از سمفونی ۹ بتهوون تا قدرت فاشیسمی آدلف هیتلر (II)

از سمفونی ۹ بتهوون تا قدرت فاشیسمی آدلف هیتلر
او همیشه عشق را مرتبه ای بالاتر از لذت های زودگذر می دانست و دلیل این اعتقادش در روزی که معشوقه اش جولیا به خانه او آمد و او جولیا را از خانه بیرون کرد مشخص شد که اولویت او موسیقی است نه چیز دیگری. همچنین ترز برنسویک در یادداشت هایش که در سال ۱٨۴۶ میلادی به چاپ رساند می نویسد که او زندگیش را به پاکی گذراند.

روزی او که نوازنده کاخ لیشنفسکی بود در پاسخ به سخن پادشاه که به او گفته بود برای مهمانانش نوازندگی کند، تصمیم گرفت تا صندلی اتاقش را به سر شاهزاده کاخ بکوبد تا از دستورهای آنها خلاص شود که با میانجی گری افراد ساکن در کاخ ماجرا ختم بخیر شد ولی در انتها ناچار به ترک آن کاخ شد. او درس هایی را که از اساتیدش می آموخت قبول نداشت و تا زمانی که خود دست به آزمون و خطا نمی زد، هیچ یک را قبول نداشت. او از بیان احساسات عاشقانه اش حذر می کرد و احساساتی شدن را تحقیر می کرد و همیشه از عشق نهانش باید پرده برداری می شد، نظیر سونات مهتاب که به عشقش اشاره دارد.

او عاشق مشروب، اسب سواری و رقص بود. او چون از جامعه فقیر برخاسته بود، عاشق محبوبیت بین مردم معمولی بود نه پادشاهان خاص و نیز از تملق شاگردانش متنفر بود و هرکسی که برای او چاپلوسی می کرد، از کلاس هایش اخراج می کرد. او معتقد بود که پردوام ترین عشق بیش از هفت ماه لذت ندارد. او که همزمان به سه دختر از دو خانواده نزدیکشان که صمیمی بودند دل بست و آنها تسی، ژزفین و جولیتا بود که به ترتیب ۲۵، ۲۱ و ۱۶ ساله بودند و در نوامبر ۱٨۰۱ میلادی جولیتا بر دو دختر دیگر غلبه کرد و قلب بتهوون را تسخیر کرد. او در همان سال می پنداشت که با زناشویی خوشبخت می شود ولی پس از ۷ ماه زندگی کردن با جولیتا و خستگی از جولیتا نظرش عوض شد و جولیتا مجددا با شخص دیگری ازدواج کرد و آن هم با روبرت کالنبرگ موزیسین، که بتهوون چشم دیدن او را در آن زمان نداشت. جولیتا گیچاردی ۱۶ ساله که از خانواده کنت-های میلان بود در ابتدا بسیار زیاد به بتهوون علاقمند شد و دیدگاه او آسمانی و به دور از امیال روان تنی بود.

بتهوون بسیار شادمان بود و جولیتا را آرامش خود می نامید، ولی پس از ۷ ماه جولیتا آرامش خود را در هم کیش خود جستجو کرد و به بتهوون گفت ما از یک طبقه نیستیم و به طرف کنت گالانبرگ رفت تا با او ازدواج کند.

دانستن و درک زندگی بتهوون مشمول پذیرفتن دوگانگی محض است، آنچنان که روح و موسیقی او دارای این حالت بوده است. او وصیت نامه اش را به نام برادرانش یعنی هایلیگنشتادت در تاریخ ششم تا دهم اکتبر ۱٨۰۲ نوشت. او تنها چیزش را که به دیگران می بخشید، نان و بطری های شرابش بود که از داستان های مادرش در مورد پدر بزرگش “کپل میستر” یاد گرفته بود. او در جوانی بسیار شاد و در میانسالی بسیار بداخلاق بود.

او پس از درگذشت برادرش گاسپار به مدت ۵ سال درگیر نزاع قانونی با همسر گاسپار بود و با قبول کردن حضانت کارل که پسر برادرش بود وارد قسمت جدیدی از زندگیش شد و آنقدر با کارل بد رفتار بود و با خشونت رفتار کرد که کارل چندین بار تصمیم به خودکشی گرفت. زندگی با یک ناشنوای بداخلاق خشن که با هر کسی بد رفتار می کند در نهایت باعث شد تا کارل خودکشی کند، ولی از خودکشی جان سالم بدر برد. او پس از متوجه شدن لشکر کشی ناپلئون بناپارت به کشورهای دیگر برای جنگ، نام سمفونی سه خود را از بناپارت به اروییکا تغییر داد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (II)

ضربی: این قطعات در موسیقی قدیم ایران اکثرا دوضربی یا سه ضربی بودند و معمولا به همراه ساز تنبک اجرا می شدند. ضربی هم به مانند چهارمضراب در اکثر ردیف های سازی موسیقی دستگاهی ایران به چشم می خورد و در اکثر مواقع به عنوان اثری مستقل در میان گوشه ها یا تکنوازی ها اجرا می شده است. شاید بارز ترین قطعۀ تحت این عنوان، قطعۀ ضربی اصول از ردیف میرزا عبدالله به روایت نورعلی خان برومند باشد که قطعه ایست کاملا مستقل که از توالی نغمات متعدد در دستگاه شور تشکیل شده است.

آواز بنان (IV)

او غزلی را اجرا کرده است با ردیف «نشینم» (۲) که غزل‌سرا به جای «ببوسم»، «نشینم» را انتخاب کرده و بنان با چنان مهارتی این غزل را اجرا کرده که زهر و ابتذال کلمه را گرفته و این کاری است که از عهده همه کس برنمی‌آید.

از روزهای گذشته…

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (VIII)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (VIII)

مقایسه‌ی روش‌ها بر حسب سبک نوازندگی نشان می‌دهد که سبک عودنوازی، مبین روش‌هایی است که نوازندگان پس از گذراندن آموزش‌های اصلی در پیش می‌گیرند. ممکن است چنین به نظر برسد که در روش تارگان، پس از آموزش اصلی، هدف، رسیدن به ویرتوئوزیته است. اگرچه تارگان نوازنده‌ی بسیار خوبی ا‌ست، به سبب تحصیل موسیقی غربی، سبک او فاقد سنت‌گرایی‌ ا‌ست که این امر بسیار طبیعی ا‌ست. بازتاب ذوق و قریحه‌ی تارگان در شیوه‌اش مشخص است، اما به نظر می‌رسد که روح مقام‌ها کاستی‌هایی‌ دارند و روش خاص تارگان، برای نوازندگان سنتی عود، مناسب نیست. اما این روش برای اجراهای تکنوازی بسیار مناسب است. تارگان در اجراهای گروهی شرکت نمی‌کرد و از مقام‌های سنتی مانند صبا و هُزام نیز بهره نمی‌برد (Yildiz,2005:42).
“موسیقی همه زندگی من است” (V)

“موسیقی همه زندگی من است” (V)

البته. اگر من استعداد نداشتم هیچ کار نمی توانستم انجام دهم. در حال حاضر گاه حتی موسیقی راک اند رول و جاز نیز با یکدیگر ترکیب می شوند. من چند گروه راک اند رول را می شناسم که وقتی آنان را روی سن می بینید افرادی متفاوتند از آنچه در هنگام ضبط هستند، به دلیل آنکه افراد با سوادی دارند، موسیقیدانان خوبی نیز دارند.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (X)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (X)

تا اینجا با روشی تدریجا گسترش یابنده، گام به گام نشان داده شد که حتا اگر آن دید باریک و سخت‌گیرانه را نسبت به کتاب نداشته باشیم و تنها از منظر تنگ یک کتاب دیگر -که احتمالا مدل اولیه‌ی این فرهنگ یا نخستین محرک ذهنی مولف بوده است- بدان ننگریم و از رهگذر آن مستبدانه حق اندیشیدن یک مولف را هر چند از دیگران تاثیر پذیرفته باشد، سلب نکنیم، اشکالات کتاب برسرجای خود باقی می‌ماند و گاه حتا شدیدتر هم می‌شود.
یاد بود استاد حسن کسایی (I)

یاد بود استاد حسن کسایی (I)

یک سال پس از درگذشت جاودان استاد نی، حسن کسایی، مراسم یادبود این استاد یگانه در یکی از سالن های دانشگاه شهر ارواین واقع در ایالت کالیفرنیا ‪و‬ به همت انجمن دانشجویان فارغ التحصیل ایرانی این دانشگاه برگزار شد. این انجمن با دعوت از استاد حسین عمومی، استاد موسیقی در این دانشگاه و موسیقیدان و نوازنده برجسته نی که خود از شاگردان مبرز استاد کسایی است، بار دیگر یاد و خاطره این چهره ماندگار را در دل دوستداران موسیقی ایران زمین زنده کرد.
روش سوزوکی (قسمت پنجاه و چهارم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و چهارم)

هر کسی کاری را که برایش ساده تر است مایل است که آن کار را انجام بدهد. فای درست دیگر برای کودک ساده و طبیعی تر شد به این دلیل بعد از آن دیگر فقط صدای درست را توانست بخواند. نتیجه این است که خواندن غلط دیگر رخت بر بست و ناپدید شد، پس به جد نتایجی که می‌توان بر روی یک کودک در طول شش یا هفت ماه رسید، با این روش امکان پذیر است و می توان یک آموزش درست را جایگزین آموزش غلط کرد. در نتیجه آموختیم که هدف تصحیح کردن نبوده بلکه جایگزین کردن یک از مهارت بر جای یک روش اشتباه و غلط بوده است.
گزارش بازدید از نمایشگاه CREMONA mondomusica 2008

گزارش بازدید از نمایشگاه CREMONA mondomusica 2008

در آغاز باید توضیح کوتاهی در مورد عنوان این مقاله داده شود. Cremona نام شهریست در شمال کشور ایتالیا که مرکزیت تاریخی را در طول زمان بواسطه حضور هنرمندان بزرگی در زمینه ساخت ادوات موسیقی، مخصوصا ساز ویلن به خود اختصاص داده است. این شهر گذشته ای کهن و توام با وقایعی زیبا و قابل تعمق در خود داشته و حس کنجکاوی هر انسان اهل تحقیق و بررسی را بر می انگیزد.
نمودی از جهان متن اثر (XVII)

نمودی از جهان متن اثر (XVII)

شدیدترین نقدی که از این زاویه بر آنالیز وارد شده نوشته‌ی جوزف کرمن است (۷۸). همان‌طور که قبلا چند بار به آن اشاره شد فرا رفتن از این ناتوانی آنالیز با توجه به ایده‌ی مرکزی‌اش (نزدیک شدن به دانش تجربی) تنها از طریق گرویدن به نوعی «طبقه‌بندی کور» میسر است.
شب سنتی ایرانی – شب صمیمیت و مراقبه

شب سنتی ایرانی – شب صمیمیت و مراقبه

آهنگسازان غربی همواره برانند که اجراهای خود را با تکیه بر ضوابط خاص مربوط به نتها، حرکات و ضربها به یادماندنی گردانند. باستثنای تکنوازیها، نوشتن موسیقی بشکل انفرادی شیوه مرسومی برای این آهنگسازان بشمار نمی آید. در موسیقی سنتی ایرانی اما موزیسینها همچون نوازنده گان جاز بداهه می نوازند البته تنها پس ازسالها مطالعه و ممارست رپرتوارهای تثبیت شده.
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (XI)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (XI)

صفیر راک حسن‌ختامی است معنادار؛ در درجه‌ی اول، برای گوشه‌های راک و در درجه‌ی دوم، برای دستگاه ماهور. در این گوشه، دانگ‌هایی با خصوصیّات مشابه سه دستگاه به‌طور مستقیم در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند: شور، همایون، و ماهور. از این‌رو، تعداد دانگ‌هایی که در این گوشه تعریف می‌شود یک دانگ بیشتر از گوشه‌های پیشین، یعنی پنج دانگ، است.
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

پس از آن او به نوشته‌ای از خودش اشاره کرد با عنوان «شکافتن یک بافته» (درباره‌ی «پرسه در آیینه» اثر «محمدرضا فیاض») که در «فرهنگ و آهنگ» شماره ۱۷ منتشر شده بود، که در متن آن هم به شکلی واضح (و دامنه‌دارتر از نوشته قبلی) تجزیه و تحلیل موسیقی به کار گرفته شده است (قسمت ۱، قسمت ۲). همچنین نوشته‌ی خود «محمدرضا فیاض» با عنوان «رمزگشایی راز نو» منتشر شده در فصلنامه‌ی ماهور شماره‌ی ۲ همین تکنیک را به شکل گسترده‌تر به کار گرفته است.