چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XII)

حاشیه:
حالا که تا حدودی از نظریه ی صنعت فرهنگ سازی بحث به میان آمد، نوشتنِ حاشیه بر متنِ آدرنو سخت تر می شود چرا که تمام حرف آدرنو در این جمله خلاصه می شود: هر آنکه در قدرتِ یکنواختی و تکرار شک کند، ابله است.

در تمام بخش “صنعت فرهنگ سازی: روشنگری به مثابه ی فریب توده ای” در کتاب “دیالکتیک روشنگری”، آدرنو و هورکهایمر تمام آنچه محتوای این نظریه را شامل می شود را در چند صفحه گفته اند و صفحاتِ بسیار زیادی برای مثال ها و شرح و بسط این نظریه، ضمیمه شده است.

این گونه به نظر می رسد که آدرنو از اینکه جَز یا گونه های موسیقاییِ عامه پسندِ دیگر در چنگال صنعت گرفتار شده اند، بر موسیقیِ “جدیِ” خود می بالد! چرا که آدرنو در بحث های خود تمامِ خصلت های منحصر به فردِ موسیقی ـ برای مثال ـ جَز را بنده ی صنعت می داند در حالی که باید تصور کرد اگر فرم ِ کنسرتو هایِ موسیقی “جدی” هم گرفتار این صنعت می شدند، بخش “کادانس” ی آنها هم به اندازه ی بداهه نوازی های جَز از دردِ خواجگی جیغ میزدند یا نه!؟ (آدرنو بداهه نوازی های ترومپتِ لویی آرمسترانگ را به صدای جیغ و دادِ مردی تشبیه کرده است که در حالِ خواجه کردن او هستند!).

این دیدگاه آدرنو درباره ی “اَختگی موسیقاییِ”موسیقی عامه پسند، از نظرات روانکاوی فروید سرچشمه گرفته است که در حاشیه ی بعدی به آن خواهیم پرداخت.

متن:
نمونه هایی که در متن اصلی زیر شماره های [۲۸] تا [۴۳] آمده است:
دلایلِ تاثیر موسیقی عامه پسند بر توده از نگاه آدرنو:
چارچوب ذهنِ مخاطب، حواس پرت و بی مبالات و گیج و پریشان است: این موضوع باعث می شود که شنونده در مواجهه با این موسیقی، به دنبال آرامش و رخوتی باشد که هر گونه ژرف اندیشی و تمرکزی را وا پس می زند. مردم می خواهند تفریح داشته باشند. تجربه ی متمرکز و ژرف و آگاهانه از هنر تنها نصیبِ کسانی می شود که زندگی چنین تنش و فشاری بر آنها تحمیل نمی کند تا در وقت فراغت، برای درک موسیقی فکر و تلاش کنند.

کلِ عرصه ی تولید تفریحاتِ ارزان قیمت، موید به نیاز آسودگی هنگامِ مصرف است. تولیدات این صنعت رخوت زا هستند زیرا که الگو پذیرفته شده و از پیش هضم شده اند. انگیزه هایی که توسط تولیداتِ صنعت فرهنگ سازی فراهم می آید، به شنونده اجازه می دهد تا از ملالِ ناشی از تلاش و کارِ مکانیکی که تقدیرِ هر روزه ی آنها را رقم زده است، بگریزند.

تولید کنندگانِ کالاهای تجاریِ تفریحی به این حقیقت اشاره می کنند که هرچه سطح شعور و قدرتِ تمییز توده ها پایین تر باشد، امکانِ فروش کالاهای فرهنگی (cultural commodities) به صورتِ «در هم» بیشتر خواهد بود. توده ها این آت و آشغال ها را می خواهند. مردم کالاهای استاندارد شده و فردی سازیِ دروغین میخواهند، زیرا اوقات فراغت برای آنها گریختن از کار است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر موسیقیِ متنِ فیلم «آندرانیک»

آنچه در موسیقیِ اغلب فیلم‌های گروه «هنر و تجربه» می‌توان شناسایی کرد این است که به نظر می‌رسد چنین باوری شکل گرفته‌ که فیلم‌های غیربازاری، کم‌کنش و درون‌گرایانه باید موسیقی‌ای کم‌کنش و دور از تلاطم داشته باشند. موسیقیِ «آندرانیک» گویی از چنین باوری حاصل شده‌است. درحالیکه لزوماً اینگونه نیست. به اقتضای هر فیلم این موضوع جنبه‌های متفاوتی می‌یابد و موسیقی گاه می‌تواند به جای تصویر، یک آشوب درونی را بازنمایاند.

گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری (I)

مطلبی که پیش رو دارید، گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری: تک‌نوازی کمانچه در فرهنگسرای سرو به تاریخ سوم بهمن ۱۳۹۸ که توسط شهاب مِنا تهیه شده است:

از روزهای گذشته…

پگی لی

پگی لی

تمام خوانندگان باید از توانایی شگفت انگیز او درس بیاموزند، حضور او سرشار از ظرافت و جذابیتی خالص و با عظمت است. (فرانک سیناترا ۱۹۹۴)
نگاهی به اپرای مولوی (XXII)

نگاهی به اپرای مولوی (XXII)

پس از این صحنه شاهد تغییر متر ارکستر از دو ضربی ساده به شش ضربی ترکیبی هستیم و همینجاست که گروه همخوانان باز در ماهور می خوانند: «هله ای عشق برافشان گهر خویش بر اختر» هنوز کل ارکستر تغییر گام نداده و در بخش بادی برنجی القائات ریتمیک در پرده هایی خارج از گام است و آهنگساز با این ترفند وجود اضطراب و تردید را به سرعت خاموش نمی کند تا آنجا که کنترپوان زهی ها این اشعار را همراهی می کند: «که همه اختر و ماهند و تو خورشید جمالی …»
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (I)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (I)

نوشتن درباره‌ی فلسفه، مدتی است که به مد روز بدل شده است. هر نوشته‌ی سخت‌فهمی که چند سوال (احتمالاً) بنیادی نیز در آن به بحث گذاشته شده باشد؛ جدا از رهیافتی که نویسنده برای حل آنها ارایه می‌کند یا میزان موفقیتی که به‌دست می‌آورد، فلسفه نام می‌گیرد. به وفور واژه‌ی فلسفه به جای دلیل یا هدف یا… به کار می‌رود، بی‌ آنکه در حقیقت نزدیکی‌ای میان گفتار مطرح شده و روش‌های فلسفه به عنوان یکی از بنیادی‌ترین شیوه‌های اندیشیدن بشر وجود داشته باشد. این مد شدن فلسفه باعث شده نوشته‌های کم‌مایه درباره‌ی آن زیاد شود.
گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

-در مورد نخست، موسیقی‌دان کارگر (اگر چه احتمالاً یقه سفید) محسوب شده و همان از خود بیگانگی که برای کارگران تحت سلطه‌ی سرمایه‌داری روی می‌دهد برای آنان نیز متصور است. مناسبات تولیدی موسیقی می‌تواند در پرتو چنین سازوکارهایی توصیف، یا تحلیل شود. در این هنگام «قاسم آفرین» پرسید این چه ارتباطی با مساله‌ی از خودبیگانگی روان‌شناختی دارد؟ مدرس پاسخ داد به نظر نمی‌رسد از دیدگاه مارکسیست‌ها این دو ارتباطی داشته باشند. «سعید یعقوبیان» هم اشاره کرد که علاوه بر مارکسیست‌ها لیبرال‌ها هم مفهوم از خودبیگانگی (البته به معنایی دیگر) را در کارهای نظری خود لحاظ می‌کنند و به نظر می‌رسد همه به نوعی با از خودبیگانگی دست به گریبان‌اند.
نقدى بر رسیتال پیانو لیلا رمضان در شیراز (II)

نقدى بر رسیتال پیانو لیلا رمضان در شیراز (II)

لیلا رمضان، به عنوان هنرمندى که از یک سو ریشه در خاک زایاى این سرزمین دارد و از سوى دیگر در بالاترین سطح فضاى آکادمیک موسیقى معاصر جهان کار مى کند، راوى شایسته ى ادبیات پیانوى معاصر زادبومش است.
یک هارمونی متفاوت

یک هارمونی متفاوت

دو نفر از دوستان بصورت مجزا درخواست موسیقی و نت یکی از کارهای بسیار زیبای گروه بیتلز را کرده بودند، که در اینجا ضمن آوردن اینکار، نگاهی هم به هارمونی نسبتا” پیچیده این قطعه موسیقی زیبا می اندازیم. نت این قطعه را می توانید در قسمت pdf & music داشته باشید.
زمان با شکوه نقطه اوج (III)

زمان با شکوه نقطه اوج (III)

سلوک در موسیقی چه در خلق آن با این همه کوره راه های خطرناک و چه در شنیدن آن با هجوم حجم عظیم صدا در این زمان، نیاز به تجربه ای دارد که ما نامش را تجربه سلوک در زمانی می نامیم که با پرسشی آغاز و با پرسشی دیگر پایان میگیرد اگر اثری ناتوان از پرسش نهایی نباشد، یا سطحی است یا دروغ است راز جاودانگی اثر در همین استمرار خلاق زایش پرسش های جدید است هنگامی که اثری از این توان تهی شد، به معنی آن است که عمرش به پایان رسیده است.
اسکار پیترسون

اسکار پیترسون

اوایل قرن بیستم یعنی هنگامی که موسیقی کلاسیک (رمانتیک و مدرن) از یکسو و موسیقی Jazz از سوی دیگر شنوندگان موسیقی در اروپا، آمریکا و سراسر جهان رامتوجه خود کرده بود، در شهر مونترئال کانادا یکی دیگر از نوابغ موسیقی Jazz متولد شد، کسی که توانست کارهای بسیاری را با افرادی چون چارلی پارکر، دیزی گیلسپی، لوییس آرمسترانگ، الا فیتسجرالد، دوک الینگتون ۱ و … تهیه کند، کسی که هنوز در سن ۸۰ سالگی تمام وقت و زندگی خود را وقف موسیقی می کند.
نگاهی به فعالیت ها و آثار مزدک خامدا

نگاهی به فعالیت ها و آثار مزدک خامدا

مزدک خامدا، نوازنده پیانو و آهنگساز ایرانی مقیم آمریکا، در سال ۱۳۵۱ در تهران متولد شد و فراگیری موسیقی را از یازده سالگی آغاز کرد. او همراه با خانواده در سال ۱۳۶۳ ایران را ترک گفت و در کالیفرنیا اقامت گزید.
زنان در موسیقی قاجار (I)

زنان در موسیقی قاجار (I)

وقتی که در هنگامه ی کم مانند عصر حاضر،هر گفت و شنفتی در حوزه موسیقی نیازمند رعایت احتیاط از سوی اهالی موسیقی است (آن هم در هزاره سوم !) و هنوز تصمیم متفق القولی از سوی متوالیان فرهنگی در مورد حرمت یا حلت این هنر بیچاره اتخاذ نشده است، از” حافظ” که در بیدادگاه قرن هشتم می زیسته چشمداشتی به غیر از آنچه در ابتدا آمد، نمی توان داشت. این فجایع فرهنگی یعنی پنهان نوشی، پنهان نوازی، پنهان نگاری و… و از سوی دیگر حضور مستمر مورخان سر سپرده، سبب شده است که متاسفانه صفحات تاریخ مان را به ناگزیر در میان پنهان سرائی های ادبیات مان جستجو کنیم. و این واقعیت آنگاه نمود بیشتری پیدا می کند که بخواهیم در مورد تاریخ موسیقی ایران آن هم از نوع زنانه اش پژوهش کنیم و مجبور شویم از درگاه ادبیات هم با دستی تقریبا خالی باز گشته و سفرنامه های فرنگیان ساکن ایران را ورق بزنیم.