یک نظریه ی تاریخی

حاج قربان سلیمانی
حاج قربان سلیمانی
الگو ها در آن سو (اروپا و آمریکا) طی نیم قرن اخیر، ما را به سوی زوال غربی سوق داده اند و این در حالی است که ما در عین تقلید مداوم از غرب همیشه هم از آن عقب مانده ایم. ما دو سه قرن پس از دورانی که نهضت کرامولی قرن هفده پشت سر گذاشته می شد، تقلید پیش پا افتاده و ناچیزی از آن کردیم؛ و حالا که غربی ها از خود به بیزاری رسیده اند و فرهنگ غرب عملاً راه زوال و نیستی را در پی گرفته است و تمدنش، با انواع مختلف سلاح ها تجهیز شده، تا از این طریق بتواند خود و دنیا را در یک آن نابود کند، عده ای از ما پشت سر غربی ها راه افتاده اند و مدام پیشرفت ها، بزک ها و تفاوت آنجا را به رخ ایرانیان می کشند درحالی که می توانند مانند هند فرهنگ ایران را به جهان عرضه کنند و در راه شناساندن این فرهنگ کوشا باشند.

بنازم حاج قربان و شامیرزا را که در عین سادگی، غرور و توانای های ویژه، پشیزی برای اینگونه افراد ارزش قائل نبودند. افرادی که مدام مدارک دانشگاه های غرب را به گردن آویزان می کنند و می خواهند بی ارزش و بی اعتبار بودن خود را پشت یک تکه کاغذ پنهان کنند.

این افراد تصور می کنند با ژست های غربی و با اعلام وابستگی شان به دولت و فرهنگ غرب، غربی خواهند شد. آن ها جلد پوسیده ی غربی را بر تنِ مثله شده ی خود کردند و می خواهند عریانی خود را با ماشین غربی بپوشانند و با استحاله در غرب کمال نهایی شان را پیدا کنند! گه گدار نمونه هایی پیدا می شوند که کاملاً متفاوت از این نظریه عمل می کنند و راهی دشوارتر و در عین حال تحسین بر انگیز را پیش می گیرند.

عده ای تصور می کنند غول صنعت که غرب طی سیصد سال به تکنیک آن مجهز شد می تواند مشکلات شان را یکجا حل کند و این وابستگی را جز افتخارات شان به حساب می آورند؛ طولی نمی کشد که همین غول ماشین هم به وسیله و هم به هدف تبدیل می شود، تا جایی که خودِ انسان را نیز نادیده می گیرد، و او را در خِرَد خود نابود و موازین و قالب هایش را بر انسان تحمیل می کند.

نتیجه این که انسان تبدیل به یک مفعول بی اراده می شود. چنین انسانی ماده ی بی اراده ای است که ماشین می تواند آن را به هر شکلی که بخواهد در آورد. در حال حاضر مدتی است افرادی در موسیقیِ ایران پیدا شده اند که می خواهند به آن انسان غربی جیره بندی شده، پوسیده و اتو کشیده و بیگانه نسبت به خود، طبیعت و فرهنگ اش برسند و ادای آن را در بیاورند و با حضور در غرب، با برچسب ها و عناوینی هم عصران و هم وطنان خود را مرعوب آن آوازه ی شکست خورده نمایند و از آن انسان از خود بیگانه پیروی کنند.

در همین شرایط عده ای ایرانی به سختی می کوشند با تکیه بر اصالت های فرهنگی و بومی شان و با برانداختن تفکر استعمار و سلطه و زور و قدرت غربی به آزادی و هویت خود دست یابند و هم زمان عده ای دیگر پیدا شده اند که با قایم شدن پشت یک سری القاب و عناوین، فرهنگ غرب را به رخ ما می کشند و می-خواهند از این طریق ملت را به خود جلب کنند. تفاوت در همین جاست که یک ایرانی افتخارات خود را به خاطر حضور در مجامع علمی و دانشگاهی یا در همکاری با گروه های موسیقی غربی می داند و می خواهد از این طریق فرهنگ کشورش را سرکوب کندو آن سوی دنیا را به رخ ما بکشد، دیگر مشکل سیاهی و سفیدی و نژادی نیست.

مشکل از آنجا آغاز می شود که یک عده مرید و مجیزگو این تحقیر و سر سپردگی را می پذیرند و تا انتهای حقارت پیش می روند و این آدم های بو گرفته غربی روز به روز سینه ی خود را بالا می دهند. اینان پایشان که به غرب می رسد فرهنگ برتر، تاریخ دوهزارو پانصد ساله، نژاد آریایی، تخت جمشید، ابن سینا، حافظ و سایر مفاخر ایرانی را به رخ آن ها می کشند و به اینجا که می آیند به سبب عدم رودررویی مردم شان با فرهنگ غرب آنها را به باد تمسخر می گیرند.

نگرش منفی به شرق به عنوان کشورهای عقب مانده نتیجه ی بی خاصیتی همین افراد است. غرب تصور می کند که شرق به دلیل عدم دسترسی به ماشین بسیار عقب مانده است و در نتیجه غرب دنیا را دور می زند و ملت ها را در قالب های خود قرار می دهد و متأسفانه بخش کثیری از مردم در چنین قالب هایی خود را به شکلی که غرب خواسته است، آرایش می کنند و هر روز از اصالت و هویت خود بیش از پیش دور می شوند.

فرهنگ آشتی

8 دیدگاه

  • نامدار
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۸ ب.ظ

    مثل رهبر فقید فعلی ارکستر سمفونیک تهران!

  • ناشناس
    ارسال شده در آذر ۱۶, ۱۳۸۷ در ۱۲:۱۴ ق.ظ

    جالب بود و پر از غرض

  • farhad
    ارسال شده در آذر ۱۶, ۱۳۸۷ در ۵:۰۸ ب.ظ

    با عرض پوزش
    میتوانید اشاره ای به این عده بکنید
    منظورم نام و هویت آنان است

  • .
    ارسال شده در آذر ۱۶, ۱۳۸۷ در ۹:۰۲ ب.ظ

    besiar doroste kamelan ba shoma movafegham har chand shakhsan motaghed nistam ke aslan nabayad ba gharb moravede dasht vali in halat dar ma hast ke fekr mikonim agar dar javare oonha boodim baraye ma eftekharist . man shakhsan chandan be daste bandie sharghio gharbi motaghed nistam .dar vaghe agar man mitoonam ba beethoven ertebat bar gharar konam pas gharbi boodanesh baraye man mohem nemitoone bashe .dar vaghe oon che ke baraye man mohemme khode musighie bedoone daste bandi va in ke honarmand osoolan che harfe amigh va na zaheri dar karesh nahofte. pas dar in soorat haj ghorban va beethoven baraye man che farghi daran?

  • Anonymous
    ارسال شده در آذر ۱۹, ۱۳۸۷ در ۲:۲۲ ق.ظ

    از سنتی کار جماعت این حرفها بعید نیست
    مگر بزرگانشان کم توهین کرده اند
    مشکل ما فقر فرهنگی است
    آنها تا جایی که توان داشته باشند نمی گذارند موسیقی سمفونیک ایرانی
    وآهنگسازان آن شناخته شوند اگر شما بگویید استاد شجریان همه می شناسند ولی اگر بگویید حشمت سنجری مطمئن باشید کسی نمی شناسد موسیقیدانان سمفونیک ایران ما مظلوم ترین موسیقیدانان هستند.

  • mojtaba
    ارسال شده در آذر ۲۲, ۱۳۸۷ در ۱۲:۵۵ ق.ظ

    kamelan movafegh hastam badam miyad az kasani ke in hame farhange ghani darimo bazam edeii sang yek mosht bi farhang ra be sine mizanand.kasani ke zadgahe tamadon va farhang ra zadgahe kesafate jahan midanand

  • nimaa
    ارسال شده در آذر ۲۲, ۱۳۸۷ در ۱:۳۳ ق.ظ

    حفظ موسیقی اصیل درست اما احترام به موسیقی غربی هم جای خودش رو داره.همه چیز بایدمتعادل باشه.نباید به بهانه ی حفظ سنتها همه ی درهارو به روی خودمون ببندیم

  • ارسال شده در آذر ۲۲, ۱۳۸۷ در ۱۱:۰۷ ب.ظ

    ممنون از این همه جسارت و راست گویی و طنز و باز گویی واقعیت

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «ایوارگاه»

وحید طهرانی آزاد با ایوارگاهش نشان می‌دهد که امروز، برخلاف تصور درونی‌شده‌ی عمومی، می‌توان بدون عملیات محیرالعقول و شعبده ساز درخور زد و گوشی یافت. اگر از چهار دونوازی کوتاه سنتور و ویلن (پرنای ۱ تا ۴)، با همه‌ی کمیابیِ خودِ ترکیب و نگاه متفاوت به سبک و سیاق خط ویلن، موقتا چشم بپوشیم هیچ چیز عجیب و غریبی در ایوارگاه نمی‌یابیم. آنچه در ایوارگاه به گوش می‌رسد غریبه که نه، اما شخصی است.

فرایند خم کردن زه وارها و اتصال آن به ساختمان کلافها در ویولن (I)

محتوای این مقاله بخشی از دروس ارائه شده در شهریورماه ۱۳۹۷ در کارگاه رضا ضیائی (RZW) توسط رضا ضیائی است که فرشاد شالپوش آن را گردآوری و تدوین کرده و امیر خمسه ویراستاری آن را بر عهده گرفته است. متن کامل و دیگر مقالات مرتبط در آرشیو کارگاه موجود است.

از روزهای گذشته…

ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (XII)

ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (XII)

در آخرین مرحله آزمایشات Niewczyk (تصویر۱۶-۱) ضخامت صفحات را طوری مشخص می کنیم که بتوانیم آنها را با نتایج حاصل از تجربیات هاتچینز(Hutchins) مقایسه کنیم. بر اساس این قیاس باید بگویم که اگر کل سطح صفحه نازک شود، فرکانس های رزونانس اول و دوم به اندازه ۷۰% از مقدار ضخامت کم شده، کاهش می یابند، در حالیکه در رزونانس پنجم این عدد به ۵۰% می رسد و زمانیکه ضخامتها در یک صفحه تخت کم می شود به اندازه ۱۰۰% از کاهش ضخامت در صفحه، فرکانس های رزونانس نیز کاهش می یابند، بنابراین می توان نتیجه گرفت که قوسهای صفحات بیشترین تأثیر را در کاهش رزونانس می گذارند و این حالت بیشتر در رزونانس پنجم دیده می شود.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (II)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (II)

برخی مسائل تاریخ‌نگاری موسیقی (و همچنین تاریخ هنر) با تاریخ عمومی یکی هستند و برخی نیز متفاوت. تاریخ هنر از لحاظ روش‌ها و قلمروهایی که بر آن‌ها تمرکز دارد شبیه تاریخ عمومی است؛ در این‌جا هم محک زدن منابع، روایت تاریخی، تغییرات و علیت‌ها، زندگی‌نامه و دوره‌بندی (۲) تاریخی رواج دارد، اما بین تلقی مدرن از تاریخ هنر و تاریخ عمومی یک تفاوت عمده هست و آن هم این که موضوع کار در این جا بیشتر اثر هنری است تا هر چیز دیگری.
درسهایی برای نوازندگان (انگشت چهارم)

درسهایی برای نوازندگان (انگشت چهارم)

نوشته ای را که ملاحظه می کنید تلاشی است در جهت شناخت و آگاهی بیشتر، آنچه پیش روست حرکتی دیگر در مسیریست که بتوانیم امکان دانستن بیشتر را فراهم کنیم تا که شاید بستر حاصل خیز وجودمان را برای تولدی دیگر محیا سازیم، آری، به دور از هر گونه تعیین تکلیف برای اشخاص و افرادی که در نوع خود دستی بر آتش دارند و آنها نیز در مسیر توسعه با هر بضاعتی کوشش می کنند.
حضور بانوان در جامعه ی موسیقی ایران (I)

حضور بانوان در جامعه ی موسیقی ایران (I)

بیش از صد سال است که جامعه شناسان، حضور بانوان در زمینه های مختلف اجتماعی را در جوامع، معیاری برای رشد اجتماعی آن جامعه می دانند و با داشتن آمارهای مختلف، حضور بانوان را در عرصه های مختلف اجتماعی تحلیل می کنند. متاسفانه در کشور ما این آمار و ارقام کمتر در دسترس محققان بوده است و گاهی اصلا آمار گیری خاصی در این زمینه انجام نشده است.
بررسی کتاب های آموزش سازدهنی در ایران (I)

بررسی کتاب های آموزش سازدهنی در ایران (I)

سازدهنی (Harmonica) با وجود کوچکی و سادگی قابلیت های اجرایی فراوان و جذابی دارد و به همین خاطر جزو رایج ترین و محبوب ترین سازهای موسیقی در جهان به شمار می آید. در کشور ما هم چند سالی است که با اقبال بیشتر هنرجویان و گروه های موسیقی مواجه شده و به تازگی می توانیم صدای سازدهنی را در تبلیغات تجاری پخش شده از شبکه های داخلی رادیو و تلویزیون نیز بشنویم. خوشبختانه در زمینه آموزش سازدهنی (انواع ترمولو و کروماتیک) چندین کتاب به زبان فارسی منتشر شده است که در این سری مطالب به بررسی آنها می پردازیم.
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (VI)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (VI)

بیچام با نزدیک شدن تولد شصت سالگیش تصمیم گرفت که یک سال از دنیای موسیقی فاصله بگیرد و تعطیلاتش را در یک کشور آفتابی سپری کند. اما شروع جنگ جهانی دوم در ۳ سپتامبر ۱۹۳۹ برنامه های او را به هم زد و در عوض مجبور شد برای تضمین آینده ارکستر فیلارمونیک لندن که حامیانش پشتیبانی مالی خود را با اعلام جنگ قطع کرده بودند، مبارزه کند.
افسانه ۱۹۰۰

افسانه ۱۹۰۰

فیلم داستان زندگی مردی است که هیچگاه پا روی خشکی نگذاشته و همواره در یک کشتی تا هنگام مرگ زندگی می کند و پیانو می نوازد.
کول، همیشه محبوب

کول، همیشه محبوب

نت کینگ کول در سال ۱۹۵۶ اولین سیاهپوستی بود که مجری یک سریال تلویزیونی به نام The Nat King Cole Show شد. مدت زمان این برنامه ۱۵ دقیقه ای پس از چند ماه به ۳۰ دقیقه رسید و تا آخر سال ۵۷ ادامه داشت و کول توانست از این وسیله رای حمایت از برابری نژادی استفاده کند.
یادی از نوازنده کلیمی، یحیی زرپنجه (I)

یادی از نوازنده کلیمی، یحیی زرپنجه (I)

یحیی زرپنجه که نام دوم او هارون جزاسند (Haron Jzasnd) بود در تهران و در خانواده ای موسیقی دوست و موسیقی کار، در به سال ۱۲۷۰ شمسی متولد شد. پدرش آقا ربیع نوازنده دایره بود و آوازهای ضربی هم می خواند. برادرش هم به شیوه مرسوم آن دوره -که تار رایج ترین ساز آن زمان بود- به نواختن مشغول بود. خانواده زرپنجه از آن جا که موسیقی را وسیله ارتزاق و امرار معاش خود قرار داده بودند، فرزندان خود را نیز به یادگیری این فن تشویق می نمودند.
درباره یادگار حبیب سماعی، طلیعه کامران (I)

درباره یادگار حبیب سماعی، طلیعه کامران (I)

طلیعه کامران نقاش و نوازنده برجسته سنتور و تنها بازمانده مکتب سنتور نوازی استاد حبیب سماعی، در بستر بیماری است و در بیمارستان خانواده نیروی زمینی ارتش بستری است. طلیعه کامران پس از انتشار آلبوم «یادگار حبیب» به سرعت در میان موسیقیدانان ایران به شهرت رسید.