گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

روش سوزوکی (قسمت سی ششم)

بعد ها در زمانی که مدرسه بازرگانی را می‌گذراندم، تعطیلات تابستان را در کارگاه کار می‌کردم، در آنجا همه فوت و فن ساخت ویولون را آموختم مثلاً بخش هایی که با ماشین انجام می‌شد و بخش هایی که با دست انجام می گرفت (مانند لاک زدن و جلا زدن) تا اینکه مراحل ساختن ساز تمام و کمال به آخر می رسید و از همه مهم تر خوشحالی غیر قابل وصفی بود که از این تلاش و جد و جهد بدست می‌آمد.

بعد ها در زمانی که مدرسه بازرگانی را می‌گذراندم، تعطیلات تابستان را در کارگاه کار می‌کردم، در آنجا همه فوت و فن ساخت ویولون را آموختم مثلاً بخش هایی که با ماشین انجام می‌شد و بخش هایی که با دست انجام می گرفت (مانند لاک زدن و جلا زدن) تا اینکه مراحل ساختن ساز تمام و کمال به آخر می رسید و از همه مهم تر خوشحالی غیر قابل وصفی بود که از این تلاش و جد و جهد بدست می‌آمد.

تصور می کنم که در دوران انتهای تحصیل مدرسه بازرگانی من بود که ناگهان ما صاحب یک گرامافون شدیم که مثل گرامافون‌ های امروزی برقی نبود، بلکه دستی بود و بلندگوی آن مثل گل شیپوری به فرم قیف بود که بسیار بزرگ بود بطوریکه سر یک بچه می‌توانست در داخل آن قرار بگیرد.

اولین صفحــه را که من داشتم صفــحه آوه ماریای (Áve Maria) شوبرت بود که میشا المان (Mischa Elman) آوه ماریای شوبرت
(Schubert Ave Maria) بود، ویولون آن را اجرا کرده بود. اجرای جذاب و شیرین میشا المان مرا به یک شیفتگی عمیق فرو می‌برد، ملودی‌ هایی را که به اجرا در می‌آورد مثل این بود که از درون یک رویای عظیم‌ بیرون می‌آمد، تاثیر آن در من بسیار عمیق بود.

چه تجسم باشکوهی‌که سازی را که من آن را به چشم یک بازی می‌پنداشتم چنین صدای سحرانگیزی داشت. آوه ماریای المان چشم مرا به دنیای سحرانگیز موسیقی باز کرد. اصلا نمی‌فهمیدم که چگونه روح و حس من تا این حد به ارتعاش در آمده بود، اما حداقل در من توانائی و شایستگی به آن حد رشد رسیده بود که چنین هنر عظیمی ‌را ارزش‌گزاری کنم، این حرکت و نخستین گام برای جستجوی هنر اصیل و واقعی بود.

من یک ویولون از کارگاه برداشته و با خود به خانه بردم، یکی از آثار منوئت ‌هایدن (Menuet – Haydn) را که المان اجرا کرده بود گوش دادم و سعی کردم آن را اجرا کنم. من نت این اثر را نداشتم، آرشه را به حرکت در ‌آوردم و تلاش ‌کردم که آن را به اجرا در آوردم، سعی می‌کردم روز به روز بر این قطعه مسلط شوم.

تکنیکی که با خود آموخته بودم چندان نبود اما توانستم بالاخره این اثر را اجرا کنم. در چنین موقعیتی یک منوئت از‌ هایدن اولین اثر من شد. رفته رفته علاقه من به نوازندگی ویولون بیشتر و بیشتر شد و به زودی شیفته و شیدای این ساز شدم و همزمان این احساس مرا عمیقاً با موسیقی پیوند داده بود.

گیتی خسروی

۱ نظر

بیشتر بحث شده است