به بهانه کنسرت ارکستر کامه راتا در تالار وحدت (I)

آروو پارت
آروو پارت
تالار وحدت در روزهای ۲۶ و ۲۷ آبان ۸۷ میزبان کنسرت فصل پاییز ارکستر کامه راتا به رهبری کیوان میرهادی بود. در این کنسرت سه قطعه از آروو پارت، تدسکو و تَوِنر (هر سه برای سولو و ارکستر) اجرا شد. در بخش اول “فِرَترس” برای ویلن سولو و ارکستر زهی اثر آروو پارت، با نوازندگی سولوی رسا محمودیان، و سپس کنسرتو گیتار شماره ۱ در ر ماژور Op.99 از کاستلنو وُ تدسکو ، با اجرای گیتار سولوی منصور حبیب دوست به روی صحنه رفت. بخش دوم به اجرای کنسرتو ویلنسل جان تونر با عنوان The Protecting Veil در ۸ موومان، با ویلنسل سولوی مجید اسماعیلی اختصاص یافت.

مقاله پیش رو به معرفی اجمالی این سه آهنگساز و آثار برگزیده اجرا شده در این کنسرت اختصاص دارد.

آروو پارت (Arvo Pärt)
آروو پارت متولد ۱۹۳۵ در استونی، یکی از تاثیرگذارترین آهنگسازان مکتب مینیمال در جهان است. آثار آغازین تجربی وی مانند سمفونی شماره ۱، تحت تاثیر مکتب سریالیسم و موسیقی تصادفی بود.

تکنیک کولاژ را که نوعی قرار دادن ماتریال موسیقی اقتباسی از آثار آهنگسازانی چون باخ و چایکوفسکی در ساختار سریال شخصی خود بود، چندی آزمود. پارت پس از تصنیف Credo در سال ۱۹۶۸، به یک دوره سکوت هنرمندانه و خلاقه فرو رفت و به مطالعه موسیقی قرون وسطی و به خصوص ارگانوم نتردام و پلی فونی رنسانس پرداخت. ثمره این دوره، سمفونی شماره ۳ بود که از اساس با آثار گذشته تفاوت داشت.

به این ترتیب پارت تکنیک سریال را با هدف دستیابی به یک زبان بسیار درون نگرانه تونال، که اساسا زیبایی شناسی آن بر آرامش و رهایی استوار بود، کنار گذاشت. با این وجود وی همچنان برای دستیابی به زبان شخصی حقیقی خود، به جستجو ادامه داد. سال ۱۹۷۲ آغاز یک سکوت جستجوگرانه دیگر بود که چهار سال به طول انجامید و سبک اختصاصی و مشهور ” تینتینابولی” (tintinnabuli) از این سکوت سر برآورد.

این صدای شخصی و جدید آروو پارت با قطعه پیانوی Für Alina به جهان موسیقی معرفی شد. پارت خود می گوید: “در این اثر بود که سری تریادها را کشف کردم و آن را قاعده راهنمای ساده و کوچک خود قرار دادم.” سبک تینتینابولی را می توان به طور ساده به کارگیری ترکیب های مختلف یک آکورد بر روی توالی نتهای یک گام با مرکزیت تونال همان آکورد، توضیح داد. در حقیقت تینتینابولی شامل بسط یک تریاد ساده تونیک در یک یا چند صدا می شود. این حالت صدادهی تداعی کننده ارتعاش یک ناقوس است و رزونانس اصوات، یک پژواک پر طنین و غنی از هارمونیک ها پدید می آورد که برای همیشه دستاورد پارت باقی خواهد ماند.

او می گوید: ” تینتینابولی گستره ای است که گاهی در درون آن پرسه می زنم. هنگامی که در جستجوی پاسخ هایی برای زندگی، موسیقی و کارم هستم. در ساعت های تاریکم احساس خاصی دارم که هر آنچه خارج این یک موضوع باشد، فاقد معناست. پدیده پیچیده و چندوجهی تنها مرا گیج می کند و من تنها باید در جستجوی یگانگی باشم […] تینتینابولی یک چنین چیزی است. سه نت یک تریاد مانند ناقوس هایی هستند و به همین سبب است که آن را تینتینابولی می خوانم.”

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (VI)

برخی از نویسندگان از دگره ای استفاده می کنند که در آن اعداد مختلفی، بسته به برخی از ویژگی های ساز یا رویداد، ممکن است در فواصل زمانی ظاهر شوند: حجم صدای آن، نوع زخمه زنی، یا دیرش آن. برای مثال، برآون دامنه ی رویداد های نت را به وسیله ی دیرش زمانی سنجش می کند (Brown 1993)، که ممکن است هنگام تلاش برای کشف خودکار وزن مفید باشد. در این طرح، ریتم ایو عبارتست از:

موسیقی شناسی فمنیستی (I)

در دوران معاصر بحث حقوق زنان در جوامع و پرداختن به ارزشهای زنان از جایگاه ویژه ای در می ان صاحب نظران و انسان شناسان برخوردار است. در طول تاریخ در راستای برابر سازی حقوق زنان و مردان تلاشهای بسیاری شده است. این تلاشها صرفا در زمینه حقوق اجتماعی و شغل و پوشش و… نبوده بلکه یکی از این شاخه ها برابری در زمینه هنر است. چیزی که امروزه در غرب همچنان با آن مواجه هستیم و آن استفاده ابزاری از زن برای جذب مخاطب در آثار هنریست، از نقاشی و مجسمه سازی تا سینما و موسیقی. بر خلاف تبلیغ سیستم های غربی در زمینه برابری جنسیتی زن و مرد در عمل مشاهده می کنیم که هیچ برابری حتی در صحبت های برخی فیلسوفان تاریخ غرب برای زن و مرد در نظر گرفته نشده و گاها حتی زن را عاری از نبوغ و شعور آفرینش اثر هنری می دانستند. بحث بسیار گسترده و طولانیست اما در این مقاله با استفاده از چند نوشتار مشهور در زمینه موسیقی شناسی سعی کردیم تا حدودی به این موضوع مهم در زمینه هنر و مخصوصا موسیقی بپردازیم.

از روزهای گذشته…

تصویر تنال (II)

تصویر تنال (II)

همانطور که گفته شد(در اینجا) موسیقی تجربی، موسیقی است که طی دوران زندگی فراگرفته می شود و درک آن برای کسی که روی این موسیقی شناختی ندارد، ممکن نیست. همین مسئله باعث می شود که کودکان به بعضی از انواع موسیقی علاقه نشان ندهند.
گفتگو با تیبو (VII)

گفتگو با تیبو (VII)

کرایسلر که استعداد زیادی در پیاده کردن نت ها داشت تنظیم های شگفت انگیزی را انجام داده است. همچنین تیوادار ناچز (Tivadar Nachèz) و آرتور هارتمن آثار خوبی را تنظیم کرده اند. این آثار همراه با کارهای کوتاه تر ویوتام و وینیاوسکی، مثل Ballade et Polonaise از ویوتام، آثار خوبی برای اجرا هستند؛ هرچند پیوریست های موسیقی (musical purists) ممکن است این اثر را تأیید نکنند. به نظر من Polonaise در سطح آثار شوپن است یا مثلا از نظر ویرتوز بودن Gypsy Airs از سارازات را در در نظر بگیرید که با هر کدام از راپسودی های لیست برابرند.
گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

فرآیند دیگری نیز هست تحت عنوان «انسان‌شناختی» که اگر چه به سختی می‌توان آن را جزیی از بحث حاضر به حساب آورد اما گاهی با آن اشتباه گرفته می‌شود. در این فرآیند قصد، توصیف انسان‌شناسانه‌ی هنر است و نقد به مفهوم داوری و ارزیابی در آن جایی ندارد.
گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

-در مورد نخست، موسیقی‌دان کارگر (اگر چه احتمالاً یقه سفید) محسوب شده و همان از خود بیگانگی که برای کارگران تحت سلطه‌ی سرمایه‌داری روی می‌دهد برای آنان نیز متصور است. مناسبات تولیدی موسیقی می‌تواند در پرتو چنین سازوکارهایی توصیف، یا تحلیل شود. در این هنگام «قاسم آفرین» پرسید این چه ارتباطی با مساله‌ی از خودبیگانگی روان‌شناختی دارد؟ مدرس پاسخ داد به نظر نمی‌رسد از دیدگاه مارکسیست‌ها این دو ارتباطی داشته باشند. «سعید یعقوبیان» هم اشاره کرد که علاوه بر مارکسیست‌ها لیبرال‌ها هم مفهوم از خودبیگانگی (البته به معنایی دیگر) را در کارهای نظری خود لحاظ می‌کنند و به نظر می‌رسد همه به نوعی با از خودبیگانگی دست به گریبان‌اند.
“ذوق ما را خشکانده اند ” (I)

“ذوق ما را خشکانده اند ” (I)

بله. من از پنج سالگی نوازندگی تار را با یک تار کوچک و با پدرم که معلم تار بود و ویولن به سبک ایرانی، شروع کردم اما بعداً به ویولن گرایش پیدا کردم و ردیف راست کوک ویولن را با پدر کار کردم و وقتی پیش استاد صبا رفتم او از من خواست ردیف را بزنم و با اینکه خود ردیف مخصوص ویولن داشت، ردیف راست کوک را از من قبول کرده و از ردیف چپ کوک شروع کرد. این حسن اخلاق استاد صبا برای هنرآموزان امروز باید سرمشق قرار گیرد.
استولزمن و سبکهای مختلف با کلارینت

استولزمن و سبکهای مختلف با کلارینت

تک نوازی با بیش از ۱۰۰ ارکستر، نوازندی ای چیره دست، هنرمندی بزرگ در عرصه موسیقی مجلسی و هنرمند مبتکر سبک جاز. ذوق هنری، نوازندگی و جاذبه بالای شخصیت استولزمن باعث رسیدن او به قله های بلند موفقیت بین المللی شد و او را به یکی ازهنرمندان موفق موسیقی در عصر حاضر تبدیل کرده؛ استولزمن منتقدین و شنوندگان آثار خود را با اجرای زیبای انواع موسیقی مجذوب خود کرده است.
اشتباه بزرگ هنگام اجرای کنسرت

اشتباه بزرگ هنگام اجرای کنسرت

گروه استونز، در فاصله جدایی تا مرگ جونز، میک تیلور (Mick Taylor) را جایگزین او کرده بودند که نامش برای اولین بار در آلبوم Let It Bleed آمد.
از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (IV)

از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (IV)

مقاله‌ای با امضای‌ “ماهان‌” عنوان «اندیشه‌ها» را بر پیشانی دارد و حاوی حرف‌ها و نظراتی است پراکنده دربارهء مسائل روز مربوط به موسیقی و جامعهء موسیقی ایران. در نیمهء دوّم این شماره، دو مقاله نیز دربارهء موسیقی و فرهنگ جهانی آمده است: یکی با عنوان«توسعه و بسط رقص، »از فرخ شادان و دیگری با عنوان «گوته و موسیقیدان‌های عصر او»از دکتر محمود اعتماد. دو صفحه حاوی نقدهای سردستی طنزآمیز دربارهء رفتارها و گفتارهای‌ دست‌اندرکاران موسیقی، بخش مقالات مجله را به پایان می‌برد. در بخش‌ جداگانه‌ای از همین شماره با عنوان‌ “تصنیف‌های روز”، یک آهنگ روز غربی، گل کوچک (Le Petit fleur) آمده است و چهار ترانهء تازه از ویگن، دلکش، مرضیه‌ و پروین. آهنگ ترانه‌ها با خط زیبائی‌”نت‌”شده است تا استفاده از آن‌ها برای‌ هنرجویان و آشنایان با موسیقی، آسان‌تر باشد.
میشا مایسکی

میشا مایسکی

میشا مایسکی (Mischa Maisky) متولد ۱۹۴۸ در Riga، Latvia است؛ موسیقی را برای اولین بار وقتی به Children’s Music School و هنرستان هنرهای زیبا رفت آغاز کرد. در سال ۱۹۶۲ وارد هنرستان Leningrad شد. در سال ۱۹۶۵ نام مستعار Rostropovich of the Future برای خود انتخاب کرد و همکاری با Leningrad Philharmonic را شروع کرد. یک سال بعد او برنده جایزه مسابقه بین المللی چایکوفسکی در مسکو شد و تحصیلات خود را تحت نظر Rostropovich در هنرستان هنرهای زیبای مسکو شروع کرد.
لیدی بلانت و مسیح (V)

لیدی بلانت و مسیح (V)

در نمونه ویلن مسیح نیمه پائینی دریچه در محدوده ای با تراکم کمتر در چوب واقع شده است در صورتی که کاملا در جهت عکس در نمونه لیدی بلانت نیمه پائینی دریچه ها در محدوده متراکم تری در حیطه عرضی چوب قرار گرفته است که این موضوع خود نیز به تنهایی از جهات مختلفی قابل بررسی است که ما به بخش مختصری دراین میان اشاره نمودیم.