتغالی، هر نوع موسیقی که احساسی و عاطفی باشد، مثل شخصیت خودش… اینک ادامه داستان.
در باب متافیزیک موسیقی (IX)

در باب متافیزیک موسیقی (IX)

یک رشته آکورد کنسونانت، همچون کرختی ناشی از برآورده شدن امیال، ملال آور و خسته کننده و پوچ می شود. از این رو گرچه دیسونانس ها ناراحت کننده اند و تاثیری تقریبا دردناک دارند، با این حالب باید به کار روند، اما تنها برای آنکه دوباره و با آمادگی مناسب در کنسونانس ها حل شوند. در حقیقت، در سرتاسر موسیقی تنها دو آکورد اصلی وجود دارد، یعنی آکورد دیسونانت هفتم و تریاد هارمونیک و تمامی آکوردهای موجود را می توان به این دو آکورد برگرداند.
دومینانت های دوم

دومینانت های دوم

همانگونه که شاید از اسم این موضوع مشخص باشد بنا به تعریف در موسیقی آکورده های درجه پنجم از درجه پنجم یک گام را دومینانت دوم یا Secondary Dominant می گوییم. بنابراین اگر در گام دو ماژور باشیم دومینانت اول G7 می شود و دومین دومینانت، دومینانت همین آکورد (G7)، یعنی آکورد D7 خواهد بود.
کارگاه اصول پایه آموزش موسیقی و اجرای صحنه ای

کارگاه اصول پایه آموزش موسیقی و اجرای صحنه ای

آموزشگاه موسیقی آریا که تابستان امسال با مدیریت آریا عظیمی نژاد و با شعار تجربه ای تازه افتتاح گردیده است، اقدام به برگزاری اولین کارگاه اصول آموزش موسیقی و اجرای صحنه ای نموده است. این کارگاه در ۱۵ جلسه و از آبان ماه سال جاری برگزار گردیده و موارد زیر در طول این دوره مورد بررسی قرار خواهد گرفت:
فیلیکس مندلسون، نابغه هامبورگ (I)

فیلیکس مندلسون، نابغه هامبورگ (I)

جاکوب لودویگ فیلیکس مندلسون بارتولدی (Felix Mendelssohn-Bartholdy) آهنگساز یهودی در ۳ فوریه ۱۸۰۹ در هامبورگ متولد شد. فلیکس مندلسون، آهنگساز آلمانی در اوایل دوره رمانتیک زندگی می کرد. آثار وی شامل قطعاتی در فرمهای سمفونی، کنسرتو، قطعاتی برای پیانو و موسیقی مجلسی (chamber music) می باشد. بعد از مدت زمانی طولانی انزوا و به دست فراموشی سپرده شدن، مندلسون و آثارش بار دیگر به رسمیت شناخته شد. او فرزند آبراهام، بانکدار و شخصی که خود فرزند فیلسوف بزرگ یهودی؛ موسز مندلسون (Moses Mendelssohn) و لی سالمون (Lea Salomon) عضو گروه یهودی ایزاک (od the Itzig) بود.
منتشری: از ده سالگی تهران بودم

منتشری: از ده سالگی تهران بودم

دلیل اصلی آن، این است که من از سنین ۱۰-۱۱ سالگی از شهرستان [لنگرود] به تهران آمدم و بقیه سال های زندگی ام را در این شهر بودم. یعنی منزل ما یا در سه راه سیروس یا بازار آهنگرها بوده است و با افرادی همراه بودم که همین لحن را شنیده ام و “بیات تهران” که می خوانم را تهرانی اصیل هم نمی تواند بخواند. “هفت سین” و “چهارشنبه سوری” و “کوچه باغی” و… مربوط به تهران است که استاد بعدا این ها را با ردیف های آوازی تطبیق داده بود.