روش سوزوکی (قسمت سی هفتم)

پنجاه سال بود که همیشه صبح زود بیدار می‌شدم
طبق معمول درهای کارخانه ویولون سازی ساعت هفت صبح باز می شد، اما از نظر کارکنان توقعی نبود که پدر من و ما بچه‌ها که به مدیریت کارخانه تعلق داشتیم زودتر از ۹ صبح در آنجا دیده بشویم. از همان روز اول کار با خودم فکر کردم که در حقیقت من هم مانند بقیه یکی از کارکنان این کارگاه هستم؛ چرا باید برتری طلبی رئیس مآبانه داشته باشم؟ از نگاه انسانی به نظرم غیرعادلانه بود که اگر دیگران ساعت هفت صبح شروع به کار می‌کنند و من دو ساعت بعد از آن ساعت شروع به کار ‌کنم و تصمیم بر این کار گرفتم. گمان می‌کنم این دید و برخورد را هم از تولستوی آموخته بودم!

از این به بعد هر روز صبح ساعت پنج صبح بیدار می‌شدم و همه خواهران و برادرانم را بیدار می‌کردم تا در پارک تسورومی (‌Tsurumi) پیاده روی کنیم. در پارک حوضی بود که ماهی‌های این حوض از شوق و هیجان و حرص غذاهایی که می بردیم به حرکت در می‌آمدند، طوریکه سراسر آب حوض پر می‌شد از پیچ و تاب امواج آب و بعد از آن با عجله برای صرف صبحانه به خانه بر می گشتیم و بعد از صرف صبحانه با عجله به کارگاه می‌رفتیم؛ جایی که خانه جدید ما در آنجا قرار داشت و تا محلّ کارگاه هفده دقیقه فاصله داشت.

حتی امروز هم ساعت پنج صبح از خواب بیدار می‌شوم و این جزئی از عادت من شده. من بیست سال در کارگاه مشغول به کار بوده‌ام و در تمام پنجاه سال زندگیم این عادت در من حفظ شده بود که بعد از تمام شدن ساعت کارم که حدود ساعت پنج عصر بود، در حالی که همیشه چند تا از بچه‌ها بر سر راه منتظر من بودند و از دست‌های من آویزان می‌شدند و به پاهایم می‌چسبیدند، به سمت خانه حرکت کنم.

من عاشق ویولون خودم بودم، کارم را هم خیلی دوست داشتم و خیلی علاقه‌مند بودم که با بچه‌ها صحبت کنم و با آنها در ارتباط باشم و بازی کنم، واقعا روزهای فوق العاده ای بودند، به طوری که این سوال برایم پیش می‌آید که آیا اصلاً من مفهوم نارضایتی را می‌شناختم؟

صادقانه باید بگویم که در برابر این جهان هستی، موجودیت هر چیز در دور و اطراف من بدون اشکال بود. اما حقیقتاً در درون من چیز دگری می‌گذشت، من از خودم ناراضی بودم و از خودم ایراد می‌گرفتم و تمام وقت به دنبال چیزی بودم که از آن طریق خود را تصحیح و روحم را تصفیه کنم. بابت رفتارهای رئیس مابانه خانواده ام از آنها انتقاد می کردم. از اینکه دیرتر از بقیه به کارگاه می آیند و برای خود چنین حقی قائل می شوند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره‌ی پتریس وسکس (VI)

در آغاز این قرن در سال ۲۰۰۵ وسکس قطعه‌ی دیگری با عنوان کانتو دی فورتزه برای دوازده ویولنسل و فیلارمونیک برلین نوشت. او می‌گوید «این قطعه با قسمتی ساکن و خاموش شروع می‌شود. قلب کار شامل دو موج گسترشی است. ابتدا قطعه به آرامی فرود می‌کند و دور می‌شود تا با موفقیت به اوج برسد. سپس منجر به یک نقطه‌ی عطف می‌شود. در مقایسه، بیشتر قطعات و ترکیبات من در سکوت حل می‌شوند. نقطه‌ی اوج کانتو در فورتزه در یک فورتیسیمو بسیار پر قدرت وجود دارد. من متوجه شده‌ام که با موسیقی می‌توان جهان را متعادل نگه داشت.»

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

ایستگاه میدان انقلاب: در ایستگاه متروی میدان انقلاب، دو نقطه بیش از هر مکان دیگری محلّ تجمع نوازنده‌ها بوده است. اوّلی همکف ایستگاه دقیقاً پس از عبور از ورودی تنگ ایستگاه و پشت به سوپرمارکتی است که در یکی دوسال اخیر باز شده است. تنها دفعاتی که دیده‌ام نوازندگانی در این نقطه به اجرای موسیقی بپردازند دو نوازندهٔ دف و سه‌تار بوده است. این دو نوازنده یک زن و مرد حدوداً سی و چند ساله بودند. مرد سه‌تار می‌نواخت و زن هم دف. بعد از چند بار متوالی که آن‌ها را دیدم، دیگر هیچ‌گاه آن‌ها را ندیدم. ازدحام و سروصدای آن نقطه آن‌قدر زیاد است که نوازندهٔ سه‌تار همواره با میکروفون می‌نواخت و نوازندهٔ همراهش هم به‌جای آنکه مثلاً تنبک‌نواز باشد دف‌نواز بود؛ احتمالاً‌ هم برای آنکه صدای سازش راحت‌تر شنیده شود و هم اینکه ظرائف تنبک در آن فضا قابل شنیدن و درک کردن نبود.

از روزهای گذشته…

نامه سرگشاده امیرعلی حنانه

نامه سرگشاده امیرعلی حنانه

بعد از ظهر طاقت فرساء توام با افسردگی همراه با دردها و رنجش هایی که انگار برای موسیقیدان شدن الزامی است و باید آن دردها را تجربه کنی… به آن دترمینیسمی که مرتضی حنانه درباره خود و آثارش گفته بود فکر می کردم؛ درست بود، انگار این تقدیر جبری هنوز جایی در اطراف مرا زیر نظر داشت و آزار می داد.
این آب‌های اهلیِ وحشت… (III)

این آب‌های اهلیِ وحشت… (III)

هکتور برلیوز (۱۸۶۹ – ۱۸۰۳) آهنگساز رمانتیک فرانسوی و از نخستین رهبران بزرگ ارکستر، اثر مشهور خود سمفونی فانتاستیک را در ۲۷ سالگی‌اش تصنیف کرد. زمانی که همه‌ی نامه‌های عاشقانه‌اش به هاریِت اسمیتسون -بازیگر تیاتری که او را نخستین بار در نقش افلیا در نماشنامه‌ی هملت دیده و به او دل‌ باخته بود- بی پاسخ ماند و اسمیتسون نیز از پاریس به شهری دیگر رفت. اسمیتسون -منبع الهام سمفونی فانتاستیک- بالاخره این اثر را دو سال بعد شنید و نبوغ برلیوز او را تحت تأثیر قرار داد. آن دو باهم ازدواج کردند که این وصلت فرجام خوشی نداشت و چند سال بعد به جدایی انجامید. سمفونی فانتاستیک آنگونه که برلیوز نیز توضیح داده‌است، ماجرای آهنگسازی جوان است که ناکام از عشق، خود را با تریاک مسموم می‌کند. در خوابی سنگین فرو می‌رود و دلهره‌ و درد، کابوس‌وار در ایده‌هایی موسیقایی جانش را تسخیر می‌کنند.
هنر نیروی مهم جاذبه و وحدت اجتماعی (I)

هنر نیروی مهم جاذبه و وحدت اجتماعی (I)

یک نگاه به جریان بالندگی و تکامل هنر در جوامع مختلفِ انسانی ما را به سوی چند اصل مهم در این حوزه راهنمایی می کند؛ آنها عبارت اند از:
نتایج دهمین جشن سالیانه موسیقی جز

نتایج دهمین جشن سالیانه موسیقی جز

سانی رولینز Sonny Rollins مهمترین نوازنده ساکسوفن، در دهمین جشن سالیانه جوایز جز Jazz Awards به یک پیروزی دوجانبه دست یافت و به عناوین نوازنده سال ساکسوفون تنور و همچنین موسیقی دان برگزیده سال دست یافت.
آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (II)

آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (II)

قسمت سوم، ردیفهای موسیقی ایرانی است که به خط بین المللی نت نوشته شده، اولین مرتبه ای که خط نت بین المللی به ایران آمد توسط «لومر» فرانسوی بود، نامبرده از فرانسه برای تدریس موزیک نظام استخدام شده بود و او اولین کسی است که خط نت را در ایران تدریس کرد، همچنین تعدادی از پیش درآمدهای موسیقی ایرانی را به خط نت نوشت و به چاپ رسانید ولی تا این زمان هنوز ردیف موسیقی ایرانی به خط نت نوشته و منتشر نشده بود.
“MTV و اعتباری که از بین رفت” افول اقتدار موسیقی در جهان (II)

“MTV و اعتباری که از بین رفت” افول اقتدار موسیقی در جهان (II)

چند شب گذشته توجه تمام محافل موسیقی به نتایج جوایز ام‌تی‌وی جلب شد. این جوایز بنا به رای مخاطبان این کانال بین‌المللی به بهترین گروه، بهترین گروه نوپا، بهترین آلبوم، بهترین نماهنگ، بهترین خواننده مرد، بهترین خواننده زن، بهترین کلیپ رپ، بهترین کلیپ R&B، بهترین کلیپ هیپ هاپ (Hip Hop)، بهترین کلیپ راک و بهترین کلیپ پاپ تعلق می‌گیرد.
امروز در فرهنگسرای نیاوران بزرگداشت پنج موسیقیدان برگزار می شود

امروز در فرهنگسرای نیاوران بزرگداشت پنج موسیقیدان برگزار می شود

با مشارکت دویست‌ موسیقیدان ایرانی و بنیاد افرینشهای هنری نیاوران سومین آیین نکوداشت هنرمندان موسیقی ایرانی با عنوان «سال نوا» با تجلیل از پنج هنرمند پیشکسوت موسیقی ایرانی، امروز، شنبه چهارم آذر ماه در فرهنگسرای نیاوران برگزار می شود.
پیام تقدسی، ویلنسلیست ایرانی – اتریشی

پیام تقدسی، ویلنسلیست ایرانی – اتریشی

پیام تقدسی (متولد سال ۱۹۸۹) از چهارسالگی نزد مونیکا شرباوم (Monika Scherbaum) در شهر برگنز در اتریش به فراگیری موسیقی پرداخت. او در کنسرواتوار فلدکرش (Conservatory Feldkirch) در کلاس های ایمکه فرانک (Imke Frank) و مارتین مرکر (Martin Merker) شرکت کرد. او سپس در زوریخ در سوئیس به تحصیل موسیقی نزد توماس گروسنباخر (Thomas Grossenbacher) و کریستین پروسک (Christian Proske) پرداخت و در سال ۲۰۱۱ با مدرک لیسانس اجرای موسیقی فارغ التحصیل شد. دو سال بعد پیام تقدسی زیر نظر رافائل رزنفلد (Rafael Rosenfeld) مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته نوازندگی موسیقی دریافت کرد و سپس در سال ۲۰۱۶ با مدرک نوازندگی تخصصی موسیقی از مدرسه موسیقی بازل (Hochschule für Musik Basel FHNW) فارغ التحصیل شد.
وینتان مارسالیس، تکنیک درخشان ترمپت (I)

وینتان مارسالیس، تکنیک درخشان ترمپت (I)

وینتان مارسالیس (Wynton Marsalis)، به عنوان موسیقیدانی نابغه، فرهنگ دوست و بشردوستی دلسوز، ترمپت نوازی افسانه ای، آهنگسازی حرفه ای و استادی خستگی ناپذیر وصف شده است. این تعهد زندگی وینتان است که دانش و مهارت افراد را باید در موسیقی جاز بالا برد. او تاثیری بی مانند بر فرهنگ ملی و بین المللی گذارده است.
تصویر تنال (II)

تصویر تنال (II)

همانطور که گفته شد(در اینجا) موسیقی تجربی، موسیقی است که طی دوران زندگی فراگرفته می شود و درک آن برای کسی که روی این موسیقی شناختی ندارد، ممکن نیست. همین مسئله باعث می شود که کودکان به بعضی از انواع موسیقی علاقه نشان ندهند.