گفتگو با علی صمدپور (III)

علی صمدپور
علی صمدپور
بعدها همکاری من با ماهور کمتر شد. از بحث اصلی خارج نشویم… به هر حال این نسلی که امروز می‌بینید ماها را دیگر نمی‌شناسند از آن فضایی که درواقع یک بخشی از آن‌را خود من ایجاد کردم به‌وجود آمدند. بعد از دوره‌ی ما هم دیگر آرامش پس از جنگ به وجود آمده بود و نسل بعد زندگی‌شان خوشبختانه به‌هم ریخته نشد. آنموقع ترس از سربازی رفتن هم وجود داشت که می‌روی و دیگر برنمی‌گردی. همه‌ی اینها جزء جزء مهم‌اند. به هرحال نشد که آن نسل موسیقی خودش را درست بکند و به‌نظر من بخشیش هم طبیعیبود. نسل بعد از ما هم، روی به نسل قبل از ما داشتند چون قطعه و موسیقی قابل توجهی قبل از خودشان ندیدند، دیدند که آنها هم دارند کارهای نسل‌های قبل‌شان را می‌زنند و آموزش می‌دهند. این وضعیت تا «راز نو» ادامه داشت و تقریباً بعد از «راز نو» بود که دیگران هم شروع به کار کردند.

چون موزیک پاپ هم سال ۷۶ آزاد شد و حمایت دولتی هم تازه پشتش بود. روند مشمئزکننده‌ای هم داشت راستش را بخواهید: حمایت از ژانری که احتیاج به پشتیبانی ندارد علی‌القاعده و خودش باید خودجوش تولید شود. و بعد آدم‌های جدیدتر زیادتر و زیادتر شدند. و با شروع آن دوره حتی مسیر حرکت موسیقی ایرانی هم به زعم من، به سمت موسیقی کوچه بازاری رفت و کم‌کم دوره‌ی فراموشی همه شروع شد و این شد که امروز درصد کمی از دوستداران موسیقی، موزیسین‌های موسیقی ایرانی را می‌شناسند.

پس با دلایلی که گفتید سر آن نسل چنین بلایی آمد. عاقبتشان چه شد؟
اکثراً معلم موسیقی شدند.

فقط؟ آیا کاری نکرده بودند که دورهای انجام داده باشند و بعد بخواهند منتشر کنند؟
به‌نظر نمی‌آید. اگر هم بود، که بود، در اتفاقات بعدی دیده نشد. چون امروز جامعه‌ درگیری دیگری هم دارد. چیزی را نمی‌بیند. جامعه‌ی ریزبین و فکور و نکته‌بینی نیست به چندین علت.

شیفتگی عجیب و غریبی هم در آن نسل نسبت به اساتیدشان بود و حتی همین الان هم هست البته شیفتگی نسبت به آنها در امروزیها هم هست. این شیفتگی، گویی که از آن نسل سوخته باب شد. قبلاً اصلاً چنین چیزی نداشتیم و اینقدر مرید و مرادی و بت پرستی در موسیقی ایرانی نبود. این هم شاید میوه ی نامیمون مرکز حفظ و اشاعه بود. دلایل این شیفتگی چه بود به نظرتان؟
حفظ و اشاعه بخاطر شاید نفوذ مدیرانش، تاریخی را در موسیقی ما ساخت. گفتند علی اکبر فراهانی، آقا غلامحسین، میرزا عبدالله و میرزا حسینقلی، بعد علی اکبر شهنازی، بعد شاگردان‌شان و بعدی ها؛ یعنی یک حالت شجره‌نامه‌ گونه که مثلاً ما داریم یک سنتی را از آنجا می‌آوریم به این زمان. این نوع نگاه کلاً یک شکل سازمان‌گونه می‌سازد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مرور آلبوم «مثنوی صبا»

بازنویسی/تنظیم آثار برای سازهای دیگر در اولین سطح به کار گستراندن کارگان (رپرتوار) می‌آید، حال با هدف آموزش باشد یا دسترسی‌پذیری قطعات برای نوازندگان آموزش دیده. از این رو نفس حضور آلبوم «مثنوی صبا» (و بیش از آن کتاب نغمه‌نگاری‌‌اش) مغتنم است. آنچه در خود آلبوم شنیده می‌شود ۲۱ قطعه و نواخته از «ابوالحسن صبا» موسیقیدان افسانه‌ای و پرجاذبه‌ی تاریخ ماست که اگر از سطح نخست برگذریم ابعادی از مساله‌ی کارهای مشابه را بر ما هویدا می‌کند.

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

تمپرلی در مقاله اش با نام «متر و دسته بندی در موسیقی آفریقایی» این سوالات را مطرح می کند: «چگونه می توان ریتم آفریقایی را با دید رایج تئوریک ریتم مطابقت داد؟»، «چه شباهت ها و تفاوت های بین ریتم آفریقایی و ریتم غربی وجود دارد؟ با توجه به این که ریتم غربی در بر اساس تئوری موسیقی سنجش می شود.» دیدگاه من در این مقاله نیز تفاوت چندانی با سوالات مطرح شده ندارد. مانند تمپرلی من نیز می خواهم مفاهیم تئوری های اخیر ریتم و متر را با توجه به موسیقی غربی مورد بحث قرار دهم. با این حال، من صرفا موسیقی آمریکایی را مد نظر قرار نمی دهم.

از روزهای گذشته…

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (XI)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (XI)

به لطفِ سخاوتِ دَنیل بونِل (Danielle Bonel)، منشی ادیت پیاف، مجموعه ای از اسناد و مدارک در مورد ادیت پیاف به کتابخانه ی ملی فرانسه اِهدا شد. این اسناد بیشتر مربوط به سال های آخر زندگی پیاف است و شامل دست نوشته های متنِ ترانه ها، برنامه ها، پوسترِ نمایش ها، عکس های مختلف در شهر و بر روی صحنه، مجموعه ای از نامه هایِ دوستدارانِ پیاف و همچنین تعدادی وسیله ی شخصیِ ادیت است.
دکا (IV)

دکا (IV)

جان کالشاو (John Culshaw) که در سال ۱۹۴۶ به دکا پیوست به تدریج به مقام مدیر تولید آثار کلاسیک دست یافت. وی در شیوه ضبط به ویژه ضبط کلاسیک، تغییری اساسی ایجاد کرد. تا آن زمان، شیوه ضبط بدین طریق بود که میکروفون را جلوی اجرا کنندگان می گذاشتند و به سادگی ضبط می کردند.
داستی اسپرینگفیلد (II)

داستی اسپرینگفیلد (II)

آلبوم Son of a Preacher Man علی رغم موفقیت فراوان ترانه اصلی آن به همین نام در اروپا و آمریکا، با شکست تجاری مواجه شد، آلبوم زیبای سال ۱۹۷۰ او هم موفقیت چندانی کسب نکرد. اسپرینگفیلد پس از تکمیل آلبوم سال ۷۲ خود به نام See All Her Faces، از لندن به نیویورک مهاجرت کرد و بالاخره در لوس آنجلس سکنی گزید و در آنجا قراردادی با ABC/Dunhill منعقد نموده و آلبوم Cameo را ضبط کرد که با وجود نظر مثبت منتقدان، در چارتها موفق نبود.
حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (III)

حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (III)

استادان هنرستان همه از هنرمندان تراز اول بودند و شیوه آموزشی مشخصی داشتند، حسین تهرانی آموزگار تنبک بود و به صورت یک واحد عمومی به همه هنرجویان، تنبک درس میداد تا از همان سنین، هنرجویان را ریتم شناسی آشنا شوند، فرامرز پایور، یکی از بزرگترین هنرمندان تاریخ موسیقی ایران که خود مدتی شاگرد دهلوی بود به آموزش نظام مند سنتور میپرداخت، علی اکبر شهنازی، نوازنده اسطوره ای تار که بسیار مورد عنایت و علاقه دهلوی بود با اینکه از روی نت تدریس نمیکرد به هنرستان آمده بود تا روش تار نوازی قدما را هنرجویان بیاموزند، رحمت الله بدیعی در هنرستان استاد ویولون بود و هم تکنیک ایرانی و هم غربی را با تسلطی مثال زدنی به هنرجویان می آموخت، هوشنگ ظریف، همانجا تار تدریس میکرد و روش نوازندگی موسیقی معروفی و وزیری را به خوبی به هنرجویان آموزش میداد، همین درسهای هوشنگ ظریف بود که سالها بعد تاثیرش در سونوریته و استیل عالی نوازندگان تار ایران شنیده و دیده شد…
پدیده های دنیای جز (I)

پدیده های دنیای جز (I)

Jazz سبکی از موسیقی است که ریشه در تفکر روحانی، موسیقی بلوز و البته Ragtime دارد. در یک بیان ساده موسیقی جاز، هنر بداهه نوازی مطابق با سبک و روحیات مختص هر نوازنده است. در واقع برخلاف موسیقی کلاسیک، نحوه اجرا و القای خصوصیات روحی نوازنده در ملودی آنقدر تاثیر پذیر است که اگر شنونده ای اجرای نسخه دوک الینگتون (Duke Ellington) از یک موسیقی مشخص را می پسندد، باید حتمآ همان نسخه را گوش کند، چرا که ممکن است نسخه ای از همان موسیقی را که دیگری اجرا کرده است به هیچ وجه نپسندد.
گفت و گو با لانگ لانگ، نوازنده پیانو (I)

گفت و گو با لانگ لانگ، نوازنده پیانو (I)

چرت کوتاهی زد، چون تازه از برلین به زاراگوزا رسیده بود؛یک پرواز دو ساعته تا بارسلونا بعد هم سه ساعت رانندگی. می خواست در سالن جدید و نورانی آن شهر دو ساعت کنسرت بدهد. با خوشرویی پذیرفت بیشتر زمان کوتاه اقامت خود در آن شهر آرام اسپانیایی را با من بگذراند.لانگ لانگ با آن کت چرم گران قیمت،شلوار جین و مدل موی مد روزش بیشتر به تکخوان گروه موسیقی پسربچه ها شباهت داشت تا ثروتمندترین و پرکارترین پیانیست جهان.
رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (I)

رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (I)

جلسه نقد و بررسی آلبوم «ماندالای درون» به آهنگسازی و اجرای پیانو سام اصفهانی، روز جمعه ششم آذر ۹۴ در شهر کتاب مرکزی برگزار شد. در این برنامه هنرمندان و منتقدان مختلف موسیقی درباره این اثر به ایراد سخنرانی پرداختند.
گفتگو با سارا چانگ (VI)

گفتگو با سارا چانگ (VI)

درست است، اما او تنها ۱۰ سال سن دارد و دقیقا نمی داند چه می خواهد، تقریبا مثل خود من! همه فکر می کردند من می دانستم چه می خواهم وقتی ۱۰ ساله بودم، اما نمی دانستم و هنوز هم در حال جستجو هستم. برای او هم همینطور، اگر روزی کسی او را به زمین تمرین نبرد، او با سبدی پر از توپهای تنیس به زیر زمین می رود و آنها را به در پارکینگ می زند و این مرا دیوانه می کند، زیرا در حال تمرین کردن هستم، اما او عاشق این کار است! به من می گوید: “می توانی امروز با من به زمین تمرین بیایی؟ می توانی فقط کمکم کنی که سرویس بزنم؟ ”
گزارشی از پرفرمنسی درباره موسیقی در خانه هنرمندان

گزارشی از پرفرمنسی درباره موسیقی در خانه هنرمندان

نوشته ای که پیش رو دارید گزارشی است از پرفورمنسی درباره موسیقی با عنوان «شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد» که در خانه هنرمندان به اجرا رسید. این گزارش به قلم مسعود قدسیه، هنرمند گرافیست نوشته شده است.
کارایان و سمفونی های موتسارت (I)

کارایان و سمفونی های موتسارت (I)

اولین کار ضبط شده هربرت فون کارایان متعلق به موتسارت بود: اورتور فلوت سحرآمیز که با شرکت اشتاتسکاپل برلین (Staatskapelle Berlin) در سال ۱۹۳۸ ضبط شد (و اخیرا نیز دویچه گرامافون دوباره آن را منتشر نموده است). کارایان سپس سمفونی های سل مینور هافنر و ژوپیتر را در سال ۱۹۴۲ با ارکستر رادیویی تورین ضبط کرد. یکی از اولین اثر های ضبط شده او پس از جنگ جهانی اول یکی دیگر از سمفونی های موتسارت یعنی سمفونی شماره ۳۳ k 319 در سی بمل بود که با ارکستر فیلارمونیک وین و در سال ۱۹۴۶ ضبط شد.