مصاحبه با هنری باتلر پیانیست (II)

هنری باتلر
هنری باتلر
VR:به ابتدای موضوع برگردیم. آخرین آلبوم شما حاصل همکاری با کری هریس (Corey Harris) گیتاریست است. چطور شما با هریس همکار شدید؟
:HB من هریس را وقتی که در نیواولئان زندگی می کرد ملاقات کردم و فکر کردم که او صدای آماده ای دارد. من صدای افراد جوان دیگری را شنیده بودم اما آنها اکثراً سیاه پوست نبودند. من همیشه از اینکه چرا جوانان سیاه پوست وارد موسیقی خود نمی شوند متعجب بودند. من هرگز نتوانستم کشف کنم که چرا آنها نمی توانند با فرهنگ خود روبرو شوند یا قدر آن را بدانند. بنابراین وقتی کار او را شنیدم، فکر کردم ” پسر این یک چیز عالی است!”.

سپس با هم را بطه بیشتری پیدا کردیم؛ تا اینکه او از من خواست تا قطعه ای دو نفره در آلبوم “بازدید از باغ” اجرا کنیم. از آن زمان ما با هم در تماس بودیم و تصمیم گرفتیم که کارهای دو نفره اجرا کنیم.

:VR آلبوم عالی به نظر می رسد!
:HB او برای کار کردن شخص مناسبی است. ما از کار کردن با هم خیلی لذت می بریم.

:VR یکی از کارهای زیادی که شما در سال گذشته انجام دادید جلسه ای بود که با مدسکی، مارتین و وود بود.
:HB من واقعاً‌از آن لذت بردم. من از آن روز باز هم با آنها ملاقات داشتم و آرزوم این است که به زودی با آنها کار بکنم و هر کاری می کنم تا این آرزو تحقق پیدا کند.

:VR من می خواهم اسم چند تن از موسیقیدانان را ببرم و می خواهم بدونم چه چیزی راجع به هر کدام آنها می گویی؛ کرمت روفینز؟
:HB او واقعاً گیرایی دارد. او یکی از نوازندگان ترومپت شهری است که من واقعاً دوست دارم. من فکر نمی کنم که او تکنیک نیکلاس پیتون یا مارسالیس را داسته باشد اما او واقعاً یک نمایش دهنده((showman است.

:VR پیانیست دیو ترکانوسکی (از پروژه آسترال)؟
:HB او یک پیانیست شگفت انگیز است. من بسیاری از چیزهایی که در گذشته انجام دادم را هنگامی که به کارهای او گوش می دهم می شنوم. او توانایی های زیادی دارد. او یک تنظیم کننده و آهنگساز است. کارش را دوست دارم.

:VR هوریس سیلور؟
:HB او را دوست دارم. او تجسم سادگی تاثیرگذار است. این نیست که او نتواند بیشتر کار کند، اما او می داند چه وقت کار کند. تعداد کمی از پیانیست ها می توانند این طور ساده کار کنند.

:VR جیمز بوکر؟
:HB یک شخصیت واقعی، یک موزیسین عجیب. او جایگاه خودش را در موسیقی ملی خود دارد.

:VR سسیل تیلر؟
:HB (با خنده) من تیلر را دوست دارم. من درست نمی دانم او در حال انجام چه کاری است. اما مطمئناً آنچه او در طول ابتدای ۱۹۷۰ انجام داد را می شناسم.

:VR اندرو هیل؟
:HB من زیاد کارهای او را گوش نداده ام. آن مقدار کمی که گوش داده ام فکر می کنم خوب بود.

:VR دیو هلند؟
:HB من دیو هلند را دوست دارم. او یک موزیسین خوب است. شخصیت شگفت آوری درون و بیرون استودیو. کار کردن با او خیلی جالب است.

:VR از شخصیت صحبت کردید. آیا هر پیانو شخصیتی دارد؟
:HB بله، اما باز این به بستگی به زندگی و حیاتی دارد که پیانیست به آن میدهد.

:VR وقتی شما روی صحنه پیش می روید، آیا هدف هایی را برای خود تنظیم میکنید؟
:HB بله. برای اینکه بهترین برنامه ای که می توانم را ارائه دهم. برای آگاهی دادن، تشویق، الهام بخشیدن و سپس لذت خودم.

vermontreview

یک دیدگاه

  • arash
    ارسال شده در آبان ۱۳, ۱۳۸۷ در ۸:۵۸ ق.ظ

    bebakhshid ina kian ? :D

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (I)

ریتم و ترادیسی دو روشِ فهم نظم های زمانی در جهان پیرامونِ ما را در تباین با هم قرا می دهد: فهم مستقیم به-واسطه ی قوه ی ادراک، و فهم غیر مستقیم به واسطه ی تجزیه و تحلیل. «ریتم» به دستگاه ادراکی ای که امکان مشاهده و دریافتِ بی دردِسرِ پدیده های ریتمیک را در اختیار افراد قرار می دهد گریز می زند، درحالیکه «ترادیسی» ابزارهای ریاضی ای را که برای کشف نظم ها و مطالعه ی الگوها مورد استفاده قرار می گیرد پیشِ روی می گذارد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

از روزهای گذشته…

بتهوون چمن آرا

بتهوون چمن آرا

چه خوب دریافته بود سردبیر گفت وگوی هارمونیک اهمیتی را که خبرش برایم داشت، مثل آن که خبر فوت پدری بخواهند به فرزند بدهند، ندانند چه طور. بالاخره گفت: کریم چمن آرا فوت کرد. یک دنیا خاطره خراب شد بر سرم. ضربه‌های تیمپانی درآمد کنسرتو پیانوی ر مینور برامس بر سرم کوبیدند. در کسری از ثانیه، فیلمی به درازای چند سال در پس ذهن مرور شد…
شارل کوشلین: «ساعت های ایرانی» برای پیانو

شارل کوشلین: «ساعت های ایرانی» برای پیانو

شارل کوشلین (۱۸۶۷-۱۹۵۰) در یک خانواده مرفه در پاریس تولد یافت و فعالیت های خود را در نظام آغاز کرد. پس از یک دوره بیماری، از سال ۱۸۸۹ به موسیقی پرداخت و چندی بعد در کنسرواتوار پاریس نزد گابریت فوره (Gabriel Fauré) ژول ماسن (Jules Massenet) و آندره گدالگ (André Gédalge) به تحصیل پرداخت. کوشلین در ۱۹۰۹ انجمن موسیقی مستقل Societe Musicale Independante را تشکیل داد. از آثار او می توان به پنج سمفونی، چهار پوئم سمفونیک، سه آواز برای ارکستر و سه کوارتت زهی اشاره کرد. وی کتابی نیز در زمینه ارکستراسیون نگاشته است.
مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (I)

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (I)

در تمامی دانشگاه ها و کنسرواتوارهای دنیا درسی به نام پداگوژی (pedagogy) وجود دارد که همان شیوه «آموزش» است اما متاسفانه در ایران چنین رشته ای مورد کم توجهی قرار گرفته و به اندازه کافی به آن پرداخته نشده است. یک فارغ التحصیل موسیقی شاید به تمام علم موسیقی اشراف داشته باشد اما شناسایی نیازهای آموزشی یک مقوله جدا از خود دانش موسیقی است. اینکه بدانیم یک کودک یا فردی که از موسیقی چیز زیادی نمی داند اولین نیازهایش چه چیزی می تواند باشد از ضروریات آموزش می باشد؛ در نتیجه پداگوژی، آموزش شاگرد محور است.
موسیقی پست مدرن (IV)

موسیقی پست مدرن (IV)

چرخه‌ی صوتی پیشاپیش استفاده از نمونه برداری در موسیقی تکنو، هاوس و «اسکرچینگ» هیپ‌هاپ را نشان می‌داد. علاوه بر این رویکرد «حذف و اضافه» طعنه آمیز (مجازی) آثار متاخر اشتوکهاوزن (که عناصری از هر دو رده‌ی موسیقی پست و والا را به کار می‌گرفت) به‌شدت بر آهنگساران راک و پاپ بیشماری در دهه‌ی ۷۰، ۸۰ و ۹۰ میلادی اثر گذاشت. برای مثال فرانک زاپا و گروه «رزیدنت».
مصاحبه ای با رنه فلمینگ (IV)

مصاحبه ای با رنه فلمینگ (IV)

علاوه بر اجرای قطعات فرانسوی، من به آرا بلا (Arabella) می روم، آثار استرائوس (Strauss) را اجرا خواهم کرد، زیرا موسیقی فوق العاده زیبایی است. هسته اجراهای من آثار وی و موزار خواهد بود به همراه موسیقی فرانسوی و بخشهایی از اشعار بل (bel)، زیرا می خواهم صدایم را جوان نگاه دارم، خود را درگیر اجراهای سنگین نمی کنم. در کنار آنها چند قطعه غیر معمول… نقشهای وردی (Verdi)، سچ (Czech) و جانک (Janacek) و احتمالا راسالکا (Russalka) که نقش محبوب من است، آثار بسیار وسیعی هستند اما از لحاظ نوع صدا آنچنان متفاوت نیستند.
مقدمه ای بر فیزیک فاصله ها

مقدمه ای بر فیزیک فاصله ها

Consonance یا هماهنگی صداها (خوشصدایی) در موسیقی احساس راحتی، زیبایی و آرامشی است که شنونده پس از شنیدن یک فاصله موسیقی به او دست می دهد. در مقابل آن Dissonance به معنی ناموزونی صدا، احساس تشنج یا ناخشنودی است که شنونده با شنیدن یک فاصله موسیقی در خود احساس میکند.
گوشهای دقیق باخ

گوشهای دقیق باخ

معروف است که Bach بزرگ، دارای گوشهای بسیار تیز و حساسی بود بگونه ای که کوچکترین اختلاف در pitch یا فرکانس یک نت موسیقی را میتوانست تشخیص دهد. این بود که در زمان حیاتش وی تنها کسی بود که برای آزمایش سازهای جدید انتخاب میشد.
عمر فاروق، موسیقیدان ترک (III)

عمر فاروق، موسیقیدان ترک (III)

فاروق پس از اینکه در ترکیه به خوبی شناخته شد تورهای کنسرتی را در اروپا و استرالیا برگزار کرد. او در سال ۱۹۷۱ یعنی در بیست سالگی اولین تور کوتاه مدتش را با یک آنسامبل کلاسیک/فولک ترک در ایالات متحده اجرا کرد. درخت شکیبایی او در حال در آوردن یک شاخه غیر عادی بود.
مغالطات ایرانی – حس در موسیقی

مغالطات ایرانی – حس در موسیقی

یکی از رایج ترین اصطلاحاتی که در جامعه نوازندگان ایران، بویژه برای نوازندگان سازهای ایرانی بسیار مورد استفاده قرار می گیرد، وجود یا عدم وجود صفت «حس» است؛ چه اهل موسیقی چه عامه علاقمندان این رشته، داشتن «حس» را در نوازندگی یک اصل مهم می دانند و گاهی این اصطلاح را در مقابل اصطلاح «تکنیک» بکار میبرند و بعضی هم دارا بودن هر دوی این صفات را برای یک نوازنده ایده آل، لازم می دانند.
قول و غزل یا قول و غزل (V)

قول و غزل یا قول و غزل (V)

به عبارت دیگر مدگردی ها در این بخش بر بستر نغمات صورت نگرفته اند بلکه تغییر ریتم به عنوان کاتالیزوری عمل کرده و در این راستا از ساز عود بهره گیری ریتمیک شده است. برای بازگشت به چهارگاه نیز دقیقاً همین ترفند مجدداً بکار رفته است.