اجرای هنرجویان موسیقی ایرانی بر صحنه آمستردام

گفت و گو با حمید متبسم، تک‌نواز تار و سه‌تار، پیرامون کنسرت هنرجویانش
یکی از هنرمندان فعال در عرصه‌ی موسیقی ایرانی در هلند حمید ‌متبسم‌ است. تک‌نواز تار و سه‌تار که البته سال‌ها در آلمان ساکن بود، ولی مدتی است که مقیم هلند شده است. حمید متبسم در کنار برنامه‌های اجرایی متعدد خود در زمینه‌‌ی آموزش هم فعالیت‌های زیادی دارد و سیزدهم دسامبر، تعداد زیادی از هنرجویانش در مرکز فرهنگی «خریفیون» وابسته به دانشگاه آزاد آمستردام، کنسرتی اجرا می‌کنند. به همین بهانه با حمید متبسم گفت‌ و گو کردم. ابتدا از پیشینه‌ی برگزاری چنین برنامه‌هایی پرسیدم.

متبسم:در مجموع از وقتی در اروپا در زمینه‌ی تدریس موسیقی فعالیت می‌کنم، همیشه ذهنم دنبال این بوده که برنامه‌هایی بگذارم که این هنرجویان فعال باشند و از این طریق برای کار بیشتر برای آنان انگیزه‌ ایجاد شود.

این برنامه‌ها با عنوان سمینار تار و سه‌تار یا برنامه‌های «ساز و سخن» تا کنون اجرا شده است. حتا برای هنرجویانی که به طور عمده‌ای فعال بودند و کارشان و نتیجه‌ی کار سازشان را ارائه دادند، آزمونی برگزار شده، و کارشان ارزش‌گذاری شده است.

البته نه به شکل یک رقابت خام، بلکه سعی شده برای کسی که در این زمینه فعالیت می‌کند، توأم با لذت باشد و کارش محدود به این نباشد که در منزل بنشیند و یک‌سری قطعاتی را که به او داده شده، تمرین کند.

نحوه‌ی برگزاری این کنسرت‌هایی که از هنرجویان‌تان ترتیب می‌دهید، هر بار به چه شکل است؟
شکلی که الان برگزار می‌کنیم، کاملاً نو است و بچه‌ها کاملاً حرفه‌ای روی صحنه می‌روند. نه این‌که این‌ها نوازنده‌ی حرفه‌ای باشند. بعضی‌ حرفه‌ای و بعضی‌ در حد آماتورهای پیشرفته یا در مرز حرفه‌‌ای شدن هستند. کسانی هم هستند که در درجه‌ی بالایی قرار ندارند، ولی سعی می‌کنند قطعات ساده‌تری را در کنار هنرجویان پیشرفته اجرا بکنند.

غیر از این‌که یک هنرجو باید روی صحنه بیاید و کاری را جلوی جمع ارایه بدهد، باید آداب صحنه و احترام به این هنر و احترام به شنونده را رعایت کند و یاد بگیرد به طور رسمی با این پدیده، آن‌طور که ارزش واقعی این هنر است، برخورد کند.

audio file بشنوید این برنامه را از رادیو زمانه

رده‌ی سنی نوازندگانی که در کنسرت ۱۳ دسامبر شرکت دارند به چه صورت است؟
هیچ محدودیتی قایل نبودیم و در مجموع از ۱۳ ـ ۱۴ سال تا ۶۰ سال داریم.

محتوای برنامه چه خواهد بود؟
شامل یک‌سری قطعات تازه و نسبتاً مدرن از کارهای من است. در کنار این کارها، قطعات قدیمی و سنتی اجرا می‌‌شود، به خصوص برای هنرجویانی که تازه‌کار هستند مثلاً اجرای قطعه‌ی «شهرآشوب» به شکل ساده یا پیش‌درآمدی از یکی از اساتید قدیمی امکان‌پذیر است.

در بین نام نوازنده‌ها نام چند نوازنده‌ی غیر ایرانی هم به چشم می‌خورد. این‌ها چگونه به موسیقی ایرانی علاقه‌مند شدند؟
یکی از این افراد که الان ۱۰ سال است هنرجوی من است، یک هلندی به نام یان پیتر‌ فان در خیستن است که سال‌هاست با عشق به فرهنگ ایران، به زبان فارسی و ادبیات ایران و موسیقی ایران فعالیت می‌کند و در محدوده‌ی شهر خودش فعال است.

در آنجا هلندی‌های دیگری را هم به این کار علاقه‌مند کرده و مجموعاً گروهی تشکیل داده‌اند که غیر از فراگیری موسیقی به زبان فارسی هم می‌پرداز‌ند.

همین باعث شده که تصانیفی را هم به صورت دسته‌جمعی می‌خوانند و با این نوع موسیقی زندگی می‌کنند و لذت می‌برند.

بچه‌های ایرانی که عضو گروه هستند بیشتر به تشویق خانواده‌هایشان برای فراگیری موسیقی آمده‌اند یا این‌که در آن‌ها هم گرایشی به طور مستقل به وجود آمده است؟
هر دو دسته در میان هنرجویان ما هستند و کسانی هستند که با تشویق خانواده‌شان به این کلاس‌ها آمدند ولی الان حتا با منع خانواده که نباید زیاد برای موسیقی وقت بگذارند، نمی‌شود این ساز را از دستشان گرفت! برخی حتا مایل هستند به کنسرواتوار بروند و موسیقی را به عنوان پیشه انتخاب کردند.

به لحاظ حسی بچه‌هایی را که در محیط ایران بزرگ نمی‌شوند و موسیقی ایرانی کار می‌کنند، چگونه می‌بینید؟
درست است که در آن خاک و فرهنگ بزرگ نشدن می‌تواند تأثیراتی را در عدم درک کامل محتوای فرهنگی آن هنر داشته باشد، ولی در مجموع به خاطر پاکی دل این بچه‌ها و این‌که در محیطی بزرگ می‌شوند که کمتر مشکلات فرهنگی که دامنگیر جامعه‌ی ایران است، دامنگیرشان است، فقط به موسیقی می‌پردازند و به حواشی موسیقی و مسایل جانبی که هر روز در اخبار هنری و فرهنگی و دیگر پدیده‌های ایران می‌خوانیم، نمی‌پردازند، در نتیجه کاری که انجام می‌دهند بسیار خالص و پاک است.

برنامه‌ای که ۱۳ دسامبر از طرف مرکز فرهنگی خریفیون برگزار می‌شود از طرف هیچ نهاد خاصی پشتیبانی هم شده یا این‌که مستقلاً از طرف شما و اجراکنندگان سازماندهی شده است؟
سال‌ها کار من در اینجا، باعث یک‌سری ارتباطات برای من، چه در میان غیر ایرانی‌ها و چه در میان ایرانیان شده است که کمک این سازمان‌ها یا افراد خاص شامل حال برنامه‌های ماست. ولی در مجموع سازماندهی برنامه‌ها را مستقل انجام می‌دهیم.

برنامه‌ی بعدی شما به چه صورت خواهد بود؟
اولین برنامه‌‌ی مهمی که بعد از این داریم، اجرای گروه مضراب در سالن خریفیون آمستردام است که برنامه‌ی متنوعی است. این برنامه در سطح حرفه‌ای‌‌تری انجام می‌شود، چون بهترین شاگردان من در این گروه ساز می‌زنند و در کنار این‌ها هم نوازندگان دیگری هستند. این برنامه در تاریخ ۱۷ ژانویه در سالن خریفیون برگزار خواهد شد. برنامه‌های تک‌نوازی و دو‌نوازی هم اجرا می‌شود که رنگانگی و تنوع بیشتری در این برنامه ایجاد می‌کنیم.

رادیو زمانه

2 دیدگاه

  • Merry
    ارسال شده در دی ۵, ۱۳۸۷ در ۱۰:۲۵ ق.ظ

    سلام

    خواهش می کنم مشکل نرم افزاری مربوط به گوش دادن به قطعات را برطرف کنید زیرا نه می توان گوش داد و نه Save کرد.

    با سپاس

  • گفتگوی هارمونیک
    ارسال شده در دی ۵, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۷ ق.ظ

    احتمالا از بروزر مناسبی استفاده نمی کنید اینجا چنین مشکلی وجود ندارد، من راحت سیو کردم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

من این نوع دیدگاه گسترش هارمونی را در هفت متد اصلی دسته بندی و خلاصه می کنم که در جای خود در باره ی هر کدام صحبت می کنم. این متد ها عبارتند از:

اولین دکتر موسیقی (I)

حســین ناصحی در سال ۱۳۰۴ در خانواده ای هنردوست به دنیا آمد. مادرش از شاگردان استاد درویش خان بود و تار می نواخت. به همین جهت ذوق موسیقی او از اوان کودکی پرورش یافت. وی از ســن ۱۴ سالگی با ورود به هنرستان عالی موسیقی و انتخاب ساز ترومبون زیر نظر اســتاد چک «ژوزف اسالدک» مشغول تحصیل گردیــد و پس از مــدت کوتاهی به همکاری با ارکســتر رادیو به سرپرستی پرویز محمود پرداخت. او جزو شاگردان ممتازی بود که به دعوت دولت ترکیه و با بورســیه هنرستان برای ادامه تحصیل روانــه آنکارا گردید و در آنجا زیر نظر اســتاد «کاظم آکســس» از شاگردان برجســته «بلا بارتوک» آهنگساز شهیر مجارستان به همراه دوست دیرینه اش ثمین باغچه بان به فراگیری آهنگسازی پرداخــت.

از روزهای گذشته…

آرامش در بازگشت به خانه است!

آرامش در بازگشت به خانه است!

اثری که تحت عنوان ضرب تار منتشر شده است، در نام، بر همکاری برابر و همنوازی به معنای واقعی تاکید دارد، چیزی که در اندیشه جمعی گروه دستان پیش از این نیز مشاهده شده است، یعنی گروه و فعالیت گروهی، نه جمع آمدن عده‌ای به دور یک مرکز با عنوان سرپرست گروه.
بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (I)

بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (I)

بلا بارتوک آهنگساز برجسته مجارستانی، یکی از مهمترین موسیقیدانان قرن بیستم می باشد. او به همراه دوست و همکارش زولتان کودالی (Zoltán Kodály) دیگر آهنگساز بزرگ مجار، موسیقی شناسی فرهنگی– اتنوموزیکولوژی (ethnomusicology) را گسترش داد. موسیقی او از ملودیها، مقامها و بافت ریتمهای موسیقی مجار و انواع دیگر موسیقی سنتی نیرو گرفته که او آنرا با تاثیری که از موسیقیدانان معاصرش پذیرفته، ترکیب و سبکی متمایز و منحصر به خویش را خلق کرده است. بارتوک در امپراطوری بزرگ آسترو- مجارستان (Austro-Hungarian) بزرگ شد که بعد از جنگ جهانی اول بر اساس عهدنامه تریونون (Trianon) از مجارستان جدا شد.

میرهادی: مگتان تنها یک مسابقه است نه جشنواره!

به تازگی نتایج یازدهمین دوره مسابقات گیتار تهران (مگتان ۱۱- آذر ماه ۹۶) اعلام شده است و به ۳ نفر از برگزیدگان این مسابقه جوایزی اهدا شده است؛ در مگتان ۱۱ در بخش ال یک حسین درست پور، در بخش ال دو نگین رضا خانی و در بخش آ یک پرنیان سلیمی برندگان این مسابقه بودند. به همین بهانه با کیوان میرهادی هنرمند با سابقه و دبیر این جشنواره گفتگویی کرده ایم که می خوانید.
سان را و فلسفه کیهانی (V)

سان را و فلسفه کیهانی (V)

بلاونتِ افسرده در ژانویه ۱۹۴۳ از زندان آلاباما در واکر کانتی، جاسپر نامه ای به United States Marshals Service نوشت که در آن از ضعف عصبی ناشی از فشارهای زندان، تمایل به خودکشی و ترس مدام خودا ز مورد تجاوز قرار گرفتن نوشته بود. سرانجام با مورد او موافقت شد و در ژانویه ۱۹۴۳ تا پنسیلوانیا اسکورت شد.
رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (II)

رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (II)

قبل از هر چیز عرض تبریک می کنم خدمت سام اصفهانی عزیز، بابت ارایه ی این مجموعه ی زیبا و یکدست پس از یک تلاش حدودا پنج ساله. به دلیل حالت مدیتیتیوی و آرامش عمیقی که در کل اثر دیده می شود (که به نوعی بازتاب ماهیت کل و یکدست اثر محسوب می شود)، در عمق وکل، مجموعه عنوان معنا دار “ماندالای درون” را دارد. اگرچه برخورد های فنی و تمهیدات آهنگساز کم و بیش تغیراتی می کند اما {همچنان} فضای یکدستی در کل قطعات جاریست.
نگاهی به «اینک از امید» (I)

نگاهی به «اینک از امید» (I)

سال گذشته آلبوم «اینک از امید» به آهنگسازی شاهین شهبازی و آواز صادق شیخ زاده با یک تیتر مهم روی خروجی خبرگزاری های داخلی قرار گرفت؛ «اینک از امید، رتبه دوم فستیوال icm اتریش را به خود اختصاص داد».
گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

پس از آشنایی با برخی مسایل و تکنیک‌های عمومی که نقدگران با آن دست به گریبانند پای آگاهی میان‌رشته‌ای و مرزبندی شیوه‌های نقد به میان می‌آید. نقدگری موسیقی، اغلب کاری ذوقی، گونه‌ای ادبی و خلاصه بی‌نقشه‌ و مرزبندی مشخص سبکی (جز آنچه به ویژگی‌های فرد و مقلدان احتمالی ربط دارد) شمرده می‌شود. این توصیف‌ها ممکن است در مورد خیلی از نقدها درست باشد اما نمی‌توان چشم پوشید از اینکه نقد موسیقی هم گونه‌هایی دارد و اگر چه در جهان واقعی نقدها ممکن است دقیقاً درون این مرزها نگنجند، مشخصات کلی‌شان را می‌توان آموخت و به‌کار گرفت.
ونسا دو رزا، هورن نواز موسیقی فیلم

ونسا دو رزا، هورن نواز موسیقی فیلم

«درست است که من قبلا موسیقی فیلم های بیشماری را مینواختم اما آن زمان شرایط آنگونه بود. امروزه به خاطر بار سنگین ترافیک نواختن حداکثر دفعات ممکن در روز – معمولا ۳ یا ۴ جلسه- غیر ممکن است. زیرا در گذشته ما می توانستم در نیم ساعت خودمان را به هرکجا که در لس آنجلس می خواستیم برسانیم. یک روز برای اجرا در استودیویی تماسی با من گرفته شد و قرار شد که من در وقت نهار به آنجا بروم که نزدیک به محل کار صبحم بود. بنابراین تا آن استودیو پیاده رفتم. وقتی وارد شدم دیدم که روی پایه فقط آهنگی با دو نت وجود دارد. از من خواسته شد که آن را قوی بنوازم و من این کار را انجام دادم. سپس پرسیدم که چه چیز دیگری را باید بنوازم و آنها گفتند فقط همین! و این قطعه ضبط شده موفقیت چشمگیری را از آن خود کرد!»
گفتگو با حسین علیشاپور (V)

گفتگو با حسین علیشاپور (V)

آوازخوان بدون نوازنده و ارکستر فایده ای ندارد. بخش عمده ای روایت ارکستر ایرانی بدون خواننده هم می لنگد چون موسیقی ما موسیقی روایی است، موسیقی کلام است. ما وقتی می خواهیم در موسیقیمان درخصوص یک واقعه ای صحبت کنیم، آثار بسیار معدودی وجود دارد که به صورت بدون کلام روایتگر باشند.
گفتگو با گیل شاهام (II)

گفتگو با گیل شاهام (II)

من خیلی خوش شانس بودم که تونستم خودمو آماده کنم؛ انگار همه چیز دست به دست هم داده بود که این اتفاق بیفتد. من یک سال قبل با ارکستر سمفونیک لندن، بر روی کنسرتوD-Major پروکوفیف کار میکردم. وقتی پرلمن برنامشو لغو کرد، من تقریبا مطمئن بودم آنها قبل از من ۵۰۰ ویولونیست دیگر را نیز امتحان کرده بودند. من شانس آوردم که هیچ کدام از آنها نتونست این کار را انجام بده.