شکافتن یک بافته (II)

محمدرضا فیاض
محمدرضا فیاض
در این‌جا هیچ برهم نهیِ آشکاری به‌جز کرسی شروع جمله، میان صدای نی و بقیه‌ی گروه نیست بلکه حرکت وارونه‌ی جمله‌ها هر بار به یک فاصله‌ (چهارم، پنجم یا سوم) در پایان منجر می‌شود تا از دو سوی مختلف هر دو آهنگ به یک کرسی جدید مشترک برسند. ‌

بخش کردن آهنگ میان سازهای یک گروه چنان که هر یک از پله‌های سکانس را یک ساز بنوازد در گروه‌نوازی ایرانی معمول است.

این روش که اثر را در طول رنگ‌آمیزی می‌کند در این‌جا برای ایجاد چند‌صدایی در عرض به‌کار گرفته شده.

در آوانگاره‌ی ۶ مشاهده می‌شود که در هر لحظه یکی از سازها (نی، کمانچه و کمانچه آلتو) صدایی کشیده را می‌نوازد و دو ساز دیگر پاره‌هایی از ملودی را پشت سر هم می‌نوازند.

اگر آن صدای کشیده نادیده انگاشته شود همان روش رنگ‌آمیزی آشنا به‌چشم می‌خورد.

همین را در آوانگاره‌ی ۷ از جای دیگری از آهنگ می‌توان دید با این تفاوت که صدای کمانچه‌ی آلتو نیز با آهنگی غیر از دیگران بر بافت افزوده شده.

این خود بافت را پیچیده‌تر می‌سازد و گامی در استفاده‌ی چند‌صدایی از این رنگ‌آمیزی پیش می‌رود.

مشخصه‌ی آهنگ‌های مورد استفاده در این روش این است که اگر هم به شکل معمول در یک ساز‌آرایی طولی مورد استفاده قرار می‌گرفتند قطعه می‌توانست ادامه یابد.

گاه آهنگ اصلی با کمی تغییر دست‌مایه‌ی ساختن جمله‌ی همراه می‌شود.

این اتفاق بیشتر وقتی رخ داده که بم‌تار جمله‌ی دوم را می‌نوازد.

کافی است که ضرب‌های قوی از آهنگ اصلی گرفته و گذر پایانی وارونه شود، تا آن‌چه همزمان بم‌تار می‌نوازد به‌دست آید.



آوانگاری ۴ و ۵
توجه به این نکته خالی از لطف نیست که باز هم پایان هر دو جمله بر یک صدا است.

شاید بتوان این حرکت را نوعی حل به تک‌صدای شاهد دانست بخصوص که پیش از آن معمولاً فاصله‌ی سوم یا پنجم می‌آید. استفاده از دو آهنگ کاملاً مجزا برای در هم آمیختن، آخرین و پیچیده‌ترین نوع هم‌صدایی است که در این اثر استفاده می‌شود. برای این کار گاه از آهنگی که در جمله‌ی قبلی ملودی اصلی بوده به‌عنوان صدای دوم بهره برده‌اند.


آوانگاری ۶ و ۷
این روش را در آوانگاره‌ی ۸ به خوبی می‌توان دید.

بر هم نهادن دو یا چند آهنگ که گوناگون‌اند و قبلاً هم آهنگ اصلی نبوده‌اند نوع دیگری از چند‌صدایی است که در این اثر کمتر از بقیه به‌چشم می‌خورد.

همچنین است فن بر هم نهادن دو آهنگ کاملاً یکسان به‌شکلی که یکی کمی دیرتر از دیگری شروع شود. دوم، شکل (فرم)
کل اثر را ۶ قطعه‌ی مجزا (از نظر ضبط بر رسانه) تشکیل داده است. شاید این موسیقی تلاشی برای خارج شدن از چیرگی تسلسل (ضربی‌-‌آواز) به‌عنوان شکل معمول ارایه‌ی موسیقی ایرانی باشد. موسیقی با متر نامعین (یا آنگونه که معروف است آواز) به‌عنوان یک قطعه‌ی جداگانه و در انتهای برنامه قرار گرفته است.



همین موضوع که به این بخش نام توصیفی جداگانه داده شده نشانه‌ای از تلاش آهنگ‌ساز برای اعطای شخصیتی غیر از آواز در اجراهای موسیقی دستگاهی به این بخش است، این فکر وقتی تقویت می‌شود که آثاری از تاثیر قطعات گذشته در این قسمت ظاهر می‌شود.

شکل قطعات دیگر را بیش از هر چیز «گسترش» می‌سازد. خرده‌آهنگ‌هایی که بیشتر مرتبط با ردیف هستند ماده‌ی اولیه‌ی این گسترش را می‌سازد.

این گسترش هم مانند بافت اثر بیشتر شکلی آزاد و البته مربوط با موسیقی ایرانی دارد. به‌غیر از گسترش بازگشت به تم‌های قبلی (تکرار) هم زیاد استفاده شده که باعث ایجاد تقارن در بافت اثر می‌شود.

برای مثال بازگشت به تم اولیه در قطعه‌ی دوم در حالی‌که از نیمه‌ی آن به‌نظر می‌رسد قطعه به‌سمتی کاملاً متفاوت از شروع خود راه می‌گرداند. به‌بیان دیگر؛ بازگشتی (و با آن بسته شدن شکل) که پیش‌بینی‌اش کمی دشوار است.

فرهنگ و آهنگ شماره‌ی ۱۷

یک دیدگاه

  • Siavash Lotfi
    ارسال شده در آذر ۲۳, ۱۳۸۷ در ۶:۴۲ ب.ظ

    استاد گرامی آقای صداقت کیش مثل همیشه مطلب شما برای من آموزنده و خواندنی است. در مورد این مطلب خاص بسیار ذوق زده شدم چرا که به یکی از دغدغه های همیشگی من در زمینه ی آهنگسازی پرداخته اید.خسته نباشید.سپاس

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شهرام صارمی از مدیریت اجرایی جشنواره موسیقی فجر استعفا کرد

در پی استعفای اعتراض آمیز علی ترابی، شهرام صارمی مدیر اجرایی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، یک روز پس انتصاب مدیر جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از سمت خود استعفا کرد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

از روزهای گذشته…

درگذشت پیِر بولِز، آهنگساز و رهبر ارکستر (I)

درگذشت پیِر بولِز، آهنگساز و رهبر ارکستر (I)

این آهنگساز، رهبر ارکستر، استاد و نظریه پرداز موسیقی معاصر، یکی از تأثیرگذارترین شخصیت های دنیای موسیقی در عصر حاضر بود. پیِر بولِز (Pierre Boulez) که سه شنبه، ۵ ژانویه ۲۰۱۶ در ۹۰ سالگی درگذشت را یکی از پیشگامان فلسفی جنبش هنری پس از جنگ جهانی دوم می دانند. او میراثی گرانبها برای آیندگان به جای گذاشت: آثار آهنگسازی پیشرُو، رهبری مهم ترین ارکسترهای جهان، فعالیت های پژوهشی مستمر، نظریه پردازی موسیقی مدرن، و بنیان گذاری بنیادهای متعدد، از جمله فعالیت های ارزشمند اوست. او با تعمیق ارتباط میان خلاقیت و تقسیر و اجرا، همچنین با تأثیرگزاری بی مانندی که بر حیات موسیقایی، فرهنگی و فکری فرانسه و ورای مرزهای کشورش داشت، از دهه ی ۱۹۵۰، خود را به عنوان یکی از بزرگترین آهنگساز- رهبر ارکسترهای جهان شناساند.
ارول گارنر، ترانه میستی و جز استاندارد

ارول گارنر، ترانه میستی و جز استاندارد

برای نوشتن شرح حال نوازنده ای که بیش از هر چیز به “آن کسی که میستی – Misty – را ساخته” شهرت دارد، بد نیست ابتدا کمی درباره ترانه جز استاندارد و اهمیت آن بگوییم، زیرا این ترانه که موسیقی آن- به قصد اجرای بدون کلام – در سال ۱۹۵۴ توسط پیانیستی به نام ارول گارنر ساخته و سپس اشعار آن توسط جانی برک (Johnny Burke) سروده شد، یک ترانه جز استاندارد به شمار میرود.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (IV)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (IV)

به عقیده ی آدرنو “تغییرات ملودیک در آثارِبارتوک و یا تغییرات ریتمیک مانند آنچه استراوینسکی انجام می دهد چندان بزرگ و بیان کننده ی تعارضات اجتماعی نیست”(جاودانی ۳۴:۱۳۸۹). او حقیقت هارمونی را دیسونانت می دانست. نکته ی مهم دیگر که به نظر میرسد آدرنو کمتر به آن توجه داشته اهمیت شعر و کلام در موسیقی عامه پسند است. همین امر موجب شده است که او موسیقی عامه پسند را مدام با موسیقی کلاسیک غرب و تکامل آن مقایسه کند در حالی که بخش عظیم موسیقی کلاسیک اروپا کارگان سازی دارد و تقریبا بیشترِکارگان موسیقی عامه پسند همراه با کلام است. طبیعی است که در موسیقی سازی نوآوری بر پایه ی هارمونی( و ریتم و ارکستراسیون و…) بنا می شود اما در موسیقی عامه پسند ممکن است نوآوری هارمونیک در اولویت اول نباشد.
شب سنتی ایرانی – شب صمیمیت و مراقبه

شب سنتی ایرانی – شب صمیمیت و مراقبه

آهنگسازان غربی همواره برانند که اجراهای خود را با تکیه بر ضوابط خاص مربوط به نتها، حرکات و ضربها به یادماندنی گردانند. باستثنای تکنوازیها، نوشتن موسیقی بشکل انفرادی شیوه مرسومی برای این آهنگسازان بشمار نمی آید. در موسیقی سنتی ایرانی اما موزیسینها همچون نوازنده گان جاز بداهه می نوازند البته تنها پس ازسالها مطالعه و ممارست رپرتوارهای تثبیت شده.
نگاهی به فعالیتهای موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی (II)

نگاهی به فعالیتهای موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی (II)

در این جلسه که بیش از حد ظرفیت سالن، پذیرای علاقمندان بود، پس از قرائت قرآن، توسط یکی از هنرمندان و سخنان مجری، آقای بهروز مبصری از پژوهشگران معاصر، سخنان مبسوطی درباره تجزیه و تحلیل ساختار اجتماعی تصنیف در اواخر دوره قاجاریه و تأثیرات ساختار اجتماعی بر روند تصنیف خوانی و معرفی تصنیف سرایان و تصنیف خوانان این دوره ایراد نمودند.
گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

بعد از ظهر چهارشنبه ۴ بهمن ماه دومین جلسه‌ی «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» در خانه‌ی موسیقی تشکیل شد. عنوان درس این جلسه «تکنیک‌های عمومی نقد» بود و به مسائل و تکنیک‌هایی می‌پرداخت که عموما در حوزه‌ی منطق عمومی جای دارند و در همه گونه کنش یا نوشتار انتقادی (و نه فقط نقد موسیقی) ممکن است به کار روند و از همین رو «عمومی» خوانده می‌شوند.
سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (I)

سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (I)

«علی رهبری» امروز یکی از نامدار‌ترین موسیقی‌دان ایرانی در عرصه‌ی موسیقی کلاسیک است. او یکی از معدود موسیقی‌دان‌های ایرانی است که بدون حمایت‌های دولتی در ۳۵ سال گذشته توانسته است، در صحنه‌ها و بازار‌های بزرگ موسیقی جهانی حضور مدام داشته باشد. علی رهبری با وجود همه‌ی بی‌مهری‌هایی که در ایران به او شد، هنوز هم مایل به همکاری با ارکستر سمفونیک تهران است. در ادامه گفت‌وگویی را با این هنرمند می‌خوانیم که ضمن ارائه‌ی مطالبی پیرامون ارکستر سمفونیک تهران و رهبریِ خودش هنگامی که به ایران بازگشت، از سولیست‌های برجسته‌ای که تاکنون با آنها همکاری داشته است، می‌گوید.
بازگشت کت استیونس به دنیای موسیقی(II)

بازگشت کت استیونس به دنیای موسیقی(II)

این نامی است که برای بیشتر افراد آشناست، و من مخالفتی با به کار بردن آن در جهت شناخته شدن ندارم. برای افراد بسیاری، این نام یادآور چیزی است که میل دارند همچنان حفظش کنند. این نام بخشی از پیشینه من است و بسیاری از چیزهایی که من به عنوان کت استیونس درباره اش رویا پردازی کرده بودم، در زمان یوسف اسلام به حقیقت پیوسته اند.
در جستجوی موسیقی سنتی (I)

در جستجوی موسیقی سنتی (I)

روز دوم ورودم به تهران به دوست هنرمندم که از رجال هنریِ سمفونیک تهران است زنگ زدم؛ گفت چه خوب شد که الان زنگ زدی همین امشب کنسرت ارکستر سمفونیک ازنابروک (آلمان) است، دوست داری بیایی. گفتم حتماً، اصلا آمده ام تهران که به کنسرت بروم. گفت اما “سنتی” نیست ها. (بعداً متوجه شدم که تنها کنسرت “سنتی” که در ایران رفتم و دیدم و شنیدم همین کنسرت بود که در ادامه شرح و توضیحش خواهد آمد.)
موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (VI)

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (VI)

شاگردان واحد اول، پیش از برآمدن آفتاب بر می‌خواستند و به میدان مشق می‌رفتند و از مسیو لومر، موسیقی نظامی و فن رهبری و فرماندهی را تعلیم می‌گرفتند. شاگردانی که مدت شش سال زیر نظر مستقیم لومر تحصیل کرده بودند، ا‌فرادی ورزیده و کارآمده شده بودند، نه فقط در نواختن یک ساز بلکه نواختن تمام سازها مهارت پیدا کرده بودند.