نه! حتی با ۱۵۰ میلیون دلار!

Roger Waters
Roger Waters
اگر امیدوار هستنید که پس از اجرایی که راجر واترز به همراه دوستان قدیمی خود در گروه پینک فلوید در کنسرت Live 8 داشت، بزودی با یکدیگر مجددا” شروع به برگزاری تور یا کنسرت گروهی نمایند، اشتباه کردید. راجر واترز که ماه گذشته پس از سال ۱۹۸۱ برای اولین بار با دوستان قدیمی خود در لندن به اجرای چند کار از آلبوم های قدیمی گروه پینک فلوید پرداخت اعلام کرده است که : “اگر چه Live 8 و اجرا در کنار دوستان قدیم بسیار جذاب بود اما برای من اصلآ قابل تصور نیست که با دیوید گلیمور، ریچارد رایت و نیک میسون تور اجرای کنسرت بگذارم.”

او می گوید : “من خیلی خوشحال بودم و حقیقتآ از اینکه در کنار همکاران قدیم پینک فلوید بودم احساس گرمی و راحتی می کردم. هنگام تمرین برای Live 8 نزد خودم گفته بودم که حتی اگر هر اتفاقی در طی تمرین افتاد باید آنرا نادیده بگیرم و اینکار را کردم و برای مدت تمرین و اجرای کنسرت همه چیز را نادیده گرفتم. اما برای من خیلی سخت است که در مدت یک تور همه چیز را نادیده بگیرم!”

او در ادامه میگوید : “بله درست است که جمع شدن دوباره پینک فلوید می تواند از لحاظ مالی خیلی ارزش داشته باشد اما برای من جذاب نیست، حتی اگر پیشنهاد ۱۵۰ میلیون دلار بدهند، من واقعآ به این پول احتیاجی ندارم.”

واترز گفت من اوقات خیلی خوبی را در هاید پارک لندن – در اجرای Live 8 – داشتم: “خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر می کردم لذت بخش بود، دور هم جمع شدن پینک فلوید پس از ۲۵ سال. وقتی که “The Wall” را اجرا کردیم مشخص بود که هیچ کدام به یکدیگر توجه نمی کنیم و همه در حال حسادت هستیم، بخصوص دیوید. او به هیچ وجه توجهی به موزیکی که من نوشته بودم نداشت و هرچه دوست داشت می نواخت. او می خواست یکی از افراد مطرح باشد، اما نبود. در “Live 8″ من برای کمک و لذت بردن آمده بودم نه کار جدی.”

او گفت که گیلمور بشدت خوشحالی خود را از کنسرت ابراز کرد : «دیوید بعد از اجرای کنسرت برای من یک ایمیل فرستاد و گفت که “سلام راجر، خوشحال هستم که اون تلفن را به من زدی. برنامه خیلی خوبی بود. نبود؟” بنابراین می بینید که او هم بدون شک از آن لذت برده است.»

لازم به ذکر است که باب گلدوف به منظور دعوت از پینک فلوید برای شرکت در “Live 8” ابتدا با دیوید گیلمور برای برگزاری کنسرت هماهنگ کرده بود اما او از پذیرش آن امتناع کرد. سپس گلدوف با واترز صحبت کرد و پس از قبولی واترز طی تماسی با گیلمور از او و سایر اعضای پینک فلوید برای اجرا دعوت کرد. نیک میسون در این رابطه به مجله رادیو تایمز گفته که : “این خجالت آور بود که ما برای کنسرتی که به نفع فقرا قرار است انجام شود گردهم نیاییم. اما باید اضافه کنم طی ده سال گذشته ما خیلی با هم صحبت نمی کردیم و این موضوع کمی برایمان سنگین بود.”

The Rock Radio online

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VI)

نمونه اولین چکامه در منظومه درخت آسوریک آمده که تا زمان ما حفظ شده است. باربد را بزرگترین شخصیت ناقل فهلویات به شمار آورده اند. یکی از شکلهای معمول شعری و موسیقی زمان باربد پتواژه بوده است. پتواژه از دو واژه پت و واژه یعنی سخن بزرگ تشکیل شده متن آن از اشعار ستایشی و وصفی ترکیب یافته، بیشتر به قصیده های منبعده ی اسلامی شباهت داشت.

مروری بر آلبوم «لیله راست»

برخورد مستقیم گوش ایرانی با نغمات موسیقیِ عربی، در دوره‌ای (دهه‌های۴۰و۵۰) در کنارِ اشتهار ام‌کلثوم در ایران، در شاخه‌ی منحصربه‌فردی از موسیقی مردم‌پسند در خوانده‌های خوانندگانی چون قاسم جبلی یا داود مقامی و بعد از انقلاب بیش از همه عموماً در تلاوت قرآن بوده‌است. «لیله راست» (شبِ مقامِ راست) فرصتِ شنود و مواجهه‌ی مستقیم با اثری از موسیقی عرب را برایمان فراهم کرده‌است.

از روزهای گذشته…

مصائب اجرای دوباره (II)

مصائب اجرای دوباره (II)

متاسفانه هنوز هم تنها اجرای در دسترس عموم همان اجرای استودیویی قدیمی است. هر چند در سال‌های گذشته ارکستر استراسبورگ به رهبری «ایرج صهبایی» و تکنوازی «شهاب فیاض» (در فرانسه)، ارکستر زهی پارسیان با تکنوازی «پاشا هنجنی»، کوارتتی از پروژه‌ی «راه ابریشم»(؟) با تکنوازی «سیامک جهانگیری»، ارکستری لهستانی با تکنوازی «رسولی» و اخیرا هم بخش زهی ارکستر ناسیونال اوکراین به رهبری «ولادیمیر سیرنکو» و تکنوازی پاشا هنجنی؛ این اثر مجددا اجرا کرده‌اند اما حاصل کار آن‌ها تاکنون منتشر نشده است.
۱۱۰۰ Bel Air Place

۱۱۰۰ Bel Air Place

موفقیت بی نظیر و جهانی خولیو با آلبوم “۱۱۰۰ Bel Air Place” بوجود آمد که مجموعه ای از ترانه های دو صدایی بود و ترانه To All the Girls I’ve Loved Before, که خولیو با همراهی ویلی نلسون Willie Nelson خواننده مشهور و صاحب سبک کانتری اجرا کرده بود بسیار موفق و در فهرست ده تایی (top 10) قرار گرفت.
دورژاک، آهنگسازی از چک (II)

دورژاک، آهنگسازی از چک (II)

خانه دورژاک در نیویورک نزدیک به ساختمان پرلمان (Perlman Place) بود و با آنکه رئیس جمهور چک؛ والکالف هاول (Václav Havel) از دولت آمریکا خواست تا از آنجا به عنوان مکانی تاریخی محافظت شود اما دولت آمریکا این خواسته را نپذیرفت و آنجا را برای ساخت مرکز درمانی برای بیماران دارای ایدز تخریب کرد. اگرچه برای گرامی داشت و حفظ نام دورژاک مجسمه وی را در میدانی نزدیک بیمارستان برافراشتند.
سرگذشت کتاب من و کپی رایت در ایران (II)

سرگذشت کتاب من و کپی رایت در ایران (II)

یکی از روزها، برای دیدار دوست عزیزم، نوازنده چیره دست تار و سه تار به آموزشگاه او رفتم. در حین گفتگوها درباره “مهارت نوازندگی” و سرگذشت آن، به استاد عزیز توضیح دادم. ایشان به من پیشنهاد داد با توجه به اینکه تمام هزینه چاپ و انتشار را به عهده گرفته‌ام، خودم ناشر کتاب شوم. سپس با یکی‌ از شاگردان خود که در کار چاپ و نشر کتاب بود و نوازنده خوب سه‌ تار نیز به حساب می‌آمد، تماس گرفت… آقای پرهیزگار به آنجا آمد.
گفتگو با حسین علیشاپور (V)

گفتگو با حسین علیشاپور (V)

آوازخوان بدون نوازنده و ارکستر فایده ای ندارد. بخش عمده ای روایت ارکستر ایرانی بدون خواننده هم می لنگد چون موسیقی ما موسیقی روایی است، موسیقی کلام است. ما وقتی می خواهیم در موسیقیمان درخصوص یک واقعه ای صحبت کنیم، آثار بسیار معدودی وجود دارد که به صورت بدون کلام روایتگر باشند.
گفتگو با تیبو (III)

گفتگو با تیبو (III)

فرانسیس پلانته (Francis Planté)، پیانیست پاریسی، این طرز فکر را خیلی خوب در برابر یک بانوی انگلیسی به زبان آورد. این خانم انگلیسی به پلانته گفته بود که در مقایسه با روبینشتاین، پلانته پیانیست بزرگ تری است زیرا روبنشتاین نت های زیادی را فالش می زند. پلانته نیز در جواب می گوید: «اوه، بانو، من ترجیح می دادم که به جای تمامی نت هایی که خودم ژوست می نوازم، بتوانم نت های فالش روبینشتاین را بنوازم.»
موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (V)

موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (V)

در سال ۱۹۲۰ رئیس جمهور فرانسه مدال افتخار ل‍ژیون را به وی اهدا نمود اما راول آن را نپذیرفت. سال بعد به نواحی دور فرانسه رفت و به نوشتن موسیقی ادامه داد اگرچه نه آنچنان پربار اما می توانست در محیطی آرامتر هنرش را دنبال کند. وی به طور مرتب به پاریس باز می گشت برای اجرا و ادامه روابط اجتماعیش و همچنین کنسرتهای خارج از کشور خود را گسترش میداد.
دوران انتقالی در تاریخ موسیقی و پس از آن (I)

دوران انتقالی در تاریخ موسیقی و پس از آن (I)

پرسش از چگونگی دریافتن به‌آخر رسیدن ظرفیت سبکی خاص در هنر به‌ویژه موسیقی، پرسش از آغاز دورانی است که می‌توانیم مقدمه‌ی آن را دوره‌ی انتقال بنامیم؛ دوره‌ای که در آن سبک، مکتب یا شیوه‌ای آرام‌آرام توانایی عرضه‌ی آثار نو و زاینده را از دست می‌دهد و صحنه را برای برآمدن سبکی نو می‌آراید؛ درحقیقت، به‌بحث گذاشتن توانایی منتقد در دریافت اتمام ظرفیت نوعی خاص از موسیقی، سخن گفتن از توانایی او در درک این دوران انتقالی است.
شاید چنین باشد، شاید (III)

شاید چنین باشد، شاید (III)

سوگواری دیگر و این بار سوگ سرو، سمبل آزادگی. کمانچه‌ها روایتگر این مویه شده‌اند. قطعه با جمله‌ای دردآلود و کشیده آغاز می‌شود و فضایی مویه‌مانند را تداعی می‌کند؛ ملودی‌ای که با تکیه‌ها ساخته شده و از نیمه با صدایی که بخشی از ملودی بعدی را می‌نوازد همراهی می‌شود. ایده‌ی اول با بخشی از ایده‌ی دوم همراهی می‌گردد.
نامه سرگشاده یک تنبک نواز به اهالی موسیقی

نامه سرگشاده یک تنبک نواز به اهالی موسیقی

از آنجایی که سازهای کوبه ای پوستی اصلی ترین سازها برای اجرای دورهای ایقاعی (یا به تعبیری همان میزانهای گوناگون موسیقایی) است، بررسی سازهای کوبه ای پوستی ایران از اهمیت ویژه ای برخوردار می شود.