مصاحبه با هنری باتلر پیانیست (III)

هنری باتل
هنری باتل
:VR تا چه اندازه خود تماشاگر روی اجرای شما اثر میگذارد؟
:HB من فکر می کنم من و تماشاگران، هر دو ساز هستیم. ما هر دو یکدیگر را می نوازیم. در یک کنسرت واقعی، من تمرکز می کنم و آنها هم همچنین تمرکز می کنند. اما من اول روی آنچه می خواهم به آنها بدهم تمرکز می کنم و موسیقی این است و سپس آن را برای آنها می فرستم. الحان و آهنگ ها به سمت آنها می رود، آنها آن را دریافت می کنند و هوشیاری خود را به سوی من می فرستند. این یک جزر و مد است. به سمت جلو و عقب حرکت می کند. آن چه آنها به من می دهند، در حقیقت نوعی از انرژی است که من می توانم آن را به سطوحی دیگر تبدیل کنم. تمام اینها نسبی است و همگی بستگی به این دارد که چطور هر شخصیت جداگانه ای درک کند یا چطور کسی درباره اینکه چه انجام می دهد احساس می کند. فاکتورهای بسیاری وجود دارد.

:VR چنین چیزی در یک تماشاگر طرفدار در نیواورلئان وجود دارد؟
:HB در نیواورلئان، تعداد زیادی افراد مستعد موسیقی و همچنین انواع مختلف موسیقی وجود دارد که افراد می توانند آنها را بنوازند. متاسفانه انواعی از آنها تحصیلات بالاتری را می طلبند. تمام کسانی که برای گوش کردن موسیقی به نیواورلئان می آیند این تحصیلات را ندارند. این خوب است که جمعیت کوچکی از طرفداران جز در نئورلئان هم وجود دارد که قادر است این نوع موسیقی را بررسی کند. قسمت بیشتر تماشاچیان و طرفداران R&B و فانک و گروه های برس (بادی برنجی) هستند. این تنها طبیعت این شهر است.

:VR آیا موسیقیدان اورلئانی وجود دارد که ما باید بیشتر درباره اش بدانیم؟
:HB من مطمئنم که شما کار نیکولاس( پی تون) را شنیده ایدو همچنین برفورد (مارسالیس)، دونالد هریسون، ترنس بلنچارد و…

:VR به نظر میرسد شما طرفدار ترومپت هستید!
:HB خوب، اینجا شهری برای نوازندگان ترمپت است! در اینجا پیانیستهای خوب هم هستند. من باید بگویم که اینجا تعداد کمی تخصص کامل دارند اما آنها همیشه یگانگی ندارند اما در میان نوازندگان ترمپت اینجا معمولاً بی نظیر و یکتا پیدا میشوند.

این برای پیانیست ها وجود ندارد. اگر پز دادن به نظر نیاید، فکر میکنم من یکی از اندک نیروهای بی همتای پیانو در اینجا هستم! حتی شاید من واقعاً در این میان تنها باشم! این به آن معنی نیست که دیگران نمی توانند بنوازند. افرادی هستند که تکنیکهای بالایی دارند.

مثلاً من خودم کارShannon Powell را دوست دارم، یک درامر فوق العاده. Shannon واقعاً میتواند یکی از بهترین هایی باشد که در اینجا ظهور کرده است.

:VR شما گفتید که یک نوازنده منحصر به فرد هستید. چیز دیگری که شما را منحصر به فرد می کند عکاسی شماست.
:HB فکر کنم مجبورم با همچین موضوعی صحبتم را تمام کنم. این برای من بسیار راحت بود که از هنرهای تصویری چشم بپوشم. عرصه ای بود که من به آن توجه نمی کردم.

بعد از صحبت درباره آن با افراد مختلف، شروع به توجه به اینکه مردم چطور چیزها را میبینند و چطور چیزی را که هنرهای بصری نامیده می شود را درک می کنند. فکر کردم که اگر دراین راه همراهی داشته باشم می توانم تجربه بهتری داشته باشم. بنابراین شروع به گرفتن عکس در ۱۹۸۴ کردم و ادامه داد. از آن به بعد این کار را انجام می دهم.

:VR آیا شما روی موضوع خاصی تمرکز می کنید؟
:HB من عکس هایی که میگریم بیشتر از طبیعت، مناظر طبیعی، بیشتر غروب و طلوع آفتاب. وقتی برای بیرون رفتن آماده می شوم یک دستیار با خودم می برم و وقتی قصد دارم از یک ساختمان عکس بگیرم، همراهی دارم که درباره رنگ و موقعیت فضایی آن یا چیزهای زینتی که دربالای ساختمان وجود دارد به من می گوید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (XIV)

استفاده سیاسی از هنر به مثابه یک وسیله در شوروی سابق باعث افت شدید ظهور آثار جاودان در این کشور شد و به همین نحو استفاده همچون یک وسیله از هنر در امریکا و غرب توسط اقتصاد، آن را به اندازه یک وسیله تبلیغی برای حضور یک کالا ساقط کرد و با گرایش به ابزارگرایی در هنر دیگر اثری جاندار چون آثار آلن پو و نظیر آن در امریکا خلق نمی شوند.

پیروزی قهرمان نامراد

هیچ مبالغه ای درکار نخواهد بود اگر بگوییم که تاریخ موسیقی کشورما، به قبل و بعد از علی نقی وزیری تقسیم می شود، تاریخی که عملا هنوز نوشته نشده است. تاریخی که از گسستگی های فراوان دوره های تاریک و خالی از هرگونه اطلاع و دوره های پربار و کم سند و کم استناد، انباشته شده است.

از روزهای گذشته…

بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت بیست و پنجم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت بیست و پنجم)

پیرامون این تصنیفها در دیوان عارف و در بسیاری از کتبِ موسیقی توضیحات کافی و وافی آمده است. در این نوشته، آنجا که متن ترانه از خودِ عارف نیست و یا در موردِ تنظیم آهنگ ذکر نکته ای ضروری بنظر رسد به آن اشاره خواهد کرد. در ضمن عارف خود این تصنیفها را نامگذاری نکرده است و نام آنها از نخستین کلماتِ ترانه برگرفته شده و شمارهِ تصنیف از دیوان عارف نیز ذکر گردیده است.
ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (VI)

ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (VI)

جالب است که بدانیم چطور این سه ویژگی مکانیکی یعنی وزن، مقاومت و اصطکاک درونی می توانند ویژگیهای ارتعاشی (آکوستیکی) صفحه را تعین کنند. یک راه برای دانستن این مطلب آزمایش کردن بر روی قطعات چوبی باریک است. (تصویر۱۰- ۱).
عرض اندام دوباره حفظ و اشاعه ای ها (II)

عرض اندام دوباره حفظ و اشاعه ای ها (II)

پس از این بخش، دکتر داریوش طلایی به روی صحنه آمد و به سخنرانی پرداخت. اما از میان گفته های ایشان به عنوان نکات مهم به موارد ذیل می توان اشاره نمود:
خدایی: مرکز حفظ و اشاعه منحل شده!

خدایی: مرکز حفظ و اشاعه منحل شده!

آواز را به صورت حرفه ای از سال ۱۳۶۷ شروع کردم در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی با استاد شاپور رحیمی که ردیف استاد کریمی را به روایت ایشان کار کردم. دقیقا به خاطر دارم زمانی که من به مرکز حفظ و اشاعه رفتم آنقدر هنرجو وجود داشت که من خودم در راه پله نشسته بودم و در اتاق جای نشستن نبود در کلاس استاد رحیمی!
رودز: «از عبارت “موسیقی کلاسیک” متنفرم» (II)

رودز: «از عبارت “موسیقی کلاسیک” متنفرم» (II)

رودز، با موهای درهم بر هم مدل بایرونی و خالکوبی هایش (او «سرگئی راخمانینوف» را با حروف سیریلی بر ساعد راستش خالکوبی کرده است)، قطعا یک فرد عصبی است. مأموریت او بازگرداندن موسیقی کلاسیک به قشر عادی جامعه است مانند جیمز الیور اما در زمینه موسیقی کلاسیک: «کاری که جیمز الویر انجام داد این بود که آشپزی را آسان، قابل فهم و سرگرم کننده ساخت. به نظرم برای موسیقی کلاسیک نیز کاری بهتر از این نمی توان انجام داد».
هارمونی زوج (II)

هارمونی زوج (II)

همان طور که در آکوردها، هرچقدر بتوانیم نتهای تونال را مضاعف می کنیم، در آکوردهای مدال (زوج) نیز نوتهای مدال که همان ۱ و ۴ هستند می بایست مضاعف گردند (دوبله شوند). این منطق طبیعت اصوات است. با شرایط فوق اگر برای شور کنترمدی بدست بیاوریم چنین اصولی را باید رعایت کنیم:
گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

«برخلاف سینما و تئاتر هنوز منتقد موسیقی در کشور ما جا نیفتاده است. در موسیقی صنف منتقدان موسیقی نداریم چون نشریه زیادی در این زمینه نداریم منتقد حرفه‌ای هم نداریم. کسانی که نقد موسیقی می‌نویسند اکثرا خودشان از اهالی موسیقی هستند و تعداد این افراد هم بسیار کم است و ما بیشتر از مدرسان موسیقی استفاده کردیم. » (گفت‌وگو با «حشمت‌الله کلهر»، تهیه‌کننده‌ی گام هفتم از معدود برنامه‌های رادیو تلویزیون که به نقد موسیقی می‌پرداخته است، همشهری آنلاین)
پرآرایش و رامش و خواسته (II)

پرآرایش و رامش و خواسته (II)

در چند سال اخیر، انتشار آثاری چون “اپرای عاشورا”، “اپرای مولوی”، “سِفرِ عسرت” و “سیمرغ” این مساله را به روشنی نمایانده که موسیقی دستگاهی ایرانی علی رغم دیدگاه های رایج که آن را فاقد توانایی های دراماتیک و بیانی گسترده می داند، دارای ظرفیت های بالقوه ی فراوانی است. نوعی از این احساس نیاز به بیان احساسات نو در اثری آوانگارد مانند “سفر عسرت” بروز می یابد و شکل دیگر آن در اثر نوجویانه ی دیگری مانند “سیمرغ” (هر چند در این میان، هستند کسانی که این نیازها را به شکلی سطحی تر پاسخ می دهند). بدین ترتیب، می توان چنین نتیجه گیری کرد که توصیف احساسات وسیع موجود در اشعار شاهنامه و چگونگی تصویر کردن این احساسات و خود صحنه های موجود در داستان های شاهنامه توسط موسیقی ایرانی که دارای پیشینه ی متفاوتی – دست کم در صد و پنجاه سال اخیر – است، یکی از چالش هایی است که کمتر کسی خود را در حد رویایی با آن دیده است.
مروری بر آلبوم «من همان نای‌ام»

مروری بر آلبوم «من همان نای‌ام»

موسیقی در «من همان نای‌ام»، مبتنی بر پتانسیلی‌ست که نخستین بار محمدعلی کیانی‌نژاد در آلبومِ «دف و نی» (۱۳۷۳) نشان داده بود؛ تجربه‌ی موسیقیِ چندصدایی با نوشتنِ چند خط برای نی در کنار ساز کوبه‌ای و آواز. آنچه این اثر با آهنگسازیِ کنش‌گرِ جهانگیری بر آن پتانسیل افزوده، بهره‌گیریِ او از نگاهِ دوری به عنصرِ ریتم، گاه پیوندِ تحریریِ (ملیسماتیکِ) شعر و موسیقی، و چند خط‌شدنِ آواز در آغاز و پایانِ اثر است.
تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VIII)

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VIII)

فقیه می گوید که باربد از دست ناسازگاری های دربار با خانواده اش به اصفهان آمد و با ترانه و نواهایش مردم را بر ضد دشمن دعوت کرد. اما زکریای قزوینی نوشته است که پس از درگذشت باربد فرزندانش در اصفهان باقی ماندند. بعدها بسیاری از اهل هنر اصفهان اصل و نصب خود را از اولاد باربد مروزی دانسته اند. باربد نه تنها یک نابغه فرهنگ و هنر بود بلکه می توان گفت که او همچون فرزند برومند مردم، هنرمند بزرگ زمانها و الگوی نژاد تاریخ آفرین ایرانی از قعر قرون و تاریخ پرافتخار ایران زمین مجسم و جاودانه می شود.