گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

فریبا جواهری: روحیه من به ماهور نمی خورد!

متاسفانه شاگرد برجسته ای ندارم. راهی که به شاگردانم گفتم هیچکدام تا به آخر نرفته اند. به هر کس که گفتم عمل نکرد. من خودم تعلیم دیدم که دستانم سریع و چابک باشد، تعلیم دیدم که دستانم پرقدرت بنوازد یعنی اجرای عالی داشته باشم. مطلب داشتن نوازنده از اندیشه اش می آید اما پرقدرت نواختن و کارکردن با انگشتها نیاز به تعلیمات خاص دارد و مطالعه فراوان. به قول آقای دکتر صفوت که همیشه می گفت ژیمناستیک و کارهای آکروبات بازی کردن روی ساز را همه بلدند؛ اجرای پرقدرت و عالی مهم است.

آیا شاگرد برجسته ای تعلیم دادید؟
متاسفانه شاگرد برجسته ای ندارم. راهی که به شاگردانم گفتم هیچکدام تا به آخر نرفته اند. به هر کس که گفتم عمل نکرد. من خودم تعلیم دیدم که دستانم سریع و چابک باشد، تعلیم دیدم که دستانم پرقدرت بنوازد یعنی اجرای عالی داشته باشم. مطلب داشتن نوازنده از اندیشه اش می آید اما پرقدرت نواختن و کارکردن با انگشتها نیاز به تعلیمات خاص دارد و مطالعه فراوان. به قول آقای دکتر صفوت که همیشه می گفت ژیمناستیک و کارهای آکروبات بازی کردن روی ساز را همه بلدند؛ اجرای پرقدرت و عالی مهم است.

چه ردیف هایی را از موسیقی ایران کار کرده اید؟
ردیف موسی خان معروفی را نزد دکتر صفوت با سه تار نواختم و آنها را بر گردان کردم روی پیانو. الان هم که درس می دهم، همین ردیف را به شاگردانم درس می دهم. نزد مرحوم دکتر صفوت گزیده هایی از ردیف میرزا عبدالله و صبا را کار کردم و اینها را به شاگردانم درس می دهم.

برای اینکه نوازندگی پیانوی ایرانی گسترش پیدا کند چه راهی را پیشنهاد می کنید؟

یک حرفی می زنم فکر کنم حرف بدی نباشد برای اینکه یک چیز خوب و درست جابیفتد. چیزی که غلط و نادرست است از میان برداشته شود. مثالی می زنم شما می گوئید یک قهوه خوب درست کنم. خوب این قهوه بدی که الان دارم را چه کار کنم؟ باید بگذارم کنار. کاری که الان شده یک قهوه بسیار بد را ریخته اند روی قهوه خوب و قاطی کردند. یک جوان ۲۲ ساله می آید نزد من به او می گویند استاد، آهنگهای خیلی سطح پایین را درس می دهد. خب اگر ایشان استاد است پس به آقای معروفی چه بگوییم به آقای همایون خرم چه بگوئیم. شاگرد نزد من می آید می گوید هفته دیگر تولدم است یک چیزی یاد بده در مجلس بنوازم، می گویم بفرمائید بیرون، آدرس را اشتباه آمدی! موسیقی یک روح بزرگ است. روح بزرگ هم می خواهد تا ارتباط بر قرار کنی زحمت می خواهد کار می خواد. آدمها را ببینی، نکته ها دریافت کنی، تعلیمات خاص ببینی و…

از کنسرتهای خود بگوئید؟
عمده کنسرتهای من با مرحوم همایون خرم است، از سال ۱۳۷۶ با خانم پری زنگنه همکاری کردم و به مدت ۱۴ سال پیانیست خانم زنگنه بودم و کنسرتهای زیادی در داخل و خارج از کشور اجرا کردیم. در آلمان، فرانسه، هلند، سوئد و…

در همان موقع هم با خانم سیمین غانم از طرف حوزه هنری آشنا شدم و به ایشان گفته بودند که یکنفر است که می تواند با شما همراهی کند و مثل یک ارکستر برایت می نوازد تا همین چند سال پیش هم با ایشان همکاری می کردم. بعد ارکستر ایشان گسترده شد و سازهای دیگر وارد شدند و من هم جدا شدم. کنسرتهایی هم برای جشنواره ها اجرا کردم با مرحوم فریدون حافظی (خدا رحمت کند)، جهانگیر ملک که یک سی دی هم با هم بیرون دادیم بنام یادگار.

با منصور نریمان هم کنسرتهایی را اجرا کردیم. کنسرتهایی هم با پسرم امیرعلی تاج بخش که نوازنده ویلن است اجرا کردیم. ایشان شاگرد مرحوم همایون خرم است. برنامه های مختلفی را با هم اجرا کردیم. در بیستمین جشنواره دهه فجر سال ۱۳۸۳ در قسمت جشن جشنوارها، دو نوازی ویلن و پیانو را اجرا کردیم. در گیلان هم کنسرتهایی را دادم یادم می آید دستم هم شکسته بود و تازه ترمیم یافته بود و سرما هم خورده بودم باز هم رفتم و برنامه را اجرا کردم آدم ها در سختی ها کار بهتری را انجام می دهند.

من روح و روانم به گام ماژور نمی خورد، ماهور نمی نوازم اگر برای خودم بنوازم دستگاه همایون و سه گاه را خیلی دوست دارم و مختصری آواز دشتی… و نکته آخر… سالها پیش مادرم فوت کرد و روزی که مادرم فوت کرد، مادر من پرواز کرد و رفت و من دفن شدم و این اتفاق از تمام رویدادهای زندگیم برایم مهمتر بود…

با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیارمان گذاشتید.

بهروز مبصری

متولد ۱۳۳۶ ساوه
محقق تاریخ موسیقی و نوازنده تار و سه تار

۱ نظر

بیشتر بحث شده است