- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

به بهانه کنسرت ارکستر کامه راتا در تالار وحدت (IV)

تونر در سالهای اخیر به کاوش و پژوهش در مذاهب اقصی نقاط جهان پرداخته و المان های موسیقایی غیر غربی را در آثارش به کار گرفته است. در سال ۲۰۰۳، “The Veil of the Temple” را بر پایه متونی از چند مذهب مختلف، در مقیاسی فوق العاده بزرگ نوشت. این اثر برای ۴ گروه کر، چندین ارکستر و سولیست نوشته شده و حداقل ۷ ساعت به طول می انجامد.

در حالی که آثار اولیه تونر تحت تاثیر آهنگسازانی چون استراوینسکی قرار داشت، موسیقی های متاخر وی به لحاظ بافت، بازتر، با بهره گیری از محدوده صوتی گسترده و معمولا تونال دیاتونیک بوده است. برخی از مفسرین شباهت هایی را به آثار آروو پارت پیشنهاد داده اند که این شباهت از سنت مذهبی مشترک آنها تا جزئیات تکنیکی چون طول جملات، دیاتونیسم و تاثیرات رنگ آمیزانه سازهای ضربی و … گسترده شده است.

کنسرتو ویلنسل (The Protecting Veil)
The Protecting Veil برای ویلنسل و ارکستر در سال ۱۹۸۸ تکمیل، و در ۱۹۸۹ توسط استیفن ایزِرلیس و ارکستر سمفونی لندن برای نخستین بار اجرا شد. منبع الهام اثر به یکی از مراسم مذهبی ارتدوکس باز می گردد که در آن ظهور مریم مقدس در یکی از کلیساهای قسطنطنیه در آغاز قرن دهم میلادی، گرامی داشته می شود. در این ظهور، مریم مقدس در حال دعا و گستردن یک ردای محافظ به نشانه پناهگاهی برای نگهبانی از قلمرو مسیحیت در برابر حملات قبایل مهاجم، پدیدار گشت.

به گفته خود تونر، در این اثر ویلنسل نمادی از حضور مریم مقدس است و نوای نغمه گون آن در سراسر این کنسرتوی هشت موومانی حضور دارد. شنونده می تواند آوای زهی ها را بسط و گسترش عظیم ترانه بی پایان مریم تلقی کند. تونر می گوید: “در حین آهنگسازی، مراسم مذهبی مختلفی را در ذهن داشتم. برای نمونه، موومان دوم با تولد مریم در ارتباط است.

موومان سه جشن مژده میلاد مسیح از جانب جبرئیل، موومان چهار تجسد مسیح، موومان پنج (که به طور کامل بدون همراهی ارکستر است) سوگواری مریم بر پای صلیب، موومان شش رستاخیز مسیح، و موومان هفت آسودن مریم (دورماسیون) را نمایندگی می کنند و موومان اول و آخر نشانگر آراستگی و بزرگی جهانشمول وی هستند. The Protecting Veil با یک انگیزش موسیقایی از اشک های مریم پایان می پذیرد.

با تمام این اوصاف، می توان به طور کامل به این قطعه به عنوان موسیقی محض گوش سپرد. اما تصور می کنم اگر آنچه را که حین آهنگسازی در ذهن داشتم بازگو کنم، می تواند مفید باشد.

این قطعه کوششی است برای برساختن یک شمایل مقدس تغزلی با اصوات، نه با چوب و نیز بهره گیری از موسیقی ویلنسل برای خلق یک نقاشی کامل، نه فقط یک رنگ زدن. این موسیقی به شدت سبک مند، به شکل هندسی فرم یافته و دارای کاراکتری ژرف اندیشانه و مدیتیشن وار است.”