صداسازی در آواز (I)

مقدمه
آواز، دغدغه و علاقه همیشگی من بوده است و بر این اساس به عنوان یک هنرجو در زمینه تکنیکهای صداسازی آواز کلاسیک، مدتی را در این کلاس ها مشغول به کسب مهارت بوده ام. همزمان با آن برای درک و یادگیری بهتر این هنر به منابع دیگری از قبیل ویدئوهای آموزشی، فایلهای صوتی و مطالب نوشتاری از اساتید مطرح در این زمینه نیز رجوع کردم; طبعا نکات زیادی برای یادگیری وجود داشت ولی نکته جالب توجه و در عین حال عجیب این بود که هر کدام از این اساتید از شیوه ای کاملا متفاوت و خاص خود برای آموزش یک موضوع واحد (صداسازی ) بهره می بردند.

اگر برای اوج گرفتن درهنرصداسازی نیازمند دو بال باشیم، اولی مجموعه ای از فعل و انفعالات فیزیکی است که به شکل هماهنگ در اعضای درگیر در این فرآیند اتفاق می افتد و دومی کاملا ذهنی و مبتنی بر مجموعه ای از دریافت ها، تصویرسازی های ذهنی و تجسمات ماست که هر کدام از اساتید برای آموزش و توضیح آن روشی متفاوت دارند.

متاسفانه با وجود جستجوهای فراوان موفق به یافتن الگویی ساده و منسجم نشدم که کل فرآیند صداسازی، اعم از جسمی و ذهنی را به شکل یکپارچه توضیح داده و به صورت یک طرح یا دیاگرام قابل فهم آنرا ترسیم کرده باشد. مطالب موجود هم بیشتر به تشریح و توضیح آناتومی اعضای دخیل دراین روند پرداخته بودند که در عین پیچیده بودن، کمک چندانی به یادگیری آن، بخصوص بخش مبتنی بر تصویر سازی های ذهنی و احساسی نمی کردند.

احتمالا جملاتی نظیر “پیدا کردن جای صدا” یا “گم کردن جای صدا” برای تمام کسانی که بدنبال یادگیری این هنر بوده یا می باشند کاملا آشنا هستند. پی بردن به محل حقیقی جای صدا در هر فرد به دلیل ذهنی بودن این مطلب امری بسیار دشوار است و شاید بتوان گفت مهمترین علتی که باعث می شود فرد خیلی دیر جای صدای خود را پیدا کند یا اینکه پس از مدتی وقفه در انجام تمرینات، به راحتی آن را گم کند، عدم برخورداری از “الگوی ذهنی مناسب و درک آگاهانه” از مجموعه اتفاقاتی است که در این فرآیند رخ می دهد.

لذا بهره بردن از یک طرح ساده به عنوان نقشه راه که گویای تصویری ملموس از مفاهیم ذهنی در هنر صداسازی باشد باعث درک بهتر و آگاهانه هنرجو از مطالب ارائه شده توسط اساتید محترم گشته و موجب افزایش سرعت یادگیری جزییات آن خواهد شد .مطلب پیش رو مجموعه ای از تجربیات، دریافتها و تحقیقات شخصی اینجانب است که تلاش شده در حد بضاعت و در قالب یک طرح ، روی کاغذ ترسیم گردد. امیدوارم دوستان گرامی با ارائه پیشنهادات و طرح سئوالات و تبادل نظر از طریق آدرسهای الکترونیکی مندرج در ذیل صفحه به کامل تر و بهتر شدن این نوشته کمک کنند.

2 دیدگاه

  • اسكندري
    ارسال شده در آبان ۶, ۱۳۹۵ در ۶:۳۹ ب.ظ

    عالی هستش ممنون از سایت خوبتون و تهیه کننده مطلب جناب نصیری ❤️❤️

  • Babak
    ارسال شده در آبان ۸, ۱۳۹۵ در ۲:۱۳ ب.ظ

    خسته نباشید! منتظر ادامه مطلب خواهیم بود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

‌‌‌مـوسیقی‌ به چه درد ما می‌خورد؟

در یکی از جلسات بحث در یکی از دانشکده‌ها‌ ضمن‌ پرسشهای‌ گوناگون، دانشجوئی پرسـید: «مـوسیقی بـه چه درد ما می‌خورد؟» این سؤال می‌تواند در هر مورد دیگر‌ هم پیش‌آید مثل «میز به چه درد مـا می‌خورد؟» نکته این تست که معمولا این‌ سؤال بقصد آگاهی از‌ ماهیت‌ مسئله نیست بلکه پرسـش کننده اغلب خود را آمـاده رد هـمه جوابها کرده است، مثلا اگر بگویند میز هنگام غذا خوردن یا نوشتن به کار می‌آید خواهیم گفت: «روی زمین هم‌ می‌توان خورد و روی زانو هم می‌توان نوشت» و از این قبیل جوابها بسیار می‌توان جـست.

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (V)

این انتخاب، انتخابی عجیب به نظر می آمد. خانه ای در مرکز شهر بود و دیگر مناظری از دهکده و طبیعت زیبا نداشت. همچنین، برای یک شخصیت ملی بزرگ و معروف مانند الگار که نیاز زیادی برای سفرهای متعدد به لندن داشت، هیرفورد حتی دورتر از مالوِرن بود. شاید به علت جدا افتادگی هیرفورد بوده که الگار آن را برای نواختن موسیقی احتیاج داشته و برای خرید انتخاب نموده است.

از روزهای گذشته…

چرخ مولد صدا

چرخ مولد صدا

تولید و فروش رادیوهای A-Box برای کمپانی هموند (Hammond) در عرض یکسال معادل ۱۷۵ هزار دلار سود به ارمغان آورد.
زمان با شکوه نقطه اوج(II)

زمان با شکوه نقطه اوج(II)

در مرحله بعدی، ترکیبات را چه در قالب اثر بصورت سلو و چه در اثر قالب یک اثر ارکستری میتوان کوشش برای برجسته کردن همان نقطه اوج یا اکنون تجلی تلقی کرد. صفحه سفیدی را در نظر بگیرید و ابتدا در آن یک نقطه سیاه قرار دهید و سپس کوشش کنید تا تمامی این بستر سفید را به صورتی تصویر سازی کنید که آن نقطه تبدیل به مرکز توجه شود. یک هنرمند خلاق موسیقی دان اگر نتواند نقطه اوج و اکنون ویژه اثر خود را پیدا کند اصولا نمیتواند به حوزه خلق اثر گام گذارد؛ حتی در موسیقی مدرن کوشش برای دست یابی و اکنون مذکور به نفی بسیاری از قواعد نیز می انجامد.
نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (II)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (II)

در پایان پارتیتور دهلوی نیز نت نوشته سولوی ویولون صبا و همینطور بخش بعدی که آواز زندانیان بوده، همراه با شعر لری آن، به چاپ رسیده است و این گفته و نت، می تواند فرض قبلی را مبنی بر ساخته شدن این اثر بر مبنای یک ضربی با شعر “مارو کجا می برید؟” رد کند.
گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

در این میان و با فرآیندی مشابه جلسه‌ی گذشته (تلقی سطحی از راه دادن دغدغه‌ی اجتماعی به نقد و یکسان دانستن آن با نقد جامعه‌شناسانه) می‌توان گفت مارکسیسم عوامانه پیوندی ناگسستنی با نقد ژورنالیستی دارد. با این حال آن نقد مارکسیستی که اینجا مورد نظر است در عمیق‌ترین جنبه‌های خود دو سو دارد:
وزن عروضی و وزن هجایی در موسیقی (V)

وزن عروضی و وزن هجایی در موسیقی (V)

در این بخش ، سعی شده است مدل وزن خوانی یادیاری دیگری ارائه گردد. این مدل دارای خصوصیاتی متفاوت است ، گرچه شباهت هایی با سیستم ارشد طهماسبی نشان می دهد :
درباره‌ی نقد نماهنگ (VIII)

درباره‌ی نقد نماهنگ (VIII)

در رویکرد نخست جهان تصویر برآمده از جهان متن است و در رویکرد دوم با آن که نقطه‌ی آغاز ایده‌ی تصویر همچنان متن باقی می‌ماند (متن اغلب تقدم وجودی دارد) اما سلسله‌ی تصویرها برافزوده‌ی جهان متن و موسیقی می‌شوند. پیداست که در عمل اجبارهای معنایی-ساختاری متن پرداختن به یکی از دو رویکرد را محدود خواهد کرد. برای نمونه ترانه‌ای با ساختار روایی خطی به سادگی تن به اولی می‌دهد در حالی که یک ترانه بدون روایت مشخص و فقط درباره‌ی مفهوم تنهایی به راحتی این طور نیست (۱۴).
موسیقی ایرانی و واکنش غیرایرانیان در گفتگو با ایمان وزیری

موسیقی ایرانی و واکنش غیرایرانیان در گفتگو با ایمان وزیری

ایمان وزیری (تکنواز تار و آهنگساز)‌ به تازگی همراه با فرزانه ابراهیمی (آواز) در موزه تروپن در آمستردام کنسرتی داشت. به همین بهانه، در زمینه‌های گوناگون با او گفتگویی خودمانی کردیم:
گروه راک “ترن” Train

گروه راک “ترن” Train

پت موناهان Pat Monahanترانه سرا و خواننده گروه ترن Train درباره منبع الهام آلبوم جدید گروه که For Me, It’s You نام دارد میگوید، هر ترانه خطاب به “تو” you است، این “تو” در هر ترانه شخصی متفاوت است، در ترانه اصلی، “تو” را خطاب به زنی که عاشقش هستم میگویم و در طول آلبوم این “تو” خطاب به فرزندانم، دوست عزیزی که از دست داده ام، مادرم، خانواده ام و گروه موسیقی من بوده است.
روش سوزوکی (قسمت بیست و هشتم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و هشتم)

در سفر بعدی که همسرم به دیدار من آمد بسیار خشمگین و عصبانی شد و می‌خواست که هر چه زودتر از کارش استعفا کند که پیش من بماند. خواهرم به او قول داد که از مواظبت کند و از همسرم خواست که کارش را در صلیب سرخ رها نکند. والترود (Walltroud) تنها عضو خانواده ما بود که می‌توانست کار کند و درآمدی داشته باشد، اگر او کار نمی‌کرد همه ما دسته جمعی از گرسنگی می‌مردیم.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (I)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (I)

از آنجا که نمی توان آرای آدرنو پیرامون موسیقی عامه پسند را بدون در نظر گرفتن نوشته های او و هورکهایمر زیر عنوان “صنعت فرهنگ سازی: روشنگری به مثابه فریب توده ای” در کتاب ” دیالکتیک روشنگری “، به دقت مورد بررسی قرار داد، سعی شده است تا متن اصلی مقاله (مقاله ی:درباره ی موسیقی عامه پسند) با نوشته هایی از کتاب “دیالکتیک روشنگری” همراه شود تا نظرات آدرنو روشن تر شود.