سعیدی: همیشه با ساز همسرم می نوازم

ملیحه سعیدی
ملیحه سعیدی
همیشه یادشان می‌کنم، همیشه… در حقیقت می‌توانم بگویم که یکی از اساتیدی بودند که در زندگی هنری من خیلی مؤثر بودند هم ایشان هم استاد دکتر صفوت و البته استاد مفتاح هم که جای خودشان را دارند چون سبک مضراب زدن را در حقیقت ایشان به من یاد دادند و اگر ایشان نبودند، خب من نمی‌توانستم به اینجا برسم. هرچند تکنیک‌های ایشان با چیزی که امروز من اجرا می کنم فرق دارد چون من دیدم کارم یک جور دیگر است، تکنیک را عوض کردم و فرم کار را عوض کردم. حالا ان‌شاءالله این سی دی هزار گیسو که به بازار بیاید تمام این تغییرها و تمام این تفاوت‌ها را شما می‌توانید حس بکنید.

یک تغییراتی در این ساز آمده است و غیر از این که من خودم تکنیک ایرانی را کاملاً روی ساز قانون پیاده کردم و اجرای ده انگشت را. خود ساختمان ساز هم مؤثر بوده است. توسط استاد قنبری مهر سالیان سال قانون‌های مختلف ساخته می‌شد. استاد قنبری یک استاد بی‌نظیر هستند برای سازهایی که ساخته شده است و روی قانون هم کارهایی را انجام داده بودند.

استاد قنبری می‌گفتند که تو چون نوازنده هستی، می‌توانی یک راهنما باشی. من، ایشان و همسرم (که ادامه‌ی راه استاد قنبری را دادند و شاگرد استاد قنبری بودند) از نظر ساخت ساز کارهای زیادی کردیم و همچنین پسر من که الآن روی ساز قانون کار می‌کند… در زمانی که پسرم نوجوان بود در کنار دست پدرش بود؛ استاد قنبری می آمدند و به منزل ما و کارگاهی داشتیم که در واقع انباری منزلمان بود و خب استاد قنبری خیلی لطف داشتند و به آنجا می‌آمدند؛ همسر من آن موقع پیش استاد قنبری در هشتگرد از صبح زود می‌رفتند آنجا تا شب می‌ماندند، گاهی شب پیش ایشان می‌ماندند و از ایشان دانش ساخت ساز و ظرافت‌هایی که در ساخت ساز قانون بود استفاده می‌کردند. سازی که الآن در حال حاضر دست من هست سازی است که بر اساس الگوی استاد قنبری مهر، همسرم ساخته است و بر مبنای گفته‌ها و داده‌های ایشان و همینطور نظرات من. این ساز که با آن اجرا می‌کنم، خیلی ساز فوق‌العاده و خوش صدایی است. رنگ صوتی اش و طنین اش همه ایرانی است، پسر من هم یک ساز دیگر برای من ساخته است که با آن هم ان‌شاءالله می‌خواهم بخش هایی از کار تک‌نوازی‌ام را با آن اجرا کنم. پسرم علیرضا ستوده قانون های خوبی ساخته و البته کسان دیگری هم هستند که قانون ایرانی می‌سازند و مایه خوشحالی من است. همه باید تلاش کنیم که وضعیت این ساز را ارتقا دهیم.

خب همسرم تا بود از وجود استاد قنبری خیلی استفاده کرد و سازهای خوبی ساخت و الان می توانم بگویم که این سازی که از ایشان در دست من است، حاضر نیستم به هیچ قیمتی… به هیچ قیمتی از دست بدهم یعنی مثل یک جزء اعضای بدن من شده… میدانید منظورم چیست؟

من قانون مصری هم دارم، قانون ترکی هم دارم ولی با آن‌ها نمی‌توانم ارتباط برقرار کنم، آن چیزی را که می‌خواهم را نمی توانم ارائه بدهم. ساز پسرم هم خیلی خوش صدا است خیلی طنین خوبی دارد، کاملاً پیشرفته‌تر است از سازی که همسرم ساخته است ولی خب من با ساز همسرم خیلی راحت‌تر هستم. با اینکه سالهاست از فوت ایشان می گذرد ولی هنوز سازهای شان در دست نوازندگان مختلف خرید و فروش می‌شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (VIII)

بسیاری از خواننده‌هایی که در دوران حیات واروژان با او کار کرده‌اند، وسعت صدای گسترده‌ای دارند؛ اما واروژان بهترین تکه‌ی دامنه‌ی صوتی این خواننده‌ها را برای آهنگ‌هایی که ساخته یا تنظیم کرده استفاده کرد. مثلاً در آهنگ «بوی خوب گندم»، با اینکه خواننده هم می‌توانسته بم‌تر و هم زیر‌تر از گام اصلی آهنگ بخواند، واروژان متناسب با حال‌و‌هوای ترانه و همچنین متناسب با رجیستر بهینه‌ی خواننده، از استفاده از گام بم‌تر در ساخت آهنگ اجتناب کرد؛ کاری که اصلاً تصادفی نیست و هوش و حسابگری فراوان او را در آهنگ‌سازی نشان می‌دهد؛ زیرا راوی داستان ترانه در حالتی انفعالی قرار دارد و برایش مهم نیست چه‌چیزی را به‌علاوه‌ی آن چیز اصلی از دست بدهد.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (II)

به این ترتیب نظام آموزشی دو جزیی با نظام سه جزیی یک اختلاف بنیادین پیدا می کند و آن حضور فرد با توان خودآموزشی است. البته برخی از افراد جامعه خود به خود دارای این استعداد هستند اما در بیشتر موارد این استعداد انسانی باید تحریک شود و استاد نظام سه جزیی چنین می کند. بنابراین روابط او با شاگردانش دیگر نمی تواند نشان روابط استاد در نظامی دو جزیی باشد. در جدول زیر چند تمایز مهم را آورده ایم.

از روزهای گذشته…

نگاهی به نقش ارکستر سمفونیک تهران در جشنواره بیست و دوم فجر (II)

نگاهی به نقش ارکستر سمفونیک تهران در جشنواره بیست و دوم فجر (II)

نگاهی به کیفیت اجرایی ارکستر سمفونیک و مسائل حاشیه ای آن نمونه خوبی است برای محک زدن مسئولان جدید موسیقی و تیمی که به تازگی عهده دار این غول موسیقی پایتخت شده اند.
آشنایی با “Modal Jazz”

آشنایی با “Modal Jazz”

اگر به موسیقی سبک بی باپ (bebop) توجه کرده باشید حتماً متوجه شدید که چگونه همراهی کنندگان سولیست از آکوردهای مختلف برای تغییرات سریع ملودی استفاده می کنند و یا برعکس چگونه سولیست برای هماهنگ با هارمونی – که به سرعت تغییر می کند – ملودی های روان بالا و پایین رونده با استفاده از نتهای کروماتیک اجرا می کند.
خسرو جعفرزاده درگذشت!

خسرو جعفرزاده درگذشت!

متاسفانه با خبر شدیم، خسرو جعفرزاده، موسیقی شناس و معمار و از نویسندگان ثابت سایت گفتگوی هارمونیک، بدورد حیات گفت و جامعه نویسندگان موسیقی ایران را در اندوه و درد باقی گذاشت. ژورنال گفتگوی هارمونیک، این واقعه دردناک را به همسر هنرمند او پروفسور فروغ کریمی و علاقمندان نوشته های او تسلیت گفته و امیدوار است به زودی انتشار آثار منتشر نشده او را از سر بگیرد. در ادامه نوشته ای از علیرضا میرعلی نقی نویسنده نام آشنای عرصه موسیقی و محقق تاریخ معاصر موسیقی ایران را در این باره می خوانید:
طلایه‌دار تلفیق (IV)

طلایه‌دار تلفیق (IV)

پیشگامی او در ساخت ترانه‌هایی که آن روزها به جاز و امروز به پاپ معروف است، بخشی دیگر از سابقه مغفول‌مانده اوست. بی‌شک بسیاری از ما ترانه معروف «ای دختر صحرا نیلوفر» را با شعر اسماعیل نواب صفا و صدای خوانندگان مختلف شنیده و گاه زمزمه کرده‌ایم، اما هرگز نمی‌دانسته‌ایم که آهنگ گیرای آن را عباس شاپوری ساخته و از این راه الگوی بسیاری از ترانه‌سازان پس از خود شده است. او شعر بعضی ترانه‌هایش را هم خود می‌سرود که «گلی‌جان» و «آرزو» از آن جمله‌اند.
زبان متمایز شهناز

زبان متمایز شهناز

شیوه ی نواختن جلیل شهناز در قالبِ مفاهیمِ سبک شناسی می گنجد، چراکه در آرایش درونیِ تیپ های ملودیک اش نوعی تلمیح را بکار می برد. منظور از تلمیح همان ایجاد تاثیر دو سویه ای است که به دو شکل در روندِ احساسیِ مخاطب مؤثر واقع می گردد. همانا که حافظ شیراز در غزلیات اش چنین است. مخاطبِ نوایِ تارِ شهناز، از این رو که در کشفِ تلمیحِ موردِ نظر دخالت دارد، احساس سرخوشی می کند. زیرا مخاطب از بیانِ غایبِ لحظه و بیانِ حاضر که ممکن است در لحظه جا عوض کند، لذت می برد و از این رو لذتِ تمام نشده به تاخیر افتاده و نوعی لذتِ دیگر که در همان تلمیح شکل می گیرد جایگزین می شود، بدین صورت که معانی و نشانه های بیانی از هم عبور می کنند و در نهایت به هم پیوند می خورند؛ این همان گیجیِ ناشی از سرمست شدن است که وقتی مخاطب دچارش می گردد، عالمی دیگر می یابد و به خلسه می رود.
ریتم و ترادیسی (III)

ریتم و ترادیسی (III)

در اصل، ریتمِ سرودْ ریتم گفتار عادی لاتین است زیرا قصد رسیتال روشن سازی معنی تا حد امکان است. در عمل، ممکن است استانداردسازی سرودها به گونه ای که بر کلمات مهم تأکید شود مطلوب باشد. گیدو دِ آرِتْزو، یک راهب بِنِدیکْتی قرن یازدهم، اولین فرم نت نویسی سرود را با قابلیت نت نویسی زیرایی و ریتم با استفاده یک حامل چهار خطی ابداع کرد. این نت نویسی اولیه ی موسیقایی (با استفاده از نمادهایی چون لُنگا، بِرِوِس، ماکزیما و سِمیبِرِوِس که در شکل ۱ نشان داده شده است) امکان امتداد واکه های معین و کوتاه سازی دیگر واکه ها را در اختیار قرار داد. به خصوص، هنگام نت برداری از موسیقی غیر شعری، دقت بیشتری مورد نیاز است. روش دِ آرِتْزو در نهایت به نظام امروزی نت نویسی موسیقایی تبدیل شد.
فواصل خنثی یا میانه (II)

فواصل خنثی یا میانه (II)

معکوس فاصله چهارم بزرگ فاصله ای است به نام پنجم کوچک (Minor Fifth) که معادل ۶۵۰ سنت در سیستم ۲۴ قسمتی مساوی است. ناگفته نماند که ویشنگردسی فاصله چهارم بزرگ را از جهت آنکه معادل هارمونیک ۱۱ (فاصله ۸/۱۱) هست دارای نقش مهمی می داند.
گروه «بربطیان» با حسین بهروزی نیا در تالار وحدت می نوازند

گروه «بربطیان» با حسین بهروزی نیا در تالار وحدت می نوازند

حسین بهروزی نیا نوازنده و آهنگساز شناخته شده موسیقی ایرانی شنبه بیست و چهارم آذر ماه تازه ترین کنسرت خود را برای اولین بار با گروه «بربطیان» در تالار وحدت تهران برگزار خواهد کرد. گروه موسیقی «بربطیان» روز شنبه ۲۴ آذر ماه برای اولین بار کنسرتی را با همراهی حسین بهروزی نیا نوازنده مطرح عود در تالار وحدت تهران اجرا خواهد کرد. برنامه این کنسرت اجرای آثاری از حسین بهروزی نیا است که در بخش های مختلف پیش روی مخاطبان قرار می گیرد. در این کنسرت که شامل هفت نوازنده عود و بربت و چهار نوازنده سازهای کوبه ای است بهناز بهنام‌نیا، مریم خدابخش، امین حیدری، حمید خوانساری، امین یساولی، حمید حاصلی به عنوان نوازندگان بربط و نگار اعزازی، فرهاد صفری، بهنام معصومی، پژمان نقشبندی به عنوان نوازندگان سازهای کوبه ای گروه اجرایی را تشکیل می دهند.
شاید چنین باشد، شاید (III)

شاید چنین باشد، شاید (III)

سوگواری دیگر و این بار سوگ سرو، سمبل آزادگی. کمانچه‌ها روایتگر این مویه شده‌اند. قطعه با جمله‌ای دردآلود و کشیده آغاز می‌شود و فضایی مویه‌مانند را تداعی می‌کند؛ ملودی‌ای که با تکیه‌ها ساخته شده و از نیمه با صدایی که بخشی از ملودی بعدی را می‌نوازد همراهی می‌شود. ایده‌ی اول با بخشی از ایده‌ی دوم همراهی می‌گردد.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XI)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XI)

در اینجا گذشته از حالت و جنس اجرا، به کشش های از پیش تعیین شده نظر داریم. شاید گروهی گمان کنند که دو نوازنده صاحب تکنیک و ماهر می توانند یک قطعه موسیقی را با کشش های یکسان اجرا کنند. اما چنین امری محال است و این نه به دلیل عدم توانایی نوازندگان در تشخیص کشش ها، که به دلیل جوهر اجرای موسیقی است، و هر فعالیت دیگر بشری که روح و حس آدمی در آن دخالت دارد، که هرگز مکانیکی و یکسان نیست.