فریبا جواهری: جواد معروفی گفت به من استاد نگو

فریبا جواهری
فریبا جواهری
با وقت قبلی خدمت فریبا جواهری مدرس و نوازنده پیانو (متولد ۱۳۳۹) رسیدم، در کمال مهربانی و سادگی و مهماندوستی سخن گفت و بسیار راحت صحبت می کرد.

لطفاً از خودتان بگوئید؟
من فریبا جواهری هستم، پدرم افسر ارتش بود. خانواده پدرم اهل شیراز بودند و مادرم از تهرانی های اصیل. در خانواده ما سرگرمی و تفریح و شعر و ادبیات و مشاعره بود و خانواده ام با ادبیات آشنا بودند. پدرم دوست آقای جواد معروفی بود و سالها با ایشان دوستی داشت. در خانه ما یک پیانوی شیمل بود و من آشنایی خودم را با پیانو از اینجا شروع کردم.

هشت ساله بودم که پدرم مرا نزد یک معلم فرانسوی برد که پیانو یاد بگیرم. اسمش ژان پل ریشر بود. یک مدتی هم رهبر ارکستر سمفونیک بود و همیشه از استعداد من تعریف می کرد و من تعجب می کردم از اینکه آدم یک بچه کوچکی را ببیند از کجا می فهمد که او هنرمند خواهد شد در آن موقع خانم پری ثمر هم می آمد نزد ایشان و با او تمرین صداسازی می کرد. آقای ریشر دست مرا میگذاشت روی میز و میگفت که چطور انگشتانم را بلند کنم. بعدها که من با خانم پری زنگنه همکاری کردم ایشان هم از قرار معلوم نزد آقای ریشر تعلیم صدا دیدند و هر وقت که همدیگر را می بینیم از خاطرات آقای ریشر صحبت می کنیم. آقای ریشر در آن موقع یک متد پیانو درس می داد به نام مَرتونو که یک متد فرانسوی است و خیلی ایشان دوست داشت که این شیوه را در ایران اشاعه بدهد. این شیوه برای یادگیری نونهالان فوق العاده عالی است. خیلی از متدهایی که امروزه رایج است مثل جان تامسون، بیر، هانون بعد از شیوه ایشان رایج شد. اما امروزه خودم همان شیوه آقای ریشر را به شاگردانم درس می دهم.

چه زمانی نزد استاد جواد معروفی رفتید؟
در دبستان رازی درس می خواندم معلم ها هم همه فرانسوی بودند و بی باید زبان فرانسه یاد می گرفتیم. ۹ساله بودم پدرم مرا نزد استاد جواد معروفی برد. ایشان خیلی تاکید داشتند که به او استاد نگوئیم. یادم می آید پدرم می گفت: به ایشان استاد بگو و اینقدر آقای معروفی نگو. یکبار ایشان را استاد صدا کردم یکمرتبه گفت: چی گفتی؟ کی گفته به تو که من استاد هستم و گفت که دیگر به من استاد نگو همان آقای معروفی را بگو. امروزه به یک تازه کار هم می گویند استاد. استاد تشریف آوردند، استاد تشریف بردند! وقتی نزد آقای معروفی رفتیم شیوه ژان پل ریشر را برای ایشان نواختم.

خیلی خوشش آمد که چقدر این شیوه عالی است. امروزه، آمدند یک تیکه های ساده شده از آثار باخ و شوپن را می نوازند. در دوره ما این کارها را نمی کردند. آثار بزرگان نواختن مال زمانی ست که خیلی کار کرده باشی و خیلی خوب مراحل شاگردی را گذرانده باشی که بتوانی اصل کار را بنوازی یک آهنگهای دیگری را می نواختیم به مدت ۵ سال نزد آقای معروفی شاگردی کردم و اتدهای مختلفی را نواختم. در همان موقع هم کلاس ملک اصلانیان می رفتم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره روبیک گریگوریان (III)

در ابتدای حکومت رضا شاه، کلنل علینقی وزیری که در هر دو کشور درس های مقدماتی موسیقی غربی را خوانده بود، عامل تغییرات اولیه فضای موسیقی رسمی کشور، از ایرانی به فرنگی، به حساب می آمد و مورد تشویق و حمایت قرار می گرفت. در دوره دوم حکومت رضا شاه که اصول کلی سیاست های جاری تغییر کرده بود، دیگر لزومی نداشت که «تجدد را در لباس سنت» عرضه کنند (فی المثل، والس های شوپن را با تار بنوازند!).

زیستن با هنر سلوکی عاشقانه (IV)

در آن سال هایی که برای فراگرفتن ردیف موسی خان معروفی خدمت استاد هوشنگ ظریف می رسیدم، از ایشان برای فراگیری آهنگ سازی راهنمایی خواستم. در اوایل دهه هفتاد آهنگ هایی را برای گروه های موسیقی ایرانی می نوشتم و با گروه های مختلف اجرا می کردم و این شد که سرانجام با توصیه و معرفی استاد ظریف در حدود سال هزار و سیصد و هفتاد و چهار به کلاس های آموزش تئوری موسیقی و هارمونی استاد فرهاد فخرالدینی راه پیدا کردم.

از روزهای گذشته…

با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (I)

با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (I)

قرار بود، ساعت نه‌وسی دقیقه‌ی بامداد روز یکشنبه، مراسم تشییع از منزل شخصی‌اش آغاز شود. اما به‌دلیل گروه بی‌شماری از یاران و مشتاقانش که هر لحظه از راه می‌رسیدند تا در آخرین وداع با استاد گرانقدر شریک باشند، حرکت مشایعین تا ده‌وده دقیقه‌ی بامداد به تعویق افتاد و در این دقایق بود که همه به راه افتادیم.
طلوع مشکاتیان

طلوع مشکاتیان

مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، از اواخر دهه پنجاه با هدف آموزش، احیا و رواج سنتهای موسیقی ایرانی بوسیله نورعلی خان برومند و داریوش صفوت، تاسیس و سپس با دعوت از اساتید بزرگ آن زمان تکمیل شد. نقش این مرکز، در پیشرفت موسیقی ملی، غیر قابل انکار است بطوریکه بسیاری از اساتید شاخص حال حاضر، پرورش یافته همین مرکز بودند.
طراحی سازها (V)

طراحی سازها (V)

Herodotus، پدر تاریخ باستان، داستانی را درباره زایش هندسه و ارتباط آن با طغیان فصلی رود نیل، نقل می‌کند. به دنبال تقسیم اراضی میان مردم توسط شاه Sesostris در قرن ۱۴، باید شیوه‌ای برای محاسبه میزان زمین‌هایی که به علت طغیان نیل دچار خسارت می‌شدند در نظر گرفته می‌شد تا برحسب آن مالیات صاحبان این اراضی به تناسب مشخص گردد. این روند به یک سیستم مدون برای اندازه‌ گیری زمین‌ها منجر شد و در آن geo به معنی زمین و metron به مفهوم اندازه بود، در نتیجه geometry یا هندسه را می‌توان «هدیه نیل» دانست.
لئوش یاناچک (II)

لئوش یاناچک (II)

وی با سبک نئو رومانتیسیزم کرن مخالف بود و کلاسهای جوزف داشز (Joseph Dachs) را نیز ترک کرد زیرا تکنیک پیانو نوازی او را نمی پسندید. وی قطعه سونات ویلن خود را در رقابت کنسرواتوآر وین شرکت داد اما داوران آنرا به دلیل آنکه “بسیار آکادمیک” یافتند رد کردند. وی کنسرواتوآر را علی رغم گزارش بسیار خوبی که فرنتس کرن درباره او نوشته بود، نیمه کاره و نا امیدانه رها کرد. در بازگشت به برنو در ۳۱ ژوئیه ۱۸۸۱ با یکی از شاگردان جوانش ازدواج کرد.
اولین دوره دوسالانه آهنگسازی احمد پژمان برگزار می شود

اولین دوره دوسالانه آهنگسازی احمد پژمان برگزار می شود

مرکز موسیقی “نغمه سازخانه طهران” در ادامه برگزاری مستر کلاس های خود، اولین دوره دوسالانه آهنگسازی احمد پژمان را برگزار می کند؛ متن فراخوان این مسابقه به این شرح است:
کمپانی آر سی ای (I)

کمپانی آر سی ای (I)

RCA Records یکی از پرچمداران مارک Sony BMG Music Entertainment است. RCA Records در سال ۱۹۰۱ به عنوان Victor Talking Machine Company بوجود آمد و RCA مخفف Radio Corporation of America است که میتوان آنرا مادر شرکت BMG دانست.
تارا کمانگر، پیانونوازی از دیار هاروارد (I)

تارا کمانگر، پیانونوازی از دیار هاروارد (I)

تارا کمانگر هنرمندی است که بیشتر به عنوان پیانیست شناخته شده در دنیای موسیقی، هر چند ویولن را هم از سه سالگی همزمان با پیانو آموخته، با رپرتواری وسیع که از باخ تا بهزاد رنجبران را در بر می‌گیرد. تارا فارغ‌اتحصیل ممتاز انسان شناسی است از هاروارد، و دانش آموخته بورسیه آکادمی سلطنتی موسیقی در لندن. او مثل هنرمند محبوبش حسین عاشق ایران است و شنوندگانش را با اجرای آثار کمتر اجرا شده از امین‌الله حسین، لوریس چکناوریان، گلنوش خالقی، و دکتر هرمز فرهت غافلگیر می‌کند. او هم‌اکنون ساکن کالیفرنیاست در ایالات متحد.
‌‌‌مـوسیقی‌ به چه درد ما می‌خورد؟

‌‌‌مـوسیقی‌ به چه درد ما می‌خورد؟

در یکی از جلسات بحث در یکی از دانشکده‌ها‌ ضمن‌ پرسشهای‌ گوناگون، دانشجوئی پرسـید: «مـوسیقی بـه چه درد ما می‌خورد؟» این سؤال می‌تواند در هر مورد دیگر‌ هم پیش‌آید مثل «میز به چه درد مـا می‌خورد؟» نکته این تست که معمولا این‌ سؤال بقصد آگاهی از‌ ماهیت‌ مسئله نیست بلکه پرسـش کننده اغلب خود را آمـاده رد هـمه جوابها کرده است، مثلا اگر بگویند میز هنگام غذا خوردن یا نوشتن به کار می‌آید خواهیم گفت: «روی زمین هم‌ می‌توان خورد و روی زانو هم می‌توان نوشت» و از این قبیل جوابها بسیار می‌توان جـست.
درباره یکى از آثار دیوید ایستراخ: نهیلیسم وحشى

درباره یکى از آثار دیوید ایستراخ: نهیلیسم وحشى

یکى از سى دى هایى که ارزش شنیدنش را دارد اجراى استادانه دیوید ایستراخ از دوکنسرتو ویولن دو آهنگساز رمانتیک است. یکى از آنها کنسرتو ویولن و ارکستر برامس در رمینور ابوس ۷۷ و دیگرى کنسرتو ویولن و ارکستر چایکوفسکى در رماژر اپوس ۳۵ است. کنسرتو ویولن چایکوفسکى را ویولنیست هاى مطرح دیگرى چون آن سونى موتر یهودى منوهین، فراز و گرت اجرا کرده اند که این خود گواه اهمیت این اثر است. کنسرتو فرم موسیقى اى است که منشاء پیدایش آن از کلیسا بوده است. در کلیسا براى انجام مراسم مذهبى دو گروه کر وجود داشته است که یکى از آنها آیه ها را مى خوانده و دیگرى با خواندن خط آخر به آن جواب مى داده است و ساختى موسوم به آنتى فونى (ضد صدایى) داشته.
نامه سر گشاده علی رهبری به وزیر فرهنگ و ارشاد

نامه سر گشاده علی رهبری به وزیر فرهنگ و ارشاد

در خبرها داشتیم که علی رهبری آهنگساز و رهبر دائم ارکستر سمفونیک تهران، چندی پیش تهران را به قصد وین ترک کرد و در آخرین کنسرت خود بیان کرد که دلایل رفتن خود را پس از رسیدن به وین، بصورت نامه ای به وزیر ارشاد می نویسم.