روش سوزوکی (قسمت چهلم)

پرنس توکوگاوا از طرز فکر پدر من خیلی خشنود شده بود. احتمالاً پدرم به او گفته بوده که من بسیار خوشحالم که پسر مرا می خواهید با خود همراه کنید و حتما هم او را در آلمان بگذارید تا با باقیمانده پول هایش تحصیل کند. اما آدمی‌ هرگز نمی‌تواند بفهمد که سرنوشت او را به کجا می‌کشاند، من در آغاز سال از ورود به آکادمی‌ موسیقی اونو ناامید بودم، در پاییز با کشتی بخار لوکس‌ هاکونه مارو (Hakone Maru) به سمت مارسل (Marseille) می‌رفتم و به پیشنهاد پدرم به یک سفر دور دنیا می‌رفتم ولی در واقع راه من مرا بطرف آلمان برای تحصیل می‌برد.

این ماجراها سال ۱۹۲۰ اتفاق افتاد هنگامیکه من ۲۲ ساله بودم.

در آن زمان تورم بر آلمان غالب شده بود، بطوریکه پول من توانست مدتی طولانی دوام بیاورد. در آخر ۸۰۰ میلیون بیشتر از ۱۵۰۰۰۰ ین (Yen) برای اقامت در آلمان لازم بود اما به هر طریق توانستم در آلمان بمانم. من فکر می‌کنم که خودم درها را به بسوی سرنوشتم باز نکردم. همیشه این احساس را داشتم که من به جهتی هدایت می‌شوم، چیزی که مرا در گذشته رهبری می‌کرد، خواست و مهربانی‌های پرنس توکوگاوا بوده است.

من او را همیشه مثل یک بچه دنبال کردم، از جانب او هیچ گاه در حق من کوتاهی نشده و او تشویق و دلگرمی‌ اش را از من دریغ نکرده و تولستوی که از او تواضع و فروتنی را آموختم و به اینگونه در واقع راه سرنوشتم را هموار کردم.

روح و جان هنر، کلینگر (Klinger) معلم انتخابی من
نزدیکی‌های عید کریسمس در خانه ماتسو موتو (Matsumoto) پاکت کوچکی از آلمان دریافت کردیم که از پروفسور کارل کلینگر (Karl Klingler) بود، او اکنون در سن هشتاد سالگی، موسیقیدان و آهنگسازی است که هنوز هم در طلبگی بسر می‌برد و همواره در راه آموختن قدم بر می دارد. از او یکی از کارهایش سونات سلو برای ویولون را برایم فرستاده بود. بازگشت به خاطرات گذشته و یادآوری معلم عالیقدرم مرا دچار حالتی وصف ناشدنی می کند.

به آن روزگارانی که به چهل سال پیش تعلق دارد، به دوران دانشجوئی در برلین و به رویاهایم در آن روزگاران. در مارسل من به پرنس توکوگاوا و همراهش بدرود گفتم و مستقیماً راهی برلین شدم، ابتدا با آقای فیگل (Fiegel) که یک مهندس آلمانی بود و با او در داخل کشتی‌ هاکونه مارو (Hakone Maru) آشنا شده بودم، به یک هتل رفتم، سه ماه تمام هر شب به کنسرت رفتم، در دستم معرفی نامه ای داشتم که مرا توصیه کرده بود.

معرفی نامه از طرف پروفسور آندو بود برای معلمی‌که به من درس دهد. این توصیه نامه را کنار گذاشتم و تمام نوازندگان از معروفترین‌ آنها تا هنرمندان جوان پیشرفته را از نظر گذراندم تا اینکه کسی را بیابم که عمیقاً خواهان آموختن نزد او باشم. حتی بعد از سه ماه هنوز نتوانستم آن کسی را که به دنبالش بودم بیابم تا اینکه تصمیم گرفتم به وین بروم، شنیده بودم که کوارنتی کلینکر قرار است در سینگ آکادمی‌ به اجرا درآید، خانم کابل (Kapel) که از فامیل‌های دور فیگل (Fiegel) بود مرا با خود به این کنسرت برد.

هنوز خاطره این شب فراموش نشدنی را در یاد دارم، شبی بود غیرقابل توصیف، روحانی، عرفانی و معنوی که روح و جان مرا نوازش داد. در عین حال این اثر از نظم و تکنیک والایی برخوردار بود. من بدون توصیه و یا معرفی نامه و با گفتار انگلیسی نمی‌توانستم از او بخواهم که مرا نزد خود بپذیرد. به آلمانی هم نمی‌توانستم خودم را آنچنان که شایسته بود معرفی کنم. نوشتم: «خواهش می‌کنم مرا به شاگردی خودتان بپذیرید.»

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

میکس و مستر به زبان ساده تحت برنامه کیوبیس (V)

دینامیک در موسیقی های قدیمی بیشتر است و در موسیقی امروز محدودتر. دینامیک کار نهایی عملی است که مهندس مستر انجام می دهد.

ریتم و ترادیسی (XIV)

رایج ترین روش واقع نمای بازنمایی موسیقایی ذخیره سازی مستقیم موج صداست. ساز و کارِ متداول ذخیره-سازی آنالوگْ نوارهای کاست و ضبط های اِل پیْ هستند. فنون متداول ذخیره سازی دیجیتالْ شکل موج را نمونه برداری کرده و سپس بازنمودی از نمونه ها را بر نوار مغناطیسی، در قالب نوریِ آنْ بر سی دی، یا در حافظه ی یک رایانه ذخیره می کند. تمامی این فن آوری ها تغییرات صدا را در یک موجِ فشار صوتی هنگام رسیدن آن به میکروفُن ضبط می کند.

از روزهای گذشته…

سپهری: مدیوم های دیگری هم غیر از شنیدار در موسیقی اهمیت دارد

سپهری: مدیوم های دیگری هم غیر از شنیدار در موسیقی اهمیت دارد

اگر بخواهیم انواع موسیقی را تقسیم بندی کنیم یکی موسیقی کلاسیک است و یکی موسیقی غیر کلاسیک یا به شاید نیمه کلاسیک، مثل موسیقی فیلم، موسیقی درمانی، موسیقی آئینی و … یا می توان بطور کلی گفت موسیقی محض هنری و موسیقی های کاربردی. در موسیقی کاربردی موسیقی و ابزار های آن در خدمت چیز دیگری مثلا آیین و یا درمان قرار دارد و دیگر موسیقی و سازها و ابزارهای آن تحت الشعاع کاربرد قرار می گیرند ولی در موسیقی کلاسیک و یا محض، ما بخاطر اینکه روی موسیقی صرف بحث می کنیم یک دستگاه مشخص نقد داریم.
روایاتی از زندگی بتهوون

روایاتی از زندگی بتهوون

به روایتی بتهوون ۱۸ ساله بود که پدر خود را از دست می دهد و مسئولیت اداره زندگی دو برادر کوچکترش را عهده دار می شود و مجبور می شود که به منظور گذران زندگی در ارکستری در شهر بن به نوازندگی ویولا بپردازد.
چارلز مونش، رهبر و ویولونیست فرانسوی

چارلز مونش، رهبر و ویولونیست فرانسوی

مونچ فرزند پنجم یک خانواده ی شش نفره از استراسبورگ فرانسه بود. اگرچه اولین آرزوی او این بود که مهندس لوکوموتیو شود، اما او ویولن را در هنرستان استراسبورگ آغاز کرد. پدر او، ارنست، استاد ارگ درهنرستان بود و در کلیسای جامع می نواخت. ارنست همچنین به چارلز تدریس می کرد و ارکستری را رهبری می کرد با پسرش که ویلن دوم آن بود.
«احوالات شخصی» رونمایی می‌شود

«احوالات شخصی» رونمایی می‌شود

«احوالات شخصی» عنوان پروژه‌ای شنیداریست که ایده‌ی مقدماتی آن در سال ۱۳۹۰ شکل گرفت. طی این پروژه در مرحله‌ی نخست مقرر شده‌است تا با حمایت مالی خانه‌ی هنر منظومه‌ی خرد، پانزده آهنگساز جوان که تا حال آلبوم مستقلی نداشته‌اند انتخاب و سفارشی برای تولید یک آلبوم موسیقی به آنها داده شود. شاید مهمترین ویژگی این پروژه در نوع و محتوای همین سفارش باشد.
جرج سل، رهبر با استعداد مجار (II)

جرج سل، رهبر با استعداد مجار (II)

سل، اشترائوس را اثر گذار اصلی بر شیوه رهبری خود می داند. بیشتر تکنیک چوب رهبری سل که صدای شفاف از اجرای ارکستر کلاولند را تولید می نمود و خواست سل مبنی بر سازنده یک ارکستر بودن، از شیوه اشترائوس می آید. این دو رهبر بزرگ پس از ترک سل در سال ۱۹۱۹ از اپرای رویال همچنان دوست باقی ماندند. حتی پس از جنگ جهانی دوم زمانی که سل در آمریکا مستقر شد، اشترائوس مشتاق بود بداند رفیق وی چگونه پیش می رود.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت بیست و هشتم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت بیست و هشتم)

خالقی طالبِ فکری بکر و نو بود که زنجیرهای عادت را بگسلد و موسیقی ایران را از انقیاد در حصار یکنواخت ردیف برهاند و این دقیقاً آن چیزی بود که وزیری و تنها وزیری توانسته بود ارائه دهد، بطوری که لطمه ای به موسیقی ملی وارد نشود. به عبارتی دیگر آنچه که خالقی ۱۷ سالله تشنهِ آن بود در آثار وزیری عرضه می شد.
چیستا غریب: درست نیست که بچه را به بردگی وادار کنیم!

چیستا غریب: درست نیست که بچه را به بردگی وادار کنیم!

الکساندر کار نمی کنم ولی بیشتر روی ریلکسیشنی کار می کنم که از همان تکنیک انتقال وزنی ریشه گرفته که آقای اصلانیان روی آن تأکید داشتند، همان تکنیک را با شاگردهایم سالها کار کرده ام که تقریبا نزدیک به تکنیک الکساندر و تأکید آن روی ریلکسیشن بدن است.
نقش گم شده‌ی ویراستار (II)

نقش گم شده‌ی ویراستار (II)

در کتاب هیچ کجا اشاره‌ای به منابعی که مورد استفاده‌ی مولف قرار گرفته نیست. از قرائن چنین بر می‌آید که دست‌کم بخش‌هایی از کتاب از یک منبع خارجی برداشت شده است. جا به جای متن مثال‌هایی از پارتیتور آثار آهنگسازان قرن بیستم (و غیراز آن) وجود دارد که نشان می‌دهد این اطلاعات از منبع دیگری عینا نقل شده (۵). گاهی هم ساختمان جملات و روال متن شبیه برگردان از یک زبان دیگر است؛ البته هر تلاشی برای یافتن منابع اصلی بی‌نتیجه می‌ماند. نام حسن زندباف روی جلد و حتا در فهرست نویسی فیپا به عنوان مولف آمده است.
روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (III)

روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (III)

اوربیسن به همراه کمپانی ضبط سان موفقیتهای نسبی به دست آورد و توانست وارد حلقه الویس پریسلی شود. تنها امتیازی که ضبط سان برای او داشت آن بود که برای خرید دوباره کالیداک بنفش خود پول کافی داشته باشد، اما به تدریج دست از همکاری با آنان کشید و ضبط آثارش را متوقف کرد. وی به سرتاسر تکزاس سفر کرد و برای ۷ ماه هیچ اجرایی نداشت. او اغلب در بحران شدید مالی بود و به خانواده و دوستان خود وابسته بود.
فراخوان جشنواره موسیقی شمسه

فراخوان جشنواره موسیقی شمسه

جشنواره شمسه به همت شهرداری تهران در بخشهای مختلف هنری فرخوان خود را منتشر کرده است؛ این دومین جشنواره شمسه است که سال گذشته اولین تجربه اجرایی خود را به روی صحنه برد. متن فراخوان به شرح زیر است: