روش سوزوکی (قسمت سی هشتم)

هیچ میل و خواسته‌ای نداشتم، خودم را موظف می‌دیدم که صبح‌ها ساعت پنج بیدار بشوم، چون کارگران هم به همین گونه کار را شروع می‌کردند این یک صدای درونی بود، صدای وجدان، صدای خدا که در کلمات تولستوی جا گرفته بود و من سعی می‌کردم آنها را در عمل محقق کنم. احتمالاً حسی در من در حال تحقق و اجرا بود، در هر حال من خیلی خوشبخت بودم به همین دلیل هم توانستم از سفر به کیشیما (Chishima) لذت ببرم.

اما وقتی پرنس توگوگاوا (Togugawa) از من در روزهای آخر سفر سوال کرد که چرا من تحصیل موسیقی نمی‌کنم و به جای آن در کارگاه کار می‌کنم؟ بنظرم آمد که آنها راجع به من صحبت نمی‌کنند، من در کارگاه کار می‌کردم زیرا پدر من در بخش اداری به کمک من نیاز داشت و من توقع نداشتم که پدرم به خاطر من در برنامه‌هایش تغییر بوجود بیاورد و بطور کلی همان طور که ذکر کردم من با کارم خوشبخت بودم، موزیسین شدن حتی یکبار هم به فکر من خطور نکرده بود. البته میشا المان (Misch Elman) بسیار مورد تحسین من بود، اما صرفنظر از همه اینها فقط برایم این مسئله جالب توجه بود که مفهوم هنر واقعی را کشف کنم و اینکه چه در آن نهفته است؟ فقط برای کسب این آگاهی بود که کمی‌ ویولون می‌نواختم.

موقعیتی درخشان، اقامت و زندگی در خانه پرنس توکوگاوآ
در پاییز، بعد از سفر دریایی تابستانی در چی شیمای شمالی (Nord Chishima) روزی پرنس توکوگاوآ (Tokugawa) به دیدار ما آمد. او از پدرم سوال کرد که نظرش در مورد اینکه من موسیقی تحصیل کنم چیست و اضافه کرد که خانم کودا (Koda) نظری بسیار امیدوار کننده دارد.

پدرم در جواب گفت: “پیش از این نظر من این بود که او می‌تواند موسیقی را دوست داشته باشد اما لزوماً احتیاج ندارد که خودش را به کار مشغول کند که بعد از آن مجبور شود که در برابر مردم جهت گذران زندگی خودش را کوچک کند. اگر حتماً می‌خواهد موسیقی بشنود باید یک بازرگان خوب بشود و بعد می‌تواند دیگران را استخدام کند که برایش موسیقی اجرا کنند.” و خوب با این نگرش پدر من نسبت به این کار معلوم بود که برای من چشم انداز روشنی وجود نداشت. اما وقتی پرنس توکوگاوا از او دوباره درخواست کرد پدرم دیگر نتوانست نه بگوید، با این وضعی که پیش آمد زندگی من کاملاً جهتی دیگر به خود گرفت. در سالی که در پیش رویم بود من بیست و یکساله برای آموختن زیربنای تکنیک نوازندگی ویولون به توکیو نزد کوآند و خواهر کوچکتر خانم کودا رفتم.

در آن زمان در خانه پرنسها در فوجی می‌کو آزابو یک اطاق داشتم. در واقع من در نظر داشتم که یک خانه بخرم اما این برنامه عملی نشد و پرنس با مهربانی بسیار مرا دعوت کرد که در خانه شان زندگی کنم و این برای من یک موقعیت و خوشبختی بی حد و اندازه بود. رابطه من با پرنس بتدریج صمیمی‌تر می‌شد. طوریکه هنگام صرف غذا او همیشه برایم در مورد مسائل مهم صحبت می‌کرد و من بسیار می‌آموختم.

به علاوه تقریباً هر روزه بسیاری از دوستان و فضلا و دانشمندان مثل توراهیکو ترادا (Torahiku Terada) فیزیکدان و فونتیکر (آواشناس، صدای شناس) کوتوجی ساتسودآی فونتیکر (آواشناس، صدا شناس) به این خانه می‌آمدند، به این گونه من خودم را در بین انسانهایی برجسته و ممتاز یافتم. من یقین دارم که این یک سعی و کوششی پنهانی از طرف پرنس بود که می خواست شخصیت من را به شکلی مناسب آموزش دهد و جلا بخشد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (II)

ممکن نیست درباره موسیقی ایرانی قضاوت کرد بدون‏ آنکه اختصاصات اجتماعی گسترش تاریخی دولت در قرن‏ بیستم، سیاست فرهنگی و حتی سیاست خارجی کشور ایران‏ در نظر گرفته شود. در حقیقت این حاصل سیاست فرهنگی‏ ایران است که جشنواره شیراز هم یکی از مظاهر آن شمرده‏ می‏ شود. پس آنکه در سال ۱۳۰۵ شمسی (۱۹۲۶) حکومت‏ فاسد قاجار برافتاد، کشور ایران با سرعت و شدت بسوی‏ تمدن غربی رو آورد.

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XVI)

هرچند، ایده ی ساختن قطعه ای بر اساس زندگانی حواریون در ذهن او باقی ماند تا اینکه در فستیوال سال ۱۹۰۳ او دوباره به موضوع دلخواه خود بازگشت. وی در ابتدا یک اوراتوریو در سه قسمت تدارک دیده بود که شامل خیانت یهودا، نفی کردن پطرس و به عروج رفتـن عیسی مسیح بود. بیماری دوباره به سراغ او آمد و بدین ترتیب او تنها به قسمت عروج روحانی مسیح پرداخته و آن را “سلطنت” نام نهاد. مدت ها بعد، او قسمت سومی به نام “قضاوت آخر” به این اوراتوریو اضافه کرد اما هیچگاه این قطعه را به پایان نرساند.

از روزهای گذشته…

سحر شهاب

سحر شهاب

متولد ۱۳۴۹ تهران فوق لیسانس گرافیک و انیمیشن پژوهشگر هنر saharshahab1970@yahoo.com
نی و قابلیت های آن (XV)

نی و قابلیت های آن (XV)

در قسمت قبل اشاره به برخی قابلیت های نی در قالب تکنوازی و همنوازی شد. این ساز در گروهنوازی ساز های ایرانی هم از جایگاه ویژه ای برخوردار است و اگر آهنگسازان و تنظیم کنندگان به خوبی با قابلیت های اجرایی نی آشنا باشند از آن می توانند به بهترین نحو ممکن در کار های گروهی استفاده نمایند.
جلیل شهناز و چهارمضراب (IV)

جلیل شهناز و چهارمضراب (IV)

این چهارمضراب ۲۰۵ میزانی که اجرای آن در [شهناز ث] موجود است، در دشتی سی نواخته و با متر نغمه‌نگاری شده است. پایه‌ی این چهار مضراب الگویی ملودیک دارد (شکل ۱) و از یک موتیف دو میزانی ساخته شده:
جوزپه وردی، اپراساز محبوب (I)

جوزپه وردی، اپراساز محبوب (I)

جوزپه فورتونینو فرانچسکو وردی (Giuseppe Fortunino Francesco Verdi) آهنگساز ایتالیای سبک رومانتیک است که بیشتر کارهایش در زمینه اپرا بوده و قطعات او از محبوب ‌ترین آثاری است که در اغلب سالن‌های اپراهای جهان اجرا می‌شوند. وی یکی از تاثیرگذارترین آهنگسازان قرن نوزدهم بود. آثارش بارها در تالارهای اپرا در سرتاسر جهان اجرا شده و بندهای نسلها را نیز در هم شکسته، بسیاری از موضوعات وی در فرهنگ عموم ریشه دوانده اند، در قطعه ها و موضوعاتی همچون: “خانم دمدمی” در اپرای ریگولتو (Rigoletto)، “آوازهای کر از بردگان عبری” در اپرای نابوکا (Nabucco)، “آهنگ مستی” در اپرای لاتراویاتا (La traviata) و “پیروزی” در اپرای آیدا (Aida).
نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (I)

نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (I)

چندی پیش با مقاله ای برخورد کردم با عنوان: نقدی کوتاه بر کتاب «پیوند شعر و موسیقی آوازی» اثر استاد حسین دهلوی نوشته مصطفی عبادی که با نگاهی به تاریخ انتشار آن متوجه شدم انتشار آن مربوط به دو سال پیش بوده است. در این نوشته، نویسنده با یک بیت شعر که در ابتدای مقاله آورده است، کلید مباحث مطرح شده اش را به دست خواننده می دهد و آن پیش فرضی آشناست: «مقاله ای بر اساس گفتمان مشهور ملی گرایی-غرب زدگی».
نی، وسیله یا هدف!

نی، وسیله یا هدف!

هفته گذشته در آمفی تئاتر سازمان میراث فرهنگی کشور همایشی با حضور دکتر حسین عمومی برگزار شد و دو مورد از پیشنهادات ایشان در مورد سازهای نی و تنبک به نمایش گذاشته شد.
نگاهی به آلبوم بوم، ساخته حمیدرضا دیبازر (I)

نگاهی به آلبوم بوم، ساخته حمیدرضا دیبازر (I)

حمیدرضا دیبازر در فروردین ماه سال ۱۳۵۰ در تهران متولد شد. او در کودکی با راهنمایی پدرش با دنیای موسیقی آشنا گردید. از چهارده سالگی فراگیری پیانو را نزد ماری یوسف شروع کرد و در سال ۱۳۶۶ وارد هنرستان موسیقی شد و در این دوره، آهنگسازی را با ساخت دوئتی برای هورن آغاز نمود. در سال ۱۳۷۰ با ساز تخصصی فرنچ هورن زیر نظر شریف لطفی فارغ التحصیل شد.
او پیانیست بود یا شوپنیست؟ (III)

او پیانیست بود یا شوپنیست؟ (III)

فردریک در سال ۱۸۳۵میلادی در سفری پس از ملاقات خانواده اش در برگشت دچار حمله ­ای شدید شد که روزنامه ها خبر مرگ او را منتشر نمودند. او توانایی زیادی در کارهای ارکسترال نسبت به بقیه هنرمندان آن ادوار نداشت و گواه آن هم دو کنسرتو پیانو ارکسترال اوست. او نیز توانایی خاصی در استفاده از آکوردهای شکسته و باز داشت. کارهای فردریک شوپن اغلب ۳ قسمتی هست و در قسمت سوم به قسمت اول اشاره­ای می­شود. همچنین هارمونی شوپن به کرات دارای آکوردهای حل نشده است و این چیزی است که امروزه در موسیقی سبک جز (Jazz) به کرات دیده می­ شود.
کنسرت گروه هیراب در خانه هنرمندان

کنسرت گروه هیراب در خانه هنرمندان

کنسرت گروه هیراب در تاریخ ۳ و ۴ دی ماه در تالار استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان برگزار می شود. این کنسرت دومین کنسرت پیام بحیرایی به عنوان آهنگساز می باشد که با حمایت خانه موسیقی در خانه هنرمندان تهران در دو بخش به اجرا در می آید.
هستی و شناخت در منظر هنر (II)

هستی و شناخت در منظر هنر (II)

علت این تمایز حاصل برجسته شدن یکی از دو رکن عشق و تجربه (نه تسلط آنها) در جریان شناخت است. بدین ترتیب که در عرصه علم، محور اصلی میدان اثرات متقابل سه رکن، تجربه است اما در هنر این محور به عشق و آرزومندی تبدیل می شود. به همین دلیل است که هنر در صورت تکرار به فن و فن در صورت خلاقیت به هنر نزدیک می شوند و باز هم به همین دلیل است که میان هنر و فن رابطه ای ویژه وجود دارد. این رابطه از طریق ظهور یا خلا خلاقیت و زایندگی پدید می آید.